۱۳۸۹ آذر ۱۳, شنبه

بی‌حرمتی به موسوی، خاتمی و کروبی، واکنش شدید دانشجویان را در پی خواهد داشت



انجمن اسلامی دانشگاه تهران در بیانیه ی شماره یک خود که به مناسبت فرا رسیدن هفته ی دانشجو انشتار یافته است نسبت به تحرکات اخیر بسیج دانشجویی هشدار داده است. در بخشی از این بیانیه آمده: “امسال و قبل از روز دانشجو هشدار می دهیم که، وقایع ۱۶ و ۱۷ آذر سال گذشته زنگ خطری برای مسئولان دانشگاه است تا این بار پیش از وقوع، چاره ای بیاندیشند و از حریم دانشگاه دفاع کنند. انجمن اسلامی دانشجویان از آقای دکتر رهبر ریاست دانشگاه تهران می خواهد تا اگر دغدغه ای برای حراست از حقوق دانشجویان در خود می بینند، این بار آن را در راستای دفاع از کیان دانشگاه و جلوگیری از ورود غیردانشجویان به دانشگاه تهران به کار گیرند تا شاهد تکرار وقایع تلخ سال گذشته نباشیم.” به گزارش وب سایت رسمی انجمن اسلامی دانشگاه تهران متن این بیانیه به شرح زیر است: بسم الله الرحمن الرحیم آذر، هر سال یادآور تمام رشادت ها و جانبازی های فرزندان این مرز و بوم در جهت تحقق و اعتلای اندیشه، خرد و آگاهی است. بی شک به واسطه خون های ریخته شده در این راه است که این ماه خونی تازه در رگ های دانشجو و دانشگاهیان به جریان می اندازد تا همگان بدانند و بدانیم دانشگاه پرچمدار آگاهی و بیداری در لحظه لحظه ی تاریخ است. امسال نیز با همه ی دردها و آلامی که بر قلب دانشگاهیان، به خصوص اهالی دانشگاه تهران سنگینی می کند بر خود فرض دانسته ایم که استوار و صبور و به مانند همیشه، به دور از هر گونه تنش و با تکیه بر سه اصل اعتدال، دین باوری و عقلانیت آذر ماه را به واقع ماه بیداری دانشگاه سازیم. بر کسی پوشیده نیست انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در طول هفته های گذشته با محدودیت هایی برای برگزاری برنامه هایش مواجه بوده است محدودیت هایی که اگر نبود، می توانست فرصتی باشد تا فضای رخوت زده و پیکر رنجور و آسیب دیده دانشگاه را التیام بخشیده و بخشی از انبوه سوالات و دغدغه های دانشجویان را پاسخ گوید و در کنار این مهم، الگویی برای فضای نامطلوب سیاست کشور باشد. اما انجمن اسلامی دانشجویان در تلاش برای پاسداشت آرمان های روز دانشجو و رسالت های خویش از هیچگونه فعالیت مدنی در چارچوب قانون دریغ نخواهد کرد. امسال و قبل از روز دانشجو هشدار می دهیم که، وقایع ۱۶ و ۱۷ آذر سال گذشته زنگ خطری برای مسئولان دانشگاه است تا این بار پیش از وقوع، چاره ای بیاندیشند و از حریم دانشگاه دفاع کنند. انجمن اسلامی دانشجویان از آقای دکتر رهبر ریاست دانشگاه تهران می خواهد تا اگر دغدغه ای برای حراست از حقوق دانشجویان در خود می بینند، این بار آن را در راستای دفاع از کیان دانشگاه و جلوگیری از ورود غیردانشجویان به دانشگاه تهران به کار گیرند تا شاهد تکرار وقایع تلخ سال گذشته نباشیم. و البته این کمترین خواسته ی دانشجویان دانشگاه تهران است که خواستار حفظ حرمت دانشگاه باشند. با کمال تاسف در روزهای گذشته شاهد بوده ایم که برخی از تشکل های دانشگاه تهران از تنظیم و ارائه کیفرخواست علیه آقایان میرحسین موسوی، سید محمد خاتمی و مهدی کروبی، مقارن با شانزدهم آذر، خبر داده اند. این اقدام هیچ معنایی جز تحریک فضای دانشجویی و زمینه چینی برای برای بر هم زدن نظم دانشگاه ندارد. آنان که چنین خیالی را در سر پرورانده اند به خوبی از فضای دانشگاه تهران با خبرند و واقعیت دانشگاه را می دانند. انجمن اسلامی دانشجویان این هشدار را به مسئولان می دهد که چنین حرکتی می تواند منجر به واکنش شدید دانشجویان شده و نظم و آرامش دانشگاه را خدشه دار سازد. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران تنها قوه قضائیه را مرجع رسیدگی دانسته و معتقد به حفظ حریم اشخاص در چارچوب عدالت علوی و قانون اساسی جمهوری اسلامی است. بر این اساس از ریاست دانشگاه تهران می خواهد که در راستای پیشگیری از تنش و اتفاقات غیر قابل پیش بینی دیگر در فضای دانشگاه، جلوی این اقدام را گرفته و حرمت فضای دانشگاه را حفظ نمایند. در غیر اینصورت و چنانچه قرار است پاسخ به این اقدام را به خود دانشجویان واگذار کنند، در برخورد با دانشجویان با نهادهای بیرونی شریک نشوند. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران

گازهای خفه کننده در هوای تهران پخش است

مدارس تهران را امروز تعطیل کردند. آلودگی هوا دلیل این تعطیل اعلام شده است. سوزش گلو و چشم، همراه با فشار قلبی و حالت تهوع توام با حالت خفگی بتدریج مردم را روز به روز بیشتر به این نتیجه می رساند که این آلودگی با آلودگی های گذشته هوای تهران متفاوت است. هوای تهران آلوده به گازهائی است محصول سوخت بنزین تولید داخلی. خشکسالی مشکل را تشدید کرده است و این درحالی است که نتایح حاصل از خشکسالی را در بهار و تابستان آینده مردم لمس خواهند کرد. مردم ایران پائیز و آغاز زمستانی را به خشکی امسال به یاد ندارند.

۱۳۸۹ آذر ۱۲, جمعه

بی خبری از وضعیت و محل بازداشت سردار مقدم


محمد عزلتی مقدم، رئیس کمیته ایثارگران ستاد موسوی، که از سرداران دفاع هشت ساله بوده و در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته نیز مسئول کمیته ایثارگران ستاد میرحسین موسوی بود، چهارشنبه ۱٩ آبان ماه امسال، در پی دیدار جمعی از سرداران جنگ با موسوی، بازداشت شده است. به گزارش جرس، بعد از سه هفته بی خبری خانواده، در پی مراجعات آنها به دادگستری، مسئولین آنجا گفته‌اند که نام و مشخصات او در شبکه و لیست آنها نیست و زندان اوین هم اجازه ورود به خانواده وی را نداده و گفته به دادستانی مراجعه کنید که در دادستانی هم کسی پاسخ‌گوی آنها نبوده و نیست. این در حالی است که سامانه‌های خبری همان زمان اعلام کردند که سردار عزلتی مقدم پس از دستگیری، تماس کوتاهی – از محل نامشخص – با خانواده خود داشته است. بر اساس این گزارش، هنوز مشخص نیست این سردار عزلتی مقدم اکنون در کجا و توسط چه اشخاصی و به چه اتهامی بازداشت شده است.

۱۳۸۹ آذر ۱۰, چهارشنبه

ویکی‌لیکس: اطلاع لاریجانی و تمام سران رژیم از وقوع تجاوز در کهریزک


یکی از اسناد ویکی لیکی راجع به گزارش تماسهای سفیر سابق اتریش در ایران - نحت عنوان Postl از او یاد شده است- با مقامات رژیم است. از جمله در یکی این از گزارشات می خوانیم : Postl گفت که لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی احتمالا موافق معامله راکتور تحقیقاتی تهران TRR نبود ، اما وقتی که MsnOff از او سئوال کرد که آیا او واقعا مخالف معامله بوده یا برای اینکه احمدینژاد بنظر موافق این معامله بود، این موضع را گرفت، در پاسخ،Postl گفت که این موضوع به فضای بعد از انتخابات گره خورده است. Post۱ اشاره کرد که او در پاسخ به این پرسش از یکی از نزدیکان لاریجانی که آیا لاریجانی ازتجاوز به زندانیان که در ارتباط با انتخابات دستگیر شده بودند، آگاه بوده است یا نه گف:که نه تنها لاریجانی آگاه بود، بلکه همه مقامات از آنچه که در داخل زندان می گذشت، اطلاع داشتند. با این وجود ، وقتی لاریجانی، درعلن در مورد این موضوع صحبت کرد ، اظهار داشت که واضح است که تجاوز جنسی رخ نداده است و در نتیجه از اعتبارش نزد مردم ایران کاسته شد. برآورد Postl از اینکه لاریجانی جوابی مبهمتر نداده است ، مانند اینکه بگوید در باره مسئله تحقیق خواهد کرد، نشان میدهد که لاریجانی از بالا تحت فشار شدید است. با توجه به اینکه آنچه که احمدی نژاد بعد از انتخابات کرد، بطور واضح اشتباه بود و همچنین بیزاری لاریجانی از احمدی نژاد ، پیشنهاد TRR اولین فرصتی بود برای لاریجانی تا به احمدی نژاد ضربه بزند.

۱۳۸۹ آذر ۹, سه‌شنبه

3 نمونه تازه در کنار نمونه های برگزیده هفته گذشته میوه تلخ دروغ از درخت چهار فصل ولایت




مجتبی ذوالنور، جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه: بنی صدر چادر فرار خود را به مجید توكلی تقدیم كرد تا به وسیله آن از دست مأموران امنیتی فرار كند./فارس
محمدرضا نقدی، رئیس سازمان بسیج مستضعفین: ملت از بی‌سوادی مطلق در ابتدای انقلاب حالا به‌جایی رسیده است که ماهواره پرتاب می‌کند و با دانش و علم خود می‌تواند کشور را بسازد./ آفتاب
فاطمه رجبی همسر غلامحسین الهام: همه مردم خواهان دستگیری و محاكمه علنی مهدی هاشمی توسط دستگاه قضایی هستند./ فارس

نمونه های هفته گذشته:

محمدرضا نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین :شاهرگ‌های حیاتی دنیا در دست پیروان ولایت است./ ایرنا
محسن کازرونی، امام‌ جمعه کرج :امروز نسل جوان محتاج روحانیت است./ مرکز خبر حوزه
جواد لاریجانی، دبیر کل شورای حقوق بشر ایران: مردم‌سالاری دینی علت اصلی تلاش آمریکا برای تصویب قطعنامه ضد ایرانی بود./ فارس
محمود احمدی‌نژاد :در نظام ولایت رابطه حکومت و مردم براساس عشق و احترام است./ فارس
محمدناصر سقای‌بی‌ ریا عضو کابینه: مقام معظم رهبری اهانت به مراجع را برنمی‌تابند./ روزنامه وطن امروز
یحیی رحیم صفوی، دستیار نظامی- موشکی علی خامنه‌ای :خدمت به مردم و محرومین بزرگترین ارزش بسیج است./ ایسنا
حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه :ایران به زودی به یکی از کشورهای پیشرفته و قدرتمند عالم تبدیل خواهد شد./ ایسنا
محمدرضا نقدی، رئیس سازمان بسیج:بسیجی‌ها انسان‌هایی برای رضای خدا هستند./ ایسنا
محمدنبی حبیبی، دبیرکل حزب موتلفه:اهل فتنه گوش به فرمان غرب هستند تا ببینند از اتاق فرمان لندن چه دستوری می‌رسد./ ایسنا
علی خامنه‌ای :فتنه‌گران به مصلحت کشور لگد زدند./ تابناک
محمود احمدی نژاد :انبیا‌ و اولیا آرزوی درک جمهوری اسلامی را داشتند./ آفتاب
علم الهدی، امام جمعه مشهد :ولایت ولی‌فقیه، سیاسی نیست، بلکه مدیریت امام زمان است ./ ایسنا
احمدی‌نژاد:هدفمندی یارانه‌ها هیچ فشاری به اقشار ضعیف وارد نمی‌کند./ فارس
محمدتقی مصباح‌یزدی: فتنه ۸۸ به ‌مدت ‌۲۰ سال توسط سیاست‌مداران خارجی و داخلی پی‌ریزی شده بود./ فارس
آیت‌الله موحدی کرمانی، عضو مجلس خبرگان رهبری: روح فتنه سال گذشته این بود که نمی‌خواستند عدالت، ولایت و اسلام حاکم باشد./ ایسنا

۱۳۸۹ آذر ۸, دوشنبه

یک برگ از پرونده احمدی نژاد دکتر محمد سامی نخستین قربانی قتل های زنجیره ای

در کارنامه احمدی نژاد، دو ترور مهم ثبت است. نخست ترور فجیع دکتر سامی در مطبش با کارد قصابی و دوم ترور عبدالرحمان قاسملو رهبر حزب دمکرات کردستان ایران که در پایتخت اطریش "وین" هنگام مذاکره بر سر پایان جنگ داخلی درکردستان با واسطه های اعزامی از جمهوری اسلامی به رگبار گلوله بسته شد. هم در ترور سامی و هم ترور قاسملو از احمدی نژاد بعنوان چهره ای که در سایه این دو ترور حرکت کرد یاد می شود. در ترور سامی، عامل ترور، به گفته همسرش، پس از گفتگوئی تلفنی با احمدی نژاد به قصد قتل سامی از خانه خارج می شود. در ترور قاسملو نیز احمدی نژاد انتقال دهنده سلاح به عاملین ترور و مامور حفاظت امنیتی از خانه محل مذاکره و ترور در همان ساعت حادثه بوده است.
درباره او، حداقل در این دو مورد بصورت شفاف بارها افشاگری شده است، گرچه از حوادث دیگری مانند اعدام های دهه 1360 در زندان اوین نیز یاد می شود، اما این گفته ها، به استواری آنچه که درباره ترور سامی و قاسملو گفته می شود نیست!
دکتر سامی از انقلابیون مذهبی پیش از انقلاب بود که دوران نسبتا طولانی زندان های شاه را نیز تجربه کرده بود. بعد از انقلاب وزیر بهداشت دولت مهندس بازرگان شد و سپس از حکومت و دولت فاصله گرفت. درتمام این دوران رابطه خویش را با آیت الله منتظری حفظ کرد. با وی از زندان های شاه آشنا بود. دکتر سامی در تمام سالهای پس از انقلاب پزشک مخصوص آیت الله منتظری باقی ماند و هر ازگاهی به دیدار وی می رفت. حتی در دورانی که آیت الله منتظری خانه نشین شده و مگسان دور شیرینی – از جمله خامنه ای و هاشمی و کروبی و ...- از اطراف او پراکنده شده بودند به دیدار و عیادت او می رفت. از جمله دلائل فتوای قتل او که هنوز صادر کننده آن در پشت پرده ابهام است اما مامور اجرای آن مشخص – احمدی نژاد- همین پایداری و دیدارها بود.
آنچه را می خوانید بخش اندکی از سوابق مبارزاتی و شخصیت دکتر سامی است که دوست دیرینه اش دکتر حبیب الله پیمان مدتی قبل نوشته و منتشر کرده است. این نوشته را خلاصه کرده ایم که در ادامه می خوانید، با این یادآوری که دکتر سامی نخستین و یا از نخستین قربانیان قتل های زنجیره ای بود:

دهه بیست 1300 خورشیدی ، توفان برآمده از دومین جنگ جهانی ، به رغم همه تمهیدها و پرهیزها، مرزهای ایران زمین را درنوردید و سپاهان روس و انگلیس از شمال و جنوب به کشورمان هجوم آوردند و بدون مواجهه با مقاومت قابل توجهی ، خود را به تهران رساندند. ارتش پوشالی شاه ساخته، تنها به درد نگاهبانی از کاخ های سلطنتی و حراست از حکومت خودکامه در برابر اعتراضات و مخالفتهای مردم در داخل کشور می خورد. ارتش ملی و برآمده از خواست و اراده مردم نبود تا انگیزه ای برای مقابله با دشمنان خارجی داشته باشد. نظام دیکتاتوری نوکر پرور از معدود افسران و یا سربازان وطن دوست و با شهامت ایرانی، هر نوع امکان تحرک، ابراز وجود و رای و تاثیرگذاری در سرنوشت کشور را سلب کرده بود. از همان ها که در همان ساعات نخستین هجوم ارتش های متتفقین و بی اعتنا به دستورات مقامات ما فوق، در دفاع از خاک میهن رشادت ها از خود نشان دادند.
این طوفان سهمگین همراه با بازمانده استقلال کشور، بساط دیکتاتور  وقت را نیز برچید و با خود برد. شاه هر چند با حمایت انگلیس ها به قدرت رسیده بود، اما در درون از تناقض دردناک میان تمایل به خودکامگی و استقلال رای از یک سو و اجبار به تبعیت از برابر کسانی که او را در نشاندن بر تخت پادشاهی کشور کهنسال ایران یاری کرده بودند، رنج می برد. چرا که سرنوشت و فرجام کار خود را هم چنان در ید قدرت آنان می دید. بنا به همان رابطه اودیپی میان پدر و پسر، و رقابت بر سر تسلط و تملک انحصاری بر "مام" میهن ، از آنان هم می ترسید و حساب می برد و هم نفرت داشت. به همین خاطر وقتی حضور پر قدرت آلمان ها (دشمن و رقیب خطرناک و دیرین انگلیس ها) را در افق سیاست ایران مشاهده کرد، از روی خامی، آن را فرصتی طلایی برای فاصله گرفتن از حامی پیشین – انگلیس- ارزیابی نمود. غافل از آن که با نداشتن هر گونه پایگاه و حمایت مردمی و مشروعیت سیاسی و دشمنی و نفرتی که در اثر سالها خشونت و بی رحمی و مصادره اموال و اراضی مردم و حبس و تبعید و زندان و شکنجه و اعدام آزادیخواهان، بر ضد خود برانگیخته بود
پناه بردن به آلمان که رقیب سرسخت انگلیس و در شرف جنگ با آن بود، پر مخاطره و نوعی خودکشی محسوب می شد. چنان که وقتی تصمیم به عزل وی گرفتند، بدون کمترین مقاومتی ناگزیر شد تاج و تخت را با خواری رها کند و کوتاه زمانی تبعید از وطن و اقامت در جزیره ای دور افتاده در جنوب آفریقا را گردن نهد، تا سرنوشت او نیز عبرتی شود برای خودکامگانی که از آن پس می آیند، فاعتبروا یا اولی الابصار!
با دور شدن سایه سنگین و خفقان آور دیکتاتوری از آسمان میهن، مردمی که مدت بیست سال فریاد و نفس در سینه حبس کرده و مجبور به فرو خوردن خشم و پنهان داشتن نفرت و سرپوش نهادن بر رنج حاصل از آنهمه تحقیر و خشونت شده بود، غبار یاس و دلمردگی از چهر شستند. به شور و شوق زندگی در آزادی و استقلال که از اعماق وجدانشان زبانه می کشید، پاسخ مثبت دادند. امیدها و آرزوهای برآمده از جنبش مشروطیت که خشونت و خفقان دیکتاتوری بیست ساله آنها را در دلها مدفون کرده بود، دوباره جان گرفتند. مردم از خانه ها بیرون زدند
مهربانانه به یکدیگر سلام گفتند و دستها به نشانه دوستی و همدلی و دعوت به همبستگی به سوی هم دراز کردند، عوارض مادی و سیاسی و اخلاقی ، بیست سال دیکتاتوری و مداخلات استعماری و حاکمیت یک اشرافیت پوسیده و وابسته، که اکنون زیر فشار اشغالگران ده چندان شده بود، همه جا به چشم می خورد. فقر و بیکاری و گرسنگی ، بیداد می کرد. اشغالگران دست به دست محتکران و رهزنان داخلی و اشرافیت فاسد حاکم و خوانین و بزرگ مالکان و جسم و روح مردم را در تنگنا گذاشته ، میلیونها مردم در سراسر کشور خسته و رنجور از محرومیت ها و مصائب بی شمار در طلب راه نجاتی از آن وضع دردناک، به هر سوی نگریستند.
تابش دوباره آفتاب آزادی سرما و فسردگی را از دلها می زدود و آزادیخواهان جان بدر برده از تیغ استبداد و رسته از بند زندان و تبعید را برای کوششی دیگر در جهت تحقق آزادی و عدالت بر سر شوق می آورد
پرچم هایی به رنگ گفتمان ها و مکتب های برآمده از شرق و غرب اروپا با گرایش هایی به چپ یا راست، برافراشته شدند و تشنگان آزادی و عدالت را به اتحاد و مبارزه فراخواندند. از آن میان ندای محمد نخشب ، گروه یاران وی در نهضت خداپرستان سوسیالیست، برای نسل جوانی که در حوزه جاذبه خداجویی و وطن خواهی می زیستند و از این خاستگاه در طلب آزادی و عدالت و ترقی و سربلندی بودند، طراوت و تازگی دلپذیری داشت.
با اتمام دوره تحصیلات دبیرستانی، من از شیراز و کاظم سامی از مشهد تقریبا همزمان وارد دانشگاه تهران شدیم . نخستین دیدار و آشنایی ما در خانه نخشب بود. در آن لحظه میان ما پیوندی از همفکری و دوستی پدید آمد که نه فقط تا زنده بود، بلکه بعد از شهادت وی و تا به امروز ادامه یافته است. ابتدا افق مشترک فکری و سیاسی بود که ما را به هم نزدیک و همراه ساخت . کسی که با سامی آشنا می شد و چندی با او درآمد و شد ، دوستی یا همکاری قرار می گرفت، چنان زیر تاثیر خلق و خوی انسانی و صمیمیت و سرزندگی و رفتار شادش قرار می گرفت که به سختی ممکن بود او را از یاد ببرد.
در کوره حوادث تلخ و شیرین و فراز و فرود نهضت ملی ایران به رهبری دکتر مصدق تجربه آموخت و آبدیده گشت.
کارنامه دکتر سامی و نظایر او به عنوان اعضای نخستین دولت بعد از انقلاب، گواه این مدعاست که آنان در وهله اول شخصیت هایی اخلاق مدار بودند که عهده دار مسولیت های اجرایی شدند.

در سالهای زندان و پس از زندان که مبارزان شرایط بسیار سختی را می گذراندند و نیاز بیشتری به همدردی و یاری و دلسوزی داشتند، صمیمیت و مهربانی و دردمندی دکتر سامی نمود بیشتری پیدا کرد. انبوهی از آشنایان را مجذوب او شدند. در کنار و در بالین هر کس و در هر جا که روحی آزرده و قلبی دردمند داشت حاضر می شد.
صادق تر از آن بود که وقتی حس کرد در مقام وزارت بهداشت دولت انقلاب نمی تواند مستقل و آزاد بنابر معیارهای فکری و اخلاقی اش عمل کند، در تصمیم به کناره گیری درنگ نماید. و یا به محض مشاهده بروز انحراف از مسیر میثاق های انقلاب  از انتقاد و هشدار و اقدام برای اصلاح سرباز زنند.
به همان اندازه که شخصیت انسانی، منش پاک و مهربان و خیرخواه و روحیه شاد و ایثارگر او، دوستان مشفق و علاقمندان برای بسیاری را به سوی او جلب و دلهای زیادی را مشتاق و شیفته او نمود، بدخواهانی از میان فرصت طلبان فریبکار و افراد کوردل و تاریک اندیش نیز بر ضد وی برانگیخت . انجمن کردند و چون دریافتند که در عرصه تعامل و رقابت فکری و اخلاقی از آنان کاری ساخته نیست و کالای قابل عرضه در بازار اندیشه و اخلاق ندارند، آسان تر آن دیدند که مغزها را متلاشی کنند، تا اساسا فکری تولید نشود و طنین حقیقت ، سکوت را برهم نزند و خواب زدگان را بیدار نکند تا هشیار و مراقب رهزنان شوند. دکتر سامی نخستین حلقه از زنجیره روشنفکرانی بود که می باید مغزشان از فکر کردن و قلبشان از تپیدن و مهر ورزیدن باز می ایستاد.