۱۳۹۰ مرداد ۱۲, چهارشنبه

7 هزار قلم کالا به ایران وارد می شود با قطع صدور نفت میلیون ها ایرانی از گرسنگی خواهند مرد!


این آمار از سخنرانی های دو نماینده مجلس، یعنی احمد توکلی و اسلان فتحی پور بیرون کشیده است. اگر جلوی صدور و یا استخراج نفت ایران با بمباران چاه های نفتی و یا تحریم نفت ایران گرفته شود، مردم ایران از گرسنگی نخواهند مرد؟
اسرائیل در 40 سال گذشته متهم به نابودی کشاورزی در منطقه خاورمیانه و حتی افریقا بوده تا در کنار امریکا که گندم و ذرت و... صادر می کند، خود صادر کننده محصولات کشاورزی شود که مبتکر پرورش آنهاست و در زمان شاه نیز در دست قزوین همین نوع پرورش محصولات کشاورزی را آغاز کرد.
حال نباید با خواندن آمار زیر از خود سئوال کرد که خدمت به اسرائیل زیر شعار مرگ بر اسرائیل بهتر از این ممکن بود؟

«واردات غلات از 4 میلیون و 473 هزار تن به 6 میلیون و 263 هزار تن رسیده است.
واردات گندم خوراک انسان نیز از 105 هزار تن در سال 84 به 764 هزار تن در سال 89 افزایش 7 برابری یافته است.
در سال 88 واردات بی‌حساب گندم باعث شد مقدار زیادی از این گندم‌ها کپک‌زده و قارچی شود که خوراک دام شد که از نظر بهداشتی تفاوتی ندارد آلودگی به صورت مستقیم به انسان انتقال یابد یا غیر‌مستقیم.
ضریب خودکفایی ما در تولید روغن نباتی در سال 84، 17 درصد بود که در سال 89 به 10 درصد کاهش یافته است، ضریب وابستگی جمهوری اسلامی به واردات در سال 84، 35 درصد بوده که در سال 89 به 75 درصد افزایش یافته است.
کل واردات میوه از 575 هزار تن در سال 84 به یک میلیون تن در سال 89 افزایش یافته و واردات مرکبات از 53 هزار تن به 270 هزار تن افزایش داشته است.
"ارسلان فتحی‌‌پور" سال گذشته حدود ۱.۹ میلیارد دلار برنج و ذرت دامی به صورت رسمی وارد کشور شده است.
بیش از ۷ هزار قلم کالا وارد کشور می شود.
پارسال ۴۰۰ میلیون دلار موز وارد کشور شد و واردات پرتغال در کشوری که می‌تواند قطب تولیدکننده پرتغال باشد، با ۳۲ درصد رشد نسبت به سال قبل ۱۱۰ میلیون دلار و واردات چای در کشوری که شمال آن می‌تواند بخش عمده‌ای چای منطقه‌ را تامین کند، با ۲۴ درصد افزایشنسبت به سال قبل ۱۱۶ میلیون دلار بوده است.
در سال جاری بالغ بر ۸ میلیون تن کالا وارد شده و در سه ماهه اخیر حدود ۲ میلیون تن محصول با ارزش یک میلیارد دلار به کشور وارد شده، یعنی ۸ درصد ارزش واردات کل کشور در سال ۹۰ مختص محصولات نباتی بوده است.
عمده واردات کشاورزی شامل غلات، دانه‌های روغنی و انواع میوه است، در ۳ ماهه اول سال ۲۷۹ میلیون دلار ذرت دامی، ۲۳۲ میلیون دلار برنج، ۱۷۵ میلیون دلار دانه سویا، ۱۰۹ میلیون دلار موز، ۴۸میلیون دلار پرتغال، ۴۶ میلیون دلار چای و ۲۱ میلیون دلار سیب وارد کشور شده است. »

۱۳۹۰ مرداد ۹, یکشنبه

مصاحبه احمد قابل، علیرغم خطر بازگشت به زندان آقای مجتبی برای رهبری روی فرماندهان سپاه حساب کرده


احمد قابل از شاگردان مشهور آیت الله منتظری که بارها بازداشت شده و سر از دادگاه روحانیت و زندان درآورده، در گفتگوئی که "سحام نیوز" منتشر کرده، درباره تشکیل هیات حل اختلافی که گریبان حکومت یکدست(!) را گرفته گفت:
قانون گریزان بر سر منافع با هم دعوایشان شده و در این دعوا آنکه ضعیف تر است حذف خواهد شد. ترکیب شورائی که آقای خامنه ای تشکیل داده علیه احمدی نژاد و به نفع مجلس و قوه قضائیه است و پیام روشنی است از سوی تیم رهبری. آقای خامنه ای به این نتیجه رسیده که کوچکترین عقب نشینی به اضمحلال قدرتش می انجامد.
این شاید آخرین مصاحبه ام قبل از زندان دوباره باشد، اما امیدوارم این گرفتاری ها از سر ملت بگذرد.
آقای شاهرودی بین روسای قوا به چهره ای معتدل شناخته شد و مورد اعتماد آقای خامنه ایست. اما تشکیل این هیات یعنی 32 سال بعد از انقلاب و تصویب قانون اساسی ، اختلاف بین قوا درحدی است که نیازمند تشکیل هیاتی برای رسیدگی به آن است.
مجمع تشخیص مصلحت و فلسفه وجودیش رسیدگی به اختلافات بین شورای نگهبان و مجلس است در جایی که مصالح کشور و تصلب شورای نگهبان بر قانون اساسی و شرع اختلاف ایجاد می کرد. در زمان آیت الله خمینی مشکلاتی پیش آمده بود و بنابر قانون اساسی مجمع را تشکیل دادند. اما در همین قانونی که بازنگری شد. تنظیم روابط قوا را از رئیس جمهور گرفتند و به رهبری دادند. اختلافی که در گذشته بین قوا پیش می آمد باید رئیس جمهور رفع می کرد اما الان با رهبری است. مجمع تشخیص مصلحت چنین وظیفه ای ندارد.

به نظر می آید که اصل اختلاف ناشی از این است که هیچ یک از اجزا ی جناح اقتدارگرایان به حد خودش بسنده نمی کند. برای همین است که آنها در مقابل اصلاح طلبان، همه ازحد قانونی گذشتند و همه با هم از این قانون گریزی حمایت کردند و عادت کردند به قانون گریزی. و حالا قانون گریزان با هم دعوایشان شده است. می خواهند رقیب را دور بزنند و طبیعی است که این دعوا با این سادگی قابل حل نیست. این هیات هم از کسانی تشکیل شده که جهت گیری آنها به نفع جناح مجلس و قوه قضاییه خواهد بود.
قدرت در جمهوری اسلامی و به خصوص در ۲۳ سال اخیر و رهبری آیت الله خامنه ای، منحصرا در اختیار رهبری بوده و تمامی قدرت هایی که قانون اساسی به بعضی افراد از جمله رییس جمهور یا رییس قوه قضاییه و مجلس واگذار کرده اینها تبعی بوده و قدرت اصلی در دست رهبری بوده است و همان قدرت های فرعی را هم رهبری محدود می کرده است. به یاد بیاوریم که قوه قضاییه و شورای نگهبان چگونه در برابر دولت اصلاحات و مجلس ششم سد بستند، به طوری که قدم از قدم نتوانستند بردارند و عملا اصلاحات را به شکست کشاندند. تاکنون مجلس اگرهم بخواهد در قبال دولت کاری انجام دهد با نظر رهبری منتفی شده است.

تصور من این است که آقای احمدی نژاد –عملا- حذف شده است. احمدی نژادی که امروز در قدرت است تضعیف شده است و موجودی است که باید تمکین کند و اگر کوچکترین سرکشی کند با شدیدترین برخوردها و تحقیرها روبرو می شود. خود احمدی نژاد این را درک کرده است، حالا اینکه بخواهد در این مدت دست به کاری بزند، من فکر می کنم توانش را ندارد. آقای خامنه ای و تیم رهبری پیام می دهند که کوچکترین تخلفی با خواست رهبری یعنی حذف. و زمانی که احمدی نژاد را که به قول خودشان ۲۵ میلیون رای دارد کنار می گذارند دیگران جای خودشان را دارند.

درباره ترکیب شورای ۵ نفره انتصابی رهبری برای حل اختلاف هم باید بگویم:
آقای شاهرودی در انتخابات از حامیان آقای احمدی نژاد نبود و از رقبای او حمایت می کرد. آقای مرتضی نبوی عضو موتلفه است و درگیر با احمدی نژاد. آقای ابوترابی که نایب رئیس مجلس است از منتقدان احمدی نژاد و وابسته به بیت رهبری است. بنابراین احمدی نژاد نمی تواند امیدی داشته باشد. گرچه ممکن است ظواهر امر را رعایت کند و یک جایی آقای خامنه ای توصیه ای به مجلس بکند ولی انتهای ماجرا این است که احمدی نژاد از چشم آقایان افتاده است. این در حالی است که احمدی نژاد با "به به" و "چه چه" آمد و هر کاری را با اراده رهبری می کرد. آنچه مسلم اینست که؛ کسی که 80 درصد قدرت را بنابر قانون اساسی دارد باز هم طمع می کند به آن بیست درصد بقیه قدرت. در واقع می خواهد دیگران حقی در قدرت نداشته باشد و تابع محض باشند.
- نوعی آماده سازی هاشمی شاهرودی برای قائم مقامی رهبری مطرح است؟
زمانی که آقای شاهرودی به ریاست قوه قضاییه منصوب شد هم این بحث ها مطرح بود که آقای خامنه ای به فکر کسی برای جانشینی خودش است. نمی توانم حدس بزنم، اما می توانم تصور کنم این یک وجه عقلانی می تواند داشته باشد، اما دلیل و شاهدی برای این امر ندارم. حتی بحث جانشینی مجتبی خامنه ای هم مطرح بود و یا صحبت از آقای مصباح یزدی بود اما این را مطمئن هستم که تمام کسانی که در کنار ایشان قرار دارند دائما درگیر این فکر هستند که اگر اتفاقی برای آقای خامنه ای بیفتند تنها کسی که امکان دارد توافقی برای بر سر او انجام گیرد، آقای هاشمی رفسنجانی است. به این خاطر از شش، هفت سال پیش بیت رهبری و کسانی در این بیت بدشان نمی آید با حذف رفسنجانی نوبت به کسانی دیگر برسد. این اتفاق درباره آقای منتظری افتاد و طبیعی بود که کسانی هستند که برای قدرت مطلقه ای که حفظش با ولایت فقیه است، تدارک ببینند و بده بستان هایی صورت بگیرد. اما من مطمئن نیستم که آقای شاهرودی در مجموعه سپاه و بیت رهبری فعلی پذیرفته شده باشد و یا بپذیرند. این را مقداری بعید می دانم چون آقای شاهرودی از روابط وسیعی برخوردار نیست، شاید مجتبی خامنه ای در سپاه طرفدارانی داشته و زمینه آماده ای داشته باشد. در برابر آقای هاشمی رفسنجانی هم فکر نمی کنم آقای شاهرودی بتواند عرض اندام کند. به نظر من هاشمی رفسنجانی تنها کسی است که اگر اتفاق خاصی بیفتد ممکن است به رهبری برسد.