علم الهدی ،این موجود ناشناخته که نسبتش به آدمی توهین به آدمی است چندی پیش زبان در دهان چرخاند و نظری از دهان نامبارکش برون داد.از بزرگ مردی سخن گفت که شاید بزرگیش در تاریخ کشور کم نظیر باشد.از امیری سخن بر زبان راند که تاثیر رفتار و کردار کوتاه مدتش سالیان متمادی بر تاریخ این مرزوبروم تاثیر گذاشت .این موجود که نقش خطیب جمعه را در مشهد ایفا می کند اظهار داشت که: " همين موضوع باعث شد اميركبير در زمان تاسيس دارالفنون تدريس و آموزشهاي ديني را منع كند و به عنوان يك اصل قرار دهد زيرا بر اين باور بود كه آموزشهاي ديني باعث رشد نكردن فناوري ميشود. بر همين اساس اميركبير دو نفر ضد خدا و مخالف دين را در راس دارالفنون قرار داد تا از نفوذ دين در آنجا جلوگيري کند و به همين دليل سكولارسازي در جامعه سياسي و فرهنگي نفوذ كرد." شاید نیازی نباشد که از کرده ها و تلاشها و دستاوردهای بزرگ این امیر بزرگ ایرانی در این چند سطر یادی کنم اما نیاز است که به این خشکه مغزان بگویم که تاریخ ایران آمیخته شده با نام بزرگانی چون امیر کبیر.چندان نیازی نمی بینم که پیرامون سخنان این خرافه پرست توضیح یدهم اما به نظرم لازم است در مورد مواضعی که پیرامون این اظهار نظر بیان گشته سخنانی گفته شود .نام امیر کبیر طلایه دار پیشرفت و عظمت ایران است و در این میان نگاه امیر بی شک نگاهی فرا مذهبی به مسائل بوده است.امیر از ریشه های عمیق روحانیت در میان مردم به نیکی آگاه بود و عمیقا می دانست که این روحانیت فاسد با تمام توان در مقابل پیشرفت و تعالی کشور سدی بپا خواهد کرد .پس شاید بتوان از تقابلی که امیر درحدود دو قرن پیش با رشد خرافه داشت وی را طلایه دار حرکتی از این دست دانست . اما در این میان برخی بر رفتار امیر با بابیان خرده می گیرند و آن را عملی ناپسند جلوه می دهند .این امر نیز خود تحریفی بزرگ است.همان گونه که پیشتر اشاره کردم امیر نگاهی مذهبی به رخدادها نداشت و چه بسا بر این باور بود که چنانجه مذهبی بتواند در مقابل روحانیت فاسد آن دوران بایستد از آن نیز حمایت می کرد اما برخورد و موضع گیری امیر زمانی شکل گرفت که سه تن از پیروان باب علم مبارزه برافراشتند. ملا حسین بشرویه ای که نخست شیخی بود که باب الباب لقب داشت دیگر ملا محمد علی بارفروشی معروف به قدوس و سومی ملا محمد علی زنجانی ملقب به حجت بود. در چنین اوضاعی دیگر بحث مذهب و شریعت نبود بلکه یک مبارزه سیاسی با نام مذهب در حال شکل گیری بود که امیر با درایت و جسارت بی بدیلش پاسخی قاطع به این رفتار داد. یادش گرامی و نامش همچون لقبش بزرگ و جاودان باد
۱۳۸۹ آبان ۲۹, شنبه
علم الهدی بدان که امیر کبیر نامی است به وسعت تاریخ ایران
علم الهدی ،این موجود ناشناخته که نسبتش به آدمی توهین به آدمی است چندی پیش زبان در دهان چرخاند و نظری از دهان نامبارکش برون داد.از بزرگ مردی سخن گفت که شاید بزرگیش در تاریخ کشور کم نظیر باشد.از امیری سخن بر زبان راند که تاثیر رفتار و کردار کوتاه مدتش سالیان متمادی بر تاریخ این مرزوبروم تاثیر گذاشت .این موجود که نقش خطیب جمعه را در مشهد ایفا می کند اظهار داشت که: " همين موضوع باعث شد اميركبير در زمان تاسيس دارالفنون تدريس و آموزشهاي ديني را منع كند و به عنوان يك اصل قرار دهد زيرا بر اين باور بود كه آموزشهاي ديني باعث رشد نكردن فناوري ميشود. بر همين اساس اميركبير دو نفر ضد خدا و مخالف دين را در راس دارالفنون قرار داد تا از نفوذ دين در آنجا جلوگيري کند و به همين دليل سكولارسازي در جامعه سياسي و فرهنگي نفوذ كرد." شاید نیازی نباشد که از کرده ها و تلاشها و دستاوردهای بزرگ این امیر بزرگ ایرانی در این چند سطر یادی کنم اما نیاز است که به این خشکه مغزان بگویم که تاریخ ایران آمیخته شده با نام بزرگانی چون امیر کبیر.چندان نیازی نمی بینم که پیرامون سخنان این خرافه پرست توضیح یدهم اما به نظرم لازم است در مورد مواضعی که پیرامون این اظهار نظر بیان گشته سخنانی گفته شود .نام امیر کبیر طلایه دار پیشرفت و عظمت ایران است و در این میان نگاه امیر بی شک نگاهی فرا مذهبی به مسائل بوده است.امیر از ریشه های عمیق روحانیت در میان مردم به نیکی آگاه بود و عمیقا می دانست که این روحانیت فاسد با تمام توان در مقابل پیشرفت و تعالی کشور سدی بپا خواهد کرد .پس شاید بتوان از تقابلی که امیر درحدود دو قرن پیش با رشد خرافه داشت وی را طلایه دار حرکتی از این دست دانست . اما در این میان برخی بر رفتار امیر با بابیان خرده می گیرند و آن را عملی ناپسند جلوه می دهند .این امر نیز خود تحریفی بزرگ است.همان گونه که پیشتر اشاره کردم امیر نگاهی مذهبی به رخدادها نداشت و چه بسا بر این باور بود که چنانجه مذهبی بتواند در مقابل روحانیت فاسد آن دوران بایستد از آن نیز حمایت می کرد اما برخورد و موضع گیری امیر زمانی شکل گرفت که سه تن از پیروان باب علم مبارزه برافراشتند. ملا حسین بشرویه ای که نخست شیخی بود که باب الباب لقب داشت دیگر ملا محمد علی بارفروشی معروف به قدوس و سومی ملا محمد علی زنجانی ملقب به حجت بود. در چنین اوضاعی دیگر بحث مذهب و شریعت نبود بلکه یک مبارزه سیاسی با نام مذهب در حال شکل گیری بود که امیر با درایت و جسارت بی بدیلش پاسخی قاطع به این رفتار داد. یادش گرامی و نامش همچون لقبش بزرگ و جاودان باد
۱۳۸۹ آبان ۲۷, پنجشنبه
دروغ های برگزیده هفته گذشته
کامران دانشجو، وزیر علوم: هر اندیشهای در دانشگاه میتواند در قالب کرسیهای آزاداندیشی ارایه شود./ ایرنا
علی خامنهای: صحنهگردانان اصلی فتنه سال ۸۸ به دنبال تسخیر ایران بودند. / ایرنا
محمود احمدینژاد: پشم و پیل همه قدرتهای غربی ریخته است./ ایسنا
محمدرضا رحیمی، معاون اول احمدینژاد: در دولت احمدینژاد جوانان به سادگی صاحب خانه میشوند./ فارس
رضا تقوی، رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور: احمدینژاد یکی از عوامل نشاط فوقالعاده در استان تهران است./ فارس
مرتضی تمدن، استاندار تهران: به لطف خدا امروز فتنهگران بی آبرو شدهاند ولی کوچکترین وقفهای در خدمت رسانی ایجاد نشده است./ فارس
حبیبالله عسگراولادی، دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری: رقابت بین اصولگرایان رقابت در سبقت در خیرات است./ ایسنا
آیتالله نوری همدانی: مسئولان ما به هر کشوری که سفر میکنند مورد تجلیل و تکریم و تقدیر قرار میگیرند./ ایسنا
احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران:
روحانیت هرگز صنفی، جناحی و یک شغل و قشر نیست./ ایسنا
محمدنبی حبیبی، دبیرکل حزب موتلفه اسلامی:
اوباما فریب سران فتنه را خورد و سران فتنه هم طمع به کمک آمریکا کردند./ ایسنا
آیتالله نوری همدانی:
پیروی از ولایت فقیه انسان را به مقصد الهی میرساند./ عصر ایران
سید احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران: دائما در سه سال اخیر می شنوم كه اقتصاد كشور چنن و چنان می شود، اما به حمد الله در هچ عرصه ای كشور بحران زده نشده است./ ایرنا
رضا جعفری، سرپرست دادسرای مبارزه با جرایم رایانهای: نبود تجهیزات لازم موجب شد تا در جریان فتنه سال گذشته بسیاری از سایتها سوءاستفاده کرده و اخبار کذب منتشر کردند./ آفتاب
كامران دانشجو، وزیر علوم تحقیقات و فناوری: مطرح کردن فرار مغزها توهین به دانشگاهیان است؛ پیشرفت علمی كشور 11 برابر دنیاست./ آفتاب
احمدینژاد: تمام بشریت امروز مدیون ایثارگران ایران است./ ایسنا
ناصر موسوی، نماینده مجلس: مردم با مشاهده فتنه ۸۸ که توسط اصلاحات انجام شد، از آنها قطع امید کرده و متوجه شدند هدف آنها زیرسلطه بردن مجدد مردم ایراناست
مجتبی ذوالنور، جانشین نماینده ولیفقیه در سپاه: محمود احمدینژاد در حالی به لبنان سفر کرد که تهدید به ترور و دستگیری شده بود./ مهر
علی قاضی عسگر، نماینده ولیفقیه در امور حج: دین اسلام هیچ تفاوتی میان زن و مرد قائل نیست و تنها برتری بین این دو را تقوا میداند./ مهر
علی سعیدلو، رئیس سازمان تربیت بدنی: پیشرفت ورزش در دولت نهم و دهم برابر ٥٠ سال گذشته بوده است./ ایسنا
محمود احمدینژاد: ملتهای جهان فوج فوج بهسوی آرمانهای ملت ایران در حال حرکتند./ آفتاب
مرتضی تمدن، استاندار تهران:هیچ فاصله ای میان نسل جدید با نسل تسخیر کننده لانه جاسوسی وجود ندارد./ ایرنا
۱۳۸۹ آبان ۲۵, سهشنبه
به جرم مخالفت با دولت و کودتا22 خرداد حذف نام و تصویر زندانیان دوران شاه از موزه عبرت
«این روزها بازدید كنندگان موزه عبرت(کمیته مشترک زمان شاه و زندان توحید در جمهوری اسلامی) در ویترینهای نصب شده در ورودی این موزه با غیبت تصویر و عكسهای بازسازی شده شكنجه تعدادی از رهبران انقلاب اسلامی در زمان شاه، از جمله آیتالله هاشمی رفسنجانی روبرو شده اند. جای این عکس ها را تصاویری پر کرده اند که هیچ ربطی با مبارزات دوران شاهنشاه ندارند.»
در موزه عبرت مجسمههایی ساخته و به نمایش گذاشته شده که وضعیت زندانیان سیاسی دوران شاه را به نمایش می گذارد و اسامی و عكسهای افرادی كه در این زندان بازداشت بودهاند روی دیوارهای این زندان نصب شده است. از جمله عکس علی خامنه ای که گویا چند هفته در زمان شاه به دلیل سخنرانی بازداشت شده و سپس، بی آن که حتی یک سیلی در دوران بازداشت بخورد به بلوچستان تبعید شد که بعد از مدتی به مشهد رفته و در آنجا در یک خانه معمولی بدون هیچ ممنوعیتی زندگی می کرد. آیت الله واعظ طبسی که روحانی جا افتاده و نسبتا سرشناسی در خراسان بود، همه گونه امکانی را دراختیار او گذاشته بود. چاپلوسان این سابقه را برای وی تبدیل به شناسنامه مبارزه و مقاومت و شکنجه کرده اند!
موزه باصطلاح عبرت، که هرکس از آن عبرت گرفته باشد، رهبران جمهوری اسلامی از آن عبرت نگرفتند و در همین زندان – در دهه 1360- و اکنون نیز در اوین، جنایاتی نه تنها مشابه، بلکه هولناک تر از آن را مرتکب شده و می شوند، ابتدا با حذف نام و تصویر زندانیان و شکنجه شدگان غیر مذهبی افتتاح شد. اکنون با حذف نام و تصویر و مجسمه زندانیان مذهبی و روحانی که مخالف کودتای 22 خرداد هستند این سانسور تکامل پیدا کرده و بعید نیست که در آینده عکس شکنجه گران کنونی بعنوان قهرمانان زندان های جمهوری اسلامی، جانشین بقیه عکس ها و نام های کنونی و باقی مانده در موزه عبرت شود.
۱۳۸۹ آبان ۲۴, دوشنبه
کمیته بین المللی وکلای مدافع حقوق بشر، خواستار آزادی پنج وکیل بازداشتی در تهران شد
جرس: در واکنش به دستگیری پنج تن از وکلای دادگستری طی روزهای اخیر در تهران، تشکل «کمیته بین المللی وکلای مدافع حقوق بشر»، این اقدامات را "مغایر موازین و استانداردهای بین المللی و حتی قوانین جمهوری اسلامی" دانسته و ضمن محکومیت بازداشت های جمعی و غیر قانونی این وکلا، خواستار آزادی بدون قید و شرط تمامی آنها شد.
کمیته بین المللی وکلای مدافع حقوق بشر، در صفحه فیس بوک خود، با اشاره به بازداشت این وکلا آورده است:
"...سه وکیل دادگستری ایرانی، در فرودگاه بین المللی تهران خودسرانه و برخلاف ابتدایی ترین اصول حقوقی توسط مامورین امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه ٢٠٩ زندان اوین منتقل شده اند. به گفته دولت آبادی دادستان تهران، دو وکیل دیگر نیز امروز در همین ارتباط بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شده اند.
هاجر( سارا) صباغیان، مریم کرباسی و مریم کیان ارثی، وکلایی هستند که روز گذشته به هنگام بازگشت از ترکیه، در فرودگاه بین المللی تهران بازداشت شده اند. این اقدام خودسرانه ماموران امنیتی در حالی انجام می گیرد که برابر ماده 117 قانون آیین دادرسی کیفری، تنها در دو هنگام می توان متهمی را بدون احضار کتبی بازداشت کرد. نخست آن که فرد، متهم به ارتکاب جرایم سنگینی شده باشد که مجازات قانونی آن ها قصاص،اعدام و قطع عضو است و دیگر آن که محل اقامت و شغل او معلوم نبوده و اقدامات دستگاه تعقیب نیز برای دست یابی به او به نتیجه ای نرسیده باشد.
بی تردید هم محل اقامت و شغل بازداشت شدگان فوق در مقام وکلای دادگستری مشخص بوده و هم جرایمی که دادستان تهران آن ها را متهم به آن کرده، در زمره ی جرایمی نیست که مجازات اعدام و یا قصاص داشته باشد. لذا بازداشت شبانه وکلای دادگستری در تهران نه تنها مغایر موازین و استانداردهای بین المللی است، بل که با قوانین داخلی خود جمهوری اسلامی نیر منافات دارد.
کمیته بین المللی وکلای مدافع حقوق بشر با تاکید بر این اصل حقوقی که هیچ فردی را نمی توان خود سرانه و بدون ادله کافی، دستگیر و بازداشت کرد، دستگیری جمعی و غیر قانونی وکلای دادگستری در ایران را شدیداً محکوم می کند و خواستار آزادی بدون قید و شرط تک تک آن ها می باشد.
کمیته بین المللی وکلای مدافع حقوق بشر همچنین از هیات مدیره ی کانون وکلای دادگستری ایران می خواهد تا بیش از این نسبت به سرکوب گسترده وکلای دادگستری، سکوت نکنند و به مثابه یک نهاد مستقل صنفی، عهده دار ابتدایی ترین وظایف خود باشند.
این کمیته همچنین از کانون بین المللی وکلای دادگستری می خواهد تا هر چه سریع تر با اعزام گروهی مستقل از وکلای دادگستری به ایران، اقدامات لازم به منظور پیگیری وضعیت وکلای زندانی ایرانی انجام دهد.
از کمیته و کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل نیز می خواهیم تا نسبت به روند سرکوب وکلای دادگستری در ایران، موضع ای شفاف و قاطع داشته باشند و اجازه ندهند هیات های اعزامی جمهوری اسلامی با نام و عنوان حقوق بشر بیش از این در محافل بین المللی، وجدان های آزادی خواه جهان را به سخره بگیرند.
این کمیته همچنین از تمامی سازمان ها و نهادهای بین المللی حقوق بشری و نیز کانون های وکلای دادگستری تمام کشورها می خواهد تا در برابر روند سازمان یافته و شرم آور سرکوب وکلای دادگستری در ایران ساکت نباشند و حاکمان ناقض حقوق بشر در ایران و نیز نمایندگان رسمی این دولت در خارج را مورد بازخواست های خود قرار دهند.
کمیته بین المللی وکلای مدافع حقوق بشر
گفتنی است هم اکنون وکلای مدافعی چون نسرین ستوده و محمد اولیایی فر، به دلیل تلاش در جهت احقاق حقوق موکلان خود و همچنین دفاع از حقوق شهروندان، در زندان به سر می برند و طی چند سال اخیر جمع زیادی از وکلا و دفاتر وکالت، مشمول توقیف و حبس و تعقیب و تهدید قرار گرفته اند.
۱۳۸۹ آبان ۲۳, یکشنبه
گزارش دریافتی از پالایشگاه خان گیران خراسان انفجار فاجعه بار، در مسیر لوله گاز سرخس- ترکمنستان
من کارمند پالایشگاه خان گیران خراسان رضوی هستم. این گزارش را در رابطه با انفجار خط انتقال گاز برای شما ارسال می کنم تا منتشر کرده و ضمن آگاه ساختن مردم، با سانسور اخبار و رویدادهای کشور مقابله کنم.
بیش از یک ماه از وقوع این سانحه سپری شده است ولی به علت اهمیت و گستردگی فاجعه همچنان روی آن سرپوش گذاشته اند و آنها که جلوی انتشار اخبار آن را گرفته اند بانیان این جنایت اند. در واقع لجام گسیختگی و عدم نظارت بر واگذاری پروژه ها به سپاه و نیروهای حامی دولت عامل اصلی چنین فجایعی می باشد.
انتقال گاز از خانگیران به مشهد و از مشهد به شمال کشور، توسط دو لوله قطور 36 اینچی صورت می گیرد. این لوله ها به صورت موازی و با فاصله 15 متری ، گاز مورد نیاز نیروگاه های توس مشهد – کارخانه قند شیروان- و نیروگاه نکا و چندین مرکز بزرگ صنعتی دیگر را در این مسیر تامین می کند.
محل انفجار، منطقه ای بین مشهد و سرخس،"مزدوران" می باشد و علت آنهم ایجاد خط جدید 40 اینچی برای انتقال گاز به ترکمنستان بوده است.
این خط می بایستی از زیر دو خط 36 اینچی عبور داده می شد و برای اجرای این پروژه از ماشین بزرگی شبیه جرثقیل به نام "سای بن" استفاده می شود.
در اجرای چنین پروژه هایی می بایستی وقتی کار به نزدیک خطوط تلاقی می رسد، شیر فلکه های خط با هماهنگی مسؤولان ذیربط بسته و پس از اتمام و طی مراحل تست نهایی، مجددا بازگشایی گردد. پیمانکار پروژه که جهاد "نصر" تحت امر قرارگاه "خاتم الانبیاء" می باشد، این بار هم بدون کوچکترین فکر و احساس مسؤولیت، درحالی که گاز در دوخط ذکر شده جریان داشته است، اقدام به خاک برداری و لوله کشی توسط "سای بن" می نماید که در حین حرکت سای بن، زمین نشست می کند و ماشین عظیم الجثه روی لوله 36 اینچی سقوط کرده و باعث تخریب لوله و نشت گاز و سپس انفجار می گردد. شدت و قدرت انفجار به حدی بود که انسانها و ماشین هایی را که تا فاصله 800 متری از محل انفجار بودند، بطور کامل سوختند.
درنتیجه این انفجار، جز تخریب تجهیزات و ادوات موجود در محل، 20 نفر منفجر شدند که فقط بخشی از استخوان های آنها بدست آمد. تا امروز نه آماری از تعداد نابود شده ها اعلام شده و نه در این فاجعه کسی مورد سوال و بازخواست قرار گرفته است و تاسف آور اینکه زمانی که یک هیأت برای بررسی به منطقه اعزام شده بود- که در بین آنها نمایندگان پیمانکار هم (سپاه) حضور داشتند – یکی با رذالت تمام زیر لبی به دیگری می گفت: خوب است که شدت انفجار همه را گمنام کرده است...
منبع خبرازپیک نت
اشتراک در:
پستها (Atom)
