۱۳۸۹ بهمن ۲۳, شنبه

بازی تبلیغاتی با " سقوط مبارک" در ج. اسلامی تمام شد حسین شریعتمداری مسئول رسانه ای بیت رهبری شد

اينجانب نرگس محمدی همسر تقی رحمانی اين شکوائيه را خدمت حضرتعالی می‌نويسم و درخواست رسيدگی عاجل دارم.
شب گذشته، ساعت ۲۰:۳۰ صدای زنگ منزل به صدا درآمد. سؤال کردم کيستيد؟ گفتند با آقای رحمانی کار داريم. سری چرخاندم و تقی را صدا کردم. تقی در منزل نبود. گفتم نيست و آيفون را گذاشتم. من هم مشغول کار فرزندان کوچک ۴ ساله‌ام بودم تا آماده خواب شوند. در را باز نکردم و کارهايم را ادامه دادم.
من در وسط هال کنار دو کودکم بودم و با آنها صحبت می‌کردم که ناگهان در حدود ۲ متری خود ۵-۴ مرد با لباس شخصی را ديدم. آنچنان شوکه شده بودم که قادر به حرکت نبودم. زبانم بند آمده بود. من بيمار هستم. و روزی ۱۸ عدد قرص می‌خورم و تحت مراقبت پزشکان مغز و اعصاب و اعصاب و روان و ريه هستم. بيماری ديگری هم دارم که می‌بايست عمل جراحی شوم.
دست و پاهايم بر اثر faintی که کردم سست شد و روی پاهايم لغزيدم. در را گرفتم تا زمين نخورم، اما دستانم سست و بی‌جان شد. گفتم شما کی هستيد و چرا بدون اجازه وارد خانه شديد. از ترس نمی‌توانستم تکان بخورم. پله‌های خانه ما مستقيم وارد هال می‌شود و آنها در ورودی کوچه را با ديلم شکسته بودند و ۲ در ورودی ديگر را باز کرده بودند و بدون حتی يک يا الله يا صدايی آرام و بی‌صدا از پله‌ها بالا آمده بودند و من يک باره با ديدن چهره مردان ناشناس و در حالی که لباس نامناسبی بر تن داشتم و روسری بر سر نداشتم و آماده خواب بودم، زبانم بند آمده بود. در مقابلشان ايستادم و علی و کيانا، بچه‌های مظلوم و بی‌پناهم را به آغوش کشيدم تا نترسند. آنها مرتب از من می‌پرسيدند اين ها دزدند؟ بعد از جر و بحث که در منزل من چه می‌کنيد و من روسری ندارم، در مقابلم ايستادند و اجازه دادند تا بروم شال بردارم.
به زحمت خودم را روی زمين کشيدم و يک شال از کشوی اتاق برداشتم و در مقابل ديدگان مردان ناشناس بر سر انداختم. نتوانستم مانتو بپوشم و لباس عوض کنم. روی زمين افتاده بودم. تقی واقعا پيش ما نبود و من هم چون مشغول خواباندن بچه‌ها بودم متوجه نشده بودم که تقی برای تنظيم درجه شوفاژ به موتورخانه رفته است.
به هر حال آنها در ورودی حاج خانم (صاحب‌خانه( را نيز شکستند و وارد منزل وی هم شدند. حاج خانم بعدا می‌گفت من روی تخت در اتاق خواب دراز کشيده بودم که ديدم چند مرد بالای سر من هستند. تقی هم در طبقه زيرزمين (۲ طبقه پايين‌تر) در موتورخانه مشغول کار بوده که يک مرتبه او را دستگير کردند.
اما بازداشت تقی رحمانی همچون بازداشت من در ۲۰/۳/۸۹ کاملا غيرقانونی بود. هيچگونه حکم ورود به منزل ما و حکم تفتيش آن و يا بازداشت تقی رحمانی در دست مأموران وجود نداشت. هر چه گفتيم اين کار شما غيرقانونی است و ما بايد به پليس ۱۱۰ گزارش دهيم که مردان ناشناس بدون حکم بازداشت به طور غيرقانونی وارد منزل شخصی ما شدند و قصد بردن تقی را دارند، تلفن ما را برداشتند و اجازه زنگ زدن ندادند.
تا ساعت ۲۳ شب منزل ما را دفعه قبل زير و رو کردند. گفتم من شماره تلفن ۸ پزشک معالج خود را در موبايل و دفترچه تلفن دارم ضمن اينکه اينها ۶ ماه پيش توسط مأموران اطلاعات بررسی شده، آنها را به من بدهيد چون من برای مراجعه به پزشکانم به آنها نياز دارم. اما آنها اعتنايی نکردند و هر چه دستشان آمد از منزل ما بردند. تقی هم گفت تلفن‌های ضروری نرگس را بدهيد. اما ندادند. صبرم را از کف دادم. يکی از مأموران گفت ما شير هستيم و چون شمشير. فرياد زدم باشد چون قدرت داريد هر چه می‌خواهيد ببريد حتی می‌خواهيد لباس‌های ما را هم بکنيد و ببريد.
من خدا را شاهد و ناظر و گواه می‌گيرم، علی و کيانا به شدت ترسيده بودند.
دادستان محترم
نمی‌دانم رنجی را که بر من و خانواده‌ام روا می‌دارند چگونه بر قلم جاری سازم. زمانی که ۲۰/۳/۸۹ وارد زندان اوين شدم سرحال و سالم بودم اما وقتی از آن در بيرون آمدم، با بيماری نگران‌کننده‌ای دست به گريبان بودم. ۶ ماه است که تحت معالجه پزشکان هستم و هنوز من بيمارم و ناتوان. بارها درخواست کردم پاسپورتم را بدهند تا من برای معالجه از ايران بروم و ندادند. من دو کودک ۴ ساله دارم. زمانی که مرا بازداشت کردند کيانا را عمل کرده بودم. ناله می‌کرد و ضجه می‌زد و گريه می‌کرد.
۳ بار تا پايين پله‌ها مرا بردند و دخترم با صدای لرزان از من خواست تا او را ببوسم و بروم. ۳ بار بالا آمدم و او را بوسيدم. نگذاشتم اشکم را ببيند ولی خدا شاهد است که در دل خون می‌گريستم. کيانا را عمل جراحی کرده بودم. شکمش پر از بخيه و زخم بود. همان شب ساعت ۸ از بيمارستان به منزل آورده بودم. و بايد مراقب بخيه‌ها می‌بودم. دختر کوچک سه سال و نيمه‌ام تب داشت.عمل جراحی سختی شده بود و من ۱۰ شب و روز بيدار بر بالين کوچکش بودم. در زندان آرزو کردم ای کاش مادر نبودم. آيا در اين سرزمين مادر بودن گناه است؟ ای وای بر ما!
اين صحنه ديشب دوباره برای علی و کيانا، کودکان ۴ ساله معصوم من تکرار شد. آن ها تا صبح در خواب هذيان می گفتند. چندين نوبت مأموران با تقی با الفاظ بسيار نامناسب و دور از شأن يک مأمور رسمی حکومت با صدای بلند درگير شدند و علی و کيانا با چشمان بهت‌زده و نگران به صحنه می‌نگريستند. علی راه می‌رفت و با خودش می‌گفت از خانه من بريد بيرون. بابا را اذيت نکنيد.
تقی رحمانی ۱۵ سال از عمر خود را در زندان‌های جمهوری اسلامی ايران گذرانده به جرم آزادی بيان. و اين هم سهمی ديگر. من هم ۱/۱۲/۸۹ دادگاهی خواهم شد به جرم مدافع حقوق بشر بودن و علی و کيانای کوچک و معصومم را به خدا خواهم سپرد.
بازداشت‌کنندگان خود را ابتدا از نيروی انتظامی و سپس از وزارت اطلاعات معرفی کردند و بعد ساعت ۲۴ و۳۰ دقيقه بعد از نصف شب از وزارت اطلاعات بازجويان بنده زنگ زدند و گفتند تقی را ما نگرفتيم. و من در هول و هراسم از اين بردن تقی که نمی‌دانم چه کسانی بردند و چرا بردند. اتهامش چه بود و چرا اين گونه با ما رفتار کردند. در هراسم از شکسته شدن درهای منزلم. از ورود غيرقانونی افراد ناشناس. از احساس ناامن بودن حتی در منزلم

۱۳۸۹ بهمن ۲۱, پنجشنبه

مشاور ارشد میرحسین موسوی: هیچ برنامه ای برای لغو راهپیمائی 25 بهمن وجود ندارد

اردشیر امیرارجمند مشاور ارشد میرحسین موسوی در در مصاحبه با رادیو دویچه‌وله آلمان که به زبان فارسی برنامه پخش می کند اعلام کرد«هیچ برنامه‌ای برای لغو راهپیمائی 25 بهمن وجود ندارد.
تأثیر جنبش‌های آزادی‌خواهانه و ضددیکتاتوری بر یکدیگر، تأثیری متقابل است و همان طور که تجربه جنبش سبز و انتشار اخبار و تصاویری از آنچه مردم می‌خواستند و رفتار خودکامه‌گان ایران با مردم بر آزادی‌خواهان در تونس و مصر تأثیر گذاشت جنبش‌های منطقه هم بر ما تأثیر می‌گذارد.
حکومت، موظف است مسئولیت خود را برای حفظ امنیت راه‌پیمایان معترض بپذیرد و به همین دلیل، درخواست‌کنندگان مجوز، کاری حقوقی و مسئولانه کردند و امیدوارم حکومت هم به وظیفه خود عمل کند.
نگرانی ما از بلوغ مردم برای یک راهپیمائی مسالمت آمیز نیست، بلکه از شعور حکومت است؛ زیرا مردم با برگزاری راهپیمایی مسالمت آمیز ۲۵ خرداد 88 ظرفیت خود را نشان دادند، اما آیا حکومت هم این شعور را دارد که با تن دادن به مطالبات و شنیدن اعتراضات مسالمت‌آمیز مردم، این خواسته‌ها را به حرکات خشونت آمیز و کور تبدیل نکند؟ مسئولان کشور اینک در آزمونی تعیین کننده قرار گزفته‌اند و صدور مجوز می‌تواند به منزله حاکمیت عقلانیت و بازگشت به نقطه اغازی باشد که امید می‌رود از آن پس، مناقشات سیاسی کشور در روندی قانونی و آرام بر اساس مفاهمه و گفتگو به نفع مردم حل و فصل شود.
البته ما میدانیم که همان‌طور که آزادی‌خواهان برای رسیدن به آزادی و دموکراسی از قواعد و روش‌های مشترکی پیروی می‌کنند دیکتاتورها هم برای بقای خودشان و سرکوب آزادی‌خواهان از قواعد و روش‌های مشابهی بهره می‌برند. عبور ماشین حکومتی از روی مردم معترض، در میدان ولی‌عصر تهران شروع شد و در میدان التحریر تکرار شد. چنان که بسیج کردن اوباش برای حمله به شهروندان معترض نیز از تهران آغاز شد و در قاهره ادامه یافت. رفتار فرعون ایران از فرعون مصر مخوف‌تر و غیراخلاقی‌تر است زیرا برای سرکوب به دین متوسل شده و از آن استفاده ابزاری کرده است.
مگر نمی‌گویند جنبش سبز مدت‌هاست که مرده است؟ مگر نمی‌گویند حامی مردمی هستند که در تونس و معترض علیه دیکتاتوری برخاسته‌اند؟ صداقت خود و درستی حرفهای‌شان را در صدور مجوز راهپیمایی بیازمایند تا معلوم شود چقدر در دفاع‌شان از معترضان به دیکتاتوری صادق‌اند و تا چه اندازه ادعای مرگ جنبش سبز واقعیت دارد؟
اگر مدعی هستید که جنبش را مهار کرده‌اید پس چرا هر روز از فتنه سخن می‌گویید؟ اگر فتنه مرده است، پس چرا پشت سر مرده صحبت می‌کنید و از کوچک‌ترین حرکت‌ها بیم دارید و نگرانید؟ اگر فتنه مرده است پس چرا بگیر و ببندهایتان تمامی ندارد؟

۱۳۸۹ بهمن ۱۹, سه‌شنبه

بدستور سپاه 20 کیلومتر از خاک ایران به دولت عراق هدیه شد


سلام- من، مدتی پیش یک هیات... برای تهیه گزارشی که بی ارتباط با سفر احمدی نژاد به خوزستان نبود، به آبادان اعزام می شود. بعد از بازگشت از محل، به هیات اعزامی دستور داده می شود، در گزارش های خود اشاره به ماجرائی که در زیر برایتان می نویسم نشود:
چند سال پیش قسمتی از مرز شلمچه منطقه آزاد اقتصادی در نظر گرفته شد. هر دو طرف مرز دوربین مدار بسته نصب می شود که مطابق اطلاعات بدست آمده، 2 هزار دوربین در دو محل نصب می شود. البته با هزینه استفاده از فیبر نوری. مرز بدستور سپاه بُتن ریزی می شود و همه زمینه سازی ها فراهم می شود، اما مدتی بعد بی آنکه به کسی گفته شود به چه دلیل؟ سپاه دستور می دهد در نقطه مرزی تجدید نظر شود. مطابق دستور سپاه این تجدید نظر صورت می گیرد و قسمتی از خاک ایران که مطابق قرار داد الجزایر میان صدام حسین و شاه به ایران تعلق گرفته بود، به دولت کنونی عراق واگذار می شود. پس از این واگذاری، 20 کیلومتر در 200 متر عمق از خاک ایران به عراق داده می شود و تمام زیرساخت های منقطه آزاد شلمچه در این 20 کیلومتر را عراقی ها مفت و مجانی تصاحب می کنند.

۱۳۸۹ بهمن ۱۸, دوشنبه

محمد خاتمی: فضای کنونی کشور باید از این حالت خارج شود!



سه شنبه19بهمن89

محمد خاتمی در آستانه سی و دومین سالگرد انقلاب 57 با اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات دیدار کرد. او در این دیدار گفت:
حرف‌ها و مواضع ما در تاریخ می‌ماند؛ قضاوت نسل‌های گوناگون را جدی بگیریم به خصوص نسل امروز که دفعتا در اثر انفجار جمعیت وضعیت ترکیب جمعیتی را عوض کرد. نسلی الان روی کار است که 70 درصد آنها انقلاب و جنگ را ندیده یا اگر جنگ بوده خیلی خردسال بوده‌اند. باید از انقلاب دفاع کنیم تا دیگرانی که با اصل مخالفند نیایند همه چیز را زیر پا بگذارند. یکی از رسالت‌های اصلاحات دفاع از انقلاب و آرمان های انقلاب است.
تونس کشور کوچکی است و نسبتا هم از نظر اقتصادی بد نبودند ولی دیکتاتوری نفس گیری که هم با دین و هم با دنیای مردم مخالف بود حکومت خودکامه داشت؛ دیدیم چه رخ داد. شاید تا سه چهار روز پیش از قیام مردم کسی احساس نمی کرد این رژیم در مقابل حضور مردم اینگونه فرو بپاشد. از شروع این جنبش تا فرار دیکتاتور آنجا 29 روز طول کشید.

در مصر هم همین طور است. بخصوص در مصر جوانان به صحنه آمده اند در مقابل رژیم مسلطی که کاملا مورد پشتیبانی دنیا بود. مصر کوچک نیست بلکه تمدن چند هزار ساله دارد. به هر حال ملت تمدن‌ساز؛ ملت بزرگی است همچنان که ما دارای سابقه تمدن بزرگ هستیم.

انسان گرسنگی را می‌تواند تحمل کند ولی تحقیرشدگی تا مغز استخوان او را می‌سوزاند و استبداد انسان را تحقیر می‌کند. انسان نمی‌تواند استبداد را بپذیرد.انسان آزادی توام با گرسنگی را بر سیری با استبداد ترجیح می‌دهد؛ این فطرت انسان است.
کسی که با تحقیر شدگی مقابله می کند مورد احترام قرار می‌گیرد. و حالا مردم مصر می‌بینند که مصر با آن سابقه در این سالیان دراز؛ نه دست آورد اقتصادی تاثیرگذار در زندگی مردم داشته است، نه فضای باز سیاسی را تجربه کرده است نه از لحاظ بین‌المللی اعتبار لازم را دارد.
آزادی‌هایشان سرکوب شده. نه انتخابات درستی وجود دارد. نه احزاب امکان نفس کشیدن دارند. همین اخوان‌المسلمین هم که معتدل هم هست منحل ‌شد. حزب حاکم جا را برای همه تنگ کرد و به صورت فرمالیته انتخابات برگزار شد؛ فضا فضای خفقان‌آور و نفس‌گیر شد.
خواست آنها مشخص است: دیکتاتور برود. آزادی احزاب و گروه‌ها باشد و مردم تعیین کننده سرنوشت خود باشند و خیرخواهانی به نمایندگی از ملت برای عدالت؛ برای حیثیت و امنیت زندگی مصریان تلاش کنند.
این چیزی است که الان در مصر است و امیدوارم خداوند به آنها توفیق دهد و موفق باشند؛ هزینه داده‌اند و هزینه می‌دهند ولی مطمئنا این مسیر غیرقابل برگشت است.
برگردم به خودمان؛ ما همواره گفتیم و می‌گوییم که خواست ما استقرار و پایداری جمهوری اسلامی است. نظامی که در آن هم ارزش‌های الهی حاکم است هم ازادی انسان و هم پیشرفت جامعه و هم حق اعتراض و انتقاد وجود دارد و هم مسئولیت قدرتمداران در مقابل مردم و نهادهایی و این حاصل انقلاب ما بوده و باید باشد. اگر ما در ارائه الگو موفق باشیم خود به خود دیگران از اینجا الگو می‌گیرند.
انتخابات آزاد؛ آزادی بیان و آزادی اندیشه و تبادل اندیشه و رای و هزینه نداشتن انتقاد و اعتراض را در جمهوری اسلامی مهم می‌دانیم .
معتقدیم انقلاب ما انقلاب آزاد کننده بود و این آزادی باید در همه عرصه‌ها باشد به همین دلیل می‌گوییم در نظام جمهوری اسلامی رای؛ آزادی، حرمت مردم و عدالت باید جایگاه والا داشته باشد.
فضای مطلوب در همان چارچوبی که قانون اساسی می‌گوید و در آرمان‌های ملت ایران بود و در انقلاب بیان شد و مطابق در خواست‌های تاریخی ملت بود اگر درست تامین شود بهترین خدمت به جمهوری اسلامی شده است و مردم ما با اشتیاق بیشتری در صحنه خواهند بود و خودشان را صاحب همه چیز می‌دانند.
من اصلا کاری به محتوای انتخابات گذشته ندارم، ولی ببینید چقدر نیروها به خاطر مشارکت در انتخابات دچار تنگنا شدند. این نه با معیارهای منطقی و شرعی و قانونی نظام جمهوری اسلامی سازگار است و نه به مصلحت خود نظام و حاکمیت. این فضا باید باز شود. از این فضای امنیتی باید بیرون رویم اگر واقعا دلبسته به انقلاب هستیم. همه هم باید تلاش کنیم. نه به عنوان نقد باید تخریب کرد از ان طرف هم اعتراض و نقد نباید هزینه داشته باشد آن وقت خواهیم دید باز چه شورو شوقی در مردم ایجاد خواهد شد و چه دلبستگی‌هایی برای مردم خارج از مرزها ایجاد می‌شود که حرکتشان به این سو باشد. به صراحت عرض کنم فضای کنونی کشور نه به مصلحت کشور و جامعه و حتی حکومت است و نه مطابق با معیارها وملاک‌هایی که قانونا و شرعا داریم.
امروز به ناحق گروه‌های قانونی و دلسوز منحل می‌شوند و راه فعالیت به روی دیگران هم بسته می‌شود. چرا باید احزاب و تشکل‌ها طی دو سال گذشته حتی نتوانند کنگره سالانه خود را برگزار کنند؟ به عنوان گام خیرخواهانه اول اجازه داده شود که همه احزاب کنگره خود را با امنیت و آزادی برگزار کنند. این یعنی باز شدن آن فضای سیاسی و اجتماعی که البته این کافی نیست بلکه همه باید بتوانند در فرآیندهای تعیین کننده مثل انتخابات؛ با تضمین امنیت و آزادی‌شان حضور فعال داشته باشند.
ساز و کار انتخابات طوری باشد که همه گروه‌ها احساس کنند آزادانه و با امنیت می‌توانند حضور داشته باشند و نامزد داشته باشند و برگزاری انتخابات به صورتی باشد که واقعا رای و نظر واقعی مردم تامین شود.
همه دولت ها و همه وزرای کشور در همه ادوار اجماع روی این داشته اند که باید در ساز و کار انتخابات تجدید نظر شود. آیا دیگر اجماعی بالاتر از این وجود دارد؟ این کار زودتر باید انجام شود و خود نظام هم باید آن را انجام دهد. با این امر می‌توان نگاه به آینده داشت نه نگاه به گذشته؛ وقتی افق روشن باشد! آن وقت می‌بینید کشور دوباره متحد؛ منسجم و پیشرو و همه در عرصه خواهند بود.
بزرگترین تضمین کننده نظام و انقلاب حضور مردم در صحنه است. حضور مردم هم انگیزه و شوق می‌خواهد. نظام و حاکمیت بیشترین نقش را می‌تواند در ایجاد فضا برای حضور مردم و تضمین حضور آنها داشته باشد.

۱۳۸۹ بهمن ۱۷, یکشنبه

واکنش بسیار سریع و صریح جمعیت اخوان المسلمین مصر به خامنه ای فرصت طلب


خامنه ای در خطبه های نماز جمعه روز 15 بهمن 1389 در نهایت وقاحت و فرصت طلبی تلاش کرد که انقلاب آزادیبخش مردم مصر را به رژیم مستبد و ظالم خودش پیوند بزند. این تلاش که بدون شک ظلمی آشکار به مردم مصر و حتی جمعیت اخوان المسلمین مصر است، و تمام تلاشهای آنان برای اثبات اینکه به دنبال حکومتی مانند رژیم دیکتاتوری به ظاهر اسلامی ایران نیستند، خنثی خواهد کرد، نشانه دیگری ازعدم آشنایی ولی وقیح با مسائل منطقه و بخصوص جهان اسلام است. اما جمعیت اخوان المسلمین مصر در وبسایت رسمی خودش در ساعت 12:50 به وقت مصر یعنی کمتر از دو ساعت پس از این سخنان خامنه ای در پاسخی سریع و صریح به این سخنان اعلام کرد که: جمعیت اخوان المسلمین انقلاب را انقلاب همه مردم مصر می داند، نه یک انقلاب اسلامی، و تاکید کرد که انقلاب مصر انقلاب همه مسلمانان و مسیحیان با تمام گرایشها و تمایلات سیاسی مختلف و متفاوت است. این واکنش مثبت جمعیت اخوان المسلمین تایید دیگری بر این اصل است که مبارزه ملت های آزادیخواه منطقه با رژیمهای مستبد حاکم بر آنان از هم جدا نیست و هر یک تقویت کننده مبارزات دیگری خواهد بود. این سخنان اخوان المسلمین به عنوان یکی از گروه های فعال در انقلاب مصر به نوعی پشتیبانی از جنبش سبز ملت ایران است.