1- مردم اصلا حوصله این حرف ها و نمایش ها را ندارند و با بی اعتنائی کامل آنها را ندیده می گیرند. شخصا در شهر محل اقامتم که یکی از شهرهای مهم و مذهبی ایران است و همچنین در میان مردم، بویژه در تاکسی که معمولا محل همه نوع بحثی است، حرفی و توجهی در باره این نمایش نشنیدم.
2- آقا! این چه نفوذی است که بقول خودشان دانشمند اتمی را در ایران شناسائی کرده و کشته اند و حالا اینها می گویند ما در آنها نفوذ کرده بودیم. اگر نفوذ کرده بودند که جلوی ترور را می گرفتند!
3- نمایشی که با به تلویزیون آوردن یک آدم قربانی و یا مامور خودشان برپا کردند، تماما دست پخت حسین درخشانی و حسن شایانفر معاون شریعتمداری در موسسه کیهان بود. سناریوی این نمایش را از روی بازجوئی های حسین درخشانی در موسسه کیهان تنظیم کرده بودند و خود درخشانی هم در مراحل فیلمبرداری نظارت داشت.
(حسین درخشانی وبلاگ نویسی است که چند سالی خارج از کشور بود و پس از حمایت از احمدی نژاد و سفر به اسرائیل و نوشتن خاطراتش از این سفر در وبلاگی که داشت و همچنین چند مصاحبه درباره همین سفرها، به ایران بازگشت به این امید که هم از حمایت دولت برخوردار شود و هم نقش پل ارتباطی بین جمهوری اسلامی و اسرائیل را ایفاء کند. پس از بازگشت به ایران دستگیر شد و پس از یک دوران نسبتا طولانی و دشوار در زندان که اتفاقا همزمان شد با انتخابات 22 خرداد و کودتای متعاقب آن، سرانجام با قبول همه نوع همکاری با سازمان امنیت سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات از زندان بیرون آمد و به ارتش سایپری سپاه پاسداران پیوست.
