۱۳۸۹ بهمن ۳۰, شنبه

همسر خامنه ای گفته: خدا لعنت کند این سه شیخ را یزدی- جنتی- مصباح را


سلام- دختر حداد عادل که عروس خامنه ای و همسر مجتبی خامنه است در محفلی خصوصی مطالبی را گفته است که این روزها کسانی در بیت رهبری یواشکی در گوش هم آن را نجوا می کنند. او گفته است "خانم (همسر خامنه ای) این روزها مثل ماه گرفته هستند. می گوید: ظهر 22 خرداد 88 وقتی عده ای خبر پیروزی موسوی را به آقا دادند نمی گویم آقا ناراحت نشدند، خیلی هم ناراحت شدند، اما با این وجود گفتند وزارت کشور نتیجه انتخاب موسوی را بی سر و صدا و بتدریج اعلام کند. خدا نبخشد مصباح و جنتی و یزدی و چند نفر دیگر را که آن روز این آش را پختند. حالا هاشمی هی پیغام میدهد که آقا ما که گفتیم ولی شما گوش نکردید . حالا لااقل اجازه بدهید ما طرف مردم را بگیریم. حالا آقای عادل هم این روزها سست شده و می گوید وقتی زن هایی را می بینم که ترکموتور شوهرشان نشسته اند به خودم می گویم ای کاش یک زندگی ساده مثل آن ها داشتم.

۱۳۸۹ بهمن ۲۹, جمعه

میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در بازداشت خانگی / محافظان عزل شده‌اند


بی‌خبری مطلق از وضعیت نخست‌وزیر امام و نگرانی مردم

جمعه, ۲۹ بهمن, ۱۳۸۹
چکیده :حصر خانگی مهندس میرحسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد که از روز 25 بهمن آغاز شده است، از روز 27 بهمن ماه کامل شده و با قطع آخرین ارتباطات محدود آنها، هیچ اطلاعی از وضعیت و سلامتشان در دست نیست. اکنون محافظان موسوی از محافظت وی عزل شده و نیروهای امنیتی که جای آنها را گرفته‌اند، تنها مسئول و مطلع از سلامت موسوی و رهنورد...


کلمه: حصر خانگی مهندس میرحسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد که از روز ۲۵ بهمن آغاز شده است، از روز ۲۷ بهمن ماه کامل شده و با قطع آخرین ارتباطات محدود آنها، هیچ اطلاعی از وضعیت و سلامتشان در دست نیست. اکنون محافظان موسوی از محافظت وی عزل شده و نیروهای امنیتی جای آنها را گرفته‌اند.
گزارش خبرنگاران کلمه حاکی است محل محافظان موسوی که در کنار منزل مسکونی ایشان قرار دارد، اکنون توسط نیروهای جدید امنیتی که مشخص نیست وابسته به کدام نهاد هستند، اشغال شده است. تمامی محافظان موسوی از محافظت عزل شده‌اند و معلوم نیست کجا هستند. کیوسک نگهبانی که از سالها قبل در ابتدای کوچه قرار دارد و معمولا یک نگهبان در آن بود، در حال حاضر خالی است و نگهبانی که به طور معمول سر کوچه بود، دیگر در آنجا حضور ندارد.
همچنین چنان که در اخبار نیز آمده است، ابتدای کوچه‌ی بن‌بست اختر در خیابان پاستور که منزل میرحسین موسوی در آن واقع است، همچنان با یک اتومبیل ون مسدود است، به طوری که دو طرف ون با دیوار و کیوسک نگهبانی در تماس است و هیچ‌کس نمی‌تواند از کنار آن رد شود.
شاهدان عینی به کلمه گفته‌اند که این اتومبیل ون، سرنشینانی دارد که صورت خود را با ماسک‌های مخصوص آلودگی هوا پوشانده‌اند و اگر کسی به سر کوچه‌ی اختر مراجعه کند، به سرعت چند نفر از آن پیاده می‌شوند و فرد را مورد بازجویی قرار می‌دهند. شیشه‌های این ون کاملا سیاه است و درون آن اصلا دیده نمی‌شود.
دختران موسوی و رهنورد که تا پیش از این هر روز با آنها دیدار حضوری و یا حداقل تماس تلفنی داشته‌اند، اکنون علی‌رغم همه‌ی تلاش‌هایی که به عمل می‌آورند، قادر به کسب هیچ‌گونه خبری از وضعیت پدر و مادر خود نیستند و ماموران مستقر در اطراف خانه، اجازه‌ی نزدیک شدن به محل سکونت والدین‌شان را به آنها نمی‌دهند. ماموران امنیتی به دختران موسوی گفته‌اند که از طرف دادستان، مامور حصر آقای موسوی هستند، اما از ارائه‌ی هرگونه کارت، نامه و حکم در این باره خودداری می‌کنند.
منابع کلمه، شمار نیروهای امنیتی را که اکنون در اطراف کوچه و خیابان محل سکونت موسوی و رهنورد مستقر هستند، نمی‌توانند برآورد کنند، اما می‌گویند که نیروهای امنیتی به تعداد زیاد در خیابان پراکنده هستند؛ به طوری که حتی رفتگرهای خیابان پاستور نیز با سرنشینان اتومبیل ون مستقر مقابل خانه صحبت می‌کنند و به شکل پنهانی از مراجعه‌کنندگان به کوچه عکس‌برداری می‌کنند.
منابع مطلع، اوضاع محل سکونت موسوی و رهنورد را مبهم و به شدت نگران‌کننده توصیف می‌کنند. مساله‌ی خوراک آنها مبهم است و از چند روز گذشته مواد غذایی آنها توسط نیروهای امنیتی تامین می‌شود و این بر نگرانی‌ها درباره‌ی ایشان می‌افزاید.
به گزارش منابع متعدد خبری، در روزهای گذشته گروههای ناشناخته چندین بار به اطراف منزل موسوی هجوم برده‌اند. حمله‌های گروههای فشار به کوچه‌ی باریک و خانه در حالی اتفاق می‌افتد که پاستور یک منطقه‌ی ممنوع امنیتی است و افراد بدون مجوز و هماهنگی حق ورود به آن را ندارند. بنابراین این سوال مطرح می‌شود که این گروههای خودسر چگونه در منطقه‌ای که ادارات بسیار خاص دولتی و سپاه در آن قرار دارند، امکان حضور پیدا می‌کنند و آیا افرادی که چنین جوازی را برای گروههای خودسر صادر کرده‌اند، ممکن است جواز کارهای نامعقول و خطرناک دیگر را نیز به زودی صادر کنند؟
اینکه چه کسی دستور داده که محافظان موسوی عزل و از محل خود بیرون رانده شوند و یا نگهبان سر کوچه برداشته شود و چرا؛ و اینکه آیا ممکن نیست که برنامه‌ی ناشناخته و خطرناکی در نبود محافظین برای آنها طراحی شده باشد، از دیگر سوال‌هایی است که هنوز پاسخی برای آن وجود ندارد.
این در حالی است که در همه‌ی شش – هفت ماه گذشته، ارتباط میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با جامعه بسیار دشوار شده بود، به ویژه میرحسین موسوی در ماههای اخیر جز برای دیدار پدر پیرش یا چند دیدار محدود دیگر، امکان خروج از خانه را نمی‌یافت.
همچنین در ماههای اخیر اغلب کسانی که به دیدار ایشان می‌رفتند، بازداشت و بازجویی می‌شدند. محدودیت‌ها برای زهرا رهنورد نیز در ماههای اخیر شدت پیدا کرده بود، اما وی گاه با سماجت و ابتکارهای شخصی خود، با بسیاری از موانع مقابله می‌کرد و با خانواده‌های آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات به ویژه خانواده‌های زندانیان سیاسی و خانواده‌ی شهدای جنبش سبز دیدار و از آنها دلجویی می‌کرد.
در این چند روز، موجی از نگرانی‌ها در میان هواداران جنبش سبز نسبت به سلامت و شرایط موسوی و رهنورد به وجود آمده است و در همین ارتباط، صدها پیام از سوی خوانندگان کلمه برای این سایت ارسال شده که خواهان توضیح صریح کلمه در این باره بوده‌اند.
کلمه در پاسخ به نگرانی‌های علاقه‌مندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد ناگزیر باید بگوید: با صدور بیانیه‌ی روز بیست و ششم بهمن‌ماه میرحسین موسوی، آخرین ارتباط با ایشان نیز از بین رفت. اکنون به نظر می‌رسد تنها مسئول و مطلع از سلامت موسوی و رهنورد، نیروهای امنیتی حکومت هستند.

۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه

گفتگو با سخنگوی اخوان المسلمین مصراخوان المسلمین مصرحساب خود را از ج. اسلامی جدا کرد


"عصام الدین محمدحسین العریان" سخنگوی اخوان‌المسلمین مصر، در مصاحبه با بخش انگلیسی صدای امریکا اعلام کرد: مصر ایران نیست و اخوان المسلمین خواهان تشکیل یک دولت اسلامی در مصر نیست. ما خواستار استقرار یک دولت مدنی، مدرن و دموکراتیک در مصر هستیم که در آن آزادی، عدالت، رفاه اجتماعی و برابری برای همه شهروندان تضمین شود.
‌مصر متعلق به اخوان‌المسلمین نیست و پارلمان آینده این کشور که مرکب خواهد بود از نمایندگان مسیحی‌ها، لیبرالها، سوسیالیست‌ها، ملی‌گراها و اسلام‌گراها برای همه امور تصمیم خواهد گرفت و رئیس جمهوری که انتخاب خواهد شد، برخلاف دوران حسنی مبارک، باید در برابر مجلس ملی کشور پاسخگو باشد.
در پاسخ به نگرانی های ناشی از تبلیغات اسرائیل مبنی بر تشکیل یک دولت اسلامی در مصر، سخنگوی اخوان المسلمین بار دیگر تاکید کرد، از زمان تشکیل جمهوریت در مصر دهها سال می گذرد و بنابراین مسئله تشکیل جمهوری اسلامی یک جنگ روانی علیه انقلاب مردم مصر است.
(بخشی از این جنگ روانی را جمهوری اسلامی شانه به شانه اسرائیل دنبال می کند و از پشت به انقلاب مردم این کشور خنجر می زند. خطبه های عجولانه و ناشیانه علی خامنه ای در نماز جمعه، که به امید بهره برداری داخلی ایراد شد نیز در همین چارچوب بود. به اخبار روز گذشته انقلاب مصر در همین شماره پیک نت توجه کنید که عموما بر مبنای خواست های اقتصادی شروع شده است و نه اسلام خواهی!)

۱۳۸۹ بهمن ۲۷, چهارشنبه

پیام مهدی کروبی:


مهدی کروبی با صدور بیانه ای کوتاه ضمن تقدیر از حضور مسالمت آمیز مردم در راهپیمایی روز گذشته، خشونت های صورت گرفته که منجر به شهادت و جراحت عده ای از هموطنانمان شد را به شدت محکوم کرد.
به گزارش سحام نیوز در این بیانیه آمده است: همانگونه که ملت شریف ایران می دانند به دنبال قیام های آزادی خواهانه و ضد استبدادی ملت های خاورمیانه به ویژه پیروزی اخیر ملت های مسلمان تونس و مصرجهت اعلام همبستگی جنبش آزادی خواه سبز ایران با این جنبش ها، علی رغم عدم نیاز به درخواست مجوز و تنها برای نشان دادن حسن نیت خود از وزارت کشور تقاضای برگزاری راهپیمایی در روز ۲۵ بهمن کردیم.
اما متاسفانه از زمان ارائه این درخواست با سیلی از فحاشی ها و دریده گویی های روزنامه ها و رسانه های جیره خوار مواجه شدیم و از همان زمان به منظور جلوگیری از شرکت در راهپیمایی و پیوستن به مردم با قطع تلفن و ارتباطات و همچنین حصر و تخریب منزل مسکونی مان مواجه شدیم.
همچنین بنا به خبرهای که تاکنون به دست ما رسیده است متاسفانه بار دیگر راهپیمایی مسالمت آمیز مردم توسط افرادی که رفتار و نقش و وابستگی انها به نهادهای خاص بر همگان معلوم و مشخص است به خشونت کشیده شد و جمعی از مردم مجروح و تعداد کثیری نیز بازداشت شدند.
همچنین خبر دار شدیم که متاسفانه دانشجویی به نام “صانع ژاله” و “محمد مختاری” در جریان حوادث روز گذشته به شهادت رسیده اند که این شهادت را به خانواده های این دو عزیز و مردم بزرگوار ایران تسلیت و ضمن محکومیت شدید برخوردهای خشن و غیر انسانی و غیر اسلامی هشدار می دهیم که تا دیر نشده است پنبه ها را از گوش هایتان خارج کنید و صدای مردم را بشنوید. اعمال خشونت آمیز و مخالفت و عناد با خواست مردم تا زمانی و جایی می تواند به استمرار چنین وضعیتی کمک کند. از سرنوشت دوری حکومت ها از مردم عبرت بگیرید.
زندانیان سیاسی را آزاد و دستتان را از گلوی روزنامه ها و رسانه های مستقل بردارید، به عهد و میثاقی که با نام قانون اساسی با مردم بسته اید وفادار باشید..
به عهد و میثاق خود با مردم و خواسته های ملت و امام که در آرمان های انقلاب اسلامی ۵۷ تجلی یافت همچنان پایبند و اعلام می کنم که هراس از هیچ تهدیدی ندارم و همانگونه که از سال ۴۱ به عنوان سرباز کوچک ملت نیز نشان داده ام اماده پرداخت هرگونه هزینه ای در این راه پر فیض هستیم.

۱۳۸۹ بهمن ۲۴, یکشنبه

25 بهمن نه حکومت مجوز می دهد و نه مردم منتظر مجوز می مانند! یادداشت سردبیری

هیچ رژیم استبدادی و هیچ نظام کودتائی، در طول تاریخ بشری مجوز برای راهپیمائی مردم علیه استبداد و علیه کودتا صادر نکرده است. اگر چنین کند و صادقانه هم چنین کند، دیگر نه استبدادی است و نه کودتائی!
بنابراین، اعلام درخواست کتبی از وزارت کشور برای تظاهرات و راهپیمائی 25 بهمن، صرفا اقدامی قانونی، برای رسوا ساختن حکومتی است که قانون را زیر تشکچه اش گذاشته و روی آن نشسته و در مدح انقلاب 22 بهمن سخنرانی می کند! از این مرحله به بعد است که باز به تجربه همه تاریخ بشری، "حق گرفتنی است و نه دادنی!". مردم ایران می خواهند آزادی و نان از کف ربوده شده خود را از حکومتی بازستانند که با کودتای و سرنیزه و باطوم و چماق و شکنجه و اعدام بر سرکار است. همچنان که شاه بود، همچنان که مبارک مصری و بن علی تونسی بودند و همچنان که بوتلفیه الجزایری و یا عبدالله صالح یمنی هستند. این حکومت ها هستند که هزینه مردم را برای بازستاندن حقشان سنگین می کنند. به قیمت جان مردم. چنان که در مصر طی چند هفته تظاهرات مردم کردند و هنوز معلوم نیست تا تغییر رژیم مبارک و حفظ نظام جمهوری و بازگرداند جمهوریت به کشور چه هزینه ای باید پرداخت کنند. در ایران نیز چه پیش از انقلاب 57 و چه در جنبشی که اکنون 20 ماه از عمر آن می گذرد و همگان آن را جنبش سبز صلح و اصلاحات می شناسند، وضع همینگونه بوده است. مبارک نیز تا آخرین لحظه مقاومت کرد تا بلکه مردم عقب نشینی کنند. شاه نیز همینگونه رفتار کرد. شاید هنوز در جمهوری اسلامی فرصت ها برای نرسیدن به آن لحظه باقی باشد. شاید!
در طول مسیر این تغییرات و تا لحظه پس گرفتن حق مردم، حکومت ها دچار تجزیه درونی و فروپاشی نیروی درونی می شوند. چنان که در مصر شد و در زمان شاه نیز همینگونه شد. این تجزیه بویژه در مهم ترین بخش آن، یعنی نیروهای مسلح اهمیتی کلیدی دارد. آنجا که نیروی مسلح یک کشور به مردم می پیوند و یا پیوند خود با مردم و میهن را حفظ می کند، سقوط مستبد و نظام استبدادی با کمترین آشفتگی ملی همراه می شود و آنجا که چنین نمی کند، حتی کار به جنگ داخلی می کشد.
ارتش مصر، بی اعتناء به موقعیت اقتصادی و سیاسی ژنرال هائی که بر آن فرماندهی می کنند و دیر نیست که آنها نیز به مبارک بپیوندند، دارای پایگاه و احترام در میان مردم مصر است و جهان دید که در بدترین لحظات تنش در میدان التحریر مصر، هم مردم- در مجموع- احترام این ارتش را حفظ کردند و هم ارتش – در کلیت خود- به خواست مردم احترام گذاشت. این ارتشی است که در جنگ شش روزه 1967 اسرائیل برای اشغال مصر در مقابل امریکا و اسرائیل ایستاد. در جنگ سینا نیز توانست بخش اشغال شده سرزمین مصر را از اسرائیل پس بگیرد. ریشه های احترام به ارتش مصر به این فرازها باز می گردد. و ارتش نیز می کوشد این اعتبار و موقعیت خود را در میان مردم حفظ کند. اعتباری که با تانک و توپ و تفنگ بدست نمی آید.
مردم ایران – در کلیت خود- سپاه پاسداران را، آن نیروی مسلحی می شناختند که در برابر ارتش تا دندان مسلح صدام حسین ایستاد و از خاک میهن دفاع کرد. شهرت و اعتبار بسیج نیز در همین ایستادگی بود. با کودتای 22 خرداد و بویژه جنایاتی که بخش امنیتی سپاه طی 20 ماه گذشته مرتکب شده، و جنایاتی که بسیج – یا بنام بسیج- در خیابان ها مرتکب شده، به این اعتبار سپاه و بسیج ضربه ای تاریخی وارد آمده است. تا آن حد که حداقل فرماندهان آن – غیر از بدنه و فرماندهان ردیف های پائین تر و یا فرماندهان کنار گذاشته شده سپاه که مردم اطلاعات کافی درباره آنها ندارند- حتی باندازه فرماندهان ارتش مصر در میان مردم اعتبار ندارند.
این نیرو اکنون میان حاکمیت کودتائی و استبدادی جمهوری اسلامی و مردمی که علیه کودتا و استبداد به پا خاسته و خواستار اجرای قانون اساسی اند، ایستاده است. نه مردم برای آمدن به خیابان انتظار و امید صدور مجوز دارند و نه حکومت چنین مجوزی را صادر خواهد کرد. در اینجاست که نیروهای مسلح و بویژه سپاه پاسداران باید در باره آینده اش تصمیم بگیرد: در کنار مردمی که نسل در نسل می مانند، و یا در کنار حکومتی که بهرحال تغییر خواهد کرد!