۱۳۸۹ دی ۱۰, جمعه
این عکس، در 48 ساعت گذشته وسیعا در شبکه اینترنت با تفسیر و تعبیرهائی متفاوت پخش شده است
۱۳۸۹ دی ۸, چهارشنبه
یورش به تجمع مقابل اوین و بازداشت تعداد از حاضرین
بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،نیروهای ولی فقیه به خانواده علی صارمی یورش بردند و همسر، فرزند و تعدادی از تجمع کنندگان در مقابل زندان اوین را دستگیر کردند. از شب گذشته خانواده زنده یاد علی صارمی و دها ها نفر از مردم تهران تاصبح مقابل زندان اوین تجمع کردند . خانواده زنده یاد علی صارمی خواستار دیدار با او شدند ولی اجازه دیدار را به آنها داده نشد.قبل از اذان صبح هنگامی که قصد اجرای حکم اعدام را داشتند صدای سر دادن شعار از درون زندان اوین شنیده می شد. پس از اجرای حکم ضدبشری اعدام علیه زندانی سیاسی علی صارمی خانواده و ده ها نفر از مردم اقدام به اعتراض علیه این حکم ضد بشری نمودند. نیروهای سرکوبگر ولی وفقیه پس از اعدام زنده یاد آقای صارمی به خانواده و مردم حاضر در آنجا یورش بردند و تعداد زیادی را دستگیر کردند. اسامی تعدادی از دستگیر شدگان به قرار زیر می باشد:1- مهین صارمی همسر آقای صارمی،پویا صارمی دختر آقای صارمی،محبوبه منصوری،هادی منصوری ،اکرم سنجری و تعدادی دیگر که متعاقبا اعلام خواهد شد. غلیرغم دستگیریها و یورش وحشیانه هنوز تعداد زیادی از خانواده ها و مردم در مقابل زندان اوین تجمع کرده اند . خانواده آقای صارمی خواستار تحویل گرفتن پیکر او هستند.
۱۳۸۹ دی ۶, دوشنبه
اطلاعیه شماره پنج کمپین سراسری نجات حبیب الله لطیفی:ادامه بازداشت ها و بی خبری از حبیب الله لطیفی اعتراضات را دامن میزند
احمدینژاد وزارتخارجه را منحل كرده است
مراسم سالگرد شبنم سهرابی، جانباخته عاشورای ٨٨، روز دوشنبه ششم دی ماه در بهشت زهرای تهران برگزار می شود
جرس: مراسم سالگرد شهادتِ شبنم سهرابی، یکی از جانباختگانِ عاشورای ٨٨ تهران، روز دوشنبه ششم دی ماه ٨٩، در بهشت زهرای تهران برگزار خواهد شد./////////// به گزارش منابع خبری جرس، جمعی از دوستان و خانوادۀ شبنم سهرابی، به مناسبت فرا رسیدنِ ششم دی ماه و سالگردِ جانباختنِ این بانوی شهیدِ جنبش سبز، مراسمی راس ساعت ٢ بعد از ظهر، در قطعه ٨۶، ردیف ۱۱ ، شماره ۴۶ بهشت زهرای تهران برگزار خواهند کرد. شبنم سهرابی ٣۴ ساله، روز عاشورای ٨٨ توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته و کشته شد. ششم دی ماه سال گذشته مصادف با روز عاشورا، گروهی از مردم در جریان مراسم هفتم آیت الله منتظری و اعتراضات خیابانی جان باختند، که برخی با گلوله، برخی از روی پل پرتاب شده و برخی توسط خودروهای نیروی انتظامی به زیر گرفته شدند. سید علی موسوی(خواهر زاده میرحسین موسوی)، مهدی فرهادی نیا، محمدعلی راسخی نیا، امیر ارشدی، شهرام فرجی از جمله شهدای عاشورای پس از انتخابات هستند و شبنم سهرابی هم از آن دسته قربانیانی بود که توسط ماشین نیروی انتظامی زیر گرفته شد و جان باخت. شاهدان عینی می گویند ماشین نیروی انتظامی با سرعت به شبنم برخورد می کند و بعد از چندین بار رد شدن از شکم شبنم، او را زیر چرخ هایش له می کند. بعد از چند روز بی خبری از وضعیت شبنم و پس از پی گیری های مادر میانسال، جسد او در یکی از سردخانه های کهریزک پیدا می شود. از زنده یاد شبنم سهرابی، یک دختر خردسال به یادگار مانده است، که کماکان در مورد بازگشت مادرش پرسش می کند. دوستان شبنم سهرابی که برگزار کنندۀ مراسم روز دوشنبه (ششم دی ماه) می باشند، در رثای وی گفته اند : ششم دیماه می رسد آخرین روز چشم فروبستنت از ما ، آخرین بوسه بر گونه های " نگین " کوچک ، آخرین غلتیدن بر خاکی که دوستش می داشتی ، آخرین رفتن برای آزادی و برای همیشه شبنم ما ، تو را باز خواهیم دید ، میعاد گاهت را ، چنان که زنده ای و هر روز با ما تکرار می کنی ، خوبی هایت را و آواز بلند آزادیت را سبزمی شویم باز بر مزارت ، در سالگرد آن وحشیانه در هم کوفتن تو خیابان های تهران میانه ظهر عاشورا
۱۳۸۹ دی ۵, یکشنبه
اختصاصی جرس / دیدار مهم امروز هاشمی رفسنجانی با رهبر جمهوری اسلامی
تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۳۸۸, ساعت ۲۱:۰۳
اختصاصی جرس / دیدار مهم امروز هاشمی رفسنجانی با رهبر جمهوری اسلامی
هاشمی با رهبری اتمام حجت کرد، دست از این اقدامات "خجالت آور" بردارید
شبکه جنبش راه سبز (جرس):اکبر هاشمی رفسنجانی در دیدار با رهبر جمهوری اسلامی از وی به خاطر تلاش ماموران برای بازداشت همسر علیرضا بهشتی مشاور ارشد میرحسین موسوی به شدت انتقاد کرد و اینگونه رفتارها را "خجالت آور" توصیف کرد. او همچین با آیت الله خامنه ای اتمام حجت کرد.
به گزارش جرس، به دنبال مراجعه ماموران برای دستگیری همسر علیرضا بهشتی و عدم توفیق آنها در دستگیری وی، همسر مشاور میرحسین موسوی از مخفی گاه خود در تماس با اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری تظلم خواهی کرد و گفت:" کار به جائی رسیده که نوه های نخستین رئیس قوه فضائیه شهید مظلوم آیت الله بهشتی باید در دهه فجر آواره باشند و از ترس ماموران زندگی زیرزمینی داشته باشند. "
هاشمی که بعد از این تماس تلخ به شدت متأثر شده بود و بغض کرده بود در دیدار امروز - سه شنبه - با مقام رهبری آزادی فوری علیرضا بهشتی و پایان دادن به این کارهای "خجالت آور" را خواستار شد. ظاهرا با توجه به دیدار چند روز قبل آیت الله موسوی اردبیلی و تقاضای مشابه، علیرضا بهشتی قرار است بزودی آزاد شود.
هم اکنون سید محمدرضا بهشتی برادر بزرگ علیرضا ساعتهاست پشت در زندان اوین منتظر برادر است.
خبرنگار جرس می افزاید هاشمی رفسنجانی در این دیدار طولانی مسائل مهمی را در ارتباط با نحوه مدیریت کشور و بحران پس از انتخابات و مسئله زندانیان و مطبوعات با آقای خامنه ای مطرح و با وی اتمام حجت کرده است.
جزئیات بیشتر این دیدار مهم در گزارشهای بعدی به اطلاع خوانندگان خواهد رسید
اختصاصی جرس / دیدار مهم امروز هاشمی رفسنجانی با رهبر جمهوری اسلامی
هاشمی با رهبری اتمام حجت کرد، دست از این اقدامات "خجالت آور" بردارید
شبکه جنبش راه سبز (جرس):اکبر هاشمی رفسنجانی در دیدار با رهبر جمهوری اسلامی از وی به خاطر تلاش ماموران برای بازداشت همسر علیرضا بهشتی مشاور ارشد میرحسین موسوی به شدت انتقاد کرد و اینگونه رفتارها را "خجالت آور" توصیف کرد. او همچین با آیت الله خامنه ای اتمام حجت کرد.
به گزارش جرس، به دنبال مراجعه ماموران برای دستگیری همسر علیرضا بهشتی و عدم توفیق آنها در دستگیری وی، همسر مشاور میرحسین موسوی از مخفی گاه خود در تماس با اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری تظلم خواهی کرد و گفت:" کار به جائی رسیده که نوه های نخستین رئیس قوه فضائیه شهید مظلوم آیت الله بهشتی باید در دهه فجر آواره باشند و از ترس ماموران زندگی زیرزمینی داشته باشند. "
هاشمی که بعد از این تماس تلخ به شدت متأثر شده بود و بغض کرده بود در دیدار امروز - سه شنبه - با مقام رهبری آزادی فوری علیرضا بهشتی و پایان دادن به این کارهای "خجالت آور" را خواستار شد. ظاهرا با توجه به دیدار چند روز قبل آیت الله موسوی اردبیلی و تقاضای مشابه، علیرضا بهشتی قرار است بزودی آزاد شود.
هم اکنون سید محمدرضا بهشتی برادر بزرگ علیرضا ساعتهاست پشت در زندان اوین منتظر برادر است.
خبرنگار جرس می افزاید هاشمی رفسنجانی در این دیدار طولانی مسائل مهمی را در ارتباط با نحوه مدیریت کشور و بحران پس از انتخابات و مسئله زندانیان و مطبوعات با آقای خامنه ای مطرح و با وی اتمام حجت کرده است.
جزئیات بیشتر این دیدار مهم در گزارشهای بعدی به اطلاع خوانندگان خواهد رسید
۱۳۸۹ دی ۳, جمعه
گفتوگوی کلمه با پدر شهید میثم عبادی
جمعه, ۳ دی, ۱۳۸۹
چکیده : وقتی میروم و میپرسم «قاتل پسرم را پیدا کردید یا نه؟» رو به من میگویند: «میخواست از خانه بیرون نرود!ی حتی میگویند: «کیانشهر کجا و خیابان ولی عصر کجا؟ چرا پسرت از خیابان کیانشهر رفته بود خیابان ولی عصر!» بچهی من و امثال او چرا کشته شدند مگر چه میخواستند؟ چند بار هم از قول من خبرگزاریهای دولتی مطالبی را دربارهی آقای موسوی و کروبی منتشر کردند که همه دروغ بودند. من از آنها شکایت کردم و شکایتم را پیگیری هم کردم، اما در نهایت گفتند کسی که این مطالب را نوشته، انتقالی گرفته و رفته است. اما همینجا دوباره میگویم که آن حرفها دروغ محض بوده است.
کلمه: میثم عبادی از نخستین شهدای جنبش سبز به حساب میآید. میثم ۱۶ ساله در روز ۲۴ خرداد ماه مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید. او کارگر یک کارگاه خیاطی بود و روزهایش را در این کارگاه سپری میکرد تا کمک خرج خانواده و به خصوص پدرش باشد که دیگر نمیتوانست کار کند. میثم که به قول خانوادهاش اصلا اهل سیاست نبود، روز ۲۴ خرداد تصمیم گرفت از شهرک کیانشهر، جایی در جنوب شرقی شهر تهران، به میدان ولی عصر برود و ببیند در شهر چه خبر است و محمود احمدی نژاد در سخنرانی آن روزش چه خواهد گفت. خانواده میثم به او توصیه کردند که در روزهایی که شهر آنقدر شلوغ است، از خانه خارج نشود. اما میثم این گفتهی آنها را نپذیرفت و به همراه دو نفر از دوستانش از خانه خارج شد. میدان ولی عصر بسته بود و کسی به میثم و دوستانش اجازه نداد در سخنرانی رییس دولت دهم شرکت کنند. تا سرانجام او در چهارراه پارکوی با اصابت گلولهی یک بسیجی از پای درآمد. در چهارراه پارکوی، مامور لباسشخصی دختری را بر زمین می کشید و او را کتک میزد. میثم به این صحنه اعتراض کرد و پاسخش تنها گلوله بود. ساعت ده و نیم شب همان روز، زنگ تلفن خانهی آقای عبادی به صدا درآمد؛ تماسی که خبر از گلوله خوردن پسری جوان در منطقهی پارکوی می داد. میثم از ناحیهی شکم تیر خورده بود و در بیمارستانی در چهارراه قلهک بستری شده بود. در همانجا بود که میثم برای همیشه چشم بر جهان فرو بست. خانواده وقتی بر بالینش حاضر شدند که هنوز تنش گرم بود. او رفته بود و برای همیشه در اوج جوانی جهان را ترک گفته بود.
خبرنگار کلمه دربارهی آخرین وضعیت پروندهی میثم و شکایت خانوادهاش از قاتل یا قاتلان او، با پدر این شهید جنبش سبز به گفتوگو نشسته است:
آقای عبادی، شکایتتان از قاتل یا قاتلان میثم به کجا رسید؟ میخواهم از آخرین پیگیریهایتان باخبر شوم.
به تازگی شکایتنامهای را خطاب به دادستان تهران تنظیم کردهام و این شکایتنامه هم به دادگاه جنایی ارجاع شده است. الان هم شکایت در شعبهی یک دادگاه جنایی ثبت شده است. اسم قاضی پرونده هم آقای شاملو است. اما این ثبت شکایت فایده ای ندارد. من میخواهم رییس قوه قضاییه را ببینم و از او بپرسم چرا پسر بیگناهم را کشتهاند؟
چرا شکایت به مراجع قانونی فایدهای ندارد؟ وقتی برای پیگیری پرونده میروید، به شما چه میگویند؟
وقتی میروم و میپرسم «قاتل پسرم را پیدا کردید یا نه؟» رو به من میگویند: «میخواست از خانه بیرون نرود!ی حتی میگویند: «کیانشهر کجا و خیابان ولی عصر کجا؟ چرا پسرت از خیابان کیانشهر رفته بود خیابان ولی عصر!» من خیلی از شنیدن این جملات ناراحت میشوم. حتی بارها گریه کردم. میدانید وقتی این حرفها را میشنوم، آنقدر حالم گرفته میشود که اصلا نمیتوانم حرفی بزنم و اصلا از آمدنم برای پیگیری پشیمان میشوم. یک بار که برای پیگیری به دفتر ریاستجمهوری رفتم، کارمندی در آنجا گفت: «پسرت اغتشاشگر بوده، چرا پسر من را نکشتند؟» یعنی آن روزها که نصف جمعیت تهران بیرون بودند و برای اعتراض هم رفته بودند، باید همه را می کشتند؟ یعنی پسر من حق نداشته به خیابان ولی عصر برود؟
برای پیگیری دیگر به کجاها سر زدید؟
به هر کجا که فکرش را بکنید. دفتر رهبری، دفتر ریاست جمهوری، دادستانی و دادگاه جنایی و … اما هیچ جا جواب درستی به من ندادند.
ضارب را هنوز پیدا نکردهاند؟
هر بار چیزی میگویند. دفعهی آخر که برای پیگیری رفتم، گفتند: «ما نمیدانیم قاتل کیست، شما بگویید که کیست تا ما دستگیرش کنیم.»
البته همان اوایل یک بسیجی را دستگیر کردند و گفتند «قاتل پسرت است»، اما بعد او را آزاد کردند. قاضی خودش رو به من گفت: «من نمیتوانم این بسیجیها را دستگیر کنم و با اینکه پروندهی شما سه سال باز میماند، من نمیتوانم کاری کنم.» او با زبان خودش به من گفت که نمیتواند بسیجیها را بازداشت کند. گفت که خانواده دارم و نمیتوانم. یعنی قاضی هم از یک بچهی ۱۵ ساله حساب میبرد. حالا نمیدانم باید برای پیگیری چه کنم.
آقای عبادی خواستهی اصلی شما از مسئولان قضایی چیست؟
من فقط میخواهم قاتل فرزندم را معرفی و محاکمه کنند. باید به من بگویند فرزند من چرا کشته شد و گناهش چیست. یعنی هر کس گفت «رای من کو» باید کشته شود؟ البته پسر من حق رای هم نداشت و رای نداده بود، اما همراه با بقیهی مردم و به خاطر رای آنها این شعار را فریاد میزد. یعنی اگر کسی این شعار را میگفت، باید کشته میشد؟ میخواهم بدانم به چه گناهی پسر ۱۶ ساله را در روز روشن در خیابان کشتهاند.
تا حالا کسی از مراجع قانونی یا دولتی به شما سر زده است؟
بله، یک بار از شورای شهر و یک بار هم از هلال احمر آمدند. یک بار هم از بنیاد شهید آمدند و یک کارت برایم آوردند، یک کارت به جای پسرم. آخر این کارت به چه کارم میآید؟ پسر من فقط چند ساعتی از خانه بیرون رفته بود؛ باید جنازهاش را شب به من تحویل میدادند؟
میثم دقیقا چگونه کشته شد؟
دوستانش بعدا برای ما ماجرا را گفتند که وقتی میثم و دو دوستش را به میدان ولی عصر راه نمیدهند، آنها سوار اتوبوس میشوند و در چهارراه پارکوی پیاده میشوند؛ جایی که زد و خوردهایی بین معترضان به نتایج انتخابات و نیروهای بسیج و لباس شخصی در جریان بوده است. در آن محدوده ظاهرا یک بسیجی دختری را به شدت با باتوم کتک زده و بعد هم روی زمین میکشیده است. میثم که این صحنه را میبیند، به شدت عصبانی میشود و اعتراض میکند و جواب اعتراضش هم گلولهای بود که به شکمش اصابت میکند. میثم رو به آن شخص گفته بود: «چرا با دختر مردم اینطور میکنی؟ مگر خودت ناموس نداری؟» که بعد از آن صدایش برای همیشه خاموش میشود. خب، او همیشه به این مسایل حساس بود.
آقای عبادی، به پیگیریهایتان ادامه میدهید؟
بله، با همهی برخوردهای بدی که با من میشود، تا پیدا شدن قاتل پسرم پیگیریهایم را ادامه میدهم. ولی این رسمش نیست که با یک پدر داغدار اینطور رفتار کنند و هر بار او را با گریه به خانه بفرستند. مگر پسرم چه گناهی داشته؟ حتی اگر اعتراض کرده که جوابش گلوله نیست.
حرف آخرتان؟
از مسئولان می خواهم قاتل فرزندم را پیدا کنند. در جنگ همهی ما رفتیم و برای دفاع از خاکمان جنگیدیم و حتی کشته هم دادیم. اما نمیفهمم بچهی من و امثال او چرا کشته شدند مگر چه میخواستند؟ چند بار هم از قول من خبرگزاریهای دولتی مطالبی را دربارهی آقای موسوی و کروبی منتشر کردند که همه دروغ بودند. من از آنها شکایت کردم و شکایتم را پیگیری هم کردم، اما در نهایت گفتند کسی که این مطالب را نوشته، انتقالی گرفته و رفته است. اما همینجا دوباره میگویم که آن حرفها دروغ محض بوده است.
۱۳۸۹ دی ۲, پنجشنبه
ابرازنگرانی عمیق وتصویب قطعنامه حقوق بشر-شکست دولت ایران: ۷۸ کشور رای مثبت و۴۵ کشور رای ممتنع دادند
مجمع عمومی سازمان ملل روز سه شنبه با صدور قطعنامه ای از نگرانی عمیق خود در خصوص وقوع نقض گسترده حقوق بشر در ایران خبر داد جایی که مامورین حکومت ایران وکلای حقوق بشر را هدف قرار می دهند و مسوول سرکوب منتقدان به شمار می روند. در جریان تصویب این قطعنامه ۷۸ کشور رای مثبت، ۴۵ کشور رای مخالف، و ۵۹ کشور رای ممتنع دادند. قطعنامه یاد شده که پیش نویس آن اواخر آبان ماه به تصویب رسیده بود در حالی نهایی شد که مقامات ایرانی تلاش گسترده ای را از طریق لابی با کشورهای همسور وهمسایه و کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین برای ناموفق گذاشتن تصویب آن انجام داده بودند. طی ماه های گذشته هیات حقوق بشر ایران که جواد لاریجانی ریاست آن را به عهده دارد جلسات متناوبی را با دیپلمات های کشورهای دیگر برای ناموفق گذاشتن تصویب این قطعنامه انجام دادند که عملا با تصویب روز سه شنبه این قطعنامه این تلاش ها به شکست انجامید. طی ماه های گذشته برخی از سازمان های حقوق بشری بین المللی و نیز سازمان های متمرکز روی حقوق بشر ایران تلاش های هماهنگ و منسجمی را برای ارائه مستندات موجود در خصوص نقض گسترده حقوق بشر در ایران به نمایندگان دولت های حاضر در سازمان ملل صورت داده بودند.
۱۳۸۹ دی ۱, چهارشنبه
دبیرکل جبهه مشارکت مرا از زندان به سیما بیآورید تا به هر سئوالی پاسخ بدهم
او تاکید کرد که حاضر است در این مناظره درباره سابقه دفتر تحکیم وحدت دانشجوئی و تمامی مسائل روز کشور و تاریخ 30 ساله جمهوری اسلامی نظراتش را بگوید. محسن میردامادی در سالهای جنگ استاندار خوزستان و در مجلس ششم رئیس کمیسیون امنیت ملی بود.
بسمه تعالی
جناب آقای حجت الاسلام سید عباس نبوی
با سلام
پنجشنبه مورخ 18/09/89 در برنامه «دیروز، امروز، فردا» که از شبکه سوم صدا و سیما به مناسبت روز دانشجو پخش شد، درباره تحولات پس از انقلاب و چگونگی تشکیل دفتر تحکیم وحدت از همکاری تعدادی از دانشجویان از جمله خود شما و همچنین اینجانب در تشکیل این سازمان سخن گفتید. در بخشی از این سخنان تصریح کردید «افرادی که اکنون دیدگاههای اعتراضی و انتقادی به مسائل روز و به خصوص مسائل اخیر داشته اند حاضر به بحث و مناظره نیستند که دلیل آن مشخص نیست.»
بنده با شناختی که از جنابعالی از همان سالها دارم و شما را فردی منصف می دانم، باور دارم که برداشت شما صحیح نیست و برخلاف این نظر، اطمینان دارم که تمامی شخصیتهای متعهد و منتقد که نام بعضی از آنها در این برنامه برده شده - از جمله دکتر شکوری راد؛ که روز قبل از برنامه به جهت صحبتهایی که در مناظره آخرشان زده بودند بازداشت شده بودند - کاملاً آماده استفاده از هر فرصتی برای بیان دیدگاهها و انتقادهایشان هستند اما به دلیل محدودیتهای بسیار و بی سابقه ای که برای این افراد ایجاد شده چنین امکانی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی و نیز بسیاری دیگر از عرصه های عمومی کشور وجود ندارد. بعنوان یک مثال اخیر، مطلع شدم که به مناسبت 16 آذر قرار بوده در روز 14 آذر، جنابعالی با مهندس عبدی در دانشگاه علم و صنعت مناظره داشته باشید که علیرغم هماهنگی های قبلی، در آخرین ساعات با حضور ایشان مخالفت شده است و این چیزی جز یکطرفه به قاضی رفتن از جانب شما نیست.
به هر حال اینجانب آمادگی خود را برای گفتگو و مناظره با جنابعالی و هر فرد صاحب صلاحیت دیگری در مورد هر مسأله مهم سیاسی کشور و مسائل مختلف دوران سی ساله پس از انقلاب اعلام می کنم و به عنوان فردی که به انقلاب اسلامی و اصول آن اعتقاد داشته و دارم آمادگی دارم در چارچوب همان اصول و ارزشها در همان برنامه صدا و سیما - و یا عرصه های عمومی دیگر اجتماع - مناظره ای داشته باشم.
هرچند درحال حاضر اینجانب بدون ارتکاب هیچ خلافی در زندان هستم و امثال من به دلائلی واهی از همه حقوق سیاسی و اجتماعی خود محروم شده ایم و گرفتار ظلم و محدودیتهای بسیاری هستیم؛ اما درصورت موافقت با این پیشنهاد طبعاً با توجه به تجارب گذشته صدا و سیما و رئیس آن در مورد دیگران، می توانید هماهنگی لازم را با مسئولین زندان اوین بعمل آورید تا برای مدت چند ساعت اینجانب را از زندان به محل مناظره بیاورند.
بی تردید برگزاری چنین برنامه ای گام بلندی در جهت آزاد اندیشی که در برنامه 18/09/89 سیما نیز مورد بحث بود می باشد.
با احترام؛ محسن میردامادی
زندان اوین - 19/09/89
۱۳۸۹ آذر ۲۹, دوشنبه
زهرا رهنورد: تمام خشونتهای حاکمیت فعلی ناشی از ترسی است که از مردم و از آزادیخواهان دارد
۱۳۸۹ آذر ۲۸, یکشنبه
ادعای "ولایتمداری" مردم مانند ادعای "شاهدوستی" مردم است بهروز محمدی
مثلا در نشریات زمان شاه و از قول نمایندگان مجلس خواندم که "مردم شاهدوست" فلان منطقه خواهان اجرای فلان طرح اند.
در بحث های مجلس هشتم، نمایندگانی که سخنرانی می کنند بدون استثناء د راین روزها از اصطلاح "مردم ولایتمدار" یاد می کنند که تقلیدی است از همان "مردم شاهدوست".
شک ندارم که وضع در رادیو و تلویزیون دوران شاه هم به همین ترتیب بوده است. یعنی تاکید پی در پی بر "شاهدوسی مردم". چنان که صدا و سیمای کنونی نیز بی وقفه از «مردم ولایتمدار» سخن می گویند!
در زمان شاه، وقتی انقلاب شد بر همگان آشکار شد که مردم چقدر شاهدوست اند، درباره جمهوری اسلامی و ولایت هم فکر می کنم وضع به همینگونه است. یعنی اگر مردم فرصتی بدست بیآورند صدا و سیما و امام جمعه ها را با شعارهای خود رسوا کرده و نعل وارونه ای که تبلیغاتچی ها برای "ولایتمداری" می زنند را سر جای خود آورده و به پای مبلغان ولایت خواهند کوبید!
با تشكر از همت ارزنده سایت پیك نت
۱۳۸۹ آذر ۲۷, شنبه
اسلام معاویه و لزوم اطاعت محض از خلیفه
شنبه, ۲۷ آذر, ۱۳۸۹
چکیده : معاویه مسلمانان را چنان تربیت کرده بود که دین اسلام را در اطاعت از خلیفه می دانستند و عمده مشکلات از اینجا بود. یکی از نتایج اعتقاد به آن که هرچه خلیفه میگوید، در زمان «یزید» آشکار شد، آن گاه که ارتش خود را برای جنگ با عبدالله زبیر به مکه فرستاد، آنجه که سپاهیان او رو به کعبه که قبلهشان بود میایستادند و نماز میخواندند، و سپس همان قبله خود را با منجنیق به توپ میبستند!
معاویه مسلمانان را چنان تربیت کرده بود که دین اسلام را در اطاعت از خلیفه می دانستند و عمده مشکلات از اینجا بود. نکته دیگر این که تا قبل از معاویه، مرکز حکومت اسلامی مدینه بود و مسلمانان کشورهای اسلامی در آنجا بعضی صحابه و تابعین را میدیدند و میتوانستند چیزهایی را از ایشان در باره عقاید و احکام اسلامی بشنوند. معاویه مرکز را شام قرار داد و اهل شام را چنان بار آورد که به جز انجام نماز و روزه، چندان فرقی بین حکومت او و حکومت قیصری پیش از او نمیدیدند.
یکی از نتایج اعتقاد به آن که هرچه خلیفه میگوید، در زمان «یزید» آشکار شد، آن گاه که ارتش خود را برای جنگ با عبدالله زبیر به مکه فرستاد، آنجه که سپاهیان او رو به کعبه که قبلهشان بود میایستادند و نماز میخواندند، و سپس همان قبله خود را با منجنیق به توپ میبستند!
همچنین هنگاهی که عبدالملک لشکری دیگر به سرکردگی حجاج به جنگ عبدالله زبیر فرستاد، گاهی که لشکریان سستی می کردند، حجاج فریاد میزد: اطاعت خلیفه، اطاعت خلیفه. و آنان میگفتند: اطاعت خلیفه با حرمت خانه جمع شد، اما طاعت خلیفه بر حرمت خانه خدا برتری یافت. خلیفه دستور داده است که ما خانه خدا را به توپ ببندیم و ما هم به توپ میبندیم.
و باز به سبب فرمانبرداری از خلیفه بود که چون مردم مدینه در سال دوم حکومت یزید شورش کردند، او ارتشی به مدینه فرستاد و تا سه روز جان و مال و ناموس اهل مدینه را بر آنها حلال کرد تا هرچه میخواهند بکنند. آنان نیز چنان کردند که خون در مسجد پیامبر جاری شد و هزار زن بعد از آن واقعه فرزندانی به دنیا آوردند که پدرانشان معلوم نبود. و فرمانده لشکر که مسلم نام داشت و در تاریخ او را مسرف [به خاطر اسراف در ریختن خون مردم] میگویند، پس از آن جنایت هولناک، وقتی با لشکر خود از مدینه به طرف مکه روان شد تا با عبدالله زبیر بجنگد و در بین راه وفات کرد، در زمان مرگش گفت: خدایا اگر بعد از اطاعت از خلیفه و کشتار اهل مدینه مرا به جهنم ببری معلوم می شود که من خیلی بدبختم. یعنی من کشتار اهل مدینه را در راه اطاعت خلیفه انجام دادم و بدین وسیله به خدا تقرب جستم.
شمربن ذیالجوشن نیز، وقتی که بعد از شهادت حضرت سید الشهدا مورد سرزنش قرار گرفت، در جواب گفت: وای بر شما، کار ما اطاعت خلیفه بود. اگر ما اطاعت خلیفه نمیکردیم، مثل چارپایان بودیم.
منبع: کتاب نقش ائمه در احیاء دین، تألیف مرحوم علامه عسگری، جلد شانزدهم
(نقل از وبلاگ نیشابور)
۱۳۸۹ آذر ۲۴, چهارشنبه
ظالم، کمک کننده به ظلم و راضی به ظلم. هر سه در ظلم شریکاند آیتالله صانعی در دیدار با خانواده محمد نوریزاد: ظالمان در همین دنیا، عذاب میشوند
چهارشنبه, ۲۴ آذر, ۱۳۸۹
چکیده : ظالمان قطع نظر از اینکه عذاب اخروی در انتظارشان است، در همین دنیا نیز دچار خسران و زیان می شوند و خانواده و فرزندانشان نیز گرفتار خواهند شد. سه طایفه در ظلم شریک هستند: ظالم، کمک کننده به ظلم و راضی به ظلم. فکر نکنید که یکی کمتر و دیگری بیشتر عذاب و ضرر می بیند، مهم تر اینکه اگر خانواده ها چیزی به ستمکاران نگویند و آنان را گرفتار عذاب وجدان نکنند، در آخرت دو عذاب می بینند یکی رضایت به ظلم و دیگری عدم جلوگیری از آن. / اگر برای مجرم زندان تعریف شده، به این خاطر است که با دیگران تماس نداشته باشد، نه اینکه در سلولی باشد که نه هوا داشته باشد و نه هیچ گونه امکانات زندگی، و اگر چنین باشد به نظر بنده خلاف شرع و حرام است.
سلول انفرادی با وضع نامناسب، خلاف شرع و حرام است
آیت الله صانعی در دیدار با خانواده محمد نوریزاد، آنها را به صبر و استقامت توصیه کرد و گفت: با صبر و توجه به اهداف عزیزانتان، ناراحتی آنها را کمتر کرده و طولانی مدت بودن احکام را برایشان آسان سازید و سعی کنید در هر صورتی به دیدار آنها شتافته و آنها را از نظر روحی تقویت کنید و هیچگاه کاری نکنید که مخالفان آنها خوشحال بشوند. ایشان همچنین تاکید کرد که ظالمان و خانواده ایشان و همه کسانی که در ظلم آنها شریکاند، در همین دنیا عذاب خواهند شد.
به گزارش کلمه، در ابتدای این دیدار، مادر و همسر نوری زاد به بیان گزارشی از وضعیت ایشان و ابراز نگرانی نسبت به وضعیت سایر زندانیان – به خصوص زندانیان زن و جوانان – پرداختند و نگاهشان پیش از هر چیز به نسل جوانی بود که در گوشه های زندان هستند، احکام سنگینی را تحمل می کنند و چاره ای جز پذیرش آن ندارند.
آیت الله صانعی نیز در ادامه این دیدار، ابتدا ایام شهادت اباعبدالله (ع) و یاران باوفا و صبورش را تسلیت گفت و سپس در رابطه با زندان و سلول انفرادی خاطرنشان کرد: «اینکه ایشان از وضعیت زندان شکایت داشته و گفته اند چرا یک روز سلول انفرادی، یک روز زندان محاسبه می شود، درست است و این جمله یادآور مطلبی است که چند سال پیش برخی معتقد بودند که یک روز زندان انفرادی، باید یک ماه حساب شود، اما متأسفانه به دلایل مختلفی اعمال نشد و بنده معتقدم که اگر وضعیت سلول نامناسب باشد، خلاف شرع است و اگر قصد، تنبیه زندانی است، همان که در زندان باشد کفایت می کند.»
به نوشته پایگاه اطلاع رسانی دفتر این مرجع تقلید، ایشان سپس به روایتی در این مورد اشاره کرد و گفت: «در روایت است که اگر فرد اسیری قرار است روز بعد اعدام شود، باید علاوه بر آب و غذا با او مدارا نموده و ناگفته نماند که ذکر آب و غذا خصوصیتی ندارد بلکه منظور آن است که تمام شرایطی مانند بهداشت، درمان، کتاب و قلم که برای زندگی یک انسان لازم است برای زندانی هم مهیا شود و اگر برای مجرم زندان تعریف شده، به این خاطر است که با دیگران تماس نداشته باشد، نه اینکه در سلولی باشد که نه هوا داشته باشد و نه هیچ گونه امکانات زندگی، و اگر چنین باشد به نظر بنده خلاف شرع و حرام است.»
این مرجع تقلید به وضعیت روحی و اثرات وضعی ظالمان پرداخت و با توجه به پیام قرآن گفت: «آنها قطع نظر از اینکه عذاب اخروی در انتظارشان است، در همین دنیا نیز دچار خسران و زیان می شوند و خانواده و فرزندانشان نیز گرفتار خواهند شد. قرآن هم می فرماید کسانی که در حق دیگران بد می کنند، این بدی در حق نسل آنها هم اثر می گذارد».
وی سپس با اشاره به اینکه باید خانواده و نزدیکان ظالمان آنها را از اعمال زشت خود بازدارند، افزود: «همان طور که قرآن فرموده، «وَلْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعَافاً خَافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللهَ وَلْیَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً» (نساء/۹) در اثر ظلم ظالم، خانواده و فرزندان آنها روی آرامش و آسایش نخواهند دید؛ ممکن است طول بکشد، ولی پیام قرآن، روایات اهل بیت (علیهم السلام) و همچنین تجربه انسانی ثابت کرده که تحقق این موضوع از مسلمات است و در نهایت، فرزندان و بستگان آنها دچار خسران و ضرر خواهند شد و به دوستان و نزدیکانشان هم خواهد رسید، لذا آنها به خاطر خدا و به خاطر آرامش و آسایش خودشان تلاش کنند تا ظالمان دست از ظلم و ستم بردارند.»
آیت الله صانعی سپس این اثر وضعی را در ابعاد جامعه شناسی و روان شناسی مطرح و تأکید کرد: «اما من نظر قرآن را می گویم؛ زمانی خودم این اشکال را داشتم که فرزندان ظالمان چه تقصیری دارند، ولی بعداً متوجه شدم که این اشکال نسبت به فرزندانی که می فهمند و دارای تمیز هستند و می توانند آنها را منع کنند و جلوی ستمشان را بگیرند ولی از انجام وظیفه امتناع و خودداری می نمایند وارد نمی باشد چون مقصرند و در باره غیر از آنها هم در روایات جوابش آمده است و به هر حال قضیه همانطور که گفته شد یک حکم قطعی است و علامه طباطبایی (ره) در تفسیر المیزان بر آن تأکید نموده است.»
این مرجع نواندیش شیعه، با اشاره به روایتی دیگر در همین زمینه، گفت: «در باب ظلم، سه طایفه در ظلم شریک هستند: ظالم، کمک کننده به ظلم و راضی به ظلم. و در روایت آمده است که ((شرکاء ثلاثتهم)) یعنی سه نفر در ظلم شریک هستند. فکر نکنید که یکی کمتر و دیگری بیشتر عذاب و ضرر می بیند، مهم تر اینکه اگر خانواده ها چیزی به ستمکاران نگویند و آنان را گرفتار عذاب وجدان نکنند، در آخرت دو عذاب می بینند یکی رضایت به ظلم و دیگری عدم جلوگیری از آن. باز مهم تر اینکه در دنیا هم گرفتار همین امور و یا بدتر از آن می شوند.»
ایشان در پایان با اشاره به شهادت ابا عبدالله الحسین(ع) و صبر و استقامت حضرت زینب (س) فرمودند: «باید استقامت ورزید و با صبر و توجه به اهداف عزیزانتان، ناراحتی آنها را کمتر کرده و طولانی مدت بودن احکام را برایشان آسان سازید و سعی کنید در هر صورتی به دیدار آنها شتافته و آنها را از نظر روحی تقویت کنید و هیچگاه کاری نکنید که مخالفان آنها خوشحال بشوند. امام حسین (ع) به حضرت زینب (س) می فرماید که مواظب باشید که مبادا گرفتار شماتت دشمن شویم. پس وظیفه شما خانواده ها نیز صبر و استقامت است. در حق آنها دعا کنید و پناهگاهتان هم خدا باشد؛ هرچه درد دل دارید با خدا درمیان بگذارید و به ابی عبدالله و حضرت زینب اقتدا کنید و به آینده بیندیشید؛ یادتان باشد که حضرت زینب(سلام الله علیها) پس از آن همه مصیبت در مجلس یزید، خطاب به آنها فرمودند: “ما رأیت الا جمیلا”».
۱۳۸۹ آذر ۲۳, سهشنبه
برکناری متکی و برگماری صالحی یک گام به پیش احمدی نژاد پشت پای خامنه ای به او!
شاید خنده دار ترین جنبه این ماجرا، مصاحبه خود منوچهر متکی در آستانه ماموریت به سنگال با پیام مخصوص احمدی نژاد و همچنین مصاحبه مضحک سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی باشد.
روز چهارشنبه 17 آذر، یعنی هفته پیش آقای رامین مهمانپرست که عجیب است چرا نامش حسن و حسین و مصطفی و علی نیست تا یک شجره سیدی هم برایش پیدا کنند، در مصاحبه خبری اش در پاسخ به خبرنگاران درباره برکناری متکی گفت:
«منابع خبری که بیشتر در تلاشند تا منافع دشمنان کشورهای منطقه را تامین کنند دائما به فکر ایجاد اختلاف داخل کشورهای اسلامی و تضعیف این کشورها در مقابل تهدیدهای رژیم صهیونیستی هستند.
این منابع خبری، خیال ایجاد اختلاف بین مسئولان و مدیران دولتی در جمهوری اسلامی ایران را در سر میپرورانند که بهتر است به این شیوه غیراخلاقی خود خاتمه دهند.»
بعد از این زنگ تفریح، باید پرداخت به جنبه های جدی ماجرا:
رحیم مشائی وزیر خارجه سایه دولت احمدی نژاد است و گزینه او برای ریاست رسمی بر وزارت خارجه.
احمدی نژاد می خواهد پرونده مذاکرات اتمی را از شورای عالی امنیت ملی بیرون کشیده و به وزارت خارجه ای که مشائی وزیر آن باشد بسپارد. این مقدمه خلع ید از خامنه ای در سیاست خارجی و سیاست اتمی و فراهم ساختن ساختاری برای مذاکرات و زدوبند با امریکائی ها، روی محور پرونده اتمی.
اینها نکات پنهانی در وزارت خارجه نیست و حتی مدیران غیر ارشد وزارت خارجه نیز از آن مطلع اند.
احمدی نژاد در این استراتژی، با برکنار متکی یک گام به جلو برداشت، اما خامنه ای نیز گام دیگری برداشت و پس از پذیرفتن برکناری متکی و ختم موقت اختلافات بین دولت و شورای امنیت ملی با کفالت صالحی بر وزارت خارجه موافقت کرد. صالحی از معاودین عراقی است و به دو زبان تسلط دارد. نخست عربی و سپس انگلیسی. او همچنین از حمایت مراجعیت غیر حکومتی قم نیز برخوردار است. ضمن آنکه بدلیل ریاستش بر سازمان انرژی اتمی ایران با پرونده اتمی جمهوری اسلامی نیز آشناست. به این ترتیب مذاکرات اتمی اگر از جلیلی و از شورای امنیت هم گرفته شود، بدست کسی سپرده می شود که همسو با احمدی نژاد نیست و میدان برای مشائی خالی نمی شود.
بدین ترتیب یک گام احمدی نژاد برداشته و یک پشت پا خامنه ای به او زده است. بازی ادامه دارد!
۱۳۸۹ آذر ۲۲, دوشنبه
مهران فرجی، روزنامه نگار حوزه اجتماعی بازداشت شد
مهران فرجی، روزنامه نگار حوزه اجتماعی، روز شنبه با یورش ماموران امنیتی بازداشت شد. بنا بر گزارش های رسیده به جرس، مهران فرجی، خبرنگار اجتماعی فعالیت در روزنامه های همشهری،اعتماد ملی و کارگزارا ن و عضویت در سازمان جوانان حزب اعتماد ملی را در کارنامه خود دارد. با احتساب این بازداشت، این هفتمین فعال مطبوعاتی است که طی روزهای اخیر بازداشت می شود. طی هفته ای که گذشت، ریحانه طباطبایی، خبرنگار روزنامه شرق، کیوان مهرگان، احمد غلامی و فرزانه روستایی و علی خدابخش دبیر سرویس بخش های سیاسی و بین اللمل و سردبیر و سرمایه گذار همان روزنامه و همچنین امیر هادی انواری، خبرنگار حوزه اقتصادی نیز بازداشت شده اند. ایران با ٣٧ روزنامه نگار، بزرگترین زندان روزنامه نگاران جهان لقب گفته است.
۱۳۸۹ آذر ۲۱, یکشنبه
ویکی لیکس: دولت برای شیوخ زنان موقت می برد برای رسیدن به هدف عمامه ها را بالا گذاشته اند!
در سند سفارت آمریکا در عراق به تاریخ دهم ژانویه ۲۰۱۰ آمده است:
یکی از کارکنان سفارت در ملاقات با یکی از شیوخ عراق از وی شنیده است که دولت ایران در پی افزایش نفوذ خود در عراق است و این موضوعی بوده که وی در سفرش به ایران با آن مواجه شده است. بسیاری از سران قبایل عراق بطور مکرر به ایران سفر می کنند. معاینات پزشکی یکی از بهانه های سفر شیوخ عراق به ایران است. این شیخ بطور خصوصی به کارمند سفارت آمریکا گفته است که دلیل اصلی سفر وی به تهران برخورداری از ازدواج های موقت با زنان ایرانی و سایر تفریحات است. نظیر چنین تسهیلاتی از سوی دولت جمهوری اسلامی در اختیار سایر شیوخ عرب و سران قبایل عراق نیز قرار می گیرد
منبع خبرپیک نت
۱۳۸۹ آذر ۲۰, شنبه
موسوی:درعاشورای سال گذشته با عزاداران معترض چه کردند: آنها را از پل ها پایین انداختند، با ماشین از روی پیکرشان گذشتند
http://www.sabzlink.com
میرحسین موسوی، به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم، با نگارش یادداشتی ضمن مرور کوتاه فلسفه عاشورا نوشت: «حسین (ع) زمانی به پا خاست که بازماندهی دستاوردهای نهضت نیای خود را در معرض تندبادهای تمامیتطلبی تشنگان قدرت یافت. حسین (ع) میدانست که در این راه چه رنجهای بزرگی در انتظار اوست: مفتیان مزدبگیر، او را به خروج از دین و ایجاد فتنه متهم خواهند کرد.» نخست وزیر دوران دفاع مقدس در همین نوشته تاکید میکند که «دین و دینداری در این روزها دوران سختی را میگذراند» و «دینگریزی هنگامی زمینهی گسترش پیدا میکند که دینی که ترویج میشود، با بدیهیترین اصول اخلاقی مثل صداقت و پرهیز از دروغ در تضاد باشد.» موسوی این پرسش را مطرح میکند که «در چنین شرایطی، یک جوان چگونه میتواند تشخیص دهد اینهمه ظلم و خشونت و نفرت که از سوی صاحبان تریبونهای رسمی، آمرانه به عنوان اسلام معرفی میشود، ربطی به اسلام ندارد؟» موسوی از همراهان سبزاندیش خود درخواست کرده است «که در این دوران بحرانزده، کاری زینبی کنیم و پیام راستین دین را با چهرهی فطرتپسندانهی آن به تشنگان حقیقت برسانیم. بر ماست که یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد بدهیم که عمل نادرست مدعیان دینداری به حساب دین گذاشته نشود. بر ماست که ماجرای راستین انقلابی که در این دیار به نام دین برپا شد را برای نسلی که آنچه میداند یا از طریق رسانههای تحریفگر رسمی و یا از طریق روایتگران ناهمدل با آن است، بازگو کنیم و در این بازگویی از نقد منصفانهی گذشته نهراسیم و در عین حال، از نفی دستاوردهای بزرگ آن پرهیز کنیم.» وی در پایان توصیه کرده است که همراهان جنبش سبز با شرکت در مجالس بزرگداشت حماسهی حسینی، به حفظ نهادهای مدنی سنتی کمک کنند. به گزارش کلمه، متن کامل یادداشت میرحسین موسوی به شرح زیر است: یسم الله الرحمن الرحیم ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الاتخافوا و لاتحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون (فصلت، ۳۰) اینک بار دیگر در ماه محرم هستیم و در آستانه سالروز بزرگداشت نهضتی که قرنها پیش برای بازگرداندن انسان به جایگاه والایی که در آفرینش او درآمیخته شده برپاشد و درخشانترین نمونهی انسانی زمان و زمانه، فریاد برپایی حق و افشای باطل را با همه رنجهایی که در انتظارش بود، بر سکوت ذلتبار ترجیح داد. حسین (ع) زمانی به پا خاست که بازماندهی دستاوردهای نهضت نیای خود را در معرض تندبادهای تمامیتطلبی تشنگان قدرت یافت و ذبح دین در پای برج و باروی کاخ ستمگری و خودکامگی مشاهده کرد. حسین (ع) میدید که باطل را لباس حق میپوشانند و حق را باطل جلوه میدهند. حسین (ع) میدید که این بار ارادهی قدرتطلبان، نه تنها دستیابی به تمامیت قدرت، بلکه نگهداشت آن به هر قیمت و با تکیه بر زر و زور و تزویر است، که اینجا خود دین است که هدف آماج خودکامگان قرار گرفته، که دیگر سکوت نیست که میتواند به بقای کورسوی نور ایمان کمک کند، که زمانهی ایستادگی در مقابل همهی کسانی است که به نام جانشینی پیامبر (ص) و امارت بر مؤمنان، چوب حراج بر دین و دینداری زده اند تا دمی بیش بر مسند قدرت تکیه زنند. حسین (ع) میدانست که ملات سنگهای کاخ قدرت، دروغ است و فریاد حقیقتخواهی است که به زوال آن میانجامد. حسین (ع) میدانست که در این راه چه رنجهای بزرگی در انتظار اوست: مفتیان مزدبگیر، او را به خروج از دین و ایجاد فتنه متهم خواهند کرد، خاندان پیامبر (ص) را در محاصرهی تنگناها و بیحرمتیهای پیاپی قرار خواهند داد، و او را بر سر دوراهی انتخاب میان زندگی ذلتبار یا ایستادگی برای حقخواهی قرار خواهند داد؛ و او ایستادن را برگزید. حسین (ع) سکوت را شکست تا دین نیای خویش را از هلاکت نجات دهد و رهبری قیامی را برعهده گرفت که نه در هوای قدرت و شهرت، که در کوشش برای راست کردن کجیها و پاک کردن پلیدیها هویت مییافت. و چنین شد که آزادزنان و آزادمردانی که پس از او آمدند، از هر مذهب و دینی که بودند، حسین (ع) را سرمشق جاودانهی آزادیخواهی دانستند. قرنها بعد، انقلابی اسلامی در سرزمینی با فرهنگ و تمدنی دیرینه و مردمانی که در شناخت مصالح خود در جهانی دگرگونشده در این بخش از دنیا، پیشتاز بودن خود را پیش از آن با انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت و قیام پانزده خرداد و تولید گفتمان آزادیخواهی، عدالت و استقلالطلبی برای پیشرفت و دستیابی به جامعهای که در آن انسانها به آسایش مادی و سعادت معنوی برسند به اثبات رسانده بود، رخ داد. همهی ما به یاد داریم که سیل خروشان معترضان در روزهای تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۵۷ چگونه طومار نظامی مستبد را درهم پیچید که همه راههای اصلاح را بسته، امکان هرگونه انتقاد و مخالفت از راههای مسالمتآمیز را از میان برده و در واپسین سالهای عمر خود، دچار خیالبافیهایی شده بود که بیش از هرچیز ناشی از دور ماندن از واقعیت های موجود در جامعه بود. حاکمان مستبد آنچنان در حلقهی محدود متملقان و ثناگویان خود محصور بودند که بجای آن که صدای ترکخوردنهای فزایندهی مشروعیت حاکمیت خود را بشنوند، در اوهام خویش به دنبال شنیدن صدای حمایت از قدرتهای ماورایی بودند، غافل از آن که بزرگترین سرمایهی هر کشور، پشتیبانی مردم آن از دولتمردان از طریق مشارکت آزادانه و آگاهانهی آنهاست، غافل از آن که اعتبار را باید در ارتقای زندگی روزمرهی مردم جستجو کرد،و غافل از آن که اقتدار را از راه قلوب مردم باید یافت، نه از طریق رزمایشها و نمایش زرادخانهها. و چنین شد که مردمان این دیار روی از صاحبان قدرت گرداندند و بزرگترین انقلاب مسالمتآمیز مردمی قرن، پدیدار شد. میلیونها مردمی که در روزهای تاسوعا و عاشورا به میدان آمدند، خواستههای بیش از صدسالهی خویش را در ندای مردی بازشناختند که پایمردیاش در راه را آزموده بودند. در راهپیماییهای آن روزها، هرکس با باور و ایمان و رنگ و بوی خود حضور می یافت، بیگانههای دیروز به دیرآشنایان امروز تبدیل میشدند، خودخواهیها به دیگرخواهی، و منها به ما. از فردای پیروزی در شوق ساختن و آباد کردن ویرانهای که پیش چشمانشان بود، دست در دست یکدیگر دادند به مهر. حتی آنگاه که اختلاف نظرها بالا گرفت، در برابر دشمن متجاوز همدل شدند و از آب و خاک اجدادیشان دفاع کردند. و کیست که از یاد ببرد که همهجای ایران، میدان حماسه بود: جبهه و پشت جبهه، کارخانه و مزرعه، مدرسه و دانشگاه، خانه و اداره، همه و همه صحنهی تلاش و جهاد برای پاسداشت از این سرزمین شد. و کیست که از یاد ببرد در زمانی که به ناچار تن به صلح داده شد، همین مردم رنجدیده اما پایدار، در مقابل چندچهرگانی که به دامان و یاری متجاوز پناه آورده بودند، قدعلم کردند و بدینگونه نشان دادند که تصمیم برای ترک جنگ، نه از روی بزدلی و بیاعتقادی، که از سر درایت و آیندهبینی است. نشان دادند که خطای رهبرانشان را با ایمان به صداقت آنان بخشودنی میدانند و اعتراف به خطا نه تنها از اعتبار رهبرانشان نمیکاهد، که محبوبیتشان را در قلوب مردم بیشتر میکند. نشان دادند که دینی را که برای جنگ و صلحش منطق داشته باشد، راهنمای عمل خویش قرار داده اند. نشان دادند که در نزد آنان، باور دینی به منزلهی راهنمایی است که در تندبادهای پر شن و خاک روزگاران، آنان را به منزلگه مقصود نزدیک میسازد. از همین رو بود که هرگاه خود را از راه دور میدیدند، برای تصحیح مسیر اقدام کردند: دوم خرداد و ۲۲ خرداد نشان از همین هوشیاری دارد. اما صد افسوس که اقتدارگرایانی که انحصار در قدرت را تنها راه دوام خود میدانند، این بار به این خواستههای برحق وقعی ننهادند. اقتدارگرایان که با تمامی امکانات و رسانهها در مقابل خواست اکثریت صفآرایی کرده بودند، زهرآگینترین تیرهای تهمت و افترا را به سینهی مردمی که خواهان تغییر بودند، رها کردند، هنگامی که به علت استقبال و حضور بیسابقهی مردم از شیوههای معمولشان برای تقلب و تخلف در روند رأیگیری طرفی نبستند، چاره را در کودتای انتخاباتی دیدند: شمارش آرا را کنار نهادند، پیروزیشان را اعلام و ابلاغ کردند، به ستادهای مخالفانشان یورش بردند و به دستگیری چهرههای فعال پرداختند. و آنگاه که مردم خشمگین و سرخورده برای اعتراضی آرام و مسالمتجویانه به خیابانها ریختند تا مطالبهی حق مسلمشان در احترام به رأیهایشان کنند، ریختن خونشان را مباح دانستند و ماجراهای خونین کوی دانشگاه و کهریزک و مانند آن را آفریدند. به یاد دارید که در عاشورای سال گذشته با عزاداران معترض چه کردند: آنها را از پلها به پایین انداختند، با ماشین از روی پیکر بیدفاع آنان گذشتند، سینهی مالامال از عشقشان را هدف گلوله قرار دادند، و آنگاه بیشرمانه عکسالعمل مردم خشمگین را با نمایش ناقص و گزینشی در رسانههایشان، شورش دستنشاندههای استکبار نامیدند و فریاد وا اسلاما سر دادند! آیا آن کس که ماشین پلیس دوبار از روی او رد شد، آمریکایی بود یا کسانی که از روی پل به پایین پرتاب شدند دستنشاندهی آمریکا و اسرائیل؟ یا کسانی که در ظهر عاشورا حسین حسین گویان مورد تیر مستقیم گرفتند از لشگر یزید و عمروعاص و ابنزیاد؟ پس از آن هم به دستگیری تعداد زیادی زن و مرد از بهترین فرزندان این انقلاب و آّب و خاک پرداختند تا فریادها را در گلو خفه کنند. غافل از آنکه خشم فروخوردهی مردم آگاه و مظلوم بسیار خطرناکتر از فریادهای تظلمخواهی آنها خواهد بود.
۱۳۸۹ آذر ۱۸, پنجشنبه
گزارش دکتر شکوری راد از مراسم 16 آذر دانشگاه تهران شاهد به نمایش در آمدن بصیرت حقیقی بودم!

به دعوت “انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی” در مراسمی که این انجمن به پاس سالگرد 16 آذر در تالار شهید چمران دانشکده فنی برگزار کرده بود شر کت کردم. فوق العاده بود. جمعیت و شور و شوق آنها در تمام مدت بیش از چهار ساعت برنامه، حاضر و بارز بود. ابتدا از در اصلی دانشکده وارد شدم ولی نه تنها سالن اصلی بلکه سالن شهید رجب بیگی و کریدور پشت سالن هم پر از جمعیت مشتاق بود و من ناگزیر به سمت در پشتی رفتم.
از سال 57 که وارد دانشگاه شدم، تاکنون خاطرات بسیاری از این تالار دارم. از اولین آنها که برنامه مناظره شهید بهشتی با یک دانشجوی مخالف و فکر می کنم مارکسیست ناشناخته بود تا برنامه های مجمع عمومی انجمن که گاهی خودم برگزار کننده یا سخنران آن بوده ام، تا سخنرانی های خاتمی که بعضا مجری آن بوده ام و تا سالهای اخیر و بخصوص روز گذشته که بچه های انجمن، بصیرت حقیقی را در آن به نمایش گذاشتند.
دیروز دوباره دانشجو شده بودم و از شکوه مراسم چنان به وجد آمده بودم که گاهی از خود بی خود می شدم. وقتی نماینده انجمن بیانیه آنان را که گویی قلم فرشتگان الهی آن را نوشته بود و در واژه واژه و جمله جمله آن درد، فهم، مسئولیت، صراحت و شجاعت به کمال رسیده بود را خواند و پائین آمد، خود را یافتم که ایستاده بودم و با همان نشاط جوانی که در گذشته داشتم و دوباره در من پیدا شده بود برایش کف می زدم. دیدم که در اطرافم بقیه نیز ایستاده اند و تشویق می کنند. کاش همه می توانستند این بیانیه را بخوانند و یا بشنوند. پس از آن آقای مجید انصاری سخن گفت. او نیز که همچون سایرین تحت تأثیر بیانیه انجمن قرار گرفته بود احساسات خود را پنهان نکرد و بیانیه انجمن را که جامع و کامل به همه موضوعات روز پرداخته بود، ستود و خود نیز سخنانی بسیار عالی در نقد وضعیت سیاسی، مدیریتی و اقتصادی بر زبان راند و اعلام آمادگی کرد که با مدعیان دفاع از وضعیت جاری در کشور در این زمینه ها مناظره کند. انصاری مدعیان بصیرت را که از آن کاملا بی بهره هستند نیز به نقد کشید و آنها را به باز کردن چشمها بر روی حقایق دعوت کرد. انصاری معمولا خوب و سنجیده سخن می گوید، اما این بار و در چنان جمع پر شوری سخنانش شقشقه ای بود که بر دهان آورد. بعد بچه ها کلیپی را به نمایش گذاشتند که تر کیبی از تصاویر رجال ملی و مذهبی تاریخ معاصر، قطعات کوتاهی از سخنرانی ها یا مصاحبه های آنان و سرودهای اثر گذار چند دهه گذشته بود. گزینش، تلفیق و تدوین آنها فوق العاده جذاب و تأثیر گذار بود. عقلانیت و بلوغ سیاسی درآن به کمال رسیده بود. اختلافات به کنار گذاشته و از فضیلت هر یک از رهبران سیاسی توشه ای برای بهروزی ملت و کشور برگرفته شده بود. در طول نمایش این کلیپ شاید بیست دقیقه ای فرازها و فرودهای تاریخ معاصر از پیش چشم ها می گذشت و غم و شادی مربوط به آنها به تناوب در جان انسان می نشست. کاش همه بتوانند این کلیپ را ببینند. جلایی پور که آخرین سخنران بود. او نیز پس از آن که بیانیه انجمن را ستود، مثل همیشه ساده و روان نتیجه تحقیقات مفصل اجتماعی خود بر روی گفتمان دانشجویی در دهه های اخیر را باز گو کرد و بحث را به جایی رساند که جلسه حاضر شاهد مثال بارز آن بود. مهم ترین وجه گفتمانی دانشجویان به عرصه عمومی آوردن نقد قدرت بوده است و من اضافه می کنم بی هیچ چشم داشتی به کسب قدرت.
فکر می کنم مراسم روز گذشته، به همه، چه موافق و مخالف، این را ثابت کرده باشد که جنبش سبز که امتداد جنبش اصلاحات است در زیر پوست شهر و در رگهای مردمان جاریست. مگر نه این است که دانشجویان بخصوص در دانشگاه بزرگ تهران معیاری از کل جامعه هستند. این جنبش زنده است و به پیروزی خواهد رسید و دور نیست آن روز.
بر پایی این مراسم با شکوه و پر شور را به انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران که با پشتوانه تاریخی خود و با بصیرتی مثال زدنی امتداد خط عدالت جویی، آزادی خواهی و پیشرفت را در یافته و این خط را با صلابت دنبال می کند تبریک و به آنها احسنت می گویم. احسنت بر این بصیرت واقعی
۱۳۸۹ آذر ۱۷, چهارشنبه
رضا سراج(حاج علوی) سر انگشت بازجوها در باصطلاح خبرگزاری فارس
ساواک شاهنشاهی شکنجه گر داشت. در آن دوران نیز شکنجه گران در نقش بازجو ظاهر می شدند و قضات دادگاه های نظامی نیز باید به حکمی که بموجب همین پرونده ای ها تشکیل شده و احکام آن نیز تعیین شده بود لباس قضائی می پوشاندند! اعتراف گیری از زندانیان نیز از شگردها و نوآوری های پرویز ثابتی معاون سیاسی ساواک شاهنشاهی بود که دوره آن را در اسرائیل دیده بود.
بخش امنیتی سپاه که اکنون رسما نام آن را سازمان امنیت سپاه گذاشته اند، پا جای پای ساواک گذاشته و همه این شیوه ها را مو به مو اجرا کرد. گرچه وزرات اطلاعات نیز خود از مقلدان این روش بود و هست.
یگانه تفاوتی که دم و دستگاه امنیتی – اعم از سپاهی و اطلاعاتی- جمهوری اسلامی با ساواک شاهنشاهی دارد، آنست که بازجوها و شکنجه گران جمهوری اسلامی، پس از چند سال در نقش تئوریسین و مداح اهل بیت و سخنرانان مذهبی نیز ظاهر می شوند و چون قربانیان بازجوئی ها، چهره این بازجویان و شکنجه گران را در دوران بازجوئی ندیده اند، آنها در این رنگ عوض کردن با مشکلی روبرو نیستند. در واقع یکی از انگیزه های مهمی که اجازه نمی دهد زندانی نقاب از چشم بردار و بازجو همیشه پشت زندانی سنگر می گیرد، همین است. در دوران شاه هرکس از زندان بیرون می آمد چهره شکنجه گران بازجوئی مانند "ازغندی"، "تهرانی"، "منوچهری" و... می شناخت، اما در جمهوری اسلامی این چهره را سعی می کنند پنهان کنند. به همین دلیل، هر نوع افشاگری درباره هویت و چهره این شکنجه گران گام بزرگی در راه افشای جنایتکاران است. نه آن که با افشای جنایتکاران، جنایت خاتمه می یابد و یا با کشتن فلان جنایتکار، جنایت در زندان ها تمام می شود، چنین نمی شود زیرا پایان جنایت در زندان ها، با تغییر سیستم حکومتی حاصل می شود. حکومتی که امام جمعه اش فرمان اعدام می دهد و یا فتوای قتل زنجیره ای صادر می کند، بازجویش اگر کشته هم بشود، یک کس دیگری را برای پرکردن جای خالی او پیدا می کنند. اما افشای این بازجویان حلقه محاصره عاملین جنایت را تنگ تر می کند و این ضروری است.
رضا سراج با نام مستعار علوی از جمله بازجویان اوین است. مدت ها مامور حراست دانشگاه بود و سپس برای بازجوئی مامور زندان شد و در تواب سازی تخصص پیدا کرد! سپس مامور سازمان حفاظت و اطلاعات سپاه پاسداران - سرپرست اداره اطلاعات قرارگاه ثارالله – شد و بدنبال آن ریاست سازمان بسیج دانشجویی را برعهده اش گذاشتند. مضحک تر و فاجعه بارتر آن که مانند حسین شریعتمداری و حسن شایانفر و صفارهرندی، او نیز در خبرگزاری فارس و صدا و سیما نیز مشغول انجام وظیفه شد و شد متخصص کشف براندازی نرم و جنگ روانی .
در بازجوئی ها از نام مستعار "حاج آقا علوی" استفاده کرد.
رضا سراج در حال حاضر با چند سایت وابسته به سپاه پاسداران همکاری دارد.
۱۳۸۹ آذر ۱۶, سهشنبه
بیانیه مجمع روحانیون مبارز به مناسبت فرارسیدن ماه محرم با الهام از حسین (ع) باید در برابر ظلم و ستم ایستاد و فریاد زد
سه شنبه, ۱۶ آذر, ۱۳۸۹
چکیده : با الهام از عاشورا باید ظلم وستم و استیلا طلبی و خود خواهی و مردم ستیزی در هر شکل و نحوه آن محکوم شود. باید در برابر ستمی که بر بندگان خدا در هر نقطه ای از زمین می رود ایستاد و فریاد زد و با آن مبارزه کرد حتی اگر به قیمت فدا کردن جان باشد. آنگاه که شمشیر از دست حق طلبان گرفته شود و به دست اراذل و اوباش و جاهلان متعصب و منفعت طلبان دنیا پرست قرار گیرد یا انسان حق طلب کشیدن شمشیر را به صلاح نداند رسالت او بیدارگری و آگاهی بخشی و بکار گیری وجدان بشری علیه ستمکاران و نظام های منحط ولو با ظاهری آراسته و مدعی اسلام و انقلاب نبوی است.
درس عاشورا، از میان برداشتن حکومت فاسد و بیدادگر، و اگر نشد افشای ماهیت آن است
مجمع روحانیون مبارز به مناسبت فرارسیدن ماه محرم بیانیه ای صادر کرد. در این بیانیه با اشاره به اینکه عاشورای خونین امام حسین(ع) در بردارنده درس های فراوانی نه تنها برای انسان مسلمان بلکه هر انسان حقیقت جو و آزادی است، تاکید شده است: حرکت ابا عبدالله یک حرکت اصلاحی است و بزرگترین اصلاح از میان برداشتن حکومت فاسد و بیدادگر و فضیلت سوز است اگر نشد دست کم افشاء ماهیت آن و بیدار کردن وجدان مردم در بند تا خود بدانند و بپا خیزند یعنی آنگاه که شمشیر از دست حق طلبان گرفته شود و به دست اراذل و اوباش و جاهلان متعصب و منفعت طلبان دنیا پرست قرار گیرد یا انسان حق طلب کشیدن شمشیر را به صلاح نداند رسالت او بیدارگری و آگاهی بخشی و بکار گیری وجدان بشری علیه ستمکاران و نظام های منحط ولو با ظاهری آراسته و مدعی اسلام و انقلاب نبوی است.
این بیانیه همچنین می افزاید: با الهام از عاشورا باید ظلم وستم و استیلا طلبی و خود خواهی و مردم ستیزی در هر شکل و نحوه آن محکوم شود. باید در برابر ستمی که بر بندگان خدا در هر نقطه ای از زمین می رود ایستاد و فریاد زد و با آن مبارزه کرد حتی اگر به قیمت فدا کردن جان باشد.
متن کامل بیانیه به نقل از پارلمان نیوز، به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
در نیمروز سوزان عاشورا شصت و یکم هجری که از آسمان آتش می بارید و از زمین خون می جوشید، خورشید عشق، ایمان و هدایت و پاکی غروب کرد تا آفتاب عرفان و عزت انسان از افق تاریخ بتابد و جان فسرده ستمدیدگان و آزادگان را تابناک کند و حرکت همیشگی حق علیه باطل و داد علیه بیداد و ایمان علیه بد کیشی را شتاب بخشد.
و اینک بار دیگر محرم و عاشورا دلدادگان پیشوای آزادگان و سرور جوانان اهل بهشت امام حسین(ع) در تاریخی که همیشه اش عاشورا و در جغرافیایش که همه جایش کربلا است، یاد بزرگترین حماسه تاریخ بشر را پاس دارند و با امامی پیمانی دوباره به بندند که نه برای استیلای بر انسان و به بند کشیدن او بلکه برای تداوم رسالت جدش و برداشتن زنجیرهای اسارت و فرومایگی از پای و جان بندگان خدا به پا خاسته بود.
گرچه همیشه عاشورا و همه جا کربلا است اما جلوه کربلا در ایران و شکوه عاشورا در عصر انقلاب اسلامی درخشان تر از همیشه و همه جا است.
عاشورای خونین امام حسین(ع) در بردارنده درس های فراوانی نه تنها برای انسان مسلمان بلکه هر انسان حقیقت جو و آزادی است که به فراخور مجال به پاره ای از آنها اشاره می شود:
۱- لزوم پای بندی به پیمان ولو اینکه با افراد بد آیین باشد و اهتمام به این اصل والای اخلاقی که در شیوه و منش پیامبر و امیرالمومنین آنرا مشاهده می کنیم و اباعبدالله نیز با همه اعتراضی که به امپراطور اموی که بنام خلافت اسلامی بر جامعه تحمیل شده بود با شکیبایی قهرمانانه ای بر عهدی که سبط زمانش و امام زمانش با معاویه بسته بود تا پایان وفادار ماند و طبعاً انجام رسالت بزرگ خود را به زمانی موکول کرد که شرایط برای رسوایی منحرفان بهتر و بیشتر فراهم شود.
۲- مقابله با حکومت جور و عدم پذیرش آن بعنوان مصداق بزرگ امر به معروف و نهی از منکر.
۳- اعلام اینکه اسلام دین رهایی بخش و آزاد کننده مردم و آباد کننده زندگی است و این همه، در سایه حکومت عدل و مردمی و شایسته تحقق خواهد یافت. امام حسین در جریان قیام شکوهمند خود چهره انسانی را نشان می دهد که مستحق برخورداری از فرمانروایی و حکومتی است مؤمن و دادگر و خدمتگذار و اعلام این اصل که اگر جهل و جور و جنایت بر جامعه اسلامی حاکم شد بزرگترین زیانکار در این صحنه اسلام خواهد بود و فرموده علی الاسلام السلام إذ قد بلیت الأمّة براع مثل یزید.
۴- حرکت ابا عبدالله یک حرکت اصلاحی است و بزرگترین اصلاح از میان برداشتن حکومت فاسد و بیدادگر و فضیلت سوز است اگر نشد دست کم افشاء ماهیت آن و بیدار کردن وجدان مردم در بند تا خود بدانند و بپا خیزند یعنی آنگاه که شمشیر از دست حق طلبان گرفته شود و به دست اراذل و اوباش و جاهلان متعصب و منفعت طلبان دنیا پرست قرار گیرد یا انسان حق طلب کشیدن شمشیر را به صلاح نداند رسالت او بیدارگری و آگاهی بخشی و بکار گیری وجدان بشری علیه ستمکاران و نظام های منحط ولو با ظاهری آراسته و مدعی اسلام و انقلاب نبوی است.
۵- اهمیت بندگی خدا و تسلیم و رضایت در برابر خواست و مشیت او و ذکر و یاد خدا در همه مراحل و اتکال به حضرت حق و به خصوص پاس داشت «نماز» به عنوان عالیترین و در عین حال آسان ترین راه اتصال به مبدء هستی و اقامه آن حتی در بحرانی ترین لحظات درگیری و دشواری.
۶- پاس داشت عزت و کرامت ذاتی انسان و تسلیم نشدن در برابر ستم و زورگویی و چپاولگری ولو به قیمت دست کشیدن از جان خود و عزیزان دلبند خویش و نشان دادن ویژگی ممتاز ولی خدا و خاندان پیامبر اکرم که ذلت ناپذیری است چنانکه فریاد امام حسین که «هیهات منا الذله» همیشه در گوش تاریخ طنین انداز خواهد بود.
اینها از جمله درس های بزرگی است که در حماسه عاشورا نهفته است و بزرگداشت محرم و عاشورا در واقع اشاعه آن درس ها و رساندن پیام آن به همه نسل ها و عصرها چنانکه امام سجاد(ع) و حضرت زینب و دیگر کاروانیان اسارت کردند و چه زیبا و هنرمندانه است این سخن که آنها که رفتند کاری حسینی کردند و آنها که ماندند باید کاری زینبی کنند .
مجمع روحاینون مبارز ضمن ادای احترام به پیشگاه حضرت اباعبدالله و همه پاک باختگان عرصه عشق و جهاد عاشورا تذکر چند را مهم می داند:
۱- بعثت و غدیر مبدء و منتهای حرکت تکاملی انسان آخرالزمان است آنگونه که باید باشد و خدا و پیامبر او خواسته اند و عاشورا آهنگ این حرکت و راز و رمز باقی ماندن در خط مستقیم خدایی را مشخص می کند و ملاکهای روش را برای شکوفایی جان انسان و نیز تشخیص اسلام حقیقی از اسلامی که چون پوستینی وارانه در دست خداوندگاران زر و زور و تزویر در آمده است به دست می دهد. بر توحید ناب هم در اعتقاد و هم در عمل و هم در زندگی فردی و هم عرصه اجتماعی پا می فشارد و بزرگداشت محرم و عاشورا در واقع تجدید پیمان با پیامبر و اولیاء بزرگوار اسلام برای پیمودن این راه است.
«محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است» و زنده نگاه داشتن محرم یعنی عرض ارادت آگاهانه و مخلصانه به روان پاک اباعبدالله و پاس داشت حرمت اصحاب بزرگوار و خاندان صبور و روشنگر او و پرهیز از خرافات و شناخت و شناساندن مکتب عالی امام حسین(ع) است.
۲- با الهام از عاشورا باید ظلم وستم و استیلا طلبی و خود خواهی و مردم ستیزی در هر شکل و نحوه آن محکوم شود. باید در برابر ستمی که بر بندگان خدا در هر نقطه ای از زمین می رود ایستاد و فریاد زد و با آن مبارزه کرد حتی اگر به قیمت فدا کردن جان باشد.
پاس داشت عاشورا که الهام بخش انقلاب بزرگ اسلامی بود، طرفداری از مظلوم است در هر کس که باشد و مخالفت و حتی معارضه با ظالم در هر مقام، عنوان و لباسی که باشد.
۳- هوشیاری در برابر انحراف هایی که به نام دین بوجود می آید چه به صورت تحریف حقایق دینی و وارانه جلوه دادن آن و چه به صورت رفتارهای ناشایستی که صورت می گیرد.
۴- انقلاب ما که به نام خدا و برای حاکمیت انسان بر سرنوشت خود با رهبری ممتاز امام تحقق یافت و پیروز شد نیز در معرض تهدید و آسیب است.
از یکسو دشمنان قسم خورده اسلام و ایران که نوعاً سلطه طلبان فزون خواهند انقلاب رهایی بخش ما و عزت و آزادی ملت شریف و پیشرفت کشور ما را نمی خواهند و با حمله نظامی، ترور، تحریم و فشارهای گوناگون در صدد مقابله با نظام و انقلاب و مردم ما بوده و هستند.
از سوی دیگر هستند کسانی که به نام انقلاب و اسلام چهره نظام و حتی شخصیت والای امام را زشت جلوه می دهند و آشکارا به تحریف حقایق و ترویج دروغ و تهمت به نام دفاع از اسلام و انقلاب می پردازند و با رفتارهایی که نه با موازین اسلامی و نه با معیارهای قانون اساسی سازگار است مسبب پایمالی حقوق مسلم مردم و دادن بهانه به دست کسانی می شوند که می خواهند با هزینه کمتر نظام ما را از میان بردارند.
باید در برابر توطئه ها بیدار بود برای دفاع از حقیقت نظام، که جوهر آن آزادی و کرامت انسان و حاکمیت ارزش های الهی بر جامعه است لحظه ای به خود تردید راه نداد.
۵- مجالس و محافلی که بر پا می شود در عین حال که باید با ذکر مصائب امام حسین(ع) و عاشوراییان و خاندان پاک پیامبر(ص) معطر و سرشار شود و حماسه کربلا در وجدان ها و عواطف زنده نگهدارد باید بصورت کلاس درس برای ترویج اعتقادات و تربیت انسان ها برای خداپرستی و برخورداری از اخلاق نیکو در آید و ظلم ستیزی، دروغ، دغل و پایمال کردن حقوق انسان ها و تجاوز از معیارهای اسلامی و قانون اساسی را محکوم کند و مردم را نسبت به حق و حرمتی که دارند آگاه سازد. و از نصیحت نمودن و تنبه دادن آنان که از مسیر حق و قانون و عدالت خارج شوند دریغ ننماید.
۶- صلاح خواهی و اصلاح طلبی در عرصه های فردی و اجتماعی به خصوص اصلاح امور در جریان مدیریت جامعه و رهبران کشور در مسیر صحیح و جلوگیری از سوء استفاده از قدرت و امکاناتی که متعلق به همه مردم است و باید در خدمت آنان و در خدمت عزت و اعتلای کشور باشد، امری است که باید همچنان تداوم یابد.
ایران اسلامی از آغاز تاکنون بزرگترین پایگاه عرض ارادت به پیشگاه اباعبدالله بوده و هست و در این امر نه تنها شیعیان که همه ایرانیان اعم از مسلمان و غیر مسلمان شریکند و همین دلبستگی بوده است که ایران عزیز را از همه طوفان ها سهمگین پیروز بیرون آورده است و در دوران معاصر نیز حرکت آزادیبخش ملت ما برای رفع و دفع استبداد و استعمار و حاکمیت بر سرنوشت خود با الهام از عاشورا و با عشق به سرور آزادگان با شکوه ادامه داشته و خواهد داشت و اینک بیش از هر زمان دیگر نیازمند توسل به دامن پر مهر حسین(ع) و درس آموزی از او و دور کردن غبار یأس از دلهاست و چه مناسب بود و هست که همگان عاشورا را سرمایه نزدیکی دلها و احترام به یکدیگر و رعایت حقوق همگان و پرهیز از کینه توزی و پای بندی به موازین اخلاقی کنیم و چنین باد!
مجمع روحانیون مبارز
۱۵ آذر ماه ۱۳۸۹
اشتراک در:
پستها (Atom)




