۱۳۹۱ فروردین ۱۸, جمعه

:: اردوغان: رفتار ایران صادقانه نیست


رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه در واکنش کم سابقه ای به اظهارات اخیر مقام های ایرانی گفت که ایران در حال از دست دادن وجهه بین المللی اش است زیرا "صداقت" ندارد. اننقاد تند آقای اردوغان در پی مخالفت مقام های بلندپایه ایران در خصوص میزبانی ترکیه برای برگزاری مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ و تغییر محل آن به کشور دیگری مطرح شده است. قرار بود ترکیه در روزهای ۱۳ و ۱۴ آوریل میزبان مذاکرات هسته ای ایران و ۱+۵ در استانبول باشد. اما عده ای از مقام های ایرانی در اعتراض به برگزاری نشست "دوستان سوریه" در ترکیه، خواهان تغییر محل برگزاری مذاکرات به شهرهایی چون بغداد و دمشق شدند. آقای اردوغان در یک کنفرانس خبری در آنکارا در این باره گفت: "ایران در تغییر محل گفتگوهای هسته ای از استانبول به دمشق و بغداد، صادقانه عمل نمی کند و به دلیل نداشتن صداقت، ایران در حال از دست دادن وجهه بین المللی اش است." "پیشنهاد برای برگزاری مذکرات در دمشق و بغداد، فقط اتلاف وقت است و مذاکره ای صورت نخواهد گرفت. چون ایران می داند که طرفهای مقابل به دمشق یا بغداد نمی آیند." آقای اردوغان افزود: "[روشی که ایران برگزیده] زبان دیپلماسی نیست، چیز دیگری است. که جای گفتنش اینجا نیست." روابط ایران و ترکیه در چند روز گذشته دچار تنش شده است. بخش عمده ای از این تنش اختلاف دو کشور بر سر مسئله سوریه است. سوریه، مهمترین متحد ایران در جهان عرب به شمار می رود و ایران مخالف برکناری بشار اسد، رئیس جمهور سوریه است و همواره کشورهای غربی را متهم به مداخله در امور داخلی سوریه و ایجاد تفرقه میان مردم این کشور کرده است. در مقابل ترکیه از بشار اسد خواسته است که از قدرت کناره گیری کند و علاوه بر اینکه به گروه های مخالف حکومت سوریه اجازه داده که در استانبول ملاقات کنند، میزبان کنفرانسی برای پیدا کردن راه حلی برای پایان دادن خشونت ها در سوریه نیز بوده است.

۱۳۹۱ فروردین ۱۷, پنجشنبه

آنهائی را قلم روی نام خاتمی کشیده بودند خوش نیآمد! مکاتبه مادر سهراب اعرابی با محمد خاتمی، پس از انتخابات


حضور محترم جناب آقای خاتمی عزیز
با عرض سلام و ادب
این سومین بار است که شما را از نزدیک ملاقات می نمایم. حس عجیبی دارم، نه برای اینکه شما را به عنوان قهرمان بپرستم چون خودتان از قهرمان پروری بیزارید، فقط به این علت که آنقدر بزرگوارید که آبروی خود را هزینه آرمان های ما مردم میکنید، برعکس کسانی که نه آبرو دارند و نه حیثیت، نه اسلام را می شناسند و نه انسانیت.
آقای خاتمی عزیز، روزی که شنیدم شما رای دادید اول شوک شدم ولی بعد از چند ساعت احساس کردم خیلی بزرگوارید و دست آنها را خیلی خوب خواندید و برای رسیدن به آرمان های بزرگ، همیشه همراه مردم خواهید بود، همچنانکه در هشت سال ریاست جمهوری تان آبروی مردم را در جهان حفظ کردید.
من یک مادرم و فرزندم را بخاطر خواسته های انسانی اش از دست دادم اما همیشه فکر می کنم چقدر خوب است همه انسان ها به خاطر دیگران از حق و آبروی خود بگذرند، بخاطر منافع ملی کشورمان، بخاطر زندانیان سیاسی در بندمان که مانند گروگان ها مورد معامله قرار می گیرند، بخاطر باقی فرزندان این مرز و بوم که همگیشان از پاک ترین و صبورترین جوانان دنیا می باشند، فرزندانی که سخت ترین روزها را گذراندند و فشارهای فراوانی را تحمل کردند و هیچگاه دست به خشونت نزدند در حالیکه شما قبول دارید این جوانان چه مشکلاتی را به جان خریدند و هنوز دارند تحمل می کنند. از کشته شدن فرزندانمان و زندانی شدن ها و توهین ها و آزارها، اما باز هم دم بر نیاوردیم و با صبوری و متانت ولی از طریق راه های مدنی جواب شایسته ای به آنها نشان دادند و خواستار آن شدند تا فضای ملتهب کشور تبدیل به فضایی دموکراتیک و قانونی شود و از راه صلح و گفت و گو به خواسته های خود پافشاری نمایند.
من نیز مانند اکثر ایرانیان صلح دوست، همیشه به مفهوم صلح فکر می کنم و امیدوارم با فرمایشات شما از طریق راه های اصلاح طلبانه همگی به آشتی ملی فکر کنیم و برای رسیدن به همدلی و تفاهم، همه سطح تحمل مخالف خود را بالا ببریم و به همان اصل زنده باد مخالف من بیشتر توجه کنیم و اگر حاکمان و قضات نیز عدالت را برقرار نمایند مطمئنا بین مردم و حاکمیت همدلی بوجود خواهد آمد و این تفاهم باعث دفاع دلسوزانه از منافع ملی کشور خواهد شد و از هرگونه تحریم و جنگ جلوگیری خواهد کرد و برای رسیدن به اهداف خود این شروط را لازم می دانم پیگیری نماییم:
۱- آزادی زندانیان سیاسی و آزادی خانم رهنورد و آقایان موسوی و کروبی
۲- دلجویی و حمایت از خانواده های کشته شدگان و آسیب دیدگان
۳- آزادی و رعایت حقوق شهروندی و انتخابات آزاد و آزادی احزاب و اقلیت ها و مذاهب و نهادهای مدنی و آزادی اجتماعات و روزنامه ها
به امید ایرانی آزاد و آباد و برای فرزندان آینده مان
دوستدار همیشگی شما
آمنه خاتون فهیمی
مادر سهراب اعرابی
*****
بسم الله الرحمن الرحیم
بانوی سرفراز و بزرگوار، خانم آمنه خاتون فهیمی (اعرابی)
با سلام و سپاس از اظهار بزرگی و محبتتان
این سومین بهاری است که بی حضور سهراب اعرابی عزیزتان که سهراب همه ما و همه کسانی است که زندگی باعزت را پاس می دارند، فرا می رسد. و چه شورانگیز است آهنگ قلب مهربان و موج خیزی دل دریاییتان که سهراب را سیاوشی می داند که از آتش می گذرد تا جان همه آنان که به ایران می اندیشند و جمهوری اسلامی را با معنویت و رادی و مردمی می خواهند گرم و امیدوار کند.
اینک مادر سهراب که مادر زیبایی و انصاف و خردگرائی است در آستانه سال نو، بجای مویه بر عزیزش که بی گمان او را از جان بیشتر دوست می داشت، چکامه صلح و آشتی و پرهیز از خشونت و کین توزی را می سراید، سرودی که جان هر انسان حقیقت بین و خداجو و آزادی طلب را می نوازد.
در نامه تان آمده است:
“ من نیز مانند اکثر ایرانیان صلح دوست، همیشه به مفهوم صلح فکر می کنم و امیدوارم با فرمایشات شما از طریق راه های اصلاح طلبانه همگی به آشتی ملی فکر کنیم و برای رسیدن به همدلی و تفاهم، همه سطح تحمل مخالف خود را بالا ببریم و به همان اصل زنده باد مخالف من بیشتر توجه کنیم و اگر حاکمان و قضات نیز عدالت را برقرار نمایند مطمئنا بین مردم و حاکمیت همدلی بوجود خواهد آمد و این تفاهم باعث دفاع دلسوزانه از منافع ملی کشور خواهد شد و از هرگونه تحریم و جنگ جلوگیری خواهد کرد”
و آنگاه برای رسیدن به این هدف والا، تحقق اموری را خواستار شده اید:
۱- آزادی ایرانیان سیاسی و آزادی خانم رهنورد و آقایان موسوی و کروبی
۲- دلجویی و حمایت از خانواده های کشته شدگان و آسیب دیدگان
۳- آزادی و رعایت حقوق شهروندی و انتخابات آزاد و آزادی احزاب و اقلیت ها و مذاهب و نهادهای مدنی و آزادی اجتماعات و روزنامه ها
و پیشتر هم گفته بودید که “اگر این امور تحقق یابد از خون فرزندم می گذرم”.
و این همه، چیزی بیشتر از آنچه در قانون اساسی ما آمده است نیست و می توان در یک کلام خلاصه کرد: “بازگشت همگان به قانون اساسی و رعایت روح آن” که خواست اساسی همه کسانی است که به جایگاه اصلی و در خور جمهوری اسلامی می اندیشند و راه مدنی اصلاح را می پیمایند. و حقا که همین است راه سربلندی کشور و رفع تهدیدها و خطرات درونی و بیرونی از کشور و مردم.
آنچه گفته اید هیچ نسبتی با عافیت طلبی و خویش اندیشی ندارد بلکه حکایت از گذشت ، سعه صدر و خیرخواهی می کند. از خداوند منان می خواهم که طنین پر امید ندا و پیامتان در جان همه ما اعم از حکومت کنندگان و حکومت شوندگان و خیرخواهان اثر کند، تا شاهد وضعی باشیم که در آن نفرت و خشونت (که از هر سو که باشد بدون فرجام است) به با هم زیستن و با هم بودن برای خدمت و رعایت حق و حرمت مردم و اخلاق و عدالت مبدل گردد.
این بنده کوچک خداوند نیز که خود را قطره ای از دریای موج خیز ایمان و همت این ملت و ذره ای ناچیز در پرتو آفتاب خداجوئی، آزادگی، استقلال خواهی و پیشرفت طلبی مردم می داند، همچون شما خواستار از میان برخاستن سوءتفاهم ها و بداندیشی ها و بدکنشی ها و گشودن روزنه ای بازتر به فضائی است، بهتر از آنچه هست، و از پیمودن هر راهی که ما را به توافق جمعی پیرامون ارزش های والای انقلاب که رعایت حرمت و حقوق یکایک فرزندان این مرز و بوم و تلاش برای رفع تهدیدها از والاترین آن ارزش هاست، دریغ نخواهد کرد.
امیدوارم شاهد تحقق هر آنچه مصلحت ملک و ملت است باشیم و همگی راهی را بپیماییم که سربلندی کشور و عزت ملت در آن است و نظام و مردم و حاکمیت، یکسان از آن بهره نیکو خواهند گرفت.
یاد شهیدان والامقام و همه عزیزانی را که سختی ها و مشکلات و محدودیت ها را در گذشته و حال تحمل کرده و می کنند گرامی می داریم و دست نیاز به درگاه بی نیاز زیبا، آفریدگار بزرگ که دگرگون کننده دلها و دیده ها و پیاپی آورنده روزان و شبان است دراز می کنیم و از او می خواهیم که حال و روزمان را به بهترین حال و روز دگرگون گرداند؛ انشالله.
با احترام
سید محمد خاتمی
پیک نت  15 فروردین

۱۳۹۱ فروردین ۱۵, سه‌شنبه

آقای خامنه ای از دشمن می گوید اما از نقش خود نمی گوید!


از میان اخبار و رویدادهای دو هفته گذشته، و در حقیقت از آغاز سال 1391 تاکنون می توان چند ده خبر داخلی و خارجی را بعنوان خبر مهم و در خور عنوان اول انتخاب کرد، اما برای اولین شماره پیک نت در سال 91 می خواهیم سخنرانی نوروزی آقای خامنه ای را در میان این خبرها انتخاب کنیم. این انتخاب دو دلیل دارد:
1- عملکرد حاکمیت و بویژه شخص علی خامنه ای چنان بوده و چنان هست که بی اعتنائی به آنچه او می گوید عادت عمومی شده است. درحالیکه گاه با دقت روی سخنان او، می توان حدس زد در پشت صحنه حکومتی چه می گذرد و یا چه تغییر نظراتی زیر فشار بحران همه جانبه داخلی و فشارهای بین المللی در خود وی و یا در جمع پرده نشینان حکومتی شکل گرفته است.
2 – اگر نکاتی مثبت و واقع بینانه را نبینم و نگوئیم، آنوقت از اعتبار نقد و مخالفت با نظرات و عملکردها کاسته می شود زیرا دو سویه ندیده ایم.
آقای خامنه ای که لفاظی و پرگوئی اش خسته کننده تر از همیشه شده، در سخنان نوروزی خود در مشهد، از جمله به این نکات اشاره کرد:
الف- با تحریم های اقتصادی می خواهند مردم را از نظام جدا کنند.
ب- پرونده هسته ای و حقوق بشر بهانه ای برای فشار است. ما به هیچ وجه بدنبال سلاح هسته ای نیستیم. نه تولید کرده ایم و نه تولید خواهیم کرد.
پ- مشکل اصلی آنها با ایران منابع نفت و گاز ایران است. ایران از نظر مجموع ذخایر نفت و گاز در صدر کشورهای جهان قرار دارد.
ت- جمهوری اسلامی مثل شیر در مقابل اینها ایستاده است.
آقای خامنه ای که تا چند ماه پیش معتقد بود و یا حداقل خطاب به مردم می گفت دشمنی امریکا و باصطلاح استکبار جهانی با جمهوری اسلامی به خاطر "اسلام" است و نفوذ اسلام حاکم در جمهوری اسلامی در کشورهای منطقه را دلیل بهار عربی می دانست، حالا به این تعقل رسیده و یا پیشتر رسیده بود و حالا جسارت بیان آن را پیدا کرده است که مسئله اصلی تصاحب "نفت" و "گاژ" ایران است!
این نیمه پر لیوان است. اما این لیوان یک نیمه خالی هم دارد که آقای خامنه ای در بخش دیگری از سخنرانی خود آن را یا نمی بیند و یا وارونه جلوه می دهد.
او گفت که حقوق بشر و مسئله هسته ای بهانه است. بسیار خوب. چرا این بهانه را میدهید؟ به چه دلیل فعالیت اتمی را با حاکمیت نظامی پیوند زدید که حالا این میوه پیوندی تبدیل به بهانه ای در حد حمله نظامی به ایران بشود؟ 7 سال پرت و پلا گفتن و مسئله ساختن احمدی نژاد و فرماندهان نظامی را حالا چگونه باید جمع و جور کرد؟
اگر نقض خشن حقوق بشر در جمهوری اسلامی به بهانه ای برای تحریم ها و حتی حمله نظامی به ایران تبدیل شده، چرا این نقض حقوق را ادامه می دهید؟
اگر هدف از تحریم ها، به زعم شما جدا کردن مردم از نظام است و جدائی مردم از نظام چشم اسفندیار نظام است، چرا خود در داخل کشور در همین جهت حرکت کرده و می کنید؟ نمونه آخر آن، انتخابات فرمایشی مجلس نهم است که هنوز بر سر لیست وکلای انتصابی آن در پشت صحنه مشغول چانه زدن هستید. غارت و اختلاس و دزدی، بیکاری و حذف یارانه نان و آب، بیکاری و تعطیل تولید داخلی و یورش به همه احزاب و نهادهای مدنی و روزنامه ها و پر کردن زندان ها، سرکوب های خیابانی و حبس خانگی کسانی که اکثریت مردم رهبری سیاسی آنها را پذیرفته اند و... باندازه تحریم های غرب مردم را از نظام جدا نکرده؟
از ترکیب این دو نیمه لیوان است که واقعیت رنگ واقعی به خود می گیرد و دست هائی در داخل نظام رو می شوند که گاز و نفت ایران را در سرانجام، دو دستی تقدیم قدرت های بین المللی خواهند کرد.
پیک نت 14  فروردین