۱۳۹۳ آذر ۳۰, یکشنبه
:: خواهر حکیمه شکری: مگر همدردی یا خانوادههای داغدار گناه است؟
۱۳۹۳ آذر ۱۳, پنجشنبه
راهآهنی که احمدینژاد هم افتتاح کرده بود توسط روحانی افتتاح شد
پس از افشای اسنادی از استقبالهای فرمایشی از رئیس دولت ایران در سفر به گلستان اینبار منتقدان میگویند راهآهنی که احمدینژاد هم افتتاح کرده بود توسط روحانی مجددا افتتاح شد.
وبسایت «تابناک» در یادداشتی به انتقاد از سفرهای استانی حسن روحانی پرداخته و آن را همانند سفرهای احمدینژاد دانسته، با این تفاوت که به نوشتهی این سایت مستقبلان احمدینژاد «پرجنبوجوشتر» بودهاند.
این سایت نوشت اینگونه سفرهای استانی «علاوه بر تبعات اقتصادی، بینظمیهای مالی و بودجهای و داده شدن وعدههایی که راهی طولانی تا عملی شدن» دارند حاکی از همان روش گذشته است.
به نوشتهی تابناک: «نوع برخورد دولت با مستقبلین» هم «از سر عزت و مردمداری» نبوده است و «تشریفات استقبال از حسن روحانی در سفرهای استانی همچنان برقرار است. تفاوت فعلا تنها این است که مردم در سفرهای استانی احمدینژاد که پر جنب و جوشتر بود در چندین شهرستان و شهر به استقبال رئیسجمهور میرفتند، ولی در سفرهای رئیس دولت یازدهم استقبال، تنها در مرکز استان برگزار میشود، وگرنه تعطیل شدن مدارس و به خیابان آمدن مردم و بدرقه خودروی حامل رئیس جمهور همچنان ادامه دارد.»
گفتنی است روز گذشته وبسایت «میدان ۷۲» که سایت حامیان احمدینژاد است سندی را منتشر کرده که طی آن آموزش و پرورش گرگان طی نامهای از مراکز و آموزشگاههای خود خواسته زمینه حضور کلیه دانش آموزان خود را با رضایت نامه والدین فراهم سازند.
تابناک در ادامه هم به افتتاح راهآهن شرق خزر توسط حسن روحانی در استان گلستان انتقاد کرده و نوشته این راهآهن قبلا توسط دولت قبل افتتاح شده بود.
این سایت نوشت: «یکی از اولین افتتاحهای پر سر و صدای دولت جدید یعنی به پایان رسیدن کار راهآهن شرق خزر با حضور مقامات ارشد ایران، ترکمنستان و قزاقستان با این واکنش فوری هواداران دولت قبل همراه شد، که روحانی سراغ راهآهنی رفته که احمدینژاد پیش از این، آن را در خرداد سال گذشته افتتاح کرده است.»
روحانی: استقبال مردم نشاندهندهی احترام به نظام است
در همین راستا حسن روحانی امروز گفت: «استقبال مردم از هیات دولت نشاندهنده احترام به نظام است و وحدت و همدلی در گلستان ارزشمند است و این وحدت میتواند کمک زیادی به پیشرفت جامعه کند.»
به گزارش فارس رییس جمهوری ایران همچنین با اعلام تصمیم دولت برای واگذاری بخشهایی از آموزش به مردم گفت: «بر اساس لایحه جدید دولت، اداره مدرسه به مردم واگذار میشود و دولت فقط سرانه تحصیلی دانش آموزان را پرداخت خواهد کرد.»
روحانی در جلسه شورای اداری استان گلستان افزود: «با این روش، معلم باسوادتر و دانش آموز بهتر تحصیل و علم آموزی خواهد داشت.»
وی تصریح کرد: «تهیه لایحه مذکور در راستای تصمیم دولت برای واگذاری وظایف خود به مردم جز در امور حاکمیتی صورت میگیرد.»
روحانی، چارچوب حرکت دولت، مجلس و نظام را قانون اساسی دانست و با اشاره به ۱۲ آذر سالروز تصویب و تایید قانون اساسی گفت: «قانون اساسی چارچوبی است که همه قوا و مسوولین باید در آن راستا حرکت کنند.»
رئیس جمهور گفت: «تا سالهای آینده در زمینه واکسن به سمت خودکفایی خواهیم رفت و در فنآوری واکسن، متخصصان به دنبال واکسنهایی هستند که وجود ندارد و اولین کشوری هستیم که در سالهای آینده تولید خواهیم کرد.»
منبع خودنويس
۱۳۹۳ آبان ۲۷, سهشنبه
:: رویارویی مجلس با روحانی چه تاثیری بر انتخابات آینده دارد؟ /حفظ اکثریت محافظه کاران،بدون دخالت شورای نگهبان قابل تصورنیست
۱۳۹۳ آبان ۱۲, دوشنبه
مصباح یزدی: جنگ، از مصداقهای عملی امر به معروف است
۱۲/آبان/۱۳۹۳ نگین کیمیایی
مصباح یزدی در دومین اظهارنظرش پس از اسیدپاشیهای زنجیرهای، خواستار عبور از «رسالههای عملیه» شد و گفت: گاهی مصداق عملی امر به معروف و نهی از منکر قیام، جنگ و کشته شدن است.
بیشتر بخوانید
مصباح یزدی، عضو مجلس خبرگان رهبری در جمع تعدادی از «خواهران فعال در عرصه امر به معروف و نهی از منکر» در مؤسسهاش در قم گفت: «امر به معروف و نهی از منکر دارای اقسام و انواع مختلفی است که یکی از آنها همان است که در رسالههای عملیه با شرایط خاصی از جمله عدم احتمال ضرر و به صورت آمرانه و از موضع استعلاء ذکر شده است. این نوع امر به معروف و نهی از منكر وظیفه مردم در شرایطی است كه حکومت اسلامی برقرار است و گناه علنی مگر در موارد اندک و نادر صورت نمیگیرد.»
مصباح یزدی با بیان این که «اگر امروز بخواهیم شرایطی را که در رسالههای عملیه برای امر به معروف و نهی از منکر ذکر شده، فراهم كنیم، دیگر جایی برای تأثیرپذیری مخاطب باقی نمیماند» گفت: «اگر در شرایطی، برخی زمینهها به گونهای است که نمیتوان امر به معروف و نهی از منکر را با شرایط مذکور در رسالههای عملیه محقق کرد، باید به دنبال راهکارهای جایگزین و شیوههای مناسب بود.»
مصباح یزدی گفت: «ما از هر راه صحیح شرعی و بدون ارتكاب گناه كه میتوانیم باید دیگران را به انجام وظایفشان ترغیب کنیم و از انجام گناه علنی در جامعه باز بداریم؛ حتی اگر عنوان امر به معروف و نهی از منکر بر آن صدق نكند.»
وی گفت: «اگر قرار بود امام حسین شرایطی كه در رسالههای عملیه ذكر شده را در نظر بگیرند، اصلا نباید قیام میکردند؛ زیرا نه فقط احتمال ضرر، بلکه یقین به آن وجود داشت.»
مصباح تأکید کرد: «گاهی مصداق عملی امر به معروف و نهی از منکر قیام، جنگ و کشته شدن است.»
وی پیشتر و پس از رسانهای شدن اسیدپاشیها گفته بود: «خطرناک بودن امر به معروف، تکلیف را ساقط نمیکند.»
خودنويس
۱۳۹۳ آبان ۸, پنجشنبه
عموی ریحانه جباری برای نخستین بار از جزئیات پرونده سخن گفت
۱۳۹۳ مهر ۲۶, شنبه
چرا هاشمیرفسنجانی به جای "حزب" گفت "جبهه"؟
کد خبر: ۲۱۰۳۲۰
۲۳ مهر ۱۳۹۳ - ۱۱:۰۰
فرارو- یک کارشناس مسائل سیاسی گفت: در شرایطی که فعالیت های احزاب در کشور تهدید محسوب می شود بهترین شکل فعالیت سیاسی فعالیت جبهه ای است.
صادق زیباکلام، با بیان این مطلب در گفتگو با فرارو درباره سخنان اخیر هاشمی رفسنجانی در جمع اعضای حزب اعتماد ملی مبنی بر اینکه اگر شرایط برای تشکیل احزاب بزرگ فراهم نیست، احزاب کوچک همسو و همفکرمیتوانند با تشکیل جبهه در جهت نهادینه شدن دموکراسی تلاش کنند گفت: من درک می کنم که چرا آیت الله هاشمی رفسنجانی پیشنهاد تشکیل جبهه به جای حزب را می دهد این سخنان آقای هاشمی ریشه در تاریخ تحزب در ایران دارد.
وی افزود: در دانشگاه های ما همواره این سوال مطرح بوده است که چرا احزاب در ایران هیچگاه پا نمی گیرد. در همین دفتر من در دانشگاه تهران، دو جین رساله وجود دارد که علل ناکارآمدی احزاب در ایران مورد بررسی قرار گرفته است و از آن به عنوان یکی از معضلات فکری و سیاسی در ایران نام برده شده است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: همیشه این سوال مطرح بوده است که چرا احزاب نیرومند و تاثیرگذار همانند کشورهای توسعه یافته در ایران تشکیل نمی شود و اساسا فعالیت حزبی در کشورمان نهادینه نشده است.
وی تصریح کرد: شخصا معتقدم که یکی از دلایل اصلی اینکه احزاب در ایران پا نگرفته و تحزب در کشور نهادینه نشده است مخالفت حکومت ها بوده است. حکومت ها در ایران همواره در برش های مختلف تاریخی، احزاب را به نوعی یک رقیب خود دانسته اند. بنابراین در اولین فرصتی که نسبت به احزاب احساس خطر کرده اند یا احزاب غیر قانونی شده اند یا فعالیتشان با مشکل روبرو شده است.
این کارشناس مسائل سیاسی افزود: بر پایه همین دلیل تاریخی است که آقای هاشمی معتقد است که در غیاب احزاب باید جبهه های سیاسی فعالیت کنند و به نوعی جور احزاب را بکشند.
وی ادامه داد: او که معتقد است که در این دوره تاریخی هم نمی شود احزاب بزرگ تشکیل داد و فعالیت حزبی در کشور را نهادینه کرد. پس بیاید کنار یکدیگر در قالب یک جبهه سیاسی فعالیت سیاسی مشخص داشته باشیم.
زیباکلام تاکید کرد: جبهه سیاسی می توانند به غیر از احزاب و گروه های اصلاح طلب و میانه روی اصولگرا که به تنهایی نمی توانند تاثیر چندانی داشته باشند، با حضور شخصیت های همچون آقایان سید محمد خاتمی، علی اکبر ناطق نوری، سید حسن خمینی، آیت الله هاشمی رفسنجانی، محمد رضاعارف و سایر شخصیت های اصلاح طلب و اصولگرای میانه تشکیل شود.
وی ادامه داد: این جبهه می تواند خواست های کوتاه مدتی داشته باشد و برای آن احزاب و گروه هایی که گردهم آمده اند فعالیت کنند از جمله برای پیروزی در انتخابات، یا می خواهند در موضوع خاصی تاثیرگذاری داشته باشند.
زیباکلام گفت: چون امکان تشکیل حزب در ایران وجود ندارد و چون فعالیت های فردی هم نمی تواند منتج به نتیجه شود و به نوعی این فعالیت ها ابتر می مانند، بهتر است که بر اساس آنچه که آیت الله هاشمی رفسنجانی گفته اند جبهه تشکیل شود تا مثلا در انتخابات افراد با نظرات متفاوت گردهم جمع شوند و منشا اثر خیر در جامعه شوند.
وی با تاکید بر وجود اختلاف نظر میان شخصت های احتمالی تشکیل دهنده جبهه مورد نظر هاشمی رفسنجانی گفت: به هر حال افرادی که می توانند در کنار هم اقدام به تشکیل جبهه مورد نظر کنند در بسیاری از موضوعات با یکدیگر اختلاف نظر دارند.
این استاد دانشگاه افزود: مطمئنا آقای ناطق نوری با آقای خاتمی و یا آقای حسن خمینی با آقای عارف در موضوعات زیادی بایکدیگر اختلاف نظر دارند اما برای تحقق هدفی والا تر یعنی ایجاد تغییر و اثرگذاری مثبت در جامعه با کنار گذاشتن همه اختلاف نظرات روی برخی موضوعات با یکدیگر به اشتراک نظر می رسند و روی ان تکیه می کنند.
وی درباره اینکه آیا سخنان هاشمی نشان نمی دهد که دولت یازدهم در تحقق وعده ها و شعارها برای نهادینه کردن فعالیت حزبی ناکام بوده است گفت: دولت به تنهایی نمی تواند فعالیت های احزاب را در کشور نهادینه کند. همه چیز دست دولتمردان به خصوص دولت آقای روحانی نیست.
زیباکلام افزود: هنوز مراکز قدرت و نهادهای اصلی تصمیم گیری به مرحله ای نرسیده اند که احزاب بتوانند آزادانه و بر اساس قانون اساسی کشور به فعالیت های سیاسی و اجتماعی خود بپردازند بدون آنکه نسبت به آنها ترس و واهمی وجود داشته باشد بنابراین هنوز فضا برای فعالیت احزاب در کشور مهیا نیست.
وی ادامه داد: در طول تاریخ هم همین مراکز قدرت بوده اند که به مانعی در برابر فعالیت های احزاب تبدیل شد اند و اگر هم دولت روحانی به تنهایی بخواهد در این باره تصمیمی بگیرد و یا در راستای نهادینه کردن فعالیت های احزاب گام هایی بردارد یقینا شش ماه بعد یا یک سال بعد فعالیت این احزاب غیرقانونی و یا منحل اعلام می شود.
زیباکلام در خاتمه گفت: بر این اساس در شرایطی که فعالیت های احزاب تهدید محسوب می شود بهترین شکل فعالیت سیاسی فعالیت جبهه ای است که چرا که برخورد با حزب امکان پذیر است اما برخورد با افراد و گروه های مختلف در درون یک جبهه تقریبا غیر ممکن است.
۱۳۹۳ مهر ۸, سهشنبه
:: «قتلعام خانوادگی» در گچساران
:: اگر روزنامه نگار زندانی نداریم، چرا وعده آزادی شان را دادید؟
۱۳۹۳ مهر ۷, دوشنبه
آقای خامنه ای! بلاهتِ دشمن تراشی کافی نیست؟ - محمّد علی مهرآسا
نمی دانم برای حکومت ایران چه نامی سزاوار است. عروس هزار داماد؛ کشور هزار حاکم؛ حکومت شتر گاو پلنگی و یا فروانرواییِ امام زمان؟ زیرا این حکومت به هیچ یک از انواع حکومتها و دولتهای موجود در کره زمین شبیه نیست؛ و گمان من این است که در تاریخ نیز نظیر و بدیلی از آن سراغ نداریم. یک دایرۀ بسته است که در هر یک از 360 درجه محیطش فرمانروایی نشسته است که به زحمت سخن همدیگر را می شنوند. حتا اگر فرض را بر این بگیریم که سخنها را می شنوند؛ اما تمام شواهد و ظواهر امر، نشان از نافهمی و یا بدفهمی کلام و یا بی توجهی کامل به سخنان یکدیگر دارد.
با بوق و کرنا و با شادی و امید یکی را به ریاست قوه مجریّه برمی گزینند و برایش نعل در آتش می نهند؛ و عامۀ مردم کشور خوشنود از این گزینش بیجا، در ذهن خود جشن می گیرند به خویشتن خویش و به همدیگر نوید اوضاعی بهتر و اقتصادی به نسبت مطمئن را می دهند. اکثریّت موجود در صحنه که به زور یا به رضا پای صندوقهای رأی می روند و به نظر خود به بهترین فردِ چند نفری که شورای نگهبان معرفی کرده است رأی می دهند؛ همه به این نتیجه غلط می رسند که مسیر دید و حرکت رهبر و رییس دولت بسیار به هم شبیه شده است و امید همخوانی و همرایی زیاد شده و چنان می نماید که سیاست و اقتصاد و اجتماع بر روی ریل اعتماد داخلی و اعتبار خارجی در حرکت است؛ و مسائل کشور به زودی یک به یک حل خواهد شد. روزنامه ها شادی کنان که حضرت رهبر، رییس دولتش را با تصمیمات جدیدش قبول دارد؛ و آقای حسن روحانی ضمن اینکه با پیشینان متفاوت است، مورد لطف و حمایت رهبر نیز قرار گرفته و مشکلی برای انجام تصمیمهایش ندارد. البته اینها به کل چیزی نیست جز برداشت غلط از صحنه و سخنان دوپهلوی مقام رهبری!
مدت سی و چهار سال، زمانِ کمی برای شناخت یک رژیم و پی بردن به خواسته ها، هدفها و سیاست زعما و سردمداران حکومت فقیهان نیست. ما همه در این مدت شاهد بوده ایم که رفتار و کردار و گفتار سران این مجموعه -البته همواره ناهمگون- در زیر نظر و دقت جامعه شناسان و دولتمردان خودی و بیگانه قرار گرفته و حتا هنوز در موردِ آسان ساقط شدن رژیم پیشین و پیروزی آخوندها، حرف و حدیث برقرار است. در اینباره سدها مقاله و کتاب نوشته و منتشر شده است. اما اسکلت و ساختار این حاکمیّت را هنوز به درستی نتوانسته اند نشان دهند و تعریف کنند. زیرا ایران همیشه مکان تولید مظهر العجایب بوده است؛ و سی و اندی سال است این مظهر مرتب خود را بیشتر از پیش نموده و نشان داده است!
به گمان من چون حاکمیّت در ایران از مذهب تشیّع سرچشمه می گیرد و تشیّع نیز خود نوعی از انواع مظهرالعجایب است، حکومتشان نیز قابل بررسی و پیش بینی نیست.
در این مدت آنچه سند و مدرک برای شناخت این حکومت و چگونگی موفقیّت مشتی ناآگاه و متعصب، شایسته و لازم بوده است، برملا شده و به آگاهی همگان رسیده است. به گمان من، از این بابت دیگر مشکلی نمانده و مساله ای لاینحل باقی نیست که نیازمند تحقیق و تفحص باشد. امروز به جای پرداختن به کردار و رفتار حاکمانی که طبل نابخردی، تندخویی و بی ادبی و بی پرواییشان در همه جهت طنین افکن است، باید به آرمانی که فقیهان پیاده کرده و برای توسعه و تحکیم آن در تلاشند، یعنی کند و کاو در مذهب شیعۀ منشعب از دین اسلام و نقد و تبیین مضرات آن پرداخت. قرنها فقیهان شیعی در ایران خواستار رسیدن به قدرت سیاسی و تملک حکومت بودند تا به زعم خود جبران مافات کنند؛ به این مفهوم که هم حق از دست رفتۀ امامان شیعه را در قرن نخست صدر اسلام بازستانند و هم از تحقیر شریعت و شریعتمدارانی که حقارتشان چند قرن کالای سر هر بازار بوده است، بکاهند. البته در رسیدن به این مقصود، سرانجام در ایران با استفاده از جبن و زبونی محمدرضاشاه به موفقیّت رسیدند و ضمن ساقط کردن سلسلۀ پهلوی و کل رژیم سلطنتی، حکومت را به چنگ آوردند و زمام امور را در کف بی کفایت خود گرفتند. اما به همان نسبت، کشور را به سوی فلاکت و ادبار و بدبختی سوق دادند و عامۀ مردم را به فقر و درماندگی دچار کردند.
مذهب شیعه، بنیادش بر دروغ و دغل است؛ از امامت بی مأخذشان که هیچ نشانی از آن در قرآن مسلمانان نیست، تا وجود امام زمانی با حدود 1200 سال سن که همچنان تُرد و تازه و جوان است، همه دروغ و خدعه و نیرنگ است. پس حکومتی که بر روی این دکترین و آرمان بنا گردد، به یقین چیزی بهتر از همینی که ایران را قبضه کرده است نخواهد بود.
قانون اساسیِ شتر گاو پلنگی اسلام شیعی در ایران، تمام اختیارات را به دست آخوندی سپرده است که حکومتش مادام العمر است. تا خامنه ای زنده است، هر گونه تصمیم و عمل به خیر یا به شر توسط او، از جملۀ فرمانهای مذهب شیعه تلقی شده و همگان را موظف می کند که از این فرد -چه عاقل چه دیوانه- تبعیّت کنند.
در این مدت سی و چهار سال هر کس که به نوعی در این حاکمیّت دم گاوی را در دست داشته است، نسبت به غرب و کشورهای پیشرفته جهان -چه به میل و چه به اجبار- به نوبت بدسگالی و بدکرداری و دهن لقی از خود بروز داده است. زیرا حکومت ایران در دست کابینه و دولتی مسئول و مخیّر نیست. در ایران، حاکمی مطلق العنان فرمانروایی می کند؛ نه دولت به اصطلاح منتخب؛ و حاکم نیز مقام رهبر، یعنی ولی فقیه است و بدون اجازۀ او هیچ یک از سردمداران رژیم اختیاری در هیچ زمینه ای ندارند. سه قوه مقننه و قضاییّه و اجرایی، کلاً در زیر امر و نظر رهبر حکومت و فرمانروای کشور است؛ و تا اذن او بر موضوع و مطلب و انجام کاری قرار نگیرد، کسی را رخصت تصمیم و واکنش نیست. همۀ زیردستان، نظر و توجه به گفتار رهبر دارند تا چه بگوید که آنان سرعت خود را با او میزان کنند و چنان روند که رضایتش را به دست آورند.
حکومت اسلامی ایران همانگونه که اشاره کردم، دایرۀ تنگی است که رهبر در مرکزش نشسته و هر 360 درجه اش با شعاعی به او متصل است؛ و همگان در زیر نفوذ و امر همان آخوندی قرار دارند که همین مجموعه او را به رهبری برگزیده است.
بنابراین سر تا پای سه قوه را مقام رهبری تمشیّت می دهد؛ و لاجرم هر کس و هر شخصیّت در رأس کابینه باشد، جز بندگی و اطاعت حضرت رهبر چاره ای ندارد.
تمام سخنهای نغز حسن روحانی ویترینی است برای تماشا و هیچ یک هزینه نمی شود و تنها برای فریب و خوشنودی ظاهری مردم بر زبان جاری می شود.
علیرغم آن که هنگام سفر حسن روحانی به سازمان ملل و در طول آن، کارهایش مورد تایید رهبر بود و به آن اقرار می کرد، طبق نوشته جراید تاریخ روز شنبه 13مهرماه ایران، همین خامنه ای در دانشکده افسری در میان نطقش گفته است: «...برخی پیشامدها در نیویورک به نظر ما به جا نبود...» و «... هیچ اعتمادی به آمریکا نداریم...»
این سخن را اگر با حرفهای پیشین او مقایسه کنیم، به این مفهوم و نتیجه می رسیم که آخوند خامنه ای بر این باور است که می تواند تمام انواع طرز تفکر در میان جامعه را راضی نگه دارد. زیرا چنین می نماید که این سخن برای ارضای خاطر کسانی گفته شده است که در فرودگاه به هنگام بازگشت حسن روحانی از سفر آمریکا به ایران، با لنگه کفش از او پیشواز کردند.
خامنه ای به حقیقت، آدمی مزوّر و دورو و هزار لایه است. او می خواهد تمام گروه های موجود در صحنۀ دولت و حکومت را راضی نگه دارد و جمعی را بر فوجی دیگر برتری ندهد؛ تا به این ترتیب خود را رهبر تمام گروه های متعامل و متخاصم معرفی کند. چنین کاری چون در هیچ جامعه ای میسّر و مقدور نیست، لاجرم بیان کننده و گوینده اش یا باید احمق باشد و یا فردی فریبکار و هفت خط!
خامنه ای بدون آنکه دلیل قابل قبولی داشته باشد، از همان روز رسیدن به قدرت -البته توسط یار و همکارش رفسنجانی- در ذهن فریبکارش دشمنی را پروریده و مرتب رُشدش داده و مانند لولوی سرِ خرمن، ملت ایران را به زعم خود از چنین دشمن ساختگی در هراس افکنده است. این در حالی است که اگر نوعی دشمنی بین ایران و ایالات متحده نیز وجود داشته باشد، بنیانگذارش دولت آمریکا نبوده و آغاز خصومت را حکومت آخوندی ایران بنیاد نهاده است.
بدیهی است آخوند جماعت با زنده یاد دکتر محمد مصدق و کارهایش هیچگاه همدل و همرای نبوده اند و نسبت به نهضت ملی و جبهه ملی ایران از همان روز نخست زمامداری زنده یاد دکتر مصدق، سر ناسازگاری و حتا عناد داشته اند.
خمینی و استادش آیت الله بروجردی، همواره با مصدق و کابینه اش دشمنی ورزیده و در اختلاف بین مصدق و شاه به روشنی از شاه جانبداری می کردند. پس، مساله و مشکل کودتای 28 مرداد 1332 برای شریعتمداران، دلیل و علت مخالفت و دشمنی با آمریکا نیست. زیرا همگان می دانند که در آن کودتا، بریتانیا نیز دخیل و شریک بود، ولی آخوندها ساده از روی آن گذشته و این کشور را به عنوان دشمن معرفی نمی کنند. بنابراین دشمن تراشی و معرفی خصمی به نام ایالات متحده در طینت آخوندی نمی تواند به دلیل دخالت ایالات متحده در کودتای 28 مرداد باشد؛ و باید این موضوع را از لیست دلایل و علتهای دشمنی آخوندها پاک کرد.
از سوی دیگر می دانیم و می دانند که برای خصومت اگر علتی باشد، آن علت و دلیل را عاملان حکومت فقیهان ایران در سال 1358 برنامه ریزی کرده و پیاده کردند. در آن سال، دانشجویان پیرو خط امام! دو بار به سفارت آمریکا حمله بردند. بار نخست را آقای دکتر یزدی -وزیر امور خارجه دولت موقت بازرگان- با اندکی درایت رفع و رجوع کرد؛ و بیش از چند ساعتی سفارت در اختیار اوباش حزب الله نبود. اما بار دوم در آبان ماه همان سال به این بهانه که آمریکا، شاهِ مبتلا به مرض موت سرطان را در یک بیمارستان برای معالجه پذیرفته است، از دیوار ساختمان بالا رفتند و ضمن غارت هر آنچه که بود، کلیه کارکنان سفارت غیر از سفیر را -که در حمله نخست اوضاع را دریافته و به کشورش بر گشته بود- اسیر کرده و ضمن زدن چشم بند بر چشمهای آن کارکنان، دستهایشان را نیز به مانند قاتلان و جنایتکاران از پشت بستند و بزرگترین عمل قبیح و وقیح و زشت را در تاریخ دیپلماسی جهان انجام دادند. نخست برای نشان دادن رأفت نداشته شان زنانِ آمریکاییِ دربند را رها کردند؛ و بعد برای نمایش دمکرات منشی، کارمندان سیاه پوست را که 3 یا 4 نفر بیشتر نبودند، مرخص کردند و سرانجام پنجاه و یک نفر دیپلمات آمریکایی را به مدت 444 روز در بند و زندان نگه داشتند.
به این ترتیب اگر عنادی بین ایران و آمریکا هست، پایه اش را دانشجویانی بنیاد نهادند که راه امامشان را طی می کردند و پیرو خمینی بودند. یعنی اگر دشمنی هم وجود داشته باشد، سازنده و به وجود آورنده اش حکومت ولایت فقیه ایران بوده و نه ایالات متحده آمریکا. دشمنی را ایرانیان آغازیدند و ادامه دادند، نه آمریکاییها!
آری آقای خامنه ای!
اگر فکر می کنید آمریکا دشمن شما و حکومت شماست، این عداوت را شما پیروان خمینی بنیاد گذاشتید و شروع کردید. آمریکاییان به سفارت ایران حمله نکردند؛ بل این شما و هواداران شما بودید که از دیوار سفارتخانه بالا رفتید؛ ضمن بی آبرویی کامل در سطح جهان، به زعم خویش برای خود دشمن تراشیدید و خصومت ایجاد کردید.
دولت ایالات متحده برای شرکت دولتهای گذشته اش در کودتای 28 مرداد 1332 از زمان ریاست جمهوری «بیل کلینتون» تا کنون، سه بار معذرتخواهی کرده است و آقای اوباما نیز آن را محکوم کرد. اما شما در برابر آن لات بازی و غارتگری و یورش به سفارت چه واکنش مثبتی نسبت به آمریکا نشان داده اید؟
آقای خامنه ای! تمام قرائن و شواهد نشان از آن دارد که شما علیرغم آن بی ادبی و بی پرنسیبی توسط حکومت امام خمینی! و مشتی جوان نادان و هم اندیش شما در یورش نسبت به سفارت و دیپلماتهای آمریکا، توقع دارید دولت ایالات متحده بر روی دست و پای مبارکتان بیفتد و به جای عذرخواهی شمایانِ خطاکار و بی ادب، آنها از حکومت فقیهان پوزشخواهی کنند؟
آقای رهبر! خصمی اگر هست و خصومتی اگر وجود دارد، شما رهبر تحمیلی، آن را ساخته و پرداخته اید؛ شما و زعیم بزرگ شما، خمینی، با حماقت ذاتی تان برای ایران دشمن تراشیدید. بدبختانه به جای آنکه جلو زیان را بگیرید، پیوسته بر هیمۀ این آتش می افزایید و آن را شعله ورتر می کنید. این دشمنی را شما و دیگر آخوندهای حکومتی، مرتب تازه و فربه تر می کنید. آخوند "احمد خاتمی" -امام جمعه موقت تهران و یکی از قره نوکرهای شما- با آن چشمهای وزغ مانندش که گرگ هار را در اذهان تصویر می کند، در خطبه های نماز جمعه روز 19 مهرماه 92 فریاد برداشته است: «...نفرت ما از آمریکا هیچگاه از بین نخواهد رفت... آمریکا مار بود و اکنون به افعی تبدیل شده است...» بیان این سخنان در حالی که رییس دولت شما با رییس جمهوری آمریکا گفتگوی دوستانه تلفنی داشته است، جز ابراز حماقت و ایجاد گوشت تلخی، چه باری از روی دوش ملت اسیر شده ایران برمی دارد؟ آیا نمی دانید همین سخنان عنیف و مزخرف که از دهان افراد بی مسئولیّت ولی ابله بیرون می ریزد و ترجمه می شود و به گوش مسئولانش می رسد و در بایگانی ادارات امنیّتی می ماند، بار شما را سنگین تر می کند؟
دولت ایالات متحده و مردمان این کشور، هیچگونه خصومتی با مردم ایران ندارند. برعکس، بیش از دو دهه است که دولت این کشور بارها خواسته است که ننگ آن کودتا را از شانه خود بردارد و به ایرانیان خدماتی ارائه دهد؛ ولی هر بار شما و قره نوکرانت با سخنان بیجا و دور از خرد، مانع شده اید... زیرا شما برای ادامه جنون حکومتتان، نیاز به دشمن دارید و باید دشمنی باشد تا مستمسک شما برای ستم و زورگویی شود.
هم اکنون بیش از یک میلیون ایرانی در کشور ایالات متحده پناهنده است و از رفاه زندگانی ای به مراتب بهتر از میهن اصلی برخوردارند. اما شما منافع شخصی ات در این است که لولویی تولید کنید و با آن لولو، هراسی در دل ملت به وجود آورید. البته آب در هاون می کوبید و جز جیره خواران حکومت، هیچ ایرانی با مردم کشورهای جهان در خصومت و خلاف نیست.
آری حضرت رهبر! اگر درست بنگرید و بیطرفانه به این بلبشوی موجود بیندیشید، هیچ کشور خارجی دشمن مردم ایران نیست؛ دشمن مردم، نخست درونِ رَخت و جامۀ شما قرار دارد؛ و در مرحله بعد، حکومت شما و جیره خواران شما دشمنان واقعی این ملتند... ما صف نمازگزاران نماز جمعه هایتان را می بینیم و می دانیم چه قماش آدمهایی در آن جا نشسته و حلق خود را در گفتن مرگ بر آمریکا پاره می کنند... تمام آنها حقوق بگیران و جیره خواران حکومت ولایت فقیهند که گاه با لباس یونیفورم خود شرکت می کنند...
آقای خامنه ای! همچنان که در آن گروگان گیری ابلهانۀ شما و حکومت شما، ایران، زیان فراوان دید و 14 میلیارد دلار پول ملت ایران در بانکهای آمریکا بلوکه و نصیب آمریکاییان شد و صدمه را ملت ایران خورد، در این مرگ بر آمریکا گفتنها نیز، آن کس که زیان می بیند، اقتصاد ایران و ملت بیچاره ایران است. اوضاع فلاکتبار کنونی را چه کسی بر کشور حاکم کرده است؟ این استبداد را چه کسی در پهنه ایران زمین گسترده است؟ تحریم و حصر اقتصادی را چه کس و نهادی پی ریزی کرده است؟ جز غُدّی و بدسگالی و حُمق حضرتت که جلوی هر کارِ نیک را سد کرده اید؟ آنگونه که به دولت برآمده از رأی مردم، در وهله نخست اختیار می دهید؛ و سپس برای یک تلفن، او را مواخذه می کنید و به او طعنه می زنید؟ گرانیِ طاقت فرسا را چه کسی به وجود آورده است؟ تورم 40% توسط چه نهادی به ایران تحمیل شده است؟ بیکاری 20% در میان جوانان، حاصل بلاهت شماست. دزدی، اختلاس و فحشا در سطح وسیع و بدون حد و میزان، نتیجۀ حکومت آخوندهای شیعه است. اینها همه زیانهایی است که از گفتن و فریاد و تکرار سه کلمه «مرگ بر آمریکا» دامن شما و مردم درمانده ایران را گرفته است. آخر در هزینه کردن پول خویش برای خرید پارچه و چوب و درست کردن پرچم آمریکا و اسراییل و سپس به آتش کشیدن این پرچمها، چه کسی جز ملت ایران زیان می بیند؟
بدانید و مطمئن باشید با مرگ بر آمریکا گفتن شما و یارانتان، هیچ خدشه ای به آمریکا وارد نمی شود؛ همچنان که در این 34 سال نشده است. اما کشور ایران مفلوک و درمانده شده و به دریوزگی افتاده است.
11/10/2013
تحلیل سیاسی
۱۳۹۳ شهریور ۳۱, دوشنبه
:: به یاد آر
قبل از اینکه ویدیو همراه متن را باهم ببینیم لازم به ذکر است که در خبرها داشتیم که حسن روحانی در مصاحبه اخیرش با شبکه تلویزیونی «انبیسی» گفته است که: «گروهی میخواهند برای منافع دیگران یا منافع خود، انسانیت را زیر پا بگذارند. بر اساس معارف و فرهنگ اسلام، کشتن یک بیگناه به منزله کشتن انسانیت است» وی با اشاره به گروه «حکومت اسلامی» اظهار داشت: «کشتن بیگناهان مایه شرمساری برای آنها و موضوعی نگرانکننده و قابل تاسف برای همه انسانها و بشریت است».او در ادامه گفت که : «چه کسی میتواند تحمل کند انسان بیگناهی کشته شود. از نظر ما فرقی نمیکند، مسلمان باشد، مسیحی باشد، یهودی باشد یا هر دین دیگری داشته باشد، یا اینکه تابعیت کدام کشور را داشته باشد» حال باید به حسن روحانی یاد آور شد فراموش نمیکنیم پس از مهندسی شورای نگهبانی که حداکثر اعضای آن ۱۲ نفر است و بیشتر آنها منصوب خامنه ای هستند و به ریاست عنصری به نام جنتی با ۸۸ سن که برای جمعیت هفتاد میلیونی ایران تصمیم میگرند! و تایید صلاحیت افرادی که مد نظر خامنه ای بود و رد صلاحیت افرادی که با او موضع داشتند و او به خوبی نمیتوانست آنها را کنترل کند شما با چراغ سبز خامنه ای انتخاب شدید. آقای روحانی,البته که ما حافظه تاریخی خود را پاک نکرده ایم و به یاد داریم که شما حکم تیر و حکم ورود ناجا به کوی دانشگاه و حکم حصر آیت الله منتظری به خاطر مخالفت با خامنه ای رو امضا کرده اید و ۱۶ سال است که محرم راز و مشاور منصوب خامنه ای درامنیتی ترین نهاد کشور یعنی شورای عالی امنیت ملی بوده اید و جمله ها و عنوانهایی که شما راجع به مردم معترض ایران بکار برد که نه شایسته ملت ما بود و نه ناشی از اعتدال را خوب به خاطر داریم از جمله: »«اینها پست تر ازآنند که برانداز نام گیرند… عناصر فرصت طلب و آشوبگر…حرکت مذبوحانه…»»(پس از اعتراض های دانشجویی ۱۸ تیر) و از یاد نبرده ایم که پس از تقلب در انتخابات که میلیون ها هموطن فعال در جنبش مردمی برای اعتراض به دیکتاتوری به خیابان ها آمده بودند بسیاری از هموطنانمون همانند آقای محمد مختاری، آقای صانع ژاله و … به دست عوامل امنیتی خامنه ای هدف تیراندازی مستقیم به سر و قلب قرار گرفتند و کشته شدند و آقای موسوی و آقای کروبی همراه خانواده شان ربوده و زندانی شدند و گروگان گرفته شدند و بسیاری از هم میهنانمان توسط سپاه و گاردی ها بازداشت شدند آنوقت شما درگفتوگو با خبرنگار ایلنا راجع به حوادث ۲۵ بهمن و مردم معترض که به خیابان ها آمده بودند تاکید کردید: »«حرکت ضداسلامی و ضد ملی…وسیلهای برای انحراف افکار مردم منطقه…اقدامات نابخردانه و فتنهگرانه… به نفع استکبار و ضد انقلاب….رویداد کوچک…گروهی فریب خورده…حرکت ضدانقلابی….»»(پس از اعتراض های مردمی در ۲۵بهمن) حسن روحانی در گفتگو با خبرنگار ایلنا راجع به حوادث ۲۵ بهمن بعد از انتخابات: {” در روز ۲۵ بهمن عده معدودی به بهانۀ حمایت از مردم مصر و تونس به خیابانها آمدند که متاسفانه با شعارهای ضد انقلابی، موجبات خوشحالی و بهرهبرداری آمریکا، رژیم صهیونیستی و ضدانقلاب را فراهم آوردند. حرکت ضداسلامی و ضد ملی ۲۵ بهمن از یک سو میخواست فریاد قاطعانه ملت ایران در روز ٢٢ بهمن را تحتالشعاع قرار داد و از سوی دیگر وسیلهای برای انحراف افکار مردم منطقه از دشمنان اصلی یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی و شکست اخیر آنان گردد.اقدامات نابخردانه و فتنهگرانه صورت گرفته در روز ٢۵ بهمن تنها به نفع استکبار و ضد انقلاب بود. به دنبال این موضوع متأسفانه ما شاهد بودیم که رسانههای خبری در سطح جهانی بهجای توجه دادن به رویدادهای مهم منطقه که بیش از همه برای آمریکا و اسرائیل نگران کننده بود، توجه مردم جهان را به سمت رویداد کوچکی جلب کردند که بیش از همه موجبات خشنودی آمریکا و اسرائیل را فراهم کرده بود.حرکت ۲۵ بهمن گروهی فریب خورده کاملاً محکوم است و قوهقضاییه باید براساس وظایف ذاتی خود نسبت به این حرکت ضدانقلابی اقدام نماید»” !} و به خاطر داریم پس از حضور در مجلس شورای اسلای به عنوان رئیس جمهور، حرکت میلیون ها هموطن معترض به تقلب در انتخاب احمدی نژاد را همانند خامنه ای «اردوکشی خیابانی»! نامیدید! یعنی همان مردمی که در راهپیمایی شرکت کردند سلاحشان فقط و فقط دستبندِ سبزشان و بیان حقیقت بود اما حکومتی ها با شلیک مستقیم، قلب و سر مردمی که در راهپیمایی شرکت کرده بودند را هدف قرار داند,مردم را از بالای پل به پایین پرت کردند,با ماشین از روی بدن هموطنانشان رد شدند,به دختران مسلمان هموطن خود در زندان تجاوز نمودند,ظرف چند روز آنقدر جوانان هموطنی که در راهپیمایی سکوت شرکت کرده اند را درزندانهای اوین و کهریزک شکنجه کردند که چندین نفر از آنها زیرشکنجه کشته شدند. آقای حسن روحانی شما با چه رویی میتوانید به صورت مادران ایرانی نگاه کنید و چنین جمله های ریاکارانه ای در گفتگو با خبرنگاران غربی بیان کنید. به یاد آرمادران فرزندان ایران زمین را : میم مثل مادر ندا آقا سلطان میم مثل مادر ستار بهشتی میم مثل مادر افشین اسانلو میم مثل مادر سعید زینالی میم مثل مادر فرشته علیزاده میم مثل مادر امیر جوادیفر میم مثل مادر ترانه موسوی میم مثل مادر سهراب اعرابی میم مثل مادر شبنم سهرابی میم مثل مادر کیانوش آسا میم مثل مادر فاطمه سمسارپور میم مثل مادر صانع ژاله میم مثل مادر یعقوب بروایه میم مثل مادر مبینا احترامی میم مثل مادر محمد مختاری میم مثل مادر تینا سودی میم مثل مادر محمد کامرانی میم مثل مادر مریم مهرآذین میم مثل مادر فرزاد کمانگر میم مثل مادر محسن روحالامینی میم مثل مادر فاطمه براتی میم مثل مادر رامین آقازاده میم مثل مادر شلير خضری میم مثل مادر مسعود هاشم زاده میم مثل مادر مریم مهرآذین میم مثل مادر امیرارشد تاجمیر میم مثل مادر شلیر خضری میم مثل مادر مصطفی کریم بیگی میم مثل مادر پریسا کلی میم مثل مادر پویا مقصود بیگی میم مثل مادر میلاد یزدانپناه میم مثل مادر ایمان نمازی میم مثل مادر فهیمه سلحشور میم مثل مادر رامین رمضانی میم مثل مادر فاطمه رجب پور میم مثل مادر احمد نجاتی کارگر میم مثل مادر محمد حسین برزگر میم مثل مادر فاطمه باقری نژادیان فرد میم مثل مادر اشکان سهرابی میم مثل مادر کسری شرفی و … میم مثل مادر همه جوانهای ایرانی که فرزندانشان برای دفاع از حقوق مدنی و شهروندی خود و اعتراض به دیکتاتوری خامنه ای به خیابان ها آمده بودند و خونشان به ناحق ریخته شد و بسیاری از این جوانان شجاع و میهن دوست با بدن های گلوله خورده زیر خروارها خاک آرامیده اند و فرصت نکردند که قبل از رفتن با مادران خود خداحافظی کنند و بگویند که چقدر اونها رو دوست دارند و هنوز هم دلتنگ صدای دلنشین لالای های مادران مهربانشان هستند و اما مادرانشان هنوز چشم به راه جگر گوشه هایشان هستند و غمی بس سنگین و تازه دارند و اینان همان عزیزانی هستند که خامنه ای به آنها میگوید:”چرا عذرخواهی نمیکنند “! میم مثل مادرانی که عزیزانشان در مدرسه مذهبی رفاه و دادگاه های ناعادلانه انقلاب اسلامی توسط خلخالی ها اعدام شدند، میم مثل مادرانی که جگرگوشه هایشان در اعدام زندانیان سیاسی دهه شصت توسط لاجوردی ها اعدام شدند،میم مثل مادرانی که فرزندانشان گوشت دم توپ جنگ طلبان اسلامی شدند که پس از فتح خرمشهر و اعلام آمادگی عراق برای پذیرش صلح واعزام هیتی از کشورهای غیر متعهد برای برقرای صلح همراه با خمینی فریاد ''جنگ جنگ تا پیروزی'' و''راه قدس از کربلا میگذرد'' سر دادند (از جمله خاتمی، روحانی و رفسنجانی) جنگی که خمینی هشت سال ادامه اش داد و بسیاری از فرزندان رشید ایران و نه آقازاده های آخوندها کشته شدند,میم مثل مادرانی که پاره تنشان در سال ۶۷ همراه با پنج هزار زندانی سیاسی به دست مصطفی پورمحمدی وزیر فعلی دادگستری دولت امید! و اعتدال! در «هیئت مرگ» اعدام شدند همان اعدام هایی که ابراهیم نبوی اصلاح طلب دیروزی و بنفش امروزی راجع به آن جنایت میگفت ''کسی یادش نیست، شما اصلا یاد کسی نیار آن سالها را، ولش کن. تمام شد''! آقای حسن روحانی، نکند آن کلیدی که از آن صحبت میکردید کلید درب باغ سبزی است که به خامنه ای نشان میدهید؟!حال سوال اینجاست که:هدف اصلاح طلبان سهم خواه حکومتی حال با هر رنگ و شکلی که میخواهند باشد، اصلاح چه چیزی است؟! اصلاح نظام دیکتاتوری و یا اصلاح مطالبه های به حق مردم؟! هموطنان عزیزم قضاوت با شماست. محمد رستگار جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳
لینک مستقیم
۱۳۹۳ شهریور ۸, شنبه
:: جلوگیری از آزادی محمد داوری پس از دوران محکومیت به بهانه داشتن یکبار مرخصی
۱۳۹۳ مرداد ۳۱, جمعه
سیمین بهبهانی: «اگر حرفهایم را نزنم، میمیرم»
جمشید گلمکانی: در این فیلم ده دقیقهای گزیدهای از حرفها و شعرهای سیمین بهبهانی در دو سفرش به پاریس را میشنویم. بار اول در آوریل ۱۹۹۹ از ماجراهای قتل نویسندگان در قتلهای زنجیرهای سخن گفت و برای حاضران چند شعر خواند. بار دوم در ژانویه ۲۰۰۹ به نمایندگی از زنان فعال “کمپین یک میلیون امضا برای رفع تبعیض جنسیتی” به پاریس رفت تا جایزه سالانه بنیاد “سیمون دوبووار” را بگیرد. بهبهانی از این بنیاد برای جایزه تشکر کرد، اما جایزه نقدی را نپذیرفت
۱۳۹۳ مرداد ۲۲, چهارشنبه
۱۳۹۳ مرداد ۱۱, شنبه
:: اینجا ایران است! بی حجابی جرمی همپای تخریب جنگلهاست!
:: زهرا زهتابچی پس از نه ماه هنوز در انفرادی است …
۱۳۹۳ مرداد ۸, چهارشنبه
:: "اروپا تا به حال میلیونها دلار به القاعده باج داده است"
۱۳۹۳ تیر ۱۶, دوشنبه
سومین فرزند انقلاب اسلامی ایران در عراق متولد میشود : سردار همدانی با اعلام تشکیل حزب الله عراق
۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۸, پنجشنبه
:: با میرحسین چه کنیم؟
اشتراک در:
پستها (Atom)
