http://www.sabzlink.com
میرحسین موسوی، به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم، با نگارش یادداشتی ضمن مرور کوتاه فلسفه عاشورا نوشت: «حسین (ع) زمانی به پا خاست که بازماندهی دستاوردهای نهضت نیای خود را در معرض تندبادهای تمامیتطلبی تشنگان قدرت یافت. حسین (ع) میدانست که در این راه چه رنجهای بزرگی در انتظار اوست: مفتیان مزدبگیر، او را به خروج از دین و ایجاد فتنه متهم خواهند کرد.» نخست وزیر دوران دفاع مقدس در همین نوشته تاکید میکند که «دین و دینداری در این روزها دوران سختی را میگذراند» و «دینگریزی هنگامی زمینهی گسترش پیدا میکند که دینی که ترویج میشود، با بدیهیترین اصول اخلاقی مثل صداقت و پرهیز از دروغ در تضاد باشد.» موسوی این پرسش را مطرح میکند که «در چنین شرایطی، یک جوان چگونه میتواند تشخیص دهد اینهمه ظلم و خشونت و نفرت که از سوی صاحبان تریبونهای رسمی، آمرانه به عنوان اسلام معرفی میشود، ربطی به اسلام ندارد؟» موسوی از همراهان سبزاندیش خود درخواست کرده است «که در این دوران بحرانزده، کاری زینبی کنیم و پیام راستین دین را با چهرهی فطرتپسندانهی آن به تشنگان حقیقت برسانیم. بر ماست که یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد بدهیم که عمل نادرست مدعیان دینداری به حساب دین گذاشته نشود. بر ماست که ماجرای راستین انقلابی که در این دیار به نام دین برپا شد را برای نسلی که آنچه میداند یا از طریق رسانههای تحریفگر رسمی و یا از طریق روایتگران ناهمدل با آن است، بازگو کنیم و در این بازگویی از نقد منصفانهی گذشته نهراسیم و در عین حال، از نفی دستاوردهای بزرگ آن پرهیز کنیم.» وی در پایان توصیه کرده است که همراهان جنبش سبز با شرکت در مجالس بزرگداشت حماسهی حسینی، به حفظ نهادهای مدنی سنتی کمک کنند. به گزارش کلمه، متن کامل یادداشت میرحسین موسوی به شرح زیر است: یسم الله الرحمن الرحیم ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الاتخافوا و لاتحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون (فصلت، ۳۰) اینک بار دیگر در ماه محرم هستیم و در آستانه سالروز بزرگداشت نهضتی که قرنها پیش برای بازگرداندن انسان به جایگاه والایی که در آفرینش او درآمیخته شده برپاشد و درخشانترین نمونهی انسانی زمان و زمانه، فریاد برپایی حق و افشای باطل را با همه رنجهایی که در انتظارش بود، بر سکوت ذلتبار ترجیح داد. حسین (ع) زمانی به پا خاست که بازماندهی دستاوردهای نهضت نیای خود را در معرض تندبادهای تمامیتطلبی تشنگان قدرت یافت و ذبح دین در پای برج و باروی کاخ ستمگری و خودکامگی مشاهده کرد. حسین (ع) میدید که باطل را لباس حق میپوشانند و حق را باطل جلوه میدهند. حسین (ع) میدید که این بار ارادهی قدرتطلبان، نه تنها دستیابی به تمامیت قدرت، بلکه نگهداشت آن به هر قیمت و با تکیه بر زر و زور و تزویر است، که اینجا خود دین است که هدف آماج خودکامگان قرار گرفته، که دیگر سکوت نیست که میتواند به بقای کورسوی نور ایمان کمک کند، که زمانهی ایستادگی در مقابل همهی کسانی است که به نام جانشینی پیامبر (ص) و امارت بر مؤمنان، چوب حراج بر دین و دینداری زده اند تا دمی بیش بر مسند قدرت تکیه زنند. حسین (ع) میدانست که ملات سنگهای کاخ قدرت، دروغ است و فریاد حقیقتخواهی است که به زوال آن میانجامد. حسین (ع) میدانست که در این راه چه رنجهای بزرگی در انتظار اوست: مفتیان مزدبگیر، او را به خروج از دین و ایجاد فتنه متهم خواهند کرد، خاندان پیامبر (ص) را در محاصرهی تنگناها و بیحرمتیهای پیاپی قرار خواهند داد، و او را بر سر دوراهی انتخاب میان زندگی ذلتبار یا ایستادگی برای حقخواهی قرار خواهند داد؛ و او ایستادن را برگزید. حسین (ع) سکوت را شکست تا دین نیای خویش را از هلاکت نجات دهد و رهبری قیامی را برعهده گرفت که نه در هوای قدرت و شهرت، که در کوشش برای راست کردن کجیها و پاک کردن پلیدیها هویت مییافت. و چنین شد که آزادزنان و آزادمردانی که پس از او آمدند، از هر مذهب و دینی که بودند، حسین (ع) را سرمشق جاودانهی آزادیخواهی دانستند. قرنها بعد، انقلابی اسلامی در سرزمینی با فرهنگ و تمدنی دیرینه و مردمانی که در شناخت مصالح خود در جهانی دگرگونشده در این بخش از دنیا، پیشتاز بودن خود را پیش از آن با انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت و قیام پانزده خرداد و تولید گفتمان آزادیخواهی، عدالت و استقلالطلبی برای پیشرفت و دستیابی به جامعهای که در آن انسانها به آسایش مادی و سعادت معنوی برسند به اثبات رسانده بود، رخ داد. همهی ما به یاد داریم که سیل خروشان معترضان در روزهای تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۵۷ چگونه طومار نظامی مستبد را درهم پیچید که همه راههای اصلاح را بسته، امکان هرگونه انتقاد و مخالفت از راههای مسالمتآمیز را از میان برده و در واپسین سالهای عمر خود، دچار خیالبافیهایی شده بود که بیش از هرچیز ناشی از دور ماندن از واقعیت های موجود در جامعه بود. حاکمان مستبد آنچنان در حلقهی محدود متملقان و ثناگویان خود محصور بودند که بجای آن که صدای ترکخوردنهای فزایندهی مشروعیت حاکمیت خود را بشنوند، در اوهام خویش به دنبال شنیدن صدای حمایت از قدرتهای ماورایی بودند، غافل از آن که بزرگترین سرمایهی هر کشور، پشتیبانی مردم آن از دولتمردان از طریق مشارکت آزادانه و آگاهانهی آنهاست، غافل از آن که اعتبار را باید در ارتقای زندگی روزمرهی مردم جستجو کرد،و غافل از آن که اقتدار را از راه قلوب مردم باید یافت، نه از طریق رزمایشها و نمایش زرادخانهها. و چنین شد که مردمان این دیار روی از صاحبان قدرت گرداندند و بزرگترین انقلاب مسالمتآمیز مردمی قرن، پدیدار شد. میلیونها مردمی که در روزهای تاسوعا و عاشورا به میدان آمدند، خواستههای بیش از صدسالهی خویش را در ندای مردی بازشناختند که پایمردیاش در راه را آزموده بودند. در راهپیماییهای آن روزها، هرکس با باور و ایمان و رنگ و بوی خود حضور می یافت، بیگانههای دیروز به دیرآشنایان امروز تبدیل میشدند، خودخواهیها به دیگرخواهی، و منها به ما. از فردای پیروزی در شوق ساختن و آباد کردن ویرانهای که پیش چشمانشان بود، دست در دست یکدیگر دادند به مهر. حتی آنگاه که اختلاف نظرها بالا گرفت، در برابر دشمن متجاوز همدل شدند و از آب و خاک اجدادیشان دفاع کردند. و کیست که از یاد ببرد که همهجای ایران، میدان حماسه بود: جبهه و پشت جبهه، کارخانه و مزرعه، مدرسه و دانشگاه، خانه و اداره، همه و همه صحنهی تلاش و جهاد برای پاسداشت از این سرزمین شد. و کیست که از یاد ببرد در زمانی که به ناچار تن به صلح داده شد، همین مردم رنجدیده اما پایدار، در مقابل چندچهرگانی که به دامان و یاری متجاوز پناه آورده بودند، قدعلم کردند و بدینگونه نشان دادند که تصمیم برای ترک جنگ، نه از روی بزدلی و بیاعتقادی، که از سر درایت و آیندهبینی است. نشان دادند که خطای رهبرانشان را با ایمان به صداقت آنان بخشودنی میدانند و اعتراف به خطا نه تنها از اعتبار رهبرانشان نمیکاهد، که محبوبیتشان را در قلوب مردم بیشتر میکند. نشان دادند که دینی را که برای جنگ و صلحش منطق داشته باشد، راهنمای عمل خویش قرار داده اند. نشان دادند که در نزد آنان، باور دینی به منزلهی راهنمایی است که در تندبادهای پر شن و خاک روزگاران، آنان را به منزلگه مقصود نزدیک میسازد. از همین رو بود که هرگاه خود را از راه دور میدیدند، برای تصحیح مسیر اقدام کردند: دوم خرداد و ۲۲ خرداد نشان از همین هوشیاری دارد. اما صد افسوس که اقتدارگرایانی که انحصار در قدرت را تنها راه دوام خود میدانند، این بار به این خواستههای برحق وقعی ننهادند. اقتدارگرایان که با تمامی امکانات و رسانهها در مقابل خواست اکثریت صفآرایی کرده بودند، زهرآگینترین تیرهای تهمت و افترا را به سینهی مردمی که خواهان تغییر بودند، رها کردند، هنگامی که به علت استقبال و حضور بیسابقهی مردم از شیوههای معمولشان برای تقلب و تخلف در روند رأیگیری طرفی نبستند، چاره را در کودتای انتخاباتی دیدند: شمارش آرا را کنار نهادند، پیروزیشان را اعلام و ابلاغ کردند، به ستادهای مخالفانشان یورش بردند و به دستگیری چهرههای فعال پرداختند. و آنگاه که مردم خشمگین و سرخورده برای اعتراضی آرام و مسالمتجویانه به خیابانها ریختند تا مطالبهی حق مسلمشان در احترام به رأیهایشان کنند، ریختن خونشان را مباح دانستند و ماجراهای خونین کوی دانشگاه و کهریزک و مانند آن را آفریدند. به یاد دارید که در عاشورای سال گذشته با عزاداران معترض چه کردند: آنها را از پلها به پایین انداختند، با ماشین از روی پیکر بیدفاع آنان گذشتند، سینهی مالامال از عشقشان را هدف گلوله قرار دادند، و آنگاه بیشرمانه عکسالعمل مردم خشمگین را با نمایش ناقص و گزینشی در رسانههایشان، شورش دستنشاندههای استکبار نامیدند و فریاد وا اسلاما سر دادند! آیا آن کس که ماشین پلیس دوبار از روی او رد شد، آمریکایی بود یا کسانی که از روی پل به پایین پرتاب شدند دستنشاندهی آمریکا و اسرائیل؟ یا کسانی که در ظهر عاشورا حسین حسین گویان مورد تیر مستقیم گرفتند از لشگر یزید و عمروعاص و ابنزیاد؟ پس از آن هم به دستگیری تعداد زیادی زن و مرد از بهترین فرزندان این انقلاب و آّب و خاک پرداختند تا فریادها را در گلو خفه کنند. غافل از آنکه خشم فروخوردهی مردم آگاه و مظلوم بسیار خطرناکتر از فریادهای تظلمخواهی آنها خواهد بود.
۱۳۸۹ آذر ۲۰, شنبه
۱۳۸۹ آذر ۱۸, پنجشنبه
گزارش دکتر شکوری راد از مراسم 16 آذر دانشگاه تهران شاهد به نمایش در آمدن بصیرت حقیقی بودم!

به دعوت “انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی” در مراسمی که این انجمن به پاس سالگرد 16 آذر در تالار شهید چمران دانشکده فنی برگزار کرده بود شر کت کردم. فوق العاده بود. جمعیت و شور و شوق آنها در تمام مدت بیش از چهار ساعت برنامه، حاضر و بارز بود. ابتدا از در اصلی دانشکده وارد شدم ولی نه تنها سالن اصلی بلکه سالن شهید رجب بیگی و کریدور پشت سالن هم پر از جمعیت مشتاق بود و من ناگزیر به سمت در پشتی رفتم.
از سال 57 که وارد دانشگاه شدم، تاکنون خاطرات بسیاری از این تالار دارم. از اولین آنها که برنامه مناظره شهید بهشتی با یک دانشجوی مخالف و فکر می کنم مارکسیست ناشناخته بود تا برنامه های مجمع عمومی انجمن که گاهی خودم برگزار کننده یا سخنران آن بوده ام، تا سخنرانی های خاتمی که بعضا مجری آن بوده ام و تا سالهای اخیر و بخصوص روز گذشته که بچه های انجمن، بصیرت حقیقی را در آن به نمایش گذاشتند.
دیروز دوباره دانشجو شده بودم و از شکوه مراسم چنان به وجد آمده بودم که گاهی از خود بی خود می شدم. وقتی نماینده انجمن بیانیه آنان را که گویی قلم فرشتگان الهی آن را نوشته بود و در واژه واژه و جمله جمله آن درد، فهم، مسئولیت، صراحت و شجاعت به کمال رسیده بود را خواند و پائین آمد، خود را یافتم که ایستاده بودم و با همان نشاط جوانی که در گذشته داشتم و دوباره در من پیدا شده بود برایش کف می زدم. دیدم که در اطرافم بقیه نیز ایستاده اند و تشویق می کنند. کاش همه می توانستند این بیانیه را بخوانند و یا بشنوند. پس از آن آقای مجید انصاری سخن گفت. او نیز که همچون سایرین تحت تأثیر بیانیه انجمن قرار گرفته بود احساسات خود را پنهان نکرد و بیانیه انجمن را که جامع و کامل به همه موضوعات روز پرداخته بود، ستود و خود نیز سخنانی بسیار عالی در نقد وضعیت سیاسی، مدیریتی و اقتصادی بر زبان راند و اعلام آمادگی کرد که با مدعیان دفاع از وضعیت جاری در کشور در این زمینه ها مناظره کند. انصاری مدعیان بصیرت را که از آن کاملا بی بهره هستند نیز به نقد کشید و آنها را به باز کردن چشمها بر روی حقایق دعوت کرد. انصاری معمولا خوب و سنجیده سخن می گوید، اما این بار و در چنان جمع پر شوری سخنانش شقشقه ای بود که بر دهان آورد. بعد بچه ها کلیپی را به نمایش گذاشتند که تر کیبی از تصاویر رجال ملی و مذهبی تاریخ معاصر، قطعات کوتاهی از سخنرانی ها یا مصاحبه های آنان و سرودهای اثر گذار چند دهه گذشته بود. گزینش، تلفیق و تدوین آنها فوق العاده جذاب و تأثیر گذار بود. عقلانیت و بلوغ سیاسی درآن به کمال رسیده بود. اختلافات به کنار گذاشته و از فضیلت هر یک از رهبران سیاسی توشه ای برای بهروزی ملت و کشور برگرفته شده بود. در طول نمایش این کلیپ شاید بیست دقیقه ای فرازها و فرودهای تاریخ معاصر از پیش چشم ها می گذشت و غم و شادی مربوط به آنها به تناوب در جان انسان می نشست. کاش همه بتوانند این کلیپ را ببینند. جلایی پور که آخرین سخنران بود. او نیز پس از آن که بیانیه انجمن را ستود، مثل همیشه ساده و روان نتیجه تحقیقات مفصل اجتماعی خود بر روی گفتمان دانشجویی در دهه های اخیر را باز گو کرد و بحث را به جایی رساند که جلسه حاضر شاهد مثال بارز آن بود. مهم ترین وجه گفتمانی دانشجویان به عرصه عمومی آوردن نقد قدرت بوده است و من اضافه می کنم بی هیچ چشم داشتی به کسب قدرت.
فکر می کنم مراسم روز گذشته، به همه، چه موافق و مخالف، این را ثابت کرده باشد که جنبش سبز که امتداد جنبش اصلاحات است در زیر پوست شهر و در رگهای مردمان جاریست. مگر نه این است که دانشجویان بخصوص در دانشگاه بزرگ تهران معیاری از کل جامعه هستند. این جنبش زنده است و به پیروزی خواهد رسید و دور نیست آن روز.
بر پایی این مراسم با شکوه و پر شور را به انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران که با پشتوانه تاریخی خود و با بصیرتی مثال زدنی امتداد خط عدالت جویی، آزادی خواهی و پیشرفت را در یافته و این خط را با صلابت دنبال می کند تبریک و به آنها احسنت می گویم. احسنت بر این بصیرت واقعی
۱۳۸۹ آذر ۱۷, چهارشنبه
رضا سراج(حاج علوی) سر انگشت بازجوها در باصطلاح خبرگزاری فارس
ساواک شاهنشاهی شکنجه گر داشت. در آن دوران نیز شکنجه گران در نقش بازجو ظاهر می شدند و قضات دادگاه های نظامی نیز باید به حکمی که بموجب همین پرونده ای ها تشکیل شده و احکام آن نیز تعیین شده بود لباس قضائی می پوشاندند! اعتراف گیری از زندانیان نیز از شگردها و نوآوری های پرویز ثابتی معاون سیاسی ساواک شاهنشاهی بود که دوره آن را در اسرائیل دیده بود.
بخش امنیتی سپاه که اکنون رسما نام آن را سازمان امنیت سپاه گذاشته اند، پا جای پای ساواک گذاشته و همه این شیوه ها را مو به مو اجرا کرد. گرچه وزرات اطلاعات نیز خود از مقلدان این روش بود و هست.
یگانه تفاوتی که دم و دستگاه امنیتی – اعم از سپاهی و اطلاعاتی- جمهوری اسلامی با ساواک شاهنشاهی دارد، آنست که بازجوها و شکنجه گران جمهوری اسلامی، پس از چند سال در نقش تئوریسین و مداح اهل بیت و سخنرانان مذهبی نیز ظاهر می شوند و چون قربانیان بازجوئی ها، چهره این بازجویان و شکنجه گران را در دوران بازجوئی ندیده اند، آنها در این رنگ عوض کردن با مشکلی روبرو نیستند. در واقع یکی از انگیزه های مهمی که اجازه نمی دهد زندانی نقاب از چشم بردار و بازجو همیشه پشت زندانی سنگر می گیرد، همین است. در دوران شاه هرکس از زندان بیرون می آمد چهره شکنجه گران بازجوئی مانند "ازغندی"، "تهرانی"، "منوچهری" و... می شناخت، اما در جمهوری اسلامی این چهره را سعی می کنند پنهان کنند. به همین دلیل، هر نوع افشاگری درباره هویت و چهره این شکنجه گران گام بزرگی در راه افشای جنایتکاران است. نه آن که با افشای جنایتکاران، جنایت خاتمه می یابد و یا با کشتن فلان جنایتکار، جنایت در زندان ها تمام می شود، چنین نمی شود زیرا پایان جنایت در زندان ها، با تغییر سیستم حکومتی حاصل می شود. حکومتی که امام جمعه اش فرمان اعدام می دهد و یا فتوای قتل زنجیره ای صادر می کند، بازجویش اگر کشته هم بشود، یک کس دیگری را برای پرکردن جای خالی او پیدا می کنند. اما افشای این بازجویان حلقه محاصره عاملین جنایت را تنگ تر می کند و این ضروری است.
رضا سراج با نام مستعار علوی از جمله بازجویان اوین است. مدت ها مامور حراست دانشگاه بود و سپس برای بازجوئی مامور زندان شد و در تواب سازی تخصص پیدا کرد! سپس مامور سازمان حفاظت و اطلاعات سپاه پاسداران - سرپرست اداره اطلاعات قرارگاه ثارالله – شد و بدنبال آن ریاست سازمان بسیج دانشجویی را برعهده اش گذاشتند. مضحک تر و فاجعه بارتر آن که مانند حسین شریعتمداری و حسن شایانفر و صفارهرندی، او نیز در خبرگزاری فارس و صدا و سیما نیز مشغول انجام وظیفه شد و شد متخصص کشف براندازی نرم و جنگ روانی .
در بازجوئی ها از نام مستعار "حاج آقا علوی" استفاده کرد.
رضا سراج در حال حاضر با چند سایت وابسته به سپاه پاسداران همکاری دارد.
۱۳۸۹ آذر ۱۶, سهشنبه
بیانیه مجمع روحانیون مبارز به مناسبت فرارسیدن ماه محرم با الهام از حسین (ع) باید در برابر ظلم و ستم ایستاد و فریاد زد
سه شنبه, ۱۶ آذر, ۱۳۸۹
چکیده : با الهام از عاشورا باید ظلم وستم و استیلا طلبی و خود خواهی و مردم ستیزی در هر شکل و نحوه آن محکوم شود. باید در برابر ستمی که بر بندگان خدا در هر نقطه ای از زمین می رود ایستاد و فریاد زد و با آن مبارزه کرد حتی اگر به قیمت فدا کردن جان باشد. آنگاه که شمشیر از دست حق طلبان گرفته شود و به دست اراذل و اوباش و جاهلان متعصب و منفعت طلبان دنیا پرست قرار گیرد یا انسان حق طلب کشیدن شمشیر را به صلاح نداند رسالت او بیدارگری و آگاهی بخشی و بکار گیری وجدان بشری علیه ستمکاران و نظام های منحط ولو با ظاهری آراسته و مدعی اسلام و انقلاب نبوی است.
درس عاشورا، از میان برداشتن حکومت فاسد و بیدادگر، و اگر نشد افشای ماهیت آن است
مجمع روحانیون مبارز به مناسبت فرارسیدن ماه محرم بیانیه ای صادر کرد. در این بیانیه با اشاره به اینکه عاشورای خونین امام حسین(ع) در بردارنده درس های فراوانی نه تنها برای انسان مسلمان بلکه هر انسان حقیقت جو و آزادی است، تاکید شده است: حرکت ابا عبدالله یک حرکت اصلاحی است و بزرگترین اصلاح از میان برداشتن حکومت فاسد و بیدادگر و فضیلت سوز است اگر نشد دست کم افشاء ماهیت آن و بیدار کردن وجدان مردم در بند تا خود بدانند و بپا خیزند یعنی آنگاه که شمشیر از دست حق طلبان گرفته شود و به دست اراذل و اوباش و جاهلان متعصب و منفعت طلبان دنیا پرست قرار گیرد یا انسان حق طلب کشیدن شمشیر را به صلاح نداند رسالت او بیدارگری و آگاهی بخشی و بکار گیری وجدان بشری علیه ستمکاران و نظام های منحط ولو با ظاهری آراسته و مدعی اسلام و انقلاب نبوی است.
این بیانیه همچنین می افزاید: با الهام از عاشورا باید ظلم وستم و استیلا طلبی و خود خواهی و مردم ستیزی در هر شکل و نحوه آن محکوم شود. باید در برابر ستمی که بر بندگان خدا در هر نقطه ای از زمین می رود ایستاد و فریاد زد و با آن مبارزه کرد حتی اگر به قیمت فدا کردن جان باشد.
متن کامل بیانیه به نقل از پارلمان نیوز، به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
در نیمروز سوزان عاشورا شصت و یکم هجری که از آسمان آتش می بارید و از زمین خون می جوشید، خورشید عشق، ایمان و هدایت و پاکی غروب کرد تا آفتاب عرفان و عزت انسان از افق تاریخ بتابد و جان فسرده ستمدیدگان و آزادگان را تابناک کند و حرکت همیشگی حق علیه باطل و داد علیه بیداد و ایمان علیه بد کیشی را شتاب بخشد.
و اینک بار دیگر محرم و عاشورا دلدادگان پیشوای آزادگان و سرور جوانان اهل بهشت امام حسین(ع) در تاریخی که همیشه اش عاشورا و در جغرافیایش که همه جایش کربلا است، یاد بزرگترین حماسه تاریخ بشر را پاس دارند و با امامی پیمانی دوباره به بندند که نه برای استیلای بر انسان و به بند کشیدن او بلکه برای تداوم رسالت جدش و برداشتن زنجیرهای اسارت و فرومایگی از پای و جان بندگان خدا به پا خاسته بود.
گرچه همیشه عاشورا و همه جا کربلا است اما جلوه کربلا در ایران و شکوه عاشورا در عصر انقلاب اسلامی درخشان تر از همیشه و همه جا است.
عاشورای خونین امام حسین(ع) در بردارنده درس های فراوانی نه تنها برای انسان مسلمان بلکه هر انسان حقیقت جو و آزادی است که به فراخور مجال به پاره ای از آنها اشاره می شود:
۱- لزوم پای بندی به پیمان ولو اینکه با افراد بد آیین باشد و اهتمام به این اصل والای اخلاقی که در شیوه و منش پیامبر و امیرالمومنین آنرا مشاهده می کنیم و اباعبدالله نیز با همه اعتراضی که به امپراطور اموی که بنام خلافت اسلامی بر جامعه تحمیل شده بود با شکیبایی قهرمانانه ای بر عهدی که سبط زمانش و امام زمانش با معاویه بسته بود تا پایان وفادار ماند و طبعاً انجام رسالت بزرگ خود را به زمانی موکول کرد که شرایط برای رسوایی منحرفان بهتر و بیشتر فراهم شود.
۲- مقابله با حکومت جور و عدم پذیرش آن بعنوان مصداق بزرگ امر به معروف و نهی از منکر.
۳- اعلام اینکه اسلام دین رهایی بخش و آزاد کننده مردم و آباد کننده زندگی است و این همه، در سایه حکومت عدل و مردمی و شایسته تحقق خواهد یافت. امام حسین در جریان قیام شکوهمند خود چهره انسانی را نشان می دهد که مستحق برخورداری از فرمانروایی و حکومتی است مؤمن و دادگر و خدمتگذار و اعلام این اصل که اگر جهل و جور و جنایت بر جامعه اسلامی حاکم شد بزرگترین زیانکار در این صحنه اسلام خواهد بود و فرموده علی الاسلام السلام إذ قد بلیت الأمّة براع مثل یزید.
۴- حرکت ابا عبدالله یک حرکت اصلاحی است و بزرگترین اصلاح از میان برداشتن حکومت فاسد و بیدادگر و فضیلت سوز است اگر نشد دست کم افشاء ماهیت آن و بیدار کردن وجدان مردم در بند تا خود بدانند و بپا خیزند یعنی آنگاه که شمشیر از دست حق طلبان گرفته شود و به دست اراذل و اوباش و جاهلان متعصب و منفعت طلبان دنیا پرست قرار گیرد یا انسان حق طلب کشیدن شمشیر را به صلاح نداند رسالت او بیدارگری و آگاهی بخشی و بکار گیری وجدان بشری علیه ستمکاران و نظام های منحط ولو با ظاهری آراسته و مدعی اسلام و انقلاب نبوی است.
۵- اهمیت بندگی خدا و تسلیم و رضایت در برابر خواست و مشیت او و ذکر و یاد خدا در همه مراحل و اتکال به حضرت حق و به خصوص پاس داشت «نماز» به عنوان عالیترین و در عین حال آسان ترین راه اتصال به مبدء هستی و اقامه آن حتی در بحرانی ترین لحظات درگیری و دشواری.
۶- پاس داشت عزت و کرامت ذاتی انسان و تسلیم نشدن در برابر ستم و زورگویی و چپاولگری ولو به قیمت دست کشیدن از جان خود و عزیزان دلبند خویش و نشان دادن ویژگی ممتاز ولی خدا و خاندان پیامبر اکرم که ذلت ناپذیری است چنانکه فریاد امام حسین که «هیهات منا الذله» همیشه در گوش تاریخ طنین انداز خواهد بود.
اینها از جمله درس های بزرگی است که در حماسه عاشورا نهفته است و بزرگداشت محرم و عاشورا در واقع اشاعه آن درس ها و رساندن پیام آن به همه نسل ها و عصرها چنانکه امام سجاد(ع) و حضرت زینب و دیگر کاروانیان اسارت کردند و چه زیبا و هنرمندانه است این سخن که آنها که رفتند کاری حسینی کردند و آنها که ماندند باید کاری زینبی کنند .
مجمع روحاینون مبارز ضمن ادای احترام به پیشگاه حضرت اباعبدالله و همه پاک باختگان عرصه عشق و جهاد عاشورا تذکر چند را مهم می داند:
۱- بعثت و غدیر مبدء و منتهای حرکت تکاملی انسان آخرالزمان است آنگونه که باید باشد و خدا و پیامبر او خواسته اند و عاشورا آهنگ این حرکت و راز و رمز باقی ماندن در خط مستقیم خدایی را مشخص می کند و ملاکهای روش را برای شکوفایی جان انسان و نیز تشخیص اسلام حقیقی از اسلامی که چون پوستینی وارانه در دست خداوندگاران زر و زور و تزویر در آمده است به دست می دهد. بر توحید ناب هم در اعتقاد و هم در عمل و هم در زندگی فردی و هم عرصه اجتماعی پا می فشارد و بزرگداشت محرم و عاشورا در واقع تجدید پیمان با پیامبر و اولیاء بزرگوار اسلام برای پیمودن این راه است.
«محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است» و زنده نگاه داشتن محرم یعنی عرض ارادت آگاهانه و مخلصانه به روان پاک اباعبدالله و پاس داشت حرمت اصحاب بزرگوار و خاندان صبور و روشنگر او و پرهیز از خرافات و شناخت و شناساندن مکتب عالی امام حسین(ع) است.
۲- با الهام از عاشورا باید ظلم وستم و استیلا طلبی و خود خواهی و مردم ستیزی در هر شکل و نحوه آن محکوم شود. باید در برابر ستمی که بر بندگان خدا در هر نقطه ای از زمین می رود ایستاد و فریاد زد و با آن مبارزه کرد حتی اگر به قیمت فدا کردن جان باشد.
پاس داشت عاشورا که الهام بخش انقلاب بزرگ اسلامی بود، طرفداری از مظلوم است در هر کس که باشد و مخالفت و حتی معارضه با ظالم در هر مقام، عنوان و لباسی که باشد.
۳- هوشیاری در برابر انحراف هایی که به نام دین بوجود می آید چه به صورت تحریف حقایق دینی و وارانه جلوه دادن آن و چه به صورت رفتارهای ناشایستی که صورت می گیرد.
۴- انقلاب ما که به نام خدا و برای حاکمیت انسان بر سرنوشت خود با رهبری ممتاز امام تحقق یافت و پیروز شد نیز در معرض تهدید و آسیب است.
از یکسو دشمنان قسم خورده اسلام و ایران که نوعاً سلطه طلبان فزون خواهند انقلاب رهایی بخش ما و عزت و آزادی ملت شریف و پیشرفت کشور ما را نمی خواهند و با حمله نظامی، ترور، تحریم و فشارهای گوناگون در صدد مقابله با نظام و انقلاب و مردم ما بوده و هستند.
از سوی دیگر هستند کسانی که به نام انقلاب و اسلام چهره نظام و حتی شخصیت والای امام را زشت جلوه می دهند و آشکارا به تحریف حقایق و ترویج دروغ و تهمت به نام دفاع از اسلام و انقلاب می پردازند و با رفتارهایی که نه با موازین اسلامی و نه با معیارهای قانون اساسی سازگار است مسبب پایمالی حقوق مسلم مردم و دادن بهانه به دست کسانی می شوند که می خواهند با هزینه کمتر نظام ما را از میان بردارند.
باید در برابر توطئه ها بیدار بود برای دفاع از حقیقت نظام، که جوهر آن آزادی و کرامت انسان و حاکمیت ارزش های الهی بر جامعه است لحظه ای به خود تردید راه نداد.
۵- مجالس و محافلی که بر پا می شود در عین حال که باید با ذکر مصائب امام حسین(ع) و عاشوراییان و خاندان پاک پیامبر(ص) معطر و سرشار شود و حماسه کربلا در وجدان ها و عواطف زنده نگهدارد باید بصورت کلاس درس برای ترویج اعتقادات و تربیت انسان ها برای خداپرستی و برخورداری از اخلاق نیکو در آید و ظلم ستیزی، دروغ، دغل و پایمال کردن حقوق انسان ها و تجاوز از معیارهای اسلامی و قانون اساسی را محکوم کند و مردم را نسبت به حق و حرمتی که دارند آگاه سازد. و از نصیحت نمودن و تنبه دادن آنان که از مسیر حق و قانون و عدالت خارج شوند دریغ ننماید.
۶- صلاح خواهی و اصلاح طلبی در عرصه های فردی و اجتماعی به خصوص اصلاح امور در جریان مدیریت جامعه و رهبران کشور در مسیر صحیح و جلوگیری از سوء استفاده از قدرت و امکاناتی که متعلق به همه مردم است و باید در خدمت آنان و در خدمت عزت و اعتلای کشور باشد، امری است که باید همچنان تداوم یابد.
ایران اسلامی از آغاز تاکنون بزرگترین پایگاه عرض ارادت به پیشگاه اباعبدالله بوده و هست و در این امر نه تنها شیعیان که همه ایرانیان اعم از مسلمان و غیر مسلمان شریکند و همین دلبستگی بوده است که ایران عزیز را از همه طوفان ها سهمگین پیروز بیرون آورده است و در دوران معاصر نیز حرکت آزادیبخش ملت ما برای رفع و دفع استبداد و استعمار و حاکمیت بر سرنوشت خود با الهام از عاشورا و با عشق به سرور آزادگان با شکوه ادامه داشته و خواهد داشت و اینک بیش از هر زمان دیگر نیازمند توسل به دامن پر مهر حسین(ع) و درس آموزی از او و دور کردن غبار یأس از دلهاست و چه مناسب بود و هست که همگان عاشورا را سرمایه نزدیکی دلها و احترام به یکدیگر و رعایت حقوق همگان و پرهیز از کینه توزی و پای بندی به موازین اخلاقی کنیم و چنین باد!
مجمع روحانیون مبارز
۱۵ آذر ماه ۱۳۸۹
اشتراک در:
پستها (Atom)
