رضا پهلوی، فرزند محمدرضاشاه، پادشاه سابق ایران، خواستار پیگرد قانونی آیتالله علی خامنهای در دادگاه بینالمللی لاهه شد. او روز پنجشنبه در نشست خبری در پاریس، رهبر جمهوری اسلامی را مسئول بسیاری از اعدامها و حبس و شکنجه مخالفان سیاسی در ایران دانست و گفت که شکایتنامه علیه آیتالله خامنهای را به شورای امنیت سازمان ملل نیز ارسال میکند. از رضا پهلوی پرسیدهایم که چرا الان تصمیم به چنین کاری گرفته و تشکیل چنین دادگاهی اگر با آن موافقت شود، چه مقدماتی دارد؟ گفتوگوی ژان خاکزاد با رضا پهلوی در مورد شکایتنامه علیه علی خامنهای لیست پخش بارگذاری ابتدا میخواستم بپرسم چرا این تصمیم را در حال حاضر اتخاذ میکنید و مقدمات فراهم شدن این محاکمه (اگر چنین محاکمهای صورت گیرد و عملی باشد) چیست؟ مسئله الزاماً تازگی ندارد و همانطور که میدانید نقض حقوق بشر از ابتدای پدیدار شدن این نظام تا امروز متأسفانه در ایران وجود داشتهاست. اما به خصوص از تابستان دو سال پیش به این طرف که در سطح کلان و به عنوان یک سیاست حکومتی، امر سرکوب و توحش به وفور علیه هممیهنانمان به کار گرفته میشود، چه در مورد زندانیان سیاسی-عقیدتی-مدنی و چه در مسائل دیگر که مستقیماً وضعیت را در مملکت ما این قدر وخیم کرده، همه اینها برمیگردد به نقض فاحش حقوق بشر. از این لحاظ من تصمیم گرفتم اقدامی در این مورد انجام دهم، نه تنها به این خاطر که هر چه سریعتر توجه جهان را به این وضع جلب کنیم بلکه برای محوری کردن مسئله نقض حقوق بشر در ایران که دغدغه اصلی ما مردم ایران است؛ زیرا در مقایسه، توجهی که جهانیان روی نظام جمهوری اسلامی دارند بیشتر بر روی پرونده هستهای است تا مسائل دیگر. این مسئله برای هممیهنانم بسیار حائز اهمیت بود و من این بار ابتکار خاصی را به کار بردم که این یک انگیزه یا اقدام شخصی نبوده باشد. به این منظور من پیشنهاد این نامه را به صورت اینترنتی منتشر کردم تا هممیهنانم بتوانند در مورد آن نظر بدهند. به همین دلیل عکسالعملهای متعددی داشتیم و افراد متخصص نظر دادند. من از وکلای متخصص خواهش کردم برای تکمیل این پرونده و برای این که اساس این شکایت را بتوانند توجیه کنند، از روی متن این نامه گزارش مفصلی تهیه شود. در این نشست مطبوعاتی منظور از این پیشنهاد مبنی بر شناختن شخص علی خامنهای به عنوان مسئول اصلی ارتکاب این جنایات و شکایت علیه او از طریق دادگاه بینالمللی کیفری توسط سازمان ملل متحد، اعلام شد. شما ناچارید از طریق شورای امنیت سازمان ملل عمل کنید. اگر شورای امنیت پاسخ مثبتی به درخواست شما نداد چه میشود؟ اولا باید فرصت کافی داد تا ببینیم در نشست بعدی شورای امنیت سازمان ملل میتوانند این مسئله را اضافه بر سایر مسائلی مطرح کنند که در جهت تحریمهای بیشتر علیه رژیم ایران در نتیجه گزارش سازمان بینالمللی انرژی اتمی درباره پرونده هستهای ایران اتخاذ میشود. یعنی شاید جزو لیست مسائلی که میخواهند بر سر آن بحث کنند این مسئله هم اضافه شود. اگر پاسخی به ما داده نشد مطمئناً بدانید که به هیچ عنوان کوتاه نخواهیم آمد و تا آخر این راه خواهیم رفت و فکر مراحل و اقدامات بعدی را هم خواهیم کرد، منتها در حال حاضر باید منظر بمانیم تا عکسالعمل این سازمان را ببینیم. ولی تعهد من و بسیاری از هممیهنانم که در این کار با من همکاری دارند، تا آزادی تکتک زندانیان سیاسی خاتمه پیدا نخواهد کرد و تا آن زمان ما تلاش خود را ادامه خواهیم داد. شما در بیانیهای که روز پنجشنبه ۲۴ آذرماه منتشر کردید، گفتهاید زمان پر کردن فاصلههاست، فاصلهای که میان مردم و گروههای سیاسی به وجود آمدهاست. شما گفتهاید دست در دست هم پیش خواهیم رفت. منظور شما از گروههای سیاسی که قرار است دست در دست شما پیش بروند کدام گروههای سیاسی هستند؟ من نمیخواهم به طور مشخص از سازمان یا گروهی اسم ببرم. صورت مسئله بر مبنای توافق بر یک سری اصول اساسی است که میتواند مبنای همکاری و همبستگی نیروهای خواهان آزادی و دموکراسی در ایران باشد و بتوان بر این مبنا توافق کرده و همکاریهایی در سطح وسیع فراهم کرد. هر شخصیتی، سازمانی یا تشکلی چه در درون کشور و چه در خارج از کشور که از این اصول حمایت کرده و سازگاری با این اصول داشته باشد، باید بتواند بیاید در چنین شورایی شرکت کند؛ شرکت به منظور هماهنگی و تقسیم کار در ادامه پیکار علیه این نظام برای رسیدن به آزادی و حق تعیین سرنوشت مردم ایران از طریق انتخابات آزاد. این اصول را من بر مبنای اصل حقوق بشر، تمامیت ارضی کشور، حق برگزاری انتخابات آزاد و نظامی در یک قالب سکولار، یعنی نظامی که در آن جدایی دین از حکومت کاملا مشخص باشد، تعریف کردم. این مبانی کلی به نظر من حداقل اصولی است که طیف وسیعی از آزادیخواهان ایران میتوانند به رغم اختلاف سلیقههای ایدئولوژیک بر سر آن توافق کنند و بر این مبنا میتوان همکاری گستردهای را جستوجو کرد. بنابراین همه افرادی که به همکاری در این رابطه علاقهمند هستند، میتوانند با یکدیگر نشستی داشته باشند و چنین شورایی را تشکیل دهند. این شورا وسیلهای خواهد بود برای کمک رساندن به نیروی درون مرز که آنها نیز چنین تشکلی را به شکل مرئی در داخل ایران ایجاد کنند و ضمنا این شورا نقطه اتصالی باشد برای ارتباط با جهانیان به خصوص برای مذاکراتی که باید از طریق این تشکل با دولتها و ارگانهای مختلف سیاسی جهانی داشته باشیم به منظور تقویت این مبارزه و حمایت از هممیهنان مبارز در داخل کشور. با این حساب گرایشهای سیاسی مانند جنبش سبز یا سران مخالفان از جمله آقایان کروبی و موسوی که در حصر خانگی هستند هم میتوانند در این تصمیم همراه شما باشند؟ بله، به طور مسلم. همان طور که گفتم هر شخصیتی و تشکلی چه در داخل ایران و چه در خارج، امروز در ارتباط با این هدف واحد که به نظر من یک هدف و پروژه ملی است و بسیار فراتر از مسلکها و احزاب خاص و به نفع کلیت جامعه ایران است، میتوانند در این مهم یکدیگر را یاری دهند و پیش ببرند. جنبش سبز و هر شخصیت و تشکلی هم در ارتباط با این هدف واحد که به نظر من یک هدف و پروژه ملی است و بسیار فراتر از مسلکها و احزاب خاص و به نفع کلیت جامعه ایران است، میتواند در این مهم یکدیگر را یاری دهند و پیش ببرند. رضا پهلوی در به روی همه باز است و اصل دموکراسی بر اساس امکانپذیر ساختن حضور است نه حصر. مسئله کلیدی برای ما امروز این است که با یک بحران روبهرو هستیم که ممکن است منطقه را فرا گیرد و خطر حمله نظامی به ایران وجود دارد و خدا میداند چه هزینهای را به دنبال خود خواهد داشت. از نظر زمانی امروز واقعاً نمیتوان بیش از این صبر کرد، پس باید این اقدام را شروع کرد. چه بسا بسیاری از نیروهای جاهطلب دیروز امروز به این نتیجه رسیده باشند این کار دیگر فایدهای ندارد. ما هر چه زودتر بتوانیم چنین شورایی را تشکیل دهیم زودتر میتوانیم از جهانیان بخواهیم به جای این که به فکر ماجراجوییهای نظامی و برخوردهای خشونتآمیز باشند از بهترین راه ممکن و کمترین هزینه ممکن و به دست خود مردم ایران تغییرات فاحشی را به دست بیاورند. جای دوری نرویم، امروز پس از مشاهده بهار عرب در کشورهای عربی، دیدیم هرگاه جهانیان تصمیم قاطع گرفتند در حمایت از این نیروها، حکومت مستبد را پایین کشیدند و به جای آن حکومتی که به دست مردم تعیین شده سر کار میآید. امروز مسئله سوریه را باید از نزدیک دنبال کرد و فکر میکنم به زودی نوبت ایران هم خواهد رسید.
۱۳۹۰ آذر ۲۶, شنبه
:: رضا پهلوی: در پیگرد قانونی علی خامنهای تا آخر راه خواهیم رفت
رضا پهلوی، فرزند محمدرضاشاه، پادشاه سابق ایران، خواستار پیگرد قانونی آیتالله علی خامنهای در دادگاه بینالمللی لاهه شد. او روز پنجشنبه در نشست خبری در پاریس، رهبر جمهوری اسلامی را مسئول بسیاری از اعدامها و حبس و شکنجه مخالفان سیاسی در ایران دانست و گفت که شکایتنامه علیه آیتالله خامنهای را به شورای امنیت سازمان ملل نیز ارسال میکند. از رضا پهلوی پرسیدهایم که چرا الان تصمیم به چنین کاری گرفته و تشکیل چنین دادگاهی اگر با آن موافقت شود، چه مقدماتی دارد؟ گفتوگوی ژان خاکزاد با رضا پهلوی در مورد شکایتنامه علیه علی خامنهای لیست پخش بارگذاری ابتدا میخواستم بپرسم چرا این تصمیم را در حال حاضر اتخاذ میکنید و مقدمات فراهم شدن این محاکمه (اگر چنین محاکمهای صورت گیرد و عملی باشد) چیست؟ مسئله الزاماً تازگی ندارد و همانطور که میدانید نقض حقوق بشر از ابتدای پدیدار شدن این نظام تا امروز متأسفانه در ایران وجود داشتهاست. اما به خصوص از تابستان دو سال پیش به این طرف که در سطح کلان و به عنوان یک سیاست حکومتی، امر سرکوب و توحش به وفور علیه هممیهنانمان به کار گرفته میشود، چه در مورد زندانیان سیاسی-عقیدتی-مدنی و چه در مسائل دیگر که مستقیماً وضعیت را در مملکت ما این قدر وخیم کرده، همه اینها برمیگردد به نقض فاحش حقوق بشر. از این لحاظ من تصمیم گرفتم اقدامی در این مورد انجام دهم، نه تنها به این خاطر که هر چه سریعتر توجه جهان را به این وضع جلب کنیم بلکه برای محوری کردن مسئله نقض حقوق بشر در ایران که دغدغه اصلی ما مردم ایران است؛ زیرا در مقایسه، توجهی که جهانیان روی نظام جمهوری اسلامی دارند بیشتر بر روی پرونده هستهای است تا مسائل دیگر. این مسئله برای هممیهنانم بسیار حائز اهمیت بود و من این بار ابتکار خاصی را به کار بردم که این یک انگیزه یا اقدام شخصی نبوده باشد. به این منظور من پیشنهاد این نامه را به صورت اینترنتی منتشر کردم تا هممیهنانم بتوانند در مورد آن نظر بدهند. به همین دلیل عکسالعملهای متعددی داشتیم و افراد متخصص نظر دادند. من از وکلای متخصص خواهش کردم برای تکمیل این پرونده و برای این که اساس این شکایت را بتوانند توجیه کنند، از روی متن این نامه گزارش مفصلی تهیه شود. در این نشست مطبوعاتی منظور از این پیشنهاد مبنی بر شناختن شخص علی خامنهای به عنوان مسئول اصلی ارتکاب این جنایات و شکایت علیه او از طریق دادگاه بینالمللی کیفری توسط سازمان ملل متحد، اعلام شد. شما ناچارید از طریق شورای امنیت سازمان ملل عمل کنید. اگر شورای امنیت پاسخ مثبتی به درخواست شما نداد چه میشود؟ اولا باید فرصت کافی داد تا ببینیم در نشست بعدی شورای امنیت سازمان ملل میتوانند این مسئله را اضافه بر سایر مسائلی مطرح کنند که در جهت تحریمهای بیشتر علیه رژیم ایران در نتیجه گزارش سازمان بینالمللی انرژی اتمی درباره پرونده هستهای ایران اتخاذ میشود. یعنی شاید جزو لیست مسائلی که میخواهند بر سر آن بحث کنند این مسئله هم اضافه شود. اگر پاسخی به ما داده نشد مطمئناً بدانید که به هیچ عنوان کوتاه نخواهیم آمد و تا آخر این راه خواهیم رفت و فکر مراحل و اقدامات بعدی را هم خواهیم کرد، منتها در حال حاضر باید منظر بمانیم تا عکسالعمل این سازمان را ببینیم. ولی تعهد من و بسیاری از هممیهنانم که در این کار با من همکاری دارند، تا آزادی تکتک زندانیان سیاسی خاتمه پیدا نخواهد کرد و تا آن زمان ما تلاش خود را ادامه خواهیم داد. شما در بیانیهای که روز پنجشنبه ۲۴ آذرماه منتشر کردید، گفتهاید زمان پر کردن فاصلههاست، فاصلهای که میان مردم و گروههای سیاسی به وجود آمدهاست. شما گفتهاید دست در دست هم پیش خواهیم رفت. منظور شما از گروههای سیاسی که قرار است دست در دست شما پیش بروند کدام گروههای سیاسی هستند؟ من نمیخواهم به طور مشخص از سازمان یا گروهی اسم ببرم. صورت مسئله بر مبنای توافق بر یک سری اصول اساسی است که میتواند مبنای همکاری و همبستگی نیروهای خواهان آزادی و دموکراسی در ایران باشد و بتوان بر این مبنا توافق کرده و همکاریهایی در سطح وسیع فراهم کرد. هر شخصیتی، سازمانی یا تشکلی چه در درون کشور و چه در خارج از کشور که از این اصول حمایت کرده و سازگاری با این اصول داشته باشد، باید بتواند بیاید در چنین شورایی شرکت کند؛ شرکت به منظور هماهنگی و تقسیم کار در ادامه پیکار علیه این نظام برای رسیدن به آزادی و حق تعیین سرنوشت مردم ایران از طریق انتخابات آزاد. این اصول را من بر مبنای اصل حقوق بشر، تمامیت ارضی کشور، حق برگزاری انتخابات آزاد و نظامی در یک قالب سکولار، یعنی نظامی که در آن جدایی دین از حکومت کاملا مشخص باشد، تعریف کردم. این مبانی کلی به نظر من حداقل اصولی است که طیف وسیعی از آزادیخواهان ایران میتوانند به رغم اختلاف سلیقههای ایدئولوژیک بر سر آن توافق کنند و بر این مبنا میتوان همکاری گستردهای را جستوجو کرد. بنابراین همه افرادی که به همکاری در این رابطه علاقهمند هستند، میتوانند با یکدیگر نشستی داشته باشند و چنین شورایی را تشکیل دهند. این شورا وسیلهای خواهد بود برای کمک رساندن به نیروی درون مرز که آنها نیز چنین تشکلی را به شکل مرئی در داخل ایران ایجاد کنند و ضمنا این شورا نقطه اتصالی باشد برای ارتباط با جهانیان به خصوص برای مذاکراتی که باید از طریق این تشکل با دولتها و ارگانهای مختلف سیاسی جهانی داشته باشیم به منظور تقویت این مبارزه و حمایت از هممیهنان مبارز در داخل کشور. با این حساب گرایشهای سیاسی مانند جنبش سبز یا سران مخالفان از جمله آقایان کروبی و موسوی که در حصر خانگی هستند هم میتوانند در این تصمیم همراه شما باشند؟ بله، به طور مسلم. همان طور که گفتم هر شخصیتی و تشکلی چه در داخل ایران و چه در خارج، امروز در ارتباط با این هدف واحد که به نظر من یک هدف و پروژه ملی است و بسیار فراتر از مسلکها و احزاب خاص و به نفع کلیت جامعه ایران است، میتوانند در این مهم یکدیگر را یاری دهند و پیش ببرند. جنبش سبز و هر شخصیت و تشکلی هم در ارتباط با این هدف واحد که به نظر من یک هدف و پروژه ملی است و بسیار فراتر از مسلکها و احزاب خاص و به نفع کلیت جامعه ایران است، میتواند در این مهم یکدیگر را یاری دهند و پیش ببرند. رضا پهلوی در به روی همه باز است و اصل دموکراسی بر اساس امکانپذیر ساختن حضور است نه حصر. مسئله کلیدی برای ما امروز این است که با یک بحران روبهرو هستیم که ممکن است منطقه را فرا گیرد و خطر حمله نظامی به ایران وجود دارد و خدا میداند چه هزینهای را به دنبال خود خواهد داشت. از نظر زمانی امروز واقعاً نمیتوان بیش از این صبر کرد، پس باید این اقدام را شروع کرد. چه بسا بسیاری از نیروهای جاهطلب دیروز امروز به این نتیجه رسیده باشند این کار دیگر فایدهای ندارد. ما هر چه زودتر بتوانیم چنین شورایی را تشکیل دهیم زودتر میتوانیم از جهانیان بخواهیم به جای این که به فکر ماجراجوییهای نظامی و برخوردهای خشونتآمیز باشند از بهترین راه ممکن و کمترین هزینه ممکن و به دست خود مردم ایران تغییرات فاحشی را به دست بیاورند. جای دوری نرویم، امروز پس از مشاهده بهار عرب در کشورهای عربی، دیدیم هرگاه جهانیان تصمیم قاطع گرفتند در حمایت از این نیروها، حکومت مستبد را پایین کشیدند و به جای آن حکومتی که به دست مردم تعیین شده سر کار میآید. امروز مسئله سوریه را باید از نزدیک دنبال کرد و فکر میکنم به زودی نوبت ایران هم خواهد رسید.
۱۳۹۰ آذر ۲۲, سهشنبه
:: نوری زاد خطاب به خامنه ای: مأموران سپاهی شما آشکارا به حریم خصوصی من دخول کرده اند
مأموران سپاهی شما ، درانتقام از تیزابی که من در نامه هایم برسرشان فرو باریده ام، آشکارا به حریم خصوصی من دخول کرده اند و درکثیف ترین شکل ممکن، برای برهم زدن و متلاشی کردن کانون خانواده ام، بکارهای ابلهانه ای دست برده اند. ای خاک برسرِ دم و دستگاه یک سیستم اطلاعاتی که با ورود به حریم خصوصی منتقدان، به ترمیم عجز خود می پردازد. اگر هنوزدر قاموس فکری و حیثیتیِ شخصِ شما، خانواده و حریم خانواده ارزشی دارند، به مأموران اطلاعات سپاه و سایرینی که در وزارت اطلاعات به همین کارها مشغولند، بفرمایید سراز خانواده ی من وسایر معترضان بیرون کشند. ویا اگرنه، ورود این نابخردان و افسار گسیختگان به اشاره ی جناب شما صورت پذیرفته و می پذیرد، بفرمایید تا ما، باورهای ایمانی و انسانی خود را با شاخص جدیدی که شما باب کرده اید تنظیم کنیم. من ناگزیر این نامه را که باید در واپسین ساعات روز جمعه منتشر می شد، همین حالا منتشر می کنم. نگرانم که مرا جمعه ای در کار نباشد. بازی کودکانه ای که سازمان اطلاعات سپاه با من و با خانواده ام شروع کرده است، ازدیروز- دوشنبه – وارد مرحله ی تازه ای گردیده است. آری، ممکن است بنا به فرمایش مأمورانی که به من گفتند: پودرت می کنیم و درصد سایت داخلی و خارجی آبرویت را می بریم، هم پودرم کنند، وهم بزعم خود با آبرویم بازی کنند. کاری که اطلاعات سپاه با من و با خانواده ام شروع کرده است، آنقدرمشمئز کننده و سخیف است که من هیچگاه یک چنین رفتاری را از ساواک شاه، نه شنیده و نه درجایی خوانده ام. گلی به گوشه ی جمال شما با این سازمانی که برزانو نشانده اید و آنان را مثل جادوگران بابِلِ قدیم، به سمت خانواده ها و درهم کوفتن مناسبات خانواده یِ منتقدانِ خود گسیل می فرمایید. کاش مأموران شما آنقدر مرد بودند که به نوشته های من، با نوشته پاسخ می گفتند، نه آنکه به حریم خصوصی من نفوذ کنند و برای ترمیم سرشکستگی ها و فضاحت های جاریِ خود، به تخریب زندگی من بسیج شوند. از قول من به آقای تائب – رییس سازمان اطلاعات سپاه – ومأموران نابالغِ وی بفرمایید: قبول، به فرض که نوری زاد و خانواده اش را پودر کردید و از هم دریدید، با دست های خونین خود چه می کنید؟ از قول من به آقای تائب بفرمایید: جناب حجت الاسلام والمسلمین، خونِ دست های شما، آنگاه که مغز جوانان ما را متلاشی کردید و همزمان خونشان را انکار فرمودید، آنچنان با سنت ها و محکمات تاریخی در آمیخته است که نآنا با آب هزار دریا نیز زدوده نمی شود.
۱۳۹۰ آذر ۲۰, یکشنبه
امسال، عاشورا و تاسوعا سر حسین را بی صدا بریدند!
به رگ های خشک شده اینترنت در ایران، از دیشب چند گرم سرعت تزریق شد تا نیمه جانی دوباره بگیرد. جان مردم را دراین روزهای اخیر گرفتند. از ترس تظاهرات دانشجوئی بمناسبت 16 آذر و از ترس راه افتادن دسته های سینه زنی غیر حکومتی. سینه زنی امسال را دربست داده بودند به اوباش و مداحان جیره بگیر. به ضربت پرچم و لباس های فاجر شمر و یزید و امام حسین و چادر و روبنده ای که سر مردها کرده بودند تا زینب شوند، تاسوعا و عاشورا را برگزار کردند. از مردم خبری نبود، مگر همانها که بسیج شده بودند. از خوشحالی ناشی از مصادف شدن روز قتل امام حسین با 16 آذر هم قند در دلشان آب شده بود زیرا به همین بهانه دانشگاه را هم تعطیل کردند و خود را از کابوس 16 آذر خلاص!
امسال هم اینگونه گذشت. سال دیگر چه خواهند کرد؟ بگذریم که هرلحظه ممکن است همه کشور 16 آذر شود. خودشان هم از همین می ترسند که اگر نمی ترسیدند اینگونه وحشت از روز 16 آذر و حتی دسته های سینه زنی مردم در محلات و به راه افتاده آنها در میان محلات نداشتند و آن بالماسکه خیابانی را با شمر و یزدی و حسین و زینب و پرچم های الوان و کلاهخودهای پرنشان نمی دادند.
هرچه بود، بلائی حکومتی بود که بر اینترنت نازل شده بود و پارازیت بود که بر بام خانه ها فرود آمده بود. فعلا گذشت و دوباره نیم نفسی به اینترنت و ماهواره بازگشت. امسال هم سر امام حسین را بی سر و صدا بریدند!
پیک نت 19 آذر
اشتراک در:
پستها (Atom)
