۱۳۹۳ آذر ۳۰, یکشنبه

:: خواهر حکیمه شکری: مگر همدردی یا خانواده‌های داغدار گناه است؟

حکیمه را در آذر سال ۸۹ به همراه تعدادی از خانواده‌ها و حامیان که در مراسم سالگرد امیر ارشد تاجمیر از شهدای جنبش سبز در بهشت زهرا شرکت کرده بودند به همراه چند نفر دیگر بازداشت کردند. به خاطر همین همدردی با خانواده‌ها و آسیب دیدگان حوادث سال ۸۸ به مدت ۳ ماه در انفرادی در شرایط بدی نگهداری شد و بعد هم برایش دادگاه تشکیل دادند و به اتهام تبلیغ علیه نظام به سه سال حبس تعزیری به او دادند. الان چه مدت در زندان است؟ از آبان ۹۱ در زندان است و چند ماه بیشتر به پایان حکمش نمانده که البته طبق قانون الان باید آزاد باشد. حتی اجازه مرخصی هم در این مدت به او ندادند. الان مادرم هم مریض است و نمی‌دانیم این خبر را چه جوری به او بگوییم یا اگر روزی بخواهد حکیمه را ملاقات کند چطور بگوییم زندان قرچک است؟ الان وکیل حکیمه پیگیر انتقال غیرقانونی‌اش به زندان قرچک هست؟ حکیمه اصلا وکیل ندارد یعنی قبل از اینکه دادگاه برایش تشکیل دهند و بطور موقت آزاد بود رفتیم برای گرفتن وکیل اما خود وکلا می‌گفتند در پرونده‌های سیاسی وکیل عملا کاری نمی‌تواند انجام دهد و آن‌ها کار خود را می‌کنند ما هم از گرفتن وکیل منصرف شدیم اما مشاوره حقوقی می‌گیریم و می‌دانیم مطابق با قانون٬ تمام این اقدامات غیرقانونی است. اساسا رفتن و پیگیری ما هم نتیجه‌ای ندارد وقتی به ما می‌گویند در زندان اوین است بعد می‌رویم می‌بینیم در زندان قرچک است دیگر چه انتظاری می‌توان داشت؟! نکته دیگری هست که بخواهید اضافه کنید؟ مشکل ما این است که کسی پاسخ ما را نمی‌دهد و به هر مرجع قضایی مراجعه می‌کنم توضیحی نمی‌دهند. همه می‌دانند که حکیمه هیچ کار غیرقانونی نکرده و الان بی‌گناه در زندان است. مگر دیدار با خانواده شهدای جنبش سبز جرم است؟ مگر همدردی یا خانواده‌های داغدار و آسیب دیده گناه است؟ اگر این جرم است پس باید همه ملت را دستگیر کنند چون همه با آن‌ها احساس همدردی می‌کنند. البته این کار را هم می‌کنند تا الان همین کار را کرده‌اند و ادامه هم می‌دهند... مسوولین بدانند که در همیشه بر روی یک پاشنه نخواهد چرخید و روزی باید جواب دهند. خلاصه تنها حرف من هم این است که این وضعیت همینجور نمی‌ماند هر کاری دلشان می‌خواهد بکنند اما همیشه اینجور نیست که بر سر قدرت باشند. روزی عاقبت این کار‌ها را خواهند دید. حکیمه حتی در زندان هم به یاد مادران داغدار بود تا جاییکه با تمام هزینه‌هایی که برایش داشت از زندان خطاب به آقای روحانی نامه‌ای نوشته بود و خواهان رسیدگی به قتل معترضین به نتیجه اعلام شده انتخابات سال ۸۸ شد تا آمرین یا عاملان این قتل‌ها معرفی شوند آیا پاسخی به آن نامه داده شد و برخورد مسئولین زندان چه بود؟ هیچ جوابی از سوی رئیس جمهور به آن نامه داده نشد. خود حکیمه با وجود این مدت زندان و شرایط سخت همچنان بر سر حرف خود است و حتی در مدت این دو سال و نیم زندان یکبار او را برده بودند که بگوید اشتباه کرده اما او همچنان پاسخ داده بود که هیچ کار اشتباه مرتکب نشده و همچنان با مادران داغدار است و با آن‌ها همدردی خواهد کرد. الان هم هر فشاری بیاورند دست از این کار شرافتمندانه و حمایت از مادران داغدار و خانواده‌های آسیب دیده برنخواهد داشت.

۱۳۹۳ آذر ۱۳, پنجشنبه

راه‌آهنی که احمدی‌نژاد هم افتتاح کرده بود توسط روحانی افتتاح شد

پس از افشای اسنادی از استقبال‌های فرمایشی از رئیس دولت ایران در سفر به گلستان این‌بار منتقدان می‌گویند راه‌آهنی که احمدی‌نژاد هم افتتاح کرده بود توسط روحانی مجددا افتتاح شد. وب‌سایت «تابناک» در یادداشتی به انتقاد از سفرهای استانی حسن روحانی پرداخته و آن را همانند سفرهای احمدی‌نژاد دانسته، با این تفاوت که به نوشته‌ی این سایت مستقبلان احمدی‌نژاد «پرجنب‌وجوش‌تر» بوده‌اند. این سایت نوشت این‌گونه سفرهای استانی «علاوه بر تبعات اقتصادی، بی‌نظمی‌های مالی و بودجه‌ای و داده شدن وعده‌هایی که راهی طولانی تا عملی شدن» دارند حاکی از همان روش گذشته است. به نوشته‌ی تابناک: «نوع برخورد دولت با مستقبلین» هم «از سر عزت و مردم‌داری» نبوده است و «تشریفات استقبال از حسن روحانی در سفرهای استانی همچنان برقرار است. تفاوت فعلا تنها این است که مردم در سفرهای استانی احمدی‌نژاد که پر جنب و جوش‌تر بود در چندین شهرستان و شهر به استقبال رئیس‌جمهور می‌رفتند، ولی در سفرهای رئیس دولت یازدهم استقبال، تنها در مرکز استان برگزار می‌شود، وگرنه تعطیل شدن مدارس و به خیابان آمدن مردم و بدرقه خودروی حامل رئیس جمهور همچنان ادامه دارد.» گفتنی است روز گذشته وب‌سایت «میدان ۷۲» که سایت حامیان احمدی‌نژاد است سندی را منتشر کرده که طی آن آموزش و پرورش گرگان طی نامه‌ای از مراکز و آموزشگاه‌های خود خواسته زمینه حضور کلیه دانش آموزان خود را با رضایت نامه والدین فراهم سازند. تابناک در ادامه هم به افتتاح راه‌آهن شرق خزر توسط حسن روحانی در استان گلستان انتقاد کرده و نوشته این راه‌آهن قبلا توسط دولت قبل افتتاح شده بود. این سایت نوشت: «یکی از اولین افتتاح‌های پر سر و صدای دولت جدید یعنی به پایان رسیدن کار راه‌آهن شرق خزر با حضور مقامات ارشد ایران، ترکمنستان و قزاقستان با این واکنش فوری هواداران دولت قبل همراه شد، که روحانی سراغ راه‌آهنی رفته که احمدی‌نژاد پیش از این، آن را در خرداد سال گذشته افتتاح کرده است.» روحانی: استقبال مردم نشان‌دهنده‌ی احترام به نظام است در همین راستا حسن روحانی امروز گفت: «استقبال مردم از هیات دولت نشان‎دهنده احترام به نظام است و وحدت و همدلی در گلستان ارزشمند است و این وحدت می‎تواند کمک زیادی به پیشرفت جامعه کند.» به گزارش فارس رییس جمهوری ایران همچنین با اعلام تصمیم دولت برای واگذاری بخش‌هایی از آموزش به مردم گفت: «بر اساس لایحه جدید دولت، اداره مدرسه به مردم واگذار می‌شود و دولت فقط سرانه تحصیلی دانش آموزان را پرداخت خواهد کرد.» روحانی در جلسه شورای اداری استان گلستان افزود: «با این روش، معلم باسوادتر و دانش آموز بهتر تحصیل و علم آموزی خواهد داشت.» وی تصریح کرد: «تهیه لایحه مذکور در راستای تصمیم دولت برای واگذاری وظایف خود به مردم جز در امور حاکمیتی صورت می‌گیرد.» روحانی، چارچوب حرکت دولت، مجلس و نظام را قانون اساسی دانست و با اشاره به ۱۲ آذر سالروز تصویب و تایید قانون اساسی گفت: «قانون اساسی چارچوبی است که همه قوا و مسوولین باید در آن راستا حرکت کنند.» رئیس جمهور گفت: «تا سال‌های آینده در زمینه واکسن به سمت خودکفایی خواهیم رفت و در فن‌آوری واکسن، متخصصان به دنبال واکسن‌هایی هستند که وجود ندارد و اولین کشوری هستیم که در سال‌های آینده تولید خواهیم کرد.» منبع خودنويس

۱۳۹۳ آبان ۲۷, سه‌شنبه

:: رویارویی مجلس با روحانی چه تاثیری بر انتخابات آینده دارد؟ /حفظ اکثریت محافظه کاران،بدون دخالت شورای نگهبان قابل تصورنیست

با تلاش همین مجلس بوده که از زمان شروع به کار دولت یازدهم، نمایندگان با تصویب قوانینی بی سابقه در زمینه های اجتماعی، کوشیده دستگاه اجرایی را مجبور به اجرای مصوباتی کند که در تقابل مستقیم با وعده های انتخاباتی حسن روحانی هستند. این تلاش اما، در سطح افکار عمومی واکنش های ویژه ای داشته است: در حالی که عملکرد دولت آقای روحانی در زمینه داخلی، در معرض انتقاد گروه هایی از مخالفان و مدافعان آن قرار دارد، اما به نظر می رسد که اغلب درگیری های خبرساز مجلس نهم با دولت، از نظر تبلیغاتی به ضرر نمایندگان تمام شده است. مقابله پی در پی و جنجال آفرین مجلس با وزرا، در بحبوحه تلاش دولت برای رفع تحریم هایی صورت می گیرد که زندگی طیف گسترده ای از ایرانیان - اعم از محافظه کار، اصلاح طلب، غیرسیاسی، سنتی، مدرن، روستایی، شهری، ... - را، به درجات متفاوت تحت فشار قرار داده است. فشارهایی که در این شرایط ویژه بر دولت ایجاد می شود، ظاهرا این تصویر - درست یا غلط- را به افکار عمومی ارائه می دهد که عده ای از نمایندگان تندرو، در بحبوحه تلاش دولت برای برداشتن فشار تحریم ها بر معیشت مردم، در مقابل کار آن اخلال ایجاد می کنند. از سوی دیگر، نمایندگان مجلس بخشی از جنجالی ترین فشارهای خود بر دولت را، در عرصه هایی انجام می دهند که نه فعالان سیاسی یا مطبوعاتی، که بخش های گسترده تری از جامعه ایران را نگران یا عصبی می کنند. معروف ترین نمونه از این فشارها، پافشاری بر طرحی است که به گونه ای کم سابقه، دست نیروهای دارای هویت نامشخص را برای "نهی از منکر" در خیابان ها باز می کند. طرحی که به وضوح، از همان ابتدا نمایندگان حامی را در مقابل طیف گسترده ای از زنان و جوانان قرار داده است. لینک مستقیم

۱۳۹۳ آبان ۱۲, دوشنبه

مصباح یزدی: جنگ، از مصداق‌های عملی امر به معروف است

۱۲/آبان/۱۳۹۳ نگین کیمیایی مصباح یزدی در دومین اظهارنظرش پس از اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای، خواستار عبور از «رساله‌های عملیه» شد و گفت:‌ گاهی مصداق عملی امر به معروف و نهی از منکر قیام، جنگ و کشته شدن است. بیشتر بخوانید مصباح یزدی، عضو مجلس خبرگان رهبری در جمع تعدادی از «خواهران فعال در عرصه امر به معروف و نهی از منکر» در مؤسسه‌اش در قم گفت: «امر به معروف و نهی از منکر دارای اقسام و انواع مختلفی است که یکی از آنها همان است که در رساله‌های عملیه با شرایط خاصی از جمله عدم احتمال ضرر و به صورت آمرانه و از موضع استعلاء ذکر شده است. این نوع امر به معروف و نهی از منكر وظیفه مردم در شرایطی است كه حکومت اسلامی برقرار است و گناه علنی مگر در موارد اندک و نادر صورت نمی‌گیرد.» مصباح یزدی با بیان این که «اگر امروز بخواهیم شرایطی را که در رساله‌های عملیه برای امر به معروف و نهی از منکر ذکر شده، فراهم كنیم، دیگر جایی برای تأثیرپذیری مخاطب باقی نمی‌ماند» گفت: «اگر در شرایطی، برخی زمینه‌ها به گونه‌ای است که نمی‌توان امر به معروف و نهی از منکر را با شرایط مذکور در رساله‌های عملیه محقق کرد، باید به دنبال راهکار‌های جایگزین و شیوه‌های مناسب بود.» مصباح یزدی گفت: «ما از هر راه صحیح شرعی و بدون ارتكاب گناه كه می‌توانیم باید دیگران را به انجام وظایف‌شان ترغیب کنیم و از انجام گناه علنی در جامعه باز بداریم؛ حتی اگر عنوان امر به معروف و نهی از منکر بر آن صدق نكند.» وی گفت: «اگر قرار بود امام حسین شرایطی كه در رساله‌های عملیه ذكر شده را در نظر بگیرند، اصلا نباید قیام می‌کردند؛ زیرا نه فقط احتمال ضرر، بلکه یقین به آن وجود داشت.» مصباح تأکید کرد: «گاهی مصداق عملی امر به معروف و نهی از منکر قیام، جنگ و کشته شدن است.» وی پیشتر و پس از رسانه‌ای شدن اسیدپاشی‌ها گفته بود: «خطرناک بودن امر به معروف، تکلیف را ساقط نمی‌کند.» خودنويس

۱۳۹۳ آبان ۸, پنجشنبه

عموی ریحانه جباری برای نخستین بار از جزئیات پرونده سخن گفت

فریبرز جباری، عموی ریحانه جباری برای نخستین بار در یک نشست خبری در برلین پرده از برخی جزییات پرونده ریحانه برداشت. وی تصریح کرد که ریحانه در زندان مورد شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته و اعدام او را "قتلی دولتی" خواند. عموی ریحانه جباری برای نخستین بار از جزئیات پرونده سخن گفت فریبرز جباری، عموی ریحانه جباری برای نخستین بار در یک نشست خبری در برلین پرده از برخی جزییات پرونده ریحانه برداشت. وی تصریح کرد که ریحانه در زندان مورد شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته و اعدام او را "قتلی دولتی" خواند. در یک نشست مطبوعاتی فریبرز جباری، عموی ریحانه جباری برای نخستین بار پیرامون پرونده برادرزاده خود دست به روشنگری زد. در این نشست خبری که با حضور رسانه‌های آلمانی و فارسی‌زبان در روز چهارشنبه (۷ آبان/۲۹ اکتبر) در محل کانون پناهندگان سیاسی در برلین تشکیل شد، فریبرز جباری به تشریح پرونده ریحانه پرداخت. فریبرز جباری تصریح کرد که از زمان بازداشت تا اعدام ریحانه و حتی در مراسم خاکسپاری وی موارد متعددی از نقض حقوق بشر رخ داده است. ابهام فراوان در پرونده ریحانه فریبرز جباری که به زبان آلمانی در نشست خبر سخن می‌گفت، نخست به ماجرای قتل و نحوه بازداشت ریحانه و سپس به روند محاکمه و اجرای مجازات اعدام وی پرداخت. به گفته فریبرز جباری گرچه ظاهراً پرونده ریحانه موردی سیاسی نبوده است، اما نحوه برخورد مقامات قضایی و امنیتی با آن بسیار شبهه‌برانگیز است. بطور مثال ریحانه پس از بازداشت به مدت بسیار طولانی در "سلول انفرادی" به سر برده و از همان آغاز، بازجوها خواهان گرفتن "اعترافات دروغین" از ریحانه بوده‌اند. به گفته عموی ریحانه، بازجوها و ماموران بارها از وی خواسته بودند در سه مورد سخنان خود را تغییر دهد. "نخست آنکه مقتول، مرتضی عبدالعلی سربندی قصد تجاوز به وی را نداشته، دوم آنکه چاقو (آلت قتل) از جانب ریحانه خریداری و به محل جرم آورده شده و سوم آنکه در آپارتمانی که جرم در آن رخ داده، باز بوده و ریحانه همواره امکان خروج از آنجا را داشته است." عموی ریحانه تاکید کرد که ریحانه تنها سه بار پیش از حادثه با مقتول گفت‌وگو داشته و هیچ آشنایی دوستانه‌ای میان آنان وجود نداشته است. به گفته فریبرز جباری، قرار بر این بوده که ریحانه دکوراسیون آپارتمانی را به یک مطب برای مرتضی سربندی انجام دهد. به گفته عموی ریحانه، مرتضی سربندی گرچه مدرک پزشکی داشته، اما به کار طبابت مشغول نبوده و بیشتر سرگرم کار معامله دارو و تجهیزات پزشکی بوده است. فریبرز جباری تاکید کرد که برای خانواده‌ی ریحانه روشن نیست که آیا مرتضی سربندی واقعاً از عضویت وزارت اطلاعات بیرون آمده بود یا خیر. وی هر گونه آشنایی قبلی میان ریحانه و مقتول را نادرست خواند. وی تصریح کرد، گرچه حکم اعدام ریحانه از سوی دادگاه صادر شده، اما "انگیزه قتل برای دادگاه نامعلوم" عنوان شده است. به گفته عموی ریحانه این امر بدین معناست که دادگاه نیز نمی‌تواند آشنایی قبلی و ساختگی میان ریحانه و مقتول را توضیح دهد. عموی ریحانه افزود که در ملاقات ریحانه با سربندی ‌شخصی دیگر نیز با نام‌خانوادگی "شیخی" حضور داشته که در روند بازپرسی و محاکمه هیچ‌گونه ردپایی از وی بدست نیامده است. فریبرز جباری به شدت این ادعا که مرتضی سربندی در حین نماز مورد حمله قرار گرفته را رد کرد و آن را نادرست خواند. مراسم خاکسپاری در فضایی امنیتی خانواده ریحانه جباری از اعدام وی در روز شنبه، ۳ آبان اطلاعی نداشته‌اند. به گفته فریبرز جباری، وکیل مدافع ریحانه نیز اجازه ملاقات با وی پیش از اجرای حکم اعدام را نداشته است. خانواده ریحانه تنها پس از اجرای حکم مطلع می‌شوند که ریحانه اعدام شده است. فریبرز جباری گفت که حتی کمی پیش از اجرای حکم، ماموران در زندان می‌خواستند که ریحانه در برابر دوربین بگوید که "متقول قصد تجاوز و تعرض به وی را نداشته است، اما ریحانه تن به این کار نمی‌دهد". ریحانه جباری در پیامی تلفنی که به "وصیت‌نامه شفاهی" وی معروف شده و در رسانه‌ها نیز با صدای خود ریحانه منتشر شده، صریحاّ خواسته است که پس از اعدام "ارگان‌های بدنش" را بطور ناشناس در اختیار بیماران نیازمند قرار دهند، اما به این آخرین خواست ریحانه نیز عملی نشده است. به گفته خانواده ریحانه، در روز مراسم خاکسپاری نیز ماموران با ایجاد فضای امنیتی، مانع از دیدن پیکر بی‌جان ریحانه شدند. تنها شعله پاکروان، مادر ریحانه برای لحظاتی اجازه یافت، صورت دخترش را ببیند. عموی ریحانه جباری از تمامی فعالان حقوق بشر، شخصیت‌های ایرانی و خارجی که در کارزار نجات ریحانه اقدام کرده‌ بودند، سپاسگزاری کرد. وی نقش رسانه‌ها برای اطلاع‌رسانی در ربطه با پرونده‌ی ریحانه را مفید دانست.

۱۳۹۳ مهر ۲۶, شنبه

چرا هاشمی‌رفسنجانی به جای "حزب" گفت "جبهه"؟

کد خبر: ۲۱۰۳۲۰ ۲۳ مهر ۱۳۹۳ - ۱۱:۰۰ فرارو- یک کارشناس مسائل سیاسی گفت: در شرایطی که فعالیت های احزاب در کشور تهدید محسوب می شود بهترین شکل فعالیت سیاسی فعالیت جبهه ای است. صادق زیباکلام، با بیان این مطلب در گفتگو با فرارو درباره سخنان اخیر هاشمی رفسنجانی در جمع اعضای حزب اعتماد ملی مبنی بر اینکه اگر شرایط برای تشکیل احزاب بزرگ فراهم نیست، احزاب کوچک همسو و هم‌فکرمی‌توانند با تشکیل جبهه در جهت نهادینه شدن دموکراسی تلاش کنند گفت: من درک می کنم که چرا آیت الله هاشمی رفسنجانی پیشنهاد تشکیل جبهه به جای حزب را می دهد این سخنان آقای هاشمی ریشه در تاریخ تحزب در ایران دارد. وی افزود: در دانشگاه های ما همواره این سوال مطرح بوده است که چرا احزاب در ایران هیچگاه پا نمی گیرد. در همین دفتر من در دانشگاه تهران، دو جین رساله وجود دارد که علل ناکارآمدی احزاب در ایران مورد بررسی قرار گرفته است و از آن به عنوان یکی از معضلات فکری و سیاسی در ایران نام برده شده است. این استاد دانشگاه ادامه داد: همیشه این سوال مطرح بوده است که چرا احزاب نیرومند و تاثیرگذار همانند کشورهای توسعه یافته در ایران تشکیل نمی شود و اساسا فعالیت حزبی در کشورمان نهادینه نشده است. وی تصریح کرد: شخصا معتقدم که یکی از دلایل اصلی اینکه احزاب در ایران پا نگرفته و تحزب در کشور نهادینه نشده است مخالفت حکومت ها بوده است. حکومت ها در ایران همواره در برش های مختلف تاریخی، احزاب را به نوعی یک رقیب خود دانسته اند. بنابراین در اولین فرصتی که نسبت به احزاب احساس خطر کرده اند یا احزاب غیر قانونی شده اند یا فعالیتشان با مشکل روبرو شده است. این کارشناس مسائل سیاسی افزود: بر پایه همین دلیل تاریخی است که آقای هاشمی معتقد است که در غیاب احزاب باید جبهه های سیاسی فعالیت کنند و به نوعی جور احزاب را بکشند. وی ادامه داد: او که معتقد است که در این دوره تاریخی هم نمی شود احزاب بزرگ تشکیل داد و فعالیت حزبی در کشور را نهادینه کرد. پس بیاید کنار یکدیگر در قالب یک جبهه سیاسی فعالیت سیاسی مشخص داشته باشیم. زیباکلام تاکید کرد: جبهه سیاسی می توانند به غیر از احزاب و گروه های اصلاح طلب و میانه روی اصولگرا که به تنهایی نمی توانند تاثیر چندانی داشته باشند، با حضور شخصیت های همچون آقایان سید محمد خاتمی، علی اکبر ناطق نوری، سید حسن خمینی، آیت الله هاشمی رفسنجانی، محمد رضاعارف و سایر شخصیت های اصلاح طلب و اصولگرای میانه تشکیل شود. وی ادامه داد: این جبهه می تواند خواست های کوتاه مدتی داشته باشد و برای آن احزاب و گروه هایی که گردهم آمده اند فعالیت کنند از جمله برای پیروزی در انتخابات، یا می خواهند در موضوع خاصی تاثیرگذاری داشته باشند. زیباکلام گفت: چون امکان تشکیل حزب در ایران وجود ندارد و چون فعالیت های فردی هم نمی تواند منتج به نتیجه شود و به نوعی این فعالیت ها ابتر می مانند، بهتر است که بر اساس آنچه که آیت الله هاشمی رفسنجانی گفته اند جبهه تشکیل شود تا مثلا در انتخابات افراد با نظرات متفاوت گردهم جمع شوند و منشا اثر خیر در جامعه شوند. وی با تاکید بر وجود اختلاف نظر میان شخصت های احتمالی تشکیل دهنده جبهه مورد نظر هاشمی رفسنجانی گفت: به هر حال افرادی که می توانند در کنار هم اقدام به تشکیل جبهه مورد نظر کنند در بسیاری از موضوعات با یکدیگر اختلاف نظر دارند. این استاد دانشگاه افزود: مطمئنا آقای ناطق نوری با آقای خاتمی و یا آقای حسن خمینی با آقای عارف در موضوعات زیادی بایکدیگر اختلاف نظر دارند اما برای تحقق هدفی والا تر یعنی ایجاد تغییر و اثرگذاری مثبت در جامعه با کنار گذاشتن همه اختلاف نظرات روی برخی موضوعات با یکدیگر به اشتراک نظر می رسند و روی ان تکیه می کنند. وی درباره اینکه آیا سخنان هاشمی نشان نمی دهد که دولت یازدهم در تحقق وعده ها و شعارها برای نهادینه کردن فعالیت حزبی ناکام بوده است گفت: دولت به تنهایی نمی تواند فعالیت های احزاب را در کشور نهادینه کند. همه چیز دست دولتمردان به خصوص دولت آقای روحانی نیست. زیباکلام افزود: هنوز مراکز قدرت و نهادهای اصلی تصمیم گیری به مرحله ای نرسیده اند که احزاب بتوانند آزادانه و بر اساس قانون اساسی کشور به فعالیت های سیاسی و اجتماعی خود بپردازند بدون آنکه نسبت به آنها ترس و واهمی وجود داشته باشد بنابراین هنوز فضا برای فعالیت احزاب در کشور مهیا نیست. وی ادامه داد: در طول تاریخ هم همین مراکز قدرت بوده اند که به مانعی در برابر فعالیت های احزاب تبدیل شد اند و اگر هم دولت روحانی به تنهایی بخواهد در این باره تصمیمی بگیرد و یا در راستای نهادینه کردن فعالیت های احزاب گام هایی بردارد یقینا شش ماه بعد یا یک سال بعد فعالیت این احزاب غیرقانونی و یا منحل اعلام می شود. زیباکلام در خاتمه گفت: بر این اساس در شرایطی که فعالیت های احزاب تهدید محسوب می شود بهترین شکل فعالیت سیاسی فعالیت جبهه ای است که چرا که برخورد با حزب امکان پذیر است اما برخورد با افراد و گروه های مختلف در درون یک جبهه تقریبا غیر ممکن است.

۱۳۹۳ مهر ۸, سه‌شنبه

:: «قتل‌عام خانوادگی» در گچساران

روزنامه شهروند روز سه‌شنبه هشتم مهر نوشت: «شامگاه یکشنبه (ششم مهر) حوالی ساعت ٢٢ خبر جنایتی از یکی از روستا‌های گچساران به نام “تلخاب شیرین” از طریق مردم به سامانه ١١٠ اعلام شد و سریعا مأموران انتظامی به محل اعزام شدند. مأموران پس از حضور در محل مشاهده کردند اعضای یک خانواده که شامل یک مرد و زن و دو دختر می‌شدند، قربانی جنایتی هولناک شده‌اند.» این گزارش می‌افزاید: «نیرو‌های امدادی مجروحان را به بیمارستان رساندند که متأسفانه پدر خانواده و دختر کوچکترش که تنها شش ‌سال سن داشت، جان خود را از دست دادند و مادر این خانواده نیز در کما به‌سر می‌برد.» مأموران انتظامی گفته‌اند این پدر ٣٢ ساله به نام ابراهیم «پس از مصرف بیش از حد شیشه، با قمه به جان خانواده‌اش افتاده و پس از مجروح کردن آنان، خود را نیز کشته است.» قتل‌های خانوادگی، در دسته‌بندی مربوط به قتل‌های کشور، بیشترین آمار را به خود اختصاص داده است. لینک مستقیم

:: اگر روزنامه نگار زندانی نداریم، چرا وعده آزادی شان را دادید؟

پاسخ کوتاه اما عجیب حسن روحانی به سئوال کریستین امانپور، انتقادات زیادی را متوجه او کرده است. رئیس جمهوری که یکی از محوری ترین شعارهای انتخاباتی اش، آزادی روزنامه نگاران و زندانیان سیاسی بود، تنها با گذشت یک سال از پیروزی در انتخابات و روی کار آمدن دولت اش به شبکه سی ان ان گفته است که فکر نمی کند "فردی به خاطر روزنامه‌نگاری یا فعالیت رسانه‌ای دستگیر شده باشد". لینک مستقیم

۱۳۹۳ مهر ۷, دوشنبه

آقای خامنه ای! بلاهتِ دشمن تراشی کافی نیست؟ - محمّد علی مهرآسا

نمی دانم برای حکومت ایران چه نامی سزاوار است. عروس هزار داماد؛ کشور هزار حاکم؛ حکومت شتر گاو پلنگی و یا فروانرواییِ امام زمان؟ زیرا این حکومت به هیچ یک از انواع حکومتها و دولتهای موجود در کره زمین شبیه نیست؛ و گمان من این است که در تاریخ نیز نظیر و بدیلی از آن سراغ نداریم. یک دایرۀ بسته است که در هر یک از 360 درجه محیطش فرمانروایی نشسته است که به زحمت سخن همدیگر را می شنوند. حتا اگر فرض را بر این بگیریم که سخنها را می شنوند؛ اما تمام شواهد و ظواهر امر، نشان از نافهمی و یا بدفهمی کلام و یا بی توجهی کامل به سخنان یکدیگر دارد. با بوق و کرنا و با شادی و امید یکی را به ریاست قوه مجریّه برمی گزینند و برایش نعل در آتش می نهند؛ و عامۀ مردم کشور خوشنود از این گزینش بیجا، در ذهن خود جشن می گیرند به خویشتن خویش و به همدیگر نوید اوضاعی بهتر و اقتصادی به نسبت مطمئن را می دهند. اکثریّت موجود در صحنه که به زور یا به رضا پای صندوقهای رأی می روند و به نظر خود به بهترین فردِ چند نفری که شورای نگهبان معرفی کرده است رأی می دهند؛ همه به این نتیجه غلط می رسند که مسیر دید و حرکت رهبر و رییس دولت بسیار به هم شبیه شده است و امید همخوانی و همرایی زیاد شده و چنان می نماید که سیاست و اقتصاد و اجتماع بر روی ریل اعتماد داخلی و اعتبار خارجی در حرکت است؛ و مسائل کشور به زودی یک به یک حل خواهد شد. روزنامه ها شادی کنان که حضرت رهبر، رییس دولتش را با تصمیمات جدیدش قبول دارد؛ و آقای حسن روحانی ضمن اینکه با پیشینان متفاوت است، مورد لطف و حمایت رهبر نیز قرار گرفته و مشکلی برای انجام تصمیمهایش ندارد. البته اینها به کل چیزی نیست جز برداشت غلط از صحنه و سخنان دوپهلوی مقام رهبری! مدت سی و چهار سال، زمانِ کمی برای شناخت یک رژیم و پی بردن به خواسته ها، هدفها و سیاست زعما و سردمداران حکومت فقیهان نیست. ما همه در این مدت شاهد بوده ایم که رفتار و کردار و گفتار سران این مجموعه -البته همواره ناهمگون- در زیر نظر و دقت جامعه شناسان و دولتمردان خودی و بیگانه قرار گرفته و حتا هنوز در موردِ آسان ساقط شدن رژیم پیشین و پیروزی آخوندها، حرف و حدیث برقرار است. در اینباره سدها مقاله و کتاب نوشته و منتشر شده است. اما اسکلت و ساختار این حاکمیّت را هنوز به درستی نتوانسته اند نشان دهند و تعریف کنند. زیرا ایران همیشه مکان تولید مظهر العجایب بوده است؛ و سی و اندی سال است این مظهر مرتب خود را بیشتر از پیش نموده و نشان داده است! به گمان من چون حاکمیّت در ایران از مذهب تشیّع سرچشمه می گیرد و تشیّع نیز خود نوعی از انواع مظهرالعجایب است، حکومتشان نیز قابل بررسی و پیش بینی نیست. در این مدت آنچه سند و مدرک برای شناخت این حکومت و چگونگی موفقیّت مشتی ناآگاه و متعصب، شایسته و لازم بوده است، برملا شده و به آگاهی همگان رسیده است. به گمان من، از این بابت دیگر مشکلی نمانده و مساله ای لاینحل باقی نیست که نیازمند تحقیق و تفحص باشد. امروز به جای پرداختن به کردار و رفتار حاکمانی که طبل نابخردی، تندخویی و بی ادبی و بی پرواییشان در همه جهت طنین افکن است، باید به آرمانی که فقیهان پیاده کرده و برای توسعه و تحکیم آن در تلاشند، یعنی کند و کاو در مذهب شیعۀ منشعب از دین اسلام و نقد و تبیین مضرات آن پرداخت. قرنها فقیهان شیعی در ایران خواستار رسیدن به قدرت سیاسی و تملک حکومت بودند تا به زعم خود جبران مافات کنند؛ به این مفهوم که هم حق از دست رفتۀ امامان شیعه را در قرن نخست صدر اسلام بازستانند و هم از تحقیر شریعت و شریعتمدارانی که حقارتشان چند قرن کالای سر هر بازار بوده است، بکاهند. البته در رسیدن به این مقصود، سرانجام در ایران با استفاده از جبن و زبونی محمدرضاشاه به موفقیّت رسیدند و ضمن ساقط کردن سلسلۀ پهلوی و کل رژیم سلطنتی، حکومت را به چنگ آوردند و زمام امور را در کف بی کفایت خود گرفتند. اما به همان نسبت، کشور را به سوی فلاکت و ادبار و بدبختی سوق دادند و عامۀ مردم را به فقر و درماندگی دچار کردند. مذهب شیعه، بنیادش بر دروغ و دغل است؛ از امامت بی مأخذشان که هیچ نشانی از آن در قرآن مسلمانان نیست، تا وجود امام زمانی با حدود 1200 سال سن که همچنان تُرد و تازه و جوان است، همه دروغ و خدعه و نیرنگ است. پس حکومتی که بر روی این دکترین و آرمان بنا گردد، به یقین چیزی بهتر از همینی که ایران را قبضه کرده است نخواهد بود. قانون اساسیِ شتر گاو پلنگی اسلام شیعی در ایران، تمام اختیارات را به دست آخوندی سپرده است که حکومتش مادام العمر است. تا خامنه ای زنده است، هر گونه تصمیم و عمل به خیر یا به شر توسط او، از جملۀ فرمانهای مذهب شیعه تلقی شده و همگان را موظف می کند که از این فرد -چه عاقل چه دیوانه- تبعیّت کنند. در این مدت سی و چهار سال هر کس که به نوعی در این حاکمیّت دم گاوی را در دست داشته است، نسبت به غرب و کشورهای پیشرفته جهان -چه به میل و چه به اجبار- به نوبت بدسگالی و بدکرداری و دهن لقی از خود بروز داده است. زیرا حکومت ایران در دست کابینه و دولتی مسئول و مخیّر نیست. در ایران، حاکمی مطلق العنان فرمانروایی می کند؛ نه دولت به اصطلاح منتخب؛ و حاکم نیز مقام رهبر، یعنی ولی فقیه است و بدون اجازۀ او هیچ یک از سردمداران رژیم اختیاری در هیچ زمینه ای ندارند. سه قوه مقننه و قضاییّه و اجرایی، کلاً در زیر امر و نظر رهبر حکومت و فرمانروای کشور است؛ و تا اذن او بر موضوع و مطلب و انجام کاری قرار نگیرد، کسی را رخصت تصمیم و واکنش نیست. همۀ زیردستان، نظر و توجه به گفتار رهبر دارند تا چه بگوید که آنان سرعت خود را با او میزان کنند و چنان روند که رضایتش را به دست آورند. حکومت اسلامی ایران همانگونه که اشاره کردم، دایرۀ تنگی است که رهبر در مرکزش نشسته و هر 360 درجه اش با شعاعی به او متصل است؛ و همگان در زیر نفوذ و امر همان آخوندی قرار دارند که همین مجموعه او را به رهبری برگزیده است. بنابراین سر تا پای سه قوه را مقام رهبری تمشیّت می دهد؛ و لاجرم هر کس و هر شخصیّت در رأس کابینه باشد، جز بندگی و اطاعت حضرت رهبر چاره ای ندارد. تمام سخنهای نغز حسن روحانی ویترینی است برای تماشا و هیچ یک هزینه نمی شود و تنها برای فریب و خوشنودی ظاهری مردم بر زبان جاری می شود. علیرغم آن که هنگام سفر حسن روحانی به سازمان ملل و در طول آن، کارهایش مورد تایید رهبر بود و به آن اقرار می کرد، طبق نوشته جراید تاریخ روز شنبه 13مهرماه ایران، همین خامنه ای در دانشکده افسری در میان نطقش گفته است: «...برخی پیشامدها در نیویورک به نظر ما به جا نبود...» و «... هیچ اعتمادی به آمریکا نداریم...» این سخن را اگر با حرفهای پیشین او مقایسه کنیم، به این مفهوم و نتیجه می رسیم که آخوند خامنه ای بر این باور است که می تواند تمام انواع طرز تفکر در میان جامعه را راضی نگه دارد. زیرا چنین می نماید که این سخن برای ارضای خاطر کسانی گفته شده است که در فرودگاه به هنگام بازگشت حسن روحانی از سفر آمریکا به ایران، با لنگه کفش از او پیشواز کردند. خامنه ای به حقیقت، آدمی مزوّر و دورو و هزار لایه است. او می خواهد تمام گروه های موجود در صحنۀ دولت و حکومت را راضی نگه دارد و جمعی را بر فوجی دیگر برتری ندهد؛ تا به این ترتیب خود را رهبر تمام گروه های متعامل و متخاصم معرفی کند. چنین کاری چون در هیچ جامعه ای میسّر و مقدور نیست، لاجرم بیان کننده و گوینده اش یا باید احمق باشد و یا فردی فریبکار و هفت خط! خامنه ای بدون آنکه دلیل قابل قبولی داشته باشد، از همان روز رسیدن به قدرت -البته توسط یار و همکارش رفسنجانی- در ذهن فریبکارش دشمنی را پروریده و مرتب رُشدش داده و مانند لولوی سرِ خرمن، ملت ایران را به زعم خود از چنین دشمن ساختگی در هراس افکنده است. این در حالی است که اگر نوعی دشمنی بین ایران و ایالات متحده نیز وجود داشته باشد، بنیانگذارش دولت آمریکا نبوده و آغاز خصومت را حکومت آخوندی ایران بنیاد نهاده است. بدیهی است آخوند جماعت با زنده یاد دکتر محمد مصدق و کارهایش هیچگاه همدل و همرای نبوده اند و نسبت به نهضت ملی و جبهه ملی ایران از همان روز نخست زمامداری زنده یاد دکتر مصدق، سر ناسازگاری و حتا عناد داشته اند. خمینی و استادش آیت الله بروجردی، همواره با مصدق و کابینه اش دشمنی ورزیده و در اختلاف بین مصدق و شاه به روشنی از شاه جانبداری می کردند. پس، مساله و مشکل کودتای 28 مرداد 1332 برای شریعتمداران، دلیل و علت مخالفت و دشمنی با آمریکا نیست. زیرا همگان می دانند که در آن کودتا، بریتانیا نیز دخیل و شریک بود، ولی آخوندها ساده از روی آن گذشته و این کشور را به عنوان دشمن معرفی نمی کنند. بنابراین دشمن تراشی و معرفی خصمی به نام ایالات متحده در طینت آخوندی نمی تواند به دلیل دخالت ایالات متحده در کودتای 28 مرداد باشد؛ و باید این موضوع را از لیست دلایل و علتهای دشمنی آخوندها پاک کرد. از سوی دیگر می دانیم و می دانند که برای خصومت اگر علتی باشد، آن علت و دلیل را عاملان حکومت فقیهان ایران در سال 1358 برنامه ریزی کرده و پیاده کردند. در آن سال، دانشجویان پیرو خط امام! دو بار به سفارت آمریکا حمله بردند. بار نخست را آقای دکتر یزدی -وزیر امور خارجه دولت موقت بازرگان- با اندکی درایت رفع و رجوع کرد؛ و بیش از چند ساعتی سفارت در اختیار اوباش حزب الله نبود. اما بار دوم در آبان ماه همان سال به این بهانه که آمریکا، شاهِ مبتلا به مرض موت سرطان را در یک بیمارستان برای معالجه پذیرفته است، از دیوار ساختمان بالا رفتند و ضمن غارت هر آنچه که بود، کلیه کارکنان سفارت غیر از سفیر را -که در حمله نخست اوضاع را دریافته و به کشورش بر گشته بود- اسیر کرده و ضمن زدن چشم بند بر چشمهای آن کارکنان، دستهایشان را نیز به مانند قاتلان و جنایتکاران از پشت بستند و بزرگترین عمل قبیح و وقیح و زشت را در تاریخ دیپلماسی جهان انجام دادند. نخست برای نشان دادن رأفت نداشته شان زنانِ آمریکاییِ دربند را رها کردند؛ و بعد برای نمایش دمکرات منشی، کارمندان سیاه پوست را که 3 یا 4 نفر بیشتر نبودند، مرخص کردند و سرانجام پنجاه و یک نفر دیپلمات آمریکایی را به مدت 444 روز در بند و زندان نگه داشتند. به این ترتیب اگر عنادی بین ایران و آمریکا هست، پایه اش را دانشجویانی بنیاد نهادند که راه امامشان را طی می کردند و پیرو خمینی بودند. یعنی اگر دشمنی هم وجود داشته باشد، سازنده و به وجود آورنده اش حکومت ولایت فقیه ایران بوده و نه ایالات متحده آمریکا. دشمنی را ایرانیان آغازیدند و ادامه دادند، نه آمریکاییها! آری آقای خامنه ای! اگر فکر می کنید آمریکا دشمن شما و حکومت شماست، این عداوت را شما پیروان خمینی بنیاد گذاشتید و شروع کردید. آمریکاییان به سفارت ایران حمله نکردند؛ بل این شما و هواداران شما بودید که از دیوار سفارتخانه بالا رفتید؛ ضمن بی آبرویی کامل در سطح جهان، به زعم خویش برای خود دشمن تراشیدید و خصومت ایجاد کردید. دولت ایالات متحده برای شرکت دولتهای گذشته اش در کودتای 28 مرداد 1332 از زمان ریاست جمهوری «بیل کلینتون» تا کنون، سه بار معذرتخواهی کرده است و آقای اوباما نیز آن را محکوم کرد. اما شما در برابر آن لات بازی و غارتگری و یورش به سفارت چه واکنش مثبتی نسبت به آمریکا نشان داده اید؟ آقای خامنه ای! تمام قرائن و شواهد نشان از آن دارد که شما علیرغم آن بی ادبی و بی پرنسیبی توسط حکومت امام خمینی! و مشتی جوان نادان و هم اندیش شما در یورش نسبت به سفارت و دیپلماتهای آمریکا، توقع دارید دولت ایالات متحده بر روی دست و پای مبارکتان بیفتد و به جای عذرخواهی شمایانِ خطاکار و بی ادب، آنها از حکومت فقیهان پوزشخواهی کنند؟ آقای رهبر! خصمی اگر هست و خصومتی اگر وجود دارد، شما رهبر تحمیلی، آن را ساخته و پرداخته اید؛ شما و زعیم بزرگ شما، خمینی، با حماقت ذاتی تان برای ایران دشمن تراشیدید. بدبختانه به جای آنکه جلو زیان را بگیرید، پیوسته بر هیمۀ این آتش می افزایید و آن را شعله ورتر می کنید. این دشمنی را شما و دیگر آخوندهای حکومتی، مرتب تازه و فربه تر می کنید. آخوند "احمد خاتمی" -امام جمعه موقت تهران و یکی از قره نوکرهای شما- با آن چشمهای وزغ مانندش که گرگ هار را در اذهان تصویر می کند، در خطبه های نماز جمعه روز 19 مهرماه 92 فریاد برداشته است: «...نفرت ما از آمریکا هیچگاه از بین نخواهد رفت... آمریکا مار بود و اکنون به افعی تبدیل شده است...» بیان این سخنان در حالی که رییس دولت شما با رییس جمهوری آمریکا گفتگوی دوستانه تلفنی داشته است، جز ابراز حماقت و ایجاد گوشت تلخی، چه باری از روی دوش ملت اسیر شده ایران برمی دارد؟ آیا نمی دانید همین سخنان عنیف و مزخرف که از دهان افراد بی مسئولیّت ولی ابله بیرون می ریزد و ترجمه می شود و به گوش مسئولانش می رسد و در بایگانی ادارات امنیّتی می ماند، بار شما را سنگین تر می کند؟ دولت ایالات متحده و مردمان این کشور، هیچگونه خصومتی با مردم ایران ندارند. برعکس، بیش از دو دهه است که دولت این کشور بارها خواسته است که ننگ آن کودتا را از شانه خود بردارد و به ایرانیان خدماتی ارائه دهد؛ ولی هر بار شما و قره نوکرانت با سخنان بیجا و دور از خرد، مانع شده اید... زیرا شما برای ادامه جنون حکومتتان، نیاز به دشمن دارید و باید دشمنی باشد تا مستمسک شما برای ستم و زورگویی شود. هم اکنون بیش از یک میلیون ایرانی در کشور ایالات متحده پناهنده است و از رفاه زندگانی ای به مراتب بهتر از میهن اصلی برخوردارند. اما شما منافع شخصی ات در این است که لولویی تولید کنید و با آن لولو، هراسی در دل ملت به وجود آورید. البته آب در هاون می کوبید و جز جیره خواران حکومت، هیچ ایرانی با مردم کشورهای جهان در خصومت و خلاف نیست. آری حضرت رهبر! اگر درست بنگرید و بیطرفانه به این بلبشوی موجود بیندیشید، هیچ کشور خارجی دشمن مردم ایران نیست؛ دشمن مردم، نخست درونِ رَخت و جامۀ شما قرار دارد؛ و در مرحله بعد، حکومت شما و جیره خواران شما دشمنان واقعی این ملتند... ما صف نمازگزاران نماز جمعه هایتان را می بینیم و می دانیم چه قماش آدمهایی در آن جا نشسته و حلق خود را در گفتن مرگ بر آمریکا پاره می کنند... تمام آنها حقوق بگیران و جیره خواران حکومت ولایت فقیهند که گاه با لباس یونیفورم خود شرکت می کنند... آقای خامنه ای! همچنان که در آن گروگان گیری ابلهانۀ شما و حکومت شما، ایران، زیان فراوان دید و 14 میلیارد دلار پول ملت ایران در بانکهای آمریکا بلوکه و نصیب آمریکاییان شد و صدمه را ملت ایران خورد، در این مرگ بر آمریکا گفتنها نیز، آن کس که زیان می بیند، اقتصاد ایران و ملت بیچاره ایران است. اوضاع فلاکتبار کنونی را چه کسی بر کشور حاکم کرده است؟ این استبداد را چه کسی در پهنه ایران زمین گسترده است؟ تحریم و حصر اقتصادی را چه کس و نهادی پی ریزی کرده است؟ جز غُدّی و بدسگالی و حُمق حضرتت که جلوی هر کارِ نیک را سد کرده اید؟ آنگونه که به دولت برآمده از رأی مردم، در وهله نخست اختیار می دهید؛ و سپس برای یک تلفن، او را مواخذه می کنید و به او طعنه می زنید؟ گرانیِ طاقت فرسا را چه کسی به وجود آورده است؟ تورم 40% توسط چه نهادی به ایران تحمیل شده است؟ بیکاری 20% در میان جوانان، حاصل بلاهت شماست. دزدی، اختلاس و فحشا در سطح وسیع و بدون حد و میزان، نتیجۀ حکومت آخوندهای شیعه است. اینها همه زیانهایی است که از گفتن و فریاد و تکرار سه کلمه «مرگ بر آمریکا» دامن شما و مردم درمانده ایران را گرفته است. آخر در هزینه کردن پول خویش برای خرید پارچه و چوب و درست کردن پرچم آمریکا و اسراییل و سپس به آتش کشیدن این پرچمها، چه کسی جز ملت ایران زیان می بیند؟ بدانید و مطمئن باشید با مرگ بر آمریکا گفتن شما و یارانتان، هیچ خدشه ای به آمریکا وارد نمی شود؛ همچنان که در این 34 سال نشده است. اما کشور ایران مفلوک و درمانده شده و به دریوزگی افتاده است. 11/10/2013 تحلیل سیاسی

۱۳۹۳ شهریور ۳۱, دوشنبه

:: به یاد آر

قبل از اینکه ویدیو همراه متن را باهم ببینیم لازم به ذکر است که در خبرها داشتیم که حسن روحانی در مصاحبه اخیرش با شبکه تلویزیونی «ان‌بی‌سی» گفته است که: «گروهی می‌خواهند برای منافع دیگران یا منافع خود، انسانیت را زیر پا بگذارند. بر اساس معارف و فرهنگ اسلام، کشتن یک بی‌گناه به منزله کشتن انسانیت است» وی با اشاره به گروه «حکومت اسلامی» اظهار داشت: «کشتن بی‌گناهان مایه شرمساری برای آنها و موضوعی نگران‌کننده و قابل تاسف برای همه انسان‌ها و بشریت است».او در ادامه گفت که : «چه کسی می‌تواند تحمل کند انسان بی‌گناهی کشته شود. از نظر ما فرقی نمی‌کند، مسلمان باشد، مسیحی باشد، یهودی باشد یا هر دین دیگری داشته باشد، یا اینکه تابعیت کدام کشور را داشته باشد» حال باید به حسن روحانی یاد آور شد فراموش نمیکنیم پس از مهندسی شورای نگهبانی که حداکثر اعضای آن ۱۲ نفر است و بیشتر آنها منصوب خامنه ای هستند و به ریاست عنصری به نام جنتی با ۸۸ سن که برای جمعیت هفتاد میلیونی ایران تصمیم میگرند! و تایید صلاحیت افرادی که مد نظر خامنه ای بود و رد صلاحیت افرادی که با او موضع داشتند و او به خوبی نمیتوانست آنها را کنترل کند شما با چراغ سبز خامنه ای انتخاب شدید. آقای روحانی,البته که ما حافظه تاریخی خود را پاک نکرده ایم و به یاد داریم که شما حکم تیر و حکم ورود ناجا به کوی دانشگاه و حکم حصر آیت الله منتظری به خاطر مخالفت با خامنه ای رو امضا کرده اید و ۱۶ سال است که محرم راز و مشاور منصوب خامنه ای درامنیتی ترین نهاد کشور یعنی شورای عالی امنیت ملی بوده اید و جمله ها و عنوانهایی که شما راجع به مردم معترض ایران بکار برد که نه شایسته ملت ما بود و نه ناشی از اعتدال را خوب به خاطر داریم از جمله: »«اینها پست تر ازآنند که برانداز نام گیرند… عناصر فرصت طلب و آشوبگر…حرکت مذبوحانه…»»(پس از اعتراض های دانشجویی ۱۸ تیر) و از یاد نبرده ایم که پس از تقلب در انتخابات که میلیون ها هموطن فعال در جنبش مردمی برای اعتراض به دیکتاتوری به خیابان ها آمده بودند بسیاری از هموطنانمون همانند آقای محمد مختاری، آقای صانع ژاله و … به دست عوامل امنیتی خامنه ای هدف تیراندازی مستقیم به سر و قلب قرار گرفتند و کشته شدند و آقای موسوی و آقای کروبی همراه خانواده شان ربوده و زندانی شدند و گروگان گرفته شدند و بسیاری از هم میهنانمان توسط سپاه و گاردی ها بازداشت شدند آنوقت شما درگفت‌وگو با خبرنگار ایلنا راجع به حوادث ۲۵ بهمن و مردم معترض که به خیابان ها آمده بودند تاکید کردید: »«حرکت ضداسلامی و ضد ملی…وسیله‌ای برای انحراف افکار مردم منطقه…اقدامات نابخردانه و فتنه‌گرانه… به نفع استکبار و ضد انقلاب….رویداد کوچک…گروهی فریب خورده…حرکت ضدانقلابی….»»(پس از اعتراض های مردمی در ۲۵بهمن) حسن روحانی در گفتگو با خبرنگار ایلنا راجع به حوادث ۲۵ بهمن بعد از انتخابات: {” در روز ۲۵ بهمن عده معدودی به بهانۀ حمایت از مردم مصر و تونس به خیابان‌ها آمدند که متاسفانه با شعارهای ضد انقلابی، موجبات خوشحالی و بهره‌برداری آمریکا، رژیم صهیونیستی و ضدانقلاب را فراهم آوردند. حرکت ضداسلامی و ضد ملی ۲۵ بهمن از یک سو می‌خواست فریاد قاطعانه ملت ایران در روز ٢٢ بهمن را تحت‌الشعاع قرار داد و از سوی دیگر وسیله‌ای برای انحراف افکار مردم منطقه از دشمنان اصلی یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی و شکست اخیر آنان گردد.اقدامات نابخردانه و فتنه‌گرانه صورت گرفته در روز ٢۵ بهمن تنها به نفع استکبار و ضد انقلاب بود. به دنبال این موضوع متأسفانه ما شاهد بودیم که رسانه‌های خبری در سطح جهانی به‌جای توجه دادن به رویدادهای مهم منطقه که بیش از همه برای آمریکا و اسرائیل نگران کننده بود، توجه مردم جهان را به سمت رویداد کوچکی جلب کردند که بیش از همه موجبات خشنودی آمریکا و اسرائیل را فراهم ‌کرده بود.حرکت ۲۵ بهمن گروهی فریب خورده کاملاً محکوم است و قوه‌قضاییه باید براساس وظایف ذاتی خود نسبت به این حرکت ضدانقلابی اقدام نماید»” !} و به خاطر داریم پس از حضور در مجلس شورای اسلای به عنوان رئیس جمهور، حرکت میلیون ها هموطن معترض به تقلب در انتخاب احمدی نژاد را همانند خامنه ای «اردوکشی خیابانی»! نامیدید! یعنی همان مردمی که در راهپیمایی شرکت کردند سلاحشان فقط و فقط دستبندِ سبزشان و بیان حقیقت بود اما حکومتی ها با شلیک مستقیم، قلب و سر مردمی که در راهپیمایی شرکت کرده بودند را هدف قرار داند,مردم را از بالای پل به پایین پرت کردند,با ماشین از روی بدن هموطنانشان رد شدند,به دختران مسلمان هموطن خود در زندان تجاوز نمودند,ظرف چند روز آنقدر جوانان هموطنی که در راهپیمایی سکوت شرکت کرده اند را درزندانهای اوین و کهریزک شکنجه کردند که چندین نفر از آنها زیرشکنجه کشته شدند. آقای حسن روحانی شما با چه رویی میتوانید به صورت مادران ایرانی نگاه کنید و چنین جمله های ریاکارانه ای در گفتگو با خبرنگاران غربی بیان کنید. به یاد آرمادران فرزندان ایران زمین را : میم مثل مادر ندا آقا سلطان میم مثل مادر ستار بهشتی میم مثل مادر افشین اسانلو میم مثل مادر سعید زینالی میم مثل مادر فرشته علیزاده میم مثل مادر امیر جوادی‌فر میم مثل مادر ترانه موسوی میم مثل مادر سهراب اعرابی میم مثل مادر شبنم سهرابی میم مثل مادر کیانوش آسا میم مثل مادر فاطمه سمسارپور میم مثل مادر صانع ژاله میم مثل مادر یعقوب بروایه میم مثل مادر مبینا احترامی میم مثل مادر محمد مختاری میم مثل مادر تینا سودی میم مثل مادر محمد کامرانی میم مثل مادر مریم مهرآذین میم مثل مادر فرزاد کمانگر میم مثل مادر محسن روح‌الامینی میم مثل مادر فاطمه براتی میم مثل مادر رامین آقازاده میم مثل مادر شلير خضری میم مثل مادر مسعود هاشم زاده میم مثل مادر مریم مهرآذین میم مثل مادر امیرارشد تاجمیر میم مثل مادر شلیر خضری میم مثل مادر مصطفی کریم بیگی میم مثل مادر پریسا کلی میم مثل مادر پویا مقصود بیگی میم مثل مادر میلاد یزدان‌پناه میم مثل مادر ایمان نمازی میم مثل مادر فهیمه سلحشور میم مثل مادر رامین رمضانی میم مثل مادر فاطمه رجب پور میم مثل مادر احمد نجاتی کارگر میم مثل مادر محمد حسین برزگر میم مثل مادر فاطمه باقری نژادیان فرد میم مثل مادر اشکان سهرابی میم مثل مادر کسری شرفی و … میم مثل مادر همه جوانهای ایرانی که فرزندانشان برای دفاع از حقوق مدنی و شهروندی خود و اعتراض به دیکتاتوری خامنه ای به خیابان ها آمده بودند و خونشان به ناحق ریخته شد و بسیاری از این جوانان شجاع و میهن دوست با بدن های گلوله خورده زیر خروارها خاک آرامیده اند و فرصت نکردند که قبل از رفتن با مادران خود خداحافظی کنند و بگویند که چقدر اونها رو دوست دارند و هنوز هم دلتنگ صدای دلنشین لالای های مادران مهربانشان هستند و اما مادرانشان هنوز چشم به راه جگر گوشه هایشان هستند و غمی بس سنگین و تازه دارند و اینان همان عزیزانی هستند که خامنه ای به آنها میگوید:”چرا عذرخواهی نمی‌کنند “! میم مثل مادرانی که عزیزانشان در مدرسه مذهبی رفاه و دادگاه های ناعادلانه انقلاب اسلامی توسط خلخالی ها اعدام شدند، میم مثل مادرانی که جگرگوشه هایشان در اعدام زندانیان سیاسی دهه شصت توسط لاجوردی ها اعدام شدند،میم مثل مادرانی که فرزندانشان گوشت دم توپ جنگ طلبان اسلامی شدند که پس از فتح خرمشهر و اعلام آمادگی عراق برای پذیرش صلح واعزام هیتی از کشورهای غیر متعهد برای برقرای صلح همراه با خمینی فریاد ''جنگ جنگ تا پیروزی'' و''راه قدس از کربلا میگذرد'' سر دادند (از جمله خاتمی، روحانی و رفسنجانی) جنگی که خمینی هشت سال ادامه اش داد و بسیاری از فرزندان رشید ایران و نه آقازاده های آخوندها کشته شدند,میم مثل مادرانی که پاره تنشان در سال ۶۷ همراه با پنج هزار زندانی سیاسی به دست مصطفی پورمحمدی وزیر فعلی دادگستری دولت امید! و اعتدال! در «هیئت مرگ» اعدام شدند همان اعدام هایی که ابراهیم نبوی اصلاح طلب دیروزی و بنفش امروزی راجع به آن جنایت میگفت ''کسی یادش نیست، شما اصلا یاد کسی نیار آن سالها را، ولش کن. تمام شد''! آقای حسن روحانی، نکند آن کلیدی که از آن صحبت میکردید کلید درب باغ سبزی است که به خامنه ای نشان میدهید؟!حال سوال اینجاست که:هدف اصلاح طلبان سهم خواه حکومتی حال با هر رنگ و شکلی که میخواهند باشد، اصلاح چه چیزی است؟! اصلاح نظام دیکتاتوری و یا اصلاح مطالبه های به حق مردم؟! هموطنان عزیزم قضاوت با شماست. محمد رستگار جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳ لینک مستقیم

۱۳۹۳ شهریور ۸, شنبه

:: جلوگیری از آزادی محمد داوری پس از دوران محکومیت به بهانه داشتن یکبار مرخصی

محمد داوری، زندانی سیاسی که پس از پایان دوران محکومیت خود باید ۲۵ مرداد ماه از زندان آزاد می شد هنوز در زندان اوین به سر می برد. برادر این روزنامه نگار زندانی به کمپین بین اللملی حقوق بشر در ایران گفت که به دلیل مرخصی ۴۵ روزۀ این زندانی در سال ۱۳۹۲، او به ۴۵ روز حبس مضاعف و پرداخت ۳۰۰ هزار تومان جریمه محکوم شده است و به همین دلیل تاریخ آزادی او به تاریخ هفتم مهرماه موکل شده است. بیژن داوری، برادر این زندانی به کمپین گفت: «ما متوجه نمی شویم که چرا باید مرخصی محمد هم حساب شود، آخر مرخصی بوده واو خودش از زندان بیرون نزده است! طبق حقوق زندانیان هر زندانی می تواند در طول دوران حبسش به مرخصی بیاید. به محمد فقط یکبار در طول پنج سال حبسش مرخصی داده شد تا در مراسم ختم برادرش شرکت کند. محمد ۲۵ اسفند ماه سال ۱۳۹۱ پس از فوت برادرش به مرخصی آمد و اوایل اردبیهشت ماه ۱۳۹۲ نیز به زندان بازگشت.» بیژن داوری در خصوص نحوه مرخصی گفت: «در ابتدا به محمد چند روز مرخصی داده بودند که بعد وقتی تلفنی تماس گرفتیم تا مرخصی او را تمدید کنیم گفتند هر وقت خودشان خواستند به وثیقه گذار او تماس می گیرند تا خودش را به زندان معرفی کند. وقتی تماسی گرفته نشد محمد هم فکر می کرد مرخصی تمدید شده است تا اینکه از دادستانی به وثیقه گذارش تماس گرفتند تا خودش را به زندان معرفی کند، گفته بودند دیگر مرخصی جایز نیست و محمد هم به اوین برگشت.» برادر این زندانی ادامه داد: «اما وقتی خودش را به زندان معرفی کرده او را به دلیل غیبت از زندان به ۴۵ روز حبس که مجموع زمان مرخصی بوده و جریمه نقدی محکوم کردند.» محمد داوری، عضو سازمان معلمان ایران، جانباز جنگ و سردبیر وب سایت سحام نیوز(وابسته به مهدی کروبی)، در جریان حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ در تاریخ ۱۷ شهریور ماه سال ۸۸ بازداشت شد. بازداشت او پس از انتشار نامه ای که مهدی کروبی به رییس مجلس خبرگان پیرامون آزار زندانیان سیاسی در بازداشتگاه کهریزک نوشت صورت گرفت. او پس از انتشار این نامه بازداشت شد و تحت فشار و شکنجه قرار گرفت تا علیه مهدی کروبی در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران اقرار کند. مهدی کروبی در آن روزها طی نامه‌ای به دادستان تهران، مسئولیت تمام اسناد و فیلم‌هایی را که به عنوان مستندات وجود شکنجه و تجاوز جنسی در زندان‌های ایران ارائه کرده بود بر عهده گرفت و محمد داوری را تنها فیلمبردار مصاحبه‌ها عنوان کرد و گفت او هیج نقش دیگری در این ماجرا نداشته است. با این حال محمد داوری از سوی شعبۀ ۲۸ دادگاه انقلاب به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به ۵ سال حبس محکوم شد. او در حال حاضر در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد. برادر محمد داوری با اظهار اینکه به تعویق افتادن آزادی او ناعادلانه است به کمپین گفت:‌«ما متوجه نمی شویم وقتی مرخصی محمد با اجازه مسولان بوده و با اتمام دوران مرخصی نیز محمد خودش را به زندان معرفی کرده است چرا حالا باید اینطور تنبیه شود؟ این رفتار معنی دیگری جز آزار زندانی ندارد. ما و خود محمد امیدوار بودیم که ۲۵ مرداد ماه آزاد شود. حالا باید تا هفتم مهرماه صبر کند.» لینک مستقیم

۱۳۹۳ مرداد ۳۱, جمعه

سیمین بهبهانی: «اگر حرف‌هایم را نزنم، می‌میرم»

جمشید گلمکانی: در این فیلم ده دقیقه‌ای گزیده‌ای از حرف‌ها و شعرهای سیمین بهبهانی در دو سفرش به پاریس را می‌شنویم. بار اول در آوریل ۱۹۹۹ از ماجراهای قتل نویسندگان در قتل‌های زنجیره‌ای سخن گفت و برای حاضران چند شعر خواند. بار دوم در ژانویه ۲۰۰۹ به نمایندگی از زنان فعال “کمپین یک میلیون امضا برای رفع تبعیض جنسیتی” به پاریس رفت تا جایزه سالانه بنیاد “سیمون دوبووار” را بگیرد. بهبهانی از این بنیاد برای جایزه تشکر کرد، اما جایزه نقدی را نپذیرفت

۱۳۹۳ مرداد ۲۲, چهارشنبه

عصر یک‌شنبه ۱۹ مرداد برای ششمین بار در دو ماه اخیر آتش به جان پارک ملی گلستان در استان گلستان افتاد؛ آتشی که تا عصر دوشنبه ۲۰ مردادماه ده‌ها هکتار از این پارک را سوزاند. دلیل عدم حضور به موقع نیروها برای خاموش کردن آتش،سخت بودن دسترسی نیروها، خودروها و امکانات اطفای حریق به محل آتش‌سوزی عنوان شده است. به گفته اسماعیل مهاجر مدیرکل حفاطت محیط زیست استان گلستان این آتش‎سوزی به صورت عمدی اتفاق افتاده و به طور قطع توسط شکارچیان بوده است زیرا منطقه آتش‎سوزی شرایطی ندارد که مسافران و یا افراد عادی قادربه عبور از آنجا باشند. جواد سلیاری مدیر پارک ملی گلستان هم عصر روز دوشنبه به ایرنا گفت آتش سوزی در چهار جهت جغرافیایی بشدت در حال گسترش است. او نیز با قاطعیت بر مقصر بودن شکارچیان غیرمجاز تاکید کرده و گفته است: "شب گذشته حوالی ساعت ۲۴ در منطقه مرکزی پارک نور پروژکتوری مشاهده شد که با ردیابی ماموران خاموش شد و دارنده آن اقدام به فرار کرد". بنا به گزارش‌ها پس از آتش‌سوزی صدای تیراندازی در منطقه شنیده شده که نشان می‌دهد شکارچیان غیرمجاز از فرصت بوجود آمده و حضور ماموران در مهار آتش سوء استفاده می‌کنند و به شکار حیوانات می‌پردازند. گرچه آتش را شکارچیان به پا کردند اما عدم توانایی کافی درمدیریت بحران و مهار سریع آتش‌سوزی مانند دفعات گذشته انتقادات فراوانی را متوجه مسئولان کرده است. آتش‌سوزی‌های متعدد که پیش‌تر صدها هکتار از پارک ملی گلستان را خاکستر کرده بود، این بار هم بیش از ۲۰۰ هکتار از سرمایه محیط زیست کشور از بین برد تا بالاخره پس از ۲۴ ساعت،جواد سلیاری مدیرپارک به ایرنا خبر بدهد که "آتش از حوالی ساعت هفت عصر دوشنبه مهار شده و هم اکنون تنها نیروهای یگان حفاظت محیط زیست در منطقه حضور دارند." قدیمی‌ترین پارک ملی کشور، در معرض نابودی "با ستاد دفاع غیرعامل تماس گرفته شده، چنانچه آنها وارد عمل شوند، احتمال موفقیت و مهار آتش وجود دارد اما هنوز آنها نیز اقدامی نکرده‌اند. ستاد مدیریت بحران کمکی نکرده و تنها نامه‌نگاری کرده‌اند. تنها بالگردی که به منطقه آمده، بالگرد هلال‌احمر است که امکان حمل آب ندارد و تنها امدادرسانی انجام می‌دهد." این را اسماعیل مهاجر مدیرکل حفاظت محیط‌زیست گلستان، به روزنامه شهروند گفته و ادامه داده است: "پیش‌بینی درخصوص این‌که چه میزان از درختان پارک در آتش سوخته، امکان‌پذیر نیست چرا که هنوز آتش مهار نشده اما به نظر می‌رسد ۲۰۰ هکتار از جنگل‌های گلستان از بین رفته است." مهاجر از وضعیت پارک ملی گلستان ابراز نگرانی شدید کرده و گفته "این پارک با خون دل محیط‌بانان حفظ شده اگر مسئولان همت نکنند، این سرمایه ملی از دست خواهد رفت، زیرا گرما در منطقه زیاد است، باد می‌وزد و ارتفاعی که حریق در آن محدوده آغاز شده زیاد است و به گسترده شدن آتش کمک می‌کند. باید گفت فاجعه‌ای در راه است و درختان پهن‌برگ و اُرس درحال سوختن هستند." آتش سوزی پارک ملی گلستان قدیمی‎ترین پارک ملی ثبت شده در کشور که در بین استان های گلستان و خراسان شمالی و در مسیر جاده بین المللی تهران ـ گرگان ـ مشهد واقع شده است؛ تازگی ندارد، تابستان هر سال آتش به جان این سرمایه ملی می‌افتد و خاکسترش می‌کند با این حال مسئولان نه پیشگیری کرده‌اند و نه حتی توان کنترل و مهار آتش را دارند. مژگان جمشیدی فعال حوزه محیط زیست درباره دلایل آتش سوزی در پارک ملی گلستان، پیش‌تر به نامه‌نیوز گفته بود: "مسلم است مسافران عبوری، ارزش‌های پارک ملی را نمی‌دانند. خیلی از افراد که مقصدشان گلستان نیست و از ارزش‌های یک پارک ملی خبردار نیستند وقتی به محیط خوش آب و هوا می‌رسند طبیعتاً ماشین خود را کنار زده و بساط آتش و قلیان (کباب و چایی) به راه می‌اندازند. طبیعتاً این یکی از علت‌های آتش‌سوزی است. علت دیگر این است که وقتی آتش‌سوزی اتفاق می‌افتد تمام محیط بانان بسیج شده و به منطقه می‌روند. در این زمان شکارچیان خیلی خوشحال می‌شوند چون محیط بانان سرگرم خاموش کردن آتش هستند. پس به راحتی می‌توانند شکار کنند. این وسط یکسری شکارچیان سوء استفاده کننده خود اقدام به ایجاد حریق می‌کنند. وقتی آتش‌سوزی رخ می‌دهد همه (نیروهای هلال احمر، منابع طبیعی و...) برای خاموش کردن آتش بسیج می‌شوند و دیگر کسی به این فکر نیست که ممکن است یک قوچ یا گوزنی کشته‌شود." این فعال محیط زیست با انتقاد از عملکرد مسئولان اضافه کرده بود: "اگر سازمان بودجه و توان خرید یک هلیکوپتر ناقابل را ندارد، مشکلی نیست ولی سازمانی که می‌تواند عکس یوز را روی پیراهن تیم ملی فوتبال بزند و به دنیا عرضه کند، توپ با عکس گونه‌های در حال انقراض درست کند، نمی‌تواند یک هلیکوپتر برای سازمان بگیرد. چطور در انجام کارهای نمایشی موفق هستند؟ چرا نمی‌توانند یک هماهنگی با سپاه و ارتش برای سه ماه تابستان بکنند تا یک هلیکوپتر برای استان گلستان بگیرند. آتش سوزی این روزها در منطقه صخره‌ای بود و محیط بانان مستاصل مانده‌بودند. محیط بانان با زبان روزه در این گرمای وحشتناک پارک ملی گلستان با درجه رطوبت بالا باید آتش را خاموش می‌کردند. شب را تا صبح در منطقه بودند تا مجدداً آتشی روشن نشود." محمد سادات ابراهیمی، عضو فراکسیون محیط زیست مجلس هم تیرماه گذشته و در موارد پیشین آتش‌سوزی با اشاره به افزایش آتش‌سوزی‌ها در مناطق شکار ممنوع در فصل تابستان، از عدم احساس مسئولیت مسئولان انتقاد کرده و به فارس گفته بود: "متاسفانه با آتش‌سوزی‌های آنی در جنگل‌ها سرمایه ملی به باد فنا می‌رود و در این میان مسئولان اجرایی هیچگونه احساس مسئولیتی نمی‌کنند.در این میان اعتراض جدی به سازمان بحران‌ها وارد است که امکانات لازم را در مواقع ضروری و اضطراری در اختیار سازمان محیط زیست قرار نمی‌دهد." محیط‌بانان بی‌مزد و منت اما آتش‌سوزی‌ها اخیر تنها به محیط زیست نیست که صدمه وارد می‌کند، جان و سلامت محیط‌بانان این منطقه هم مورد تهدید قرار می‌گیرد چنانچه آتش‌سوزی اخیر پارک ملی گلستان باعث مصدومیت یکی از محیطبانان هم شده است. بنا بر گزارش‌ها این محیط بان به دلیل صعب العبور بودن منطقه با اسب برای مهار آتش در حال حرکت به سوی این منطقه بود که از ناحیه پا دچار حادثه و مصدومیت شده است. سلیاری مدیر پارک ملی گلستان هم با بیان اینکه «محیط بانان تنها افرادی هستند که از نخستین لحظات وقوع آتش در منطقه حضور یافته و تا پس از مهار و کنترل کامل آن نیز در منطقه باقی می‌مانند» گفته است: "هیچ کس از این قشر زحمتکش تقدیر و تشکری نمی کند و حتی مدتی است که حق ماموریت به آنان داده نمی شود و هزینه البسه خود را نیز بطور شخصی تامین می‌کنند." مژگان جمشیدی فعال محیط زیست پیش‌تر شرایط محیط‌بانان این منطقه را دشوار توصیف کرده و گفته بود: "تنها وسیله محیط بانان برای خاموش کردن آتش، یک تراکتور با مخزن آب و یک ماشین آتش‌نشانی قدیمی بود که تنها قابل استفاده در مناطق مسطح است. آتش‌سوزی یک باغچه یا جای کوچکی نیست بلکه چندین هکتار است که می‌سوزد. صحبت از کوه و دره و تپه است....اینجاست که هلیکوپتر به درد می‌خورد ومی‌تواند مخزن خود را از نزدیکترین سد، پر از آب کرده و در جاهای صعب العبور بریزند. یا دور آتش یا منطقه را خیس کنند تا آتش نتواند پیشروی داشته باشد. هر ساله شاهد همین وضعیت هستیم. من به عمر فعالیت‌های ۱۲ ساله خود در این زمینه دیدم هر سال جنگل‌ها دچار آتش سوزی می‌شوند. در حالی که هنوز مسئولین می‌گویند که امکانات و تجهیزات نداریم و کشور در وضعیت تحریم است." اغلب فعالان محیط زیست، جاده‌ای را که ازمیان پارک ملی گلستان می‌گذرد مقصر اصلی آتش‌سوزی در این منطقه می‌دانند. حسین آخانی گیاه‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه در همین رابطه می‌نویسد: "جاده ای که از وسط پارک می گذرد عاملی است که هم باعث کشتار جانوران می شود و هم به راحتی امکان ورود متخلفان و شکارچیان را به پارک فراهم می کند. از ریاست محترم سازمان انتظار داریم هر چه سریع تر برای حل مشکلات پارک ملی گلستان وارد عمل شوند. " بر اساس گزارش‌ها در حالی که هیات دولت پیش از این تصویب کرده که جاده از پارک ملی گلستان خارج شود و جاده جایگزین مورد استفاده قرار گیرد، وزارت راه هنوز به تعریض جاده ادامه می دهد. لینک مستقیم

۱۳۹۳ مرداد ۱۱, شنبه

:: اینجا ایران است! بی حجابی جرمی همپای تخریب جنگلهاست!

در ادامه پیشروی موج بی حجابی بین زنان، بخصوص زنان جوان، مکارم شیرازی گفت: "بی‌حجابی به جاهای رسوا و خطرناکی می‌رسد، باید به مردم فشار بیاورید." این مرجع تقلید از دولت جمهوری اسلامی می‌خواهد برای رعایت حجاب و افزایش جمعیت به مردم فشار بیاورد. و تاکید میکند که شل گرفتن بر مردم و قانع کردن آنها راه به جایی نمیبرد. خبرگزاری رسا، دوشنبه (۳۰ تیر / ۲۱ ژوئيه) از قول این استاد ارشد حوزه علمیه نوشت: "چرا درباره مسائلی مانند تخریب جنگل‌ها به متخلفان فشار می‌آورند و برای آنها مجازات سنگین تعیین می‌کنند اما درباره برخی دیگر از موضوع‌ها از اقناع صحبت می‌کنند؟" لینک مستقیم

:: زهرا زهتاب‌چی پس از نه ماه هنوز در انفرادی است …

زهرا زهتاب‌چی، کارشناس ارشد جامعه‌شناسی و پژوهشگر علوم اجتماعی، با وجود پایان یافتن بازجویی، همچنان و افزون بر ۹ ماه در سلول انفرادی محبوس است. زهرا زهتاب‌چی از مهر ۱۳۹۲ در بند نسوان ۲۰۹ زندان اوین بازداشت است. وی که مادر دو دختر خردسال است، در ۲۴ مهرماه سال گذشته همراه با همسرش (دکتر سیدجواد خوش‌نیت) توسط ماموران وزارت اطلاعات، بازداشت شد. همسر خانم زهتاب‌چی پس از سه هفته آزاد شد اما این محقق علوم اجتماعی، با وجود پایان تحقیقات مقدماتی کارشناسان وزارت اطلاعات، همچنان در انفرادی بسر می برد؛ و پرونده ی وی به دادگاه ارجاع داده نشده است. بازجوها خانواده ی وی را تهدید کرده بودند که اطلاع‌رسانی در مورد وضع او، عواقب وخیمی برای زهتاب‌چی به همراه خواهد داشت. وی هر دو هفته یک بار حق ملاقات کابینی با همسر و دو فرزندش را دارد. نگهداری طولانی مدت زهتاب‌چی در سلول انفرادی موجب آسیب‌های جسمی جدی بر وی شده است. این پژوهشگر علوم اجتماعی پیشتر نیز یک بار در سال ۱۳۸۸ و در پی انجام یک نظرسنجی برای جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران با موضوع نظرسنجی از مردم درباره‌ی نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم، توسط پلیس امنیت تهران دستگیر شده بود که پس از چند روز آزاد شد. لینک مستقیم

۱۳۹۳ مرداد ۸, چهارشنبه

:: "اروپا تا به حال میلیون‌ها دلار به القاعده باج داده است"

اخاذی از کشورهای اروپایی برای القاعده به تجارتی پرسود تبدیل شده است. القاعده با ربودن شهروندان اروپایی هربار مبالغ هنگفتی برای آزادی‌شان طلب می‌کند. به گزارش نیویورک تایمز این مبلغ در۶ سال اخیر ۱۲۵ میلیون دلار بوده است.به گزارش روزنامه نیویورک تایمز، القاعده با کشورهای اتحادیه اروپا مانند یک گروگان برخورد می‌کند؛ گروگانی که مجبور است برای آزاد کردن شهروندان خود از چنگ این گروه مبالغی میلیونی بپردازد و با همین پول‌ها ناخواسته به قدرت گرفتن هرچه بیشتر القاعده یاری رسانده است. بنا بر این گزارش بویژه شاخه القاعده در آفریقا از این بابت سودهای کلان برده است. بیشتر بخوانید این روزنامه در گزارشی که سه‌شنبه (۲۹ ژوئیه/۷ مرداد) منتشر کرد بسیاری از این موارد را با جزییات ذکر کرده است. برخی از این موارد پیش‌تر برای افکار عمومی روشن شده است، اما جزئیات برخی دیگر تاز‌ه ‌هستند. نیویورک‌ تایمز نوشته است که تنها در سال گذشته میلادی القاعده و گرو‌ه‌های هم‌کیش با آن ۶۶ میلیون دلار اخاذی کرده‌اند که بیشتر آن از کشورهای اتحادیه اروپا بوده است. القاعده و گرو‌ه‌های مشابه آن در گذشته از سوی برخی منابع معین حمایت مالی می‌شدند. اما اکنون پول‌هایی که+ از طریق اخاذی به دست می‌آیند، به یکی از منابع در‌آمد اصلی شبکه‌های تروریستی تبدیل شده است. این گروه‌ها به کمک این پول‌ها اعضای جدیدی به سوی خود جذب می‌کنند، سلاح می‌خرند و آموزش نظامی می‌دهند. بنا به گزارش نیویورک تایمز بیشتر این مبالغ به دست شبکه القاعده در شمال ‌آفریقا (مغرب)، یمن و گروه الشباب در سومالی رسیده است لینک مستقیم

۱۳۹۳ تیر ۱۶, دوشنبه

سومین فرزند انقلاب اسلامی ایران در عراق متولد می‌شود : سردار همدانی با اعلام تشکیل حزب الله عراق

سردار همدانی با اعلام تشکیل حزب الله عراق/ سومین فرزند انقلاب اسلامی ایران در عراق متولد می‌شود حتم بدانید که بعد از لبنان و سوریه و با تشکیل بسیج، سومین فرزند انقلاب اسلامی ایران در عراق متولد می‌شود. یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس گفت: ما بازماندگان گردان حضرت علی اکبر(ع) هستیم و همگی در برابر شهدا و ادامه راه و آرمان آنها مسئول هستیم. سردار "حسین همدانی" در مراسم یادبود سرداران، فرماندهان و شهدای گردان 154 حضرت علی اکبر(ع) لشکر 132 انصارالحسین(ع) همدان که شامگاه پنج شنبه 5 تیرماه در باغ موزه دفاع مقدس استان همدان برگزار شد، با بیان این مطلب افزود: برگزاری مراسم یادبود و بزرگداشت برای شهدا بسیار لازم و ضروری است، ولی آنچه که بیشتر از این یادبودها اهمیت دارد، اهداف و آرمان شهداست که باید سعی کنیم بیشتر به آنها بپردازیم و توجه داشته باشیم. حتم بدانید شهدا ما را در مجلس یادبود خودشان دعوت کرده اند و باید در این راستا خدا را شکر کنیم. ایثار و فداکاری و شجاعت شهدا، امروز به ثمر نشسته است وی خاطرنشان کرد: ایثار و فداکاری و شجاعت شهدا، امروز به ثمر نشسته است و این روزها، فراتر از مرزها شاهد تحقق آرمان‌های شهدا هستیم و بهترین دسته گلی که ما به وسیله آن می توانیم قدردان از خودگذشتگی آنها باشیم، ذکر صلوات برای آنهاست. این فرمانده دوران دفاع مقدس با اشاره به اینکه در فرهنگ بچه‌های جبهه فرستادن صلوات کلید رمزگشایی بود، افزود:وقتی بچه‌های اطلاعات و عملیات بعد از هفته‌ها و ماه‌ها به نتیجه نمی‌رسیدند سراغ صلوات می‌رفتند و راهکاری پیش رویشان عیان می‌شد. اگر می خواهیم پی به عظمت کار شهدا ببریم و ایثار و فداکاری‌ای که به خرج دادند را بیشتر درک کنیم، باید قدر امنیتی را که در کشور داریم، بیشتر بدانیم. امروز مردم عراق و سوریه و لبنان بهتر از هر کس دیگری می‌توانند برای ما بگویند که امنیت یعنی چه؟ آنها در حال حاضر بیشتر از هر چیز دیگری امنیت و آرامش می خواهند. امنیت امروز ایران اسلامی نتیجه ایثار شهداست وی با تاکید بر اینکه اگر ایثار و شجاعت شهدای گرانقدر نبود، امروز در کشور امنیت وجود نداشت، اظهار کرد: اگر شهدا نبودند، کشور ما هم مثل عراق و سوریه و افغانستان می‌شد. شهدای ما در تمام دنیا الگو و نمونه شده‌اند و همه ملت‌ها یاد گرفته‌اند که رمز پیروزی و موفقیت، ایستادگی و مقاومت در راه آرمان‌هاست. سردار همدانی به سن و سال کم و جوان بودن شهدا و فرماندهان در دوران دفاع مقدس اشاره کرد و افزود: در دوران جنگ کسانی بر مسند فرماندهی جنگ قرار گرفتند که 30 سال یا کمتر داشتند، ولی با همین سن و سال کم، ویژگی‌ها و امتیازاتی داشتند که سبب مدیریت عالی آنها شده بود. بطوریکه وقتی فرمانی را صادر می‌کردند نیروهای تحت امر اطاعت از فرمان آنها را بر خود واجب می‌دانستند. وی با اشاره به برخی شهدا و فرماندهان گردان حضرت علی اکبر(ع) همچون شهیدان سماوات، شکری‌پور، امیدی، مبارکی و دیگر شهیدان استان همدان، گفت: این فرماندهان در عین جوانی، خودشان را ساخته و پرداخته و پرورش داده بودند و همین خودسازی، عامل موفقیت و مدیریت آنها در جنگ بود. بصیرت، رمز پیروزی و موفقیت است سردار همدانی با تاکید بر اینکه حدود سه سال از بحران سوریه می‌گذرد، خاطرنشان کرد: مقام معظم رهبری بصیرت را رمز پیروزی و موفقیت می‌دانند و امروز مردم سوریه به بصیرت و آگاهی رسیده‌اند و در راه رسیدن به این آگاهی و پیروزی هم هزینه‌ها و خسارات بسیاری را متحمل شده‌اند.نبود بصیرت عامل مهم شکست ملت‌هاست و هر جا که در طول تاریخ از دشمن ضربه خورده‌ایم، به خاطر بی‌بصیرتی بوده است و هر جا که ملت به آگاهی رسیده‌اند، توانسته‌اند بر دشمنان خود غلبه کرده و پیروز شوند. این فرمانده دوران دفاع مقدس با تاکید بر اینکه برای ما، جنگیدن در شلمچه و سوریه فرقی نمی‌کند،افزود: در جنگیدن به دنبال هدفی والاتر هستیم که همان جنگ برای رضای خدا است و شهدای ما هم برای رضای خدا می‌جنگیدند. شهدای ما به بصیرت رسیده بودند و راه و مسیر و هدف خود را انتخاب کرده بودند. سردار همدانی به اجرای عملیات‌های پراکنده گروهک تروریستی داعش اشاره کرد و ادامه داد: این نیروها همانهایی هستند که وقتی در سوریه ناکام ماندند، وارد عراق شدند. اینها کارهای نیستند. اینها یک مشت جیره خوارند که توسط پادشاه عربستان و دار و دسته وی که آمریکایی هستند مدیریت و تغذیه می‌شوند. مدیریت حرکات تروریستی یکی است و تنها بازیگران عوض شده‌اند این فرمانده دوران دفاع مقدس ادامه داد: در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران هم، صدام یک نیروی فریب خورده و بازیگر بود. همان کسانی که امروز این حرکات تروریستی را مدیریت می‌کنند، در آن دوران هم از صدام استفاده کردند. آنها یک روز در سوریه، یک روز در لبنان و یک روز هم در عراق به دنبال ایجاد فتنه هستند و در همه این فتنه ها هم کارگردان و بازیگردان یکی است و فقط بازیگران عوض شده‌اند.در این دوران هم گروهکی را به اسم داعش علم کرده‌اند که خودشان کاره‌ای نیستند. یک مشت فریب خورده هستند که به بازی گرفته شده‌اند. وی با اشاره به نقش امت و امام در شکل گیری انقلاب گفتد: اگر امت یا امام هر کدام نباشند، انقلابی شکل نمی‌گیرد. امام راحل وقتی آمد، امت در صحنه بودند و انقلاب ما جریان پیدا کرد و این در شرایطی بود که بین دو قدرت جهانی بلوک غرب و شرق، کسی حتی جرات نفس کشیدن هم نداشت. رهبری امام(ره) متکی بر یاری امت بود که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی ایران شد. سردار همدانی مقاومت و پیروزی مردم سوریه را رمز بیداری و همراهی آنها دانست و اظهار کرد: امروز نتیجه عملکرد شهدای خود را می‌توانیم در سوریه ببینیم. در حال حاضر در سوریه نیروهای جوانی از برادران اهل سنت داریم که بهترین عملکرد مدیریتی و نظامی را دارند و عاشق امام و انقلاب و سپاه هستند. در سوریه یک مرکز مطالعاتی درست شده است که با جمع‌آوری و پیاده‌سازی بیانات مقام معظم رهبری و بررسی و تحلیل، آنها را در تصمیم گیری‌ها لحاظ می کنند و نتیجه هم می‌گیرند. در فهم صحیح موضوع تهاجم فرهنگی دچار انحراف شده‌ایم وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به بحث تهاجم فرهنگی گفت: متاسفانه ما تهاجم فرهنگی را در موضوعاتی مثل حجاب و مسائل دیگر خلاصه کرده‌ایم و از نکات اصلی و اساسی موضوع منحرف شده‌ایم. تهاجم فرهنگی واقعی را ما در سوریه دیدیم که چگونه با کار شبانه‌روزی و کار روی اعتقادات مردم، از ریشه و اصولی کار می‌کنند. دشمن برنامه داشت که طی سه ماه سوریه را بگیرد و در این مدت هم آنقدر کار رسانه‌ای و تبلیغاتی انجام داد که حتی برخی دانشگاه‌ها و اساتید ما هم اینطور اعلام می‌کردند که ما چرا باید به حزب بعث سوریه کمک کنیم!؟ اینقدر که کار فکری و فرهنگی دارد در این مباحث انجام می‌شود. سردار همدانی با تاکید بر اینکه جنگ سوریه جنگ سنی با سنی است، خاطرنشان کرد: در سوریه فقط یک درصد شیعه هستند، ولی رسانه‌ها طوری وانمود می‌کنند که انگار شیعه با سنی می‌جنگد. باید آگاه باشیم که اینها تهاجم فرهنگی واقعی است. وی با تاکید بر اینکه 10 هزار نفر از کسانی که مسلح شده بودند و با نظام سوریه می جنگیدند امروز بسیجی شده‌اند، افزود: در حال حاضر 100 نفر بسیجی آموزش دیده داریم که متقاضی حضور و جنگیدن در سوریه هستند و این در صورتی است که نیازی به اعزام نیرو نداریم. امروز حزب الله مثل خورشید در جهان می درخشد سردار همدانی با اشاره به اینکه حزب‌الله مثل خورشید در جهان می‌درخشد، گفت: نسل جوان امروز، همان نسل جوان دوران انقلاب و دفاع مقدس است. کشور عراق مملو از جوانان مسلمانی است که آماده مبارزه با متجاوزان و دشمنان هستند. وی افزود: خداوند وعده داده است که اگر مقاومت کنید و صبور باشید حتما پیروزی از آن شما است. بعد از لبنان و سوریه، در حال حاضر تشکل بسیج در عراق در حال شکل گیری و سازماندهی است. مسئولان عراقی دارند به این نتیجه می‌رسند که باید از مردم و نیروهای مردمی کمک بگیرند. سردار همدانی با تاکید بر اینکه در 14 استان سوریه بسیج شکل گرفته، افزود: حتم بدانید که بعد از لبنان و سوریه و با تشکیل بسیج، سومین فرزند انقلاب اسلامی ایران در عراق متولد می‌شود. دیگر این ایران نیست که مرگ بر آمریکا می‌گوید، بلکه همه ملت‌ها همصدا شده‌اند و شعار مرگ بر آمریکا سر می‌دهند. این فرمانده دوران دفاع مقدس با اشاره به اعتراف ژنرال های آمریکایی به قدرت ایران امروز، اظهار کرد: آنها نمی دانند که منشا این قدرت کجاست. در جبهه نظامی قوی و در جبهه فرهنگی آسیب‌پذیر هستیم وی افزود: امروزه ما در جبهه نظامی هیچ نگرانی نداریم و اصلا آسیب‌پذیر نیستیم. ایران نسبت به دوران هشت ساله دفاع مقدس، از نظر نظامی و نیروهای نظامی بسیار آماده تر و قوی تر است. سردار همدانی با ابراز نگرانی از آسیب‌پذیری در جبهه‌های فرهنگی گفت: باید مراقب باشیم و بدانیم که در جبهه فرهنگی و جنگ نرم آسیب‌پذیر هستیم و باید کار اساسی انجام دهیم. احزاب و گروه های سیاسی باید بدانند که پیروزی برای ما در گروی وحدت ماست. وی از منافع ملی به عنوان خط قرمز یاد کرد و ادامه داد: در زمان جنگ هم فرماندهان و نیروها از احزاب متفاوتی بودند ولی در جبهه همگی یکدل و یکصدا بودند و همین عامل وحدت رمز پیروزی ما بود. سردار همدانی در پایان با اشاره به اینکه وعده خدا حتمی است، اضافه کرد: خداوند وعده به پیروزی حق بر باطل داده است به شرطی که بر اساس دستورات دین با هم باشیم و وحدت داشته باشیم و دستورات قرآن را حاکم کنیم. در این صورت است که توفیق عاقبت بخیری را همچون شهدا به دست می آوریم. حزب الله عراق ، حسین همدانی کد خبر: ۱۹۱۷۹۷ منبع: خبرگزاری ایسنا

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۸, پنجشنبه

:: با میرحسین چه کنیم؟

روزآنلاین - محمد رهبر: در این هفته ها که قلب میرحسین موسوی گرفته بود، تب زود گذرِ یاد کرد از میرِ محصور در دنیای مجازی بالا گرفت و میرحسین که به حصر بازگشت این تب تند هم فروخفت و پرسش غمگینی بر جای ماند که پس از سه سال حصر با میرحسین موسوی که همچنان ایستاده، چه باید کرد و اصلا چه رابطه ای است میان این سو و آن طرف حصار. برای بسیاری از همراهان جنبش سبز، میرحسین موسوی مبدل به عذاب وجدان شده است و یک معضل اخلاقی. سال ۱۳۸۸ که حالا گویا قرنی از آن گذشته، نخست وزیر دوران جنگ که بسیاری از جوانان از او خاطره ای نداشتند، احساس خطر کرد و به انتخاباتی پاگذاشت که خطرش کمتر از جنگ نبود. هر چند کسی پیش بینی نمی کرد که بماند، تا آخر خط ایستاد و همچنان نیز. یادآوری این خاطره ی جمعی و آنچه بر سر رییس جمهور منتخب رفت، عذاب آور است و فراموشی و پس راندنِ این ابتلای روحی به اعماق متروک ذهن کاری است که ما آدمها، خوب از عهده اش بر می آییم. از قضا دشمنان موسوی به گونه ای معکوس همین راه فراموشی را می روند بااین تفاوت که محصورین برای ایشان به جای عذاب وجدان، سوهان روح هستند و تلاش بسیار می شود تا هیچ خبری از حصر به بیرون درز نکند و نام میرحسین و کروبی و رهنورد از دهانی شنیده نشود تا "زمان" کار خود کند و فراموشی همه چیز را در خود حل کرده و ببرد. بدترین اتفاقی که می تواند برای ساکنان آن سوی حصار بیفتد این است که مُبدل به مشکلی عاطفی شوند و تنها از سمت احساس از ایشان یادی کنیم و آهی کشیم و همین. خصلتِ سودا زده ی ایرانی توانایی بسیاری دارد تا عقلانی ترین امور را به کنج اشک و ندبه براند و همه ی خاصیتش را در دستمالی بچلاند و به دور ریزد. با گذشت سه سال از حصر این بیم می رود که جنبش سبز به عنوان بزرگترین حرکت دموکراسی خواهانه و مدنی تاریخ معاصر ایران، مبدل به کوششی برای آزادی به قید وثیقه با شرط ندامت از سوی محصورین شود. متاسفانه دولت حسن روحانی قدر سرمایه ی جنبش سبز را که تا کنون ندانسته است. تکنیکِ خواهش و تمنا برای رعایت حال زندانیان و سر آخر وعده ی سرخرمنِ پیگیری و سپردن عاقبت امور به زمان و فراموشی، تغافل است نه تدبیر. پیگیری نکردن جرایم احمدی نژاد و نگفتنِ عمق فجایعی که دولتِ کودتا پدید آورد و سکوت ممتد در قبال توقیف مطبوعات و از آن بدتر خودسر بودن وزارت اطلاعات که زیر مجموعه ی دولت است هم البته که اعتدال نیست. دیر نخواهد بود که دولت روحانی به همان بن بست تدارکاتی بودن خواهد رسید، منافع بی حد و مرز سپاه پاسداران و بی عدالتی قوه ی قضاییه فاسد این امکان را نخواهد داد که اصلاحات با شیوه ی میخ و نعل به پیش رود. در چنین شرایطی باید به مردمی اتکا کرد که رای داده اند. از بد حادثه رای روحانی سرشار از بی اعتمادی است و بهترین راه اعتماد سازی نزدیکی به معتمدان مردم است. دولت روحانی بهتر است تا گشایش حصر را نه به عنوان معضلی اخلاقی بلکه به مثابه ی یک پروژه عظیم سیاسی و ملی دنبال کند و گزارش اقداماتی که تا به حال انجام داده را مستقیما با مردم در میان گذارد. گفتن بی پروا از میر حسین موسوی و کروبی و رهنورد و اینکه سه سال حصر بی هیچ محاکمه و دفاعی، غیر قانونی و ظالمانه است، وظیفه ی حسن روحانی است که حقوقدان است و سرهنگ نیست.