۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۰, شنبه

بازی جدید در راه تدارک فراخواندن مردم به حمایت از احمدی نژاد




سایت "آئین‌نیوز" در مقام سخنگوی احمدی نژاد نوشت: توفان عدالت به خیمه اصول‌گرایان رسیده است. وقت آن رسید که دکتر- احمدی نژاد- ملت را مخاطب قرار دهد و اینبار سراغ کسانی برود که با شعار "ولایت ولایت" به جنگ سردار "ولی" آمده‌اند.
دکتر چه خواهد گفت؟ و از کدام ناجوانمردی‌ها پرده بر خواهد داشت؟ چه کسانی در لیست رسوایی‌اند؟
دکتر در خانه نشسته است! راهها همه بر او مسدود و راهی نماند جز استغاثه به ملت! احمدی‌نژاد همیشه غیرقابل پیش‌بینی بوده است و همینمسئله جبهه برادران غیور را آشفته کرده است! واسطه‌ها در رفت و آمدند و هم تهدید است و هم وعده! بار دیگر نه فقط ملت ایران، بلکه چشم جهانیان به حرکت بعدی این نابغه بی‌همانند دوران است!
نظیر همین موضوع را علی‌اکبر جوانفکر، مشاور رسانه‌ای احمدی‌نژاد نیزدر وب‌سایت خود دنبال کرد و نوشت:
او – احمدی نژاد- دیگر شاداب و باطراوت نیست. دارد پژمرده می‌شود. او تندتند پیر می‌شود، این آخر‌یها نفس‌هایش هم به شمارش افتاده است. او به عشق مولا و مرادش راه می‌رفت، از پا نمی‌افتاد، می‌دوید و می‌دوید. روستا به روستا، شهر به شهر، استان به استان، پرواز در پرواز. هر اوجی را به اوجی دیگر پیوند زد، فرشته‌ها او را بر بال خود بردند و آوردند. داشت به دره می‌افتاد خدا دستش را گرفت. به هر راهی که می‌رفت، دعای امام و امت بدرقه‌اش می‌کرد. ملائک همه جا حاضر بودند تا کارهای نیکش را ثبت و ضبط کنند.

او عاشق مردم و شیفته خدمت است. ولی نعمتانش را از صمیم جان دوست دارد. افتخارش این است که نوکری آنها را می‌کند. دل به دل راه دارد و مردم هم او را دوست دارند، به او اعتماد دارند. او «سردار سازندگی» نیست اما در سازندگی و آبادانی این مرز و بوم، مردم هیچ سردار دیگری جز او را به رسمیت نمی‌شناسند.
خدا او را بر قلب‌های مردم مسخر کرده است. از اندونزی در جنوب شرق آسیا تا بولیوی در غرب آمریکای جنوبی، میلیون‌ها انسان دوستش دارند.
او اینک خیلی تنهاست. خیلی دل نگران است. او به همه اثبات کرده است که نگران خودش و آنچه که گرگ‌ها در داخل و خارج ممکن است برسرش بیاورند، نیست. نگران از دست رفتن دستاوردهای بزرگ و بی‌شماری است که با همت بلند او و دولت‌مردانش، با حمایت‌های بیدریغ ولی زمان و با پشتیبانی دلسوزانه مردم، عاید نظام اسلامی شده است. او نگران آن است که با به صحنه آمدن ناخودی‌ها و فرصت‌طلبان مضمحل شده‌ای که اینک خود را بازسازی کرده‌اند، حرکت پویای انقلاب متوقف شود و خدای ناخواسته او را وادار کنند راه‌های طی شده را به عقب بازگردد.
از توهین‌های ناجوانمردانه‌ای که به نام دفاع از دین و انقلاب نثارش کرده‌اند، دلش به درد آمده است. قلبش را شکسته‌اند. می‌گوید که پس از سال‌ها حرکت بر مدار ولایت، به ضدیت با انقلاب و رهبری متهم شده است. همکارانش را فراماسونر و منحرف خوانده‌اند و او زانوی غم بغل کرده است. کسانی که باید زبانهایشان به مدح و ثنا باز شود، زشت‌گویی و لعن و نفرین را نثار یاران وفادارش می‌کنند!

۱۳۹۰ اردیبهشت ۸, پنجشنبه

آیا احمدی نژاد استعفا خواهد کرد؟ (مقاله تحلیلی)


"امسال سال سختی خواهد بود. کمربندهای خود را ببندید و چکمه های آهنین خود را بپوشید. به زودی صدای غرش را خواهد شنید." این عبارتی است که جوان آنلاین، سایت نزدیک به سپاه ادعا میکند که رحیم مشایی چند روز قبل از استعفای اجباری حیدر مصلحی وزیر اطلاعات بر زبان آورده است. مصلحی پس از درگیری حاد با مشایی و احمدی نژاد بر سر رییس اداره برنامه ریزی و بودجه وزارت اطلاعات، مجبور به استعفا شد. تا اینجای کار همه چیز عادی به نظر میرسد چرا که احمدی نژاد رکورد اخراج وزرا در دولت های پس از انقلاب را در دست دارد. اما چیزی که مورد اخیر را متفاوت کرده است، دخالت علنی و شدید آیت الله خامنه ای و دستور ابقای مصلحی است. رفتاری که ناظران سیاسی متعددی را شوکه کرد؛ چرا که وی در طول دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد هیچگاه به طور علنی مخالفت خود را نشان نداده بود. بی شک علی لاریجانی بسیار نزدیکتر از مصلحی به خامنه ای است اما چرا او به طور مثال در زمان استعفای اجباری لاریجانی در سال ۲۰۰۷ دخالت نکرد اما اینبار برای مصلحی دخالت خود را به طور علنی نشان داد؟ چرا؟! به نظر میرسد خامنه ای به شدت از دستکاری اسناد وزارت اطلاعات توسط مشایی و احمدی نژاد به نفع اهداف سیاسی خود و نیز دخالتهای آنها در این وزارتخانه نگران شده است. نگرانی خامنه ای به جا است چرا که سیاستمداران ایران بارها از اسناد اطلاعاتی برای منافع حزبی و گروهی خود استفاده کرده اند. به عنوان مثال اخیرا پیام کوتاهی به تلفن همراه هزاران نفر در ایران ارسال شده است که خبر از شنود دفتر خامنه ای توسط مشایی و نیز سفر ماه پیش وی به دوبی و دیدار با برخی مقامهای آمریکایی میدهد. مشایی و احمدی نژاد هم بارها از همین روشها به نفع خود استفاده کرده اند. مثلا احمدی نژاد در مناظره زنده انتخاباتی با موسوی، تهدید کرد که اسنادی بر علیه او در اختیار دارد. اسناد مذکور احتمالا تصاویر بدون حجاب گرفته شده به شکل پنهانی از زن موسوی {رهنورد} بوده است. احمدی نژاد با عدم شرکت در جلسه کابینه و لغو سفر به قم، عصبانیت و مخالفت خود نسبت به دخالت خامنه ای را نشان داده است. با توجه به شخصیت خاص احمدی نژاد، احتمال استعفای وی وجود دارد. گزارش شده است که او ۳ شرط برای بازگشت خود گذاشته است؛ ۱- برکناری مصلحی ۲- برکناری سعید جلیلی و ۳- انتصاب مشایی به سمت معاون اولی. اگر وی نتواند به خواسته خود برسد، دو راه بیشتر ندارد یا استعفا کند و یا ادامه داده اما برای همیشه شانس مشایی برای ریاست جمهوری را از دست رفته ببیند که باز در این صورت پس از پایان دوره ریاست جمهوری (اگر تا ۲ سال دیگر دوام بیاورد)، بدون مشایی و با توجه به دشمنان زیادی که برای خود درست کرده است، مطمئنا دوران سیاسی احمدی نژاد برای همیشه پایان یافته خواهد بود.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۶, سه‌شنبه

بيانيه نهاد مردمي به مناسب 11 ارديبهشت روز كارگر



گراميداشت روز کارگر (بيانيه شماره هفت نهاد مردمی) « کار » و مردمان « پُر کار » را پاس بداريم . روز کارگر را به همه کارگران زحمتکش ميهنمان شاد باش گفته و اين روز را روز فرياد و روز « تلاش » در آگاهی رسانی و سود رسانی بخود و به ديگران می دانيم . اميد که « تلاش » همگان در احقاق حقوق برحقِ قشر توليدگر و سازنده جامعه در سطح جهان و بخصوص در ميهنمان ايران پُربـار و پُرثـمر باشد . هم ميهنان باری ديگر به استقبال روز « کار » و « کارگر » می رويم که متاسفانه هنوز استبداد و استثمار آخوندی از ميهنمان ايران رخت برنکنده است . پس از گذشت سی و دو سال از عمر جمهوری اسلامی ، امروز بر همه روشن و آشکار است که زيانهای اين رژيم را از همه بيشتر قشر زحمتکش جامعه متحمل می شود . قشری که برای او خود گفتند که انقلاب کردند ! فساد و تباهی ها در جامعه ايرانی نتيجه اقتدار مطلقه ولايت فقيهی ، بی لياقتی و بی دانشی سردمداران و فرهنگ استثمارگرايانه حاکم در جمهوری اسلامی است . همگان شاهدند که با انحصار سرمايه در جامعه و استثمار کارگران ، خود و خويشاوندان خود را بر مسندهای قدرت اقتصادی نشانده اند و اموال ملی و ميوه کار زحمتکشان را به مصارف شخصی و قبيله ای خود می رسانند . به اين اکتفا ننموده و با گسترش و ترويج فرهنگ انگل گرايی و اقتصاد مصرفی امکان « کار » و « شوقِ تلاش » را نيز از مردمان گرفته اند . امــا مردمان « پُر کار » و مبارزان از جان گذشته کم نبودند و نيستند . آنهايی که بدون توجه به فضای حاکم بر جامعه به « تلاش » سازنده و مفيد خود ادامه می دهند . اين مردمان را در کارخانه ها ، در مزرعه ها ، در حرکتهای اعتراضی و در گوشه سياهچالهای جمهوری اسلامی می توان يافت . ما در نهاد مردمی ، بنوبه خود و بعنوان بخشی کنش گرا از جامعه ايرانی « تلاش » آنها را ارج می نهيم و اميد داريم که همگان به آن درجه از شناخت و آگاهی برسند که بتوانند خود را همگام و همراه با اين عزيزان بکنند . ما در مقابل فرهنگ بت پرستی ، انگل گرايی و خرافه گرايی جمهوری اسلامی تنها « کار » و « تلاش » در راستای فرهنگی متمدن و پايبند به انسان گرايی ، توليد گری و هم گرايی را پسنديده و شايسته می دانيم . به يقين ، تحريم همه جانبه و مبارزه با کليت جمهوری اسلامی تنها راه برون رفت از منجلاب فساد و تباهی و دستيابی به شکوفايی اقتصادی و پيشرفت و ترقی در جامعه ايرانی است . کارگران همانند ديگر اقشار جامعه می توانند همگام با ما در نهاد مردمی در اين جهت « تلاش » مفيد نمايند . نهاد مردمی از آنِ شما و برای شماست . باشد که ما در نهاد مردمی « شوق » خود را در بودن ، « تلاشی » بدانيم که خردمندانه با مهر و عشق به همنوع خود در هم آميزد و مبارزه بر حق ما را در دستيابی به دموکراسی و آزادی به پيروزی برساند . پاينده ايران نهاد مردمی يازدهم ارديبهشت 1390 / يکم ماه می 2011

۱۳۹۰ اردیبهشت ۴, یکشنبه

نامه 23 زندانی سیاسی خطاب به مراجع پدر ملت ستمدیده ایران شوید مردم منطقه پدر و مادر دارند


23 زندانی سیاسی از داخل زندان، پیامی خطاب به مراجع تقلید و بزرگان حوزه های علمیه نوشتند. دراین نامه آمده است:

امضا کنندگان این نامه، اکنون در زندان اوین ( بند ۳۵۰ ، بند ۲- الف تحت اختیار سپاه پاسداران ، بند ۲۰۹ تحت اختیار وزارت اطلاعات و بازداشتگاه تحت اختیار حفاظت اطلاعات زندان اوین )، زندان رجایی شهرکرج و زندان های استان خوزستان به سر می برند.
از دو سال پیش و به دنبال دخالت گسترده نظامیان و ماموران اطلاعاتی و امنیتی در فرایند انتخابات ریاست جمهوری، جنایات، ظلم ها و بی عدالتی های گسترده ای علیه ملت مومن و شریف ایران اعمال شده است.
دو سال پیش گروهی افراطی از نظامیان و ماموران اطلاعاتی و امنیتی به رسواترین شکل در سرنوشت سیاسی کشور دخالت کرده و انتخابات ریاست جمهوری را به انتخاباتی فرمایشی بدل کردند و به دنبال آن به بهانه های واهی به جان مردم افتادند، عده ای را کشتند، جمعی را مجروح و مصدوم راهی بیمارستان کردند، ده ها هزار تن از شهروندان را به زندان افکندند و صدها تن را با پرونده های جعلی و فاقد هر گونه وجاهت قانونی در دادگاه های فرمایشی به زندان های طویل المدت محکوم کردند و متاسفانه بعد از گذشت دو سال نیز دست از این اعمال خلاف خود بر نداشتند.
اگر نظامیان و پلیس حکومت های مستبد منطقه به روش های خشونت بار و با سلاح های گرم و سرد به جان مردم می افتند در جمهوری اسلامی ایران نیز در دو سال گذشته هزاران نفر بر اثر حملات نظامیان ، پلیس و ماموران لباس شخصی تحت امر آنان مصدوم و مجروح شده و یا به قتل رسیده اند.
اگر در کشورهای استبدادی منطقه نظامیان و پلیس به سوی مردم بی دفاع تیر اندازی کرده و آنان را به شهادت می رسانند در جمهوری اسلامی ایران نیز به ضرب گلوله نظامیان، پلیس و لباس شخصی مجروح و شهید شده اند.
اگر در کشورهای استبدادی منطقه، یکی از اقدامات کثیف نظامیان و پلیس ربودن مجروجان تظاهرات از بیمارستان هاست، متاسفانه در جمهوری اسلامی نیز مجروحان از بیمارستان ها ربوده شده و در همان حال مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به زندان افتاده اند که هنوز هم تعدادی از آنها در زندان به سر می برند.
اگر در کشورهای استبدادی منطقه مردم هر روز اسامی بیشتری از قربانیان خود را اعلام می کنند در جمهوری اسلامی آمار واقعی از قربانیان وجود ندارد و بسیاری از شهدا در گورهای مخفی دفن شده اند و افرادی که برای شناسایی مدفن قربانیان تلاش کرده اند تحت تعقیب قرار گرفته اند و عده ای از آنان محکوم گشته و اکنون در زندان به سر می برند.
اگر اعمال شکنجه در کشورهای استبدادی منطقه پدیده ای تلخ و تکان دهنده ای است در ایران صدها نفر زیر شکنجه وادار به اعترافات دروغ شده و فاجعه بارتر آنکه عده ای از آنان تحت فشار و ضرب و شتم و آزار و شکنجه به قتل رسیده اند.
اگر در کشورهای استبدادی منطقه، مردم هر روز به تشییع جنازه قربانیان حوادث اخیر می پردازند در جمهوری اسلامی حتی اجازه تشییع جنازه و مراسم سوگواری برای شهیدان اعتراضات خیابانی و زندانها داده نمی شود و حتی گاه خانواده آنان از برگزاری مراسم سوگواری برای اموات غیر مرتبط با حوادث اعتراضی نیز منع می شوند، حتی برای شخصیتی چون میر اسماعیل موسوی نیز چون پدر مهندس موسوی است اجازه ختم داده نمی شود و شرکت کنندگان در تشییع جنازه وی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت می شوند.
اگر حکومت های ظالم منطقه برای منتقدان و مخالفان خود پرونده سازی می کنند، در جمهوری اسلامی نیز تقریبا تمامی پرونده های محکومان حوادث پس از انتخابات ساختگی، جعلی و فاقد هر گونه وجاهت قانونی است در حدی که اگر امکان انتشار محتوایی پرونده ها، فرایند محاکمات و متن احکام صادره فراهم شود، هیچ حیثیتی برای دستگاه های قضایی ، نظامی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی باقی نخواهد ماند.
اگر در کشورهای استبدادی منطقه، خانواده های مقتولان و زندانیان، مظلومانه و به حق در پی خونخواهی و تعیین تکلیف عزیزان شان هستند، در جمهوری اسلامی ایران این خانواده ها در مظلومیت مضاعف تحت کنترل دائمی ماموران مخفی حکومت قرار دارند، از فعالیتهای آنان به اشکال مختلف جلوگیری می شود و حتی به خاطر برگزاری مراسم مذهبی قرآن، دعا و نیایش هم تحت فشار قرار می گیرند و برخی از آنان به جرم پی گیری پرونده شهدا و زندانیان بی گناه خود به زندان می افتند.
اگر در کشورهای استبدادی منطقه خانواده های مقتولان و زندانیان تحت حمایت مردم قرار می گیرند و حتی دولتهای مستبد هم سعی می کنند آنها را به لحاظ معیشتی تامین کنند، در جمهوری اسلامی رسیدگی به خانواده های بی گناه شهدای جنبش و زندانیان و کمک به آنان جرم است و بسیاری از اقدام کنندگان به کمک به این خانواده ها در زندان به سر می برند.
اگر در حکومتهای استبدادی منطقه دادگاه ها فرمایشی هستند قضات و دادستان هایشان ظاهری از یک نظام قضایی را به نمایش می گذراند اما در جمهوری اسلامی ایران افرادی کم دانش، بی هویت و غالبا آسیب پذیر و حتی ناسالم در راس دادگاه های انقلاب قرار می گیرند که عملا در رسیدگی به پرونده های سیاسی جز اطاعت از بازجویان و ماموران مخفی نظامی و امنیتی وظیفه دیگری برای خود نمی شناسند.
اگر در کشورهای استبدادی منطقه رسانه ها تحت کنترل شدید هستند و حقایق تحریف می شود و اطلاعات ما درباره تحولات این کشورها از طریق رسانه های خارجی دریافت می شود در جمهوری اسلامی ایران نیز هر روز کنترل رسانه ای بیشتر شده و اخبار تحریف شده تری منتشر می شود. نه تنها تمامی رسانه های منتقد دولت توقیف شده اند بلکه تقریبا تمام رسانه های مستقل هم بسته شده اند و باقی رسانه ها هم بر اساس دستور العمل های کنترلی امنیتی بی سابقه از انتشار اخبار واقعی و حقایق منع می شوند .
در چنین وضعیتی حکومت به خود اجازه می دهد که بدیهی ترین حقایق را تحت تاثیر بیگانگان قلمداد کند متاسفانه این وضع باعث شده در جمهوری اسلامی ایران نیز پس از انقلاب اسلامی بار دیگر مردم برای کسب اخبار واقعی به رسانه های خارجی تکیه کنند. امروز تعداد کثیری از جوانان کشور به جرم نشر حقایق از طریق اینترنت و پیام کوتاه تلفن همراه در زندان به سر می برند.
اگر در کشورهای استبدادی منطقه حرکتهای مردم به دخالت بیگانگان نسبت داده می شود و مثلا در بحرین مخالفان دولت مرتبط با ایران معرفی می شوند ، در جمهوری اسلامی ایران نیز هر گونه اعتراض مدنی و مخالفت با مسوولان و دولت به بیگانگان نسبت داده شده و صدها جزوه بولتن و گزارش سر تا پا دروغ و تحریف و جعل برای توجیه این ادعاهای واهی منتشر می شود و در ابتکاری که احتمالا مخصوص ایران است زندانیان بریده ی تحت شکنجه و فشار وادار به اعتراف درباره این قصه های ساختگی و حتی خلق قصه های تخیلی مورد نظر بازجو می شوند .
اگر طبق خبرها، در کشورهای استبدادی منطقه تعدادی از مخالفان و منتقدان دولت در محیط های مختلف شناسایی و از کار بر کنار شده اند در جمهوری اسلامی ایران صدها نفر از استادان برجسته و متفکران سرشناس از دانشگاه ها و هزاران نفر از کارکنان و کارمندان به جرم حمایت از اعتراض های مردمی از محل کار خود اخراج شده اند.
اگر در کشورهای استبدادی منطقه دانشجویان معترض در دانشگاه ها دچار مشکل می شوند در جمهوری اسلامی ایران صدها تن از دانشجویان معترض و منتقد بدون هیچ دلیل قانونی و صرفا به دلیل اندیشه متفاوت برای همیشه ازادامه تحصیل محروم شده اند.
اگر در کشورهای استبدادی منطقه فعالیت گروه ها و احزاب مخالف همواره دشوار بوده است، در جمهوری اسلامی ایران فشار به گروه ها و احزاب منتقد به اوج خود رسیده است و ظرف مدت کوتاهی معتبر ترین احزاب قانونی منتقد با تصمیم افراطیون نظامی و اطلاعاتی تعطیل شده اند و عضویت در این احزاب قانونی برای افراد به عنوان سو سابقه تلقی شده است. این جریان افراطی و بی پروا فعالیت سیاسی هر جریان منتقد حکومت و حتی منتقد دولت را تحت عنوان اقدام علیه امنیت کشور به شدت سرکوب می کند.
چگونه است که همه این جنایات و یا برخی از آنها در سایر کشورها فریاد یکپارچه شما را بلند می کند اما همین جنایات در داخل کشور تنها و تنها با واکنش قابل تقدیر معدودی از مراجع عالیقدر و بزرگان حوزه همراه بوده و سایران هیچ واکنش و اعتراضی نسبت به این ظلم ها و جنایات نداشتند.
امروز عملکرد این جریان افراطی آنچنان چهره نازیبایی از ایران به نمایش گذاشته که در کشورهای در حال تحول منطقه تمامی رهبران دینی، حتی طرفداران و حامیان سابق انقلاب اسلامی از جمهوری اسلامی تبری می جویند، در حالیکه اگر نظام گرفتار این مفاسد این جریان های انحرافی نمی شد و در مسیر مردم سالاری و اقامه به حق و عدل در کشور گام بر می داشت امروز بهترین الگو و ملجا و ماوای آزادیخواهانی قرار می گرفت که در کشورهای منطقه در جستجوی آزادی و عدالت و مردم سالاری سازگار با اسلام هستند و در مقابل دولتهای ظالم خود قد علم کرده اند.
۲۳ زندانی سیاسی از
زندان اوین ( بند سیاسی۳۵۰)
زندان اوین( بند تحت کنترل سپاه پاسداران – دو الف)
اوین ( بند کنترل تحت حفاظت اطلاعات زندان اوین )
زندان رجایی شهر (بند سیاسی)
زندان های استان خوزستان