۱۳۸۹ بهمن ۲, شنبه

جمهوری اسلامی را در دل هایمان سرنگون کنیم!(مقاله ای از شهرام همایون)


مطمئن هستم درصد بالایی از خوانندگان این نوشته - به اعتبار آشنایی با صاحب این قلم - از مخالفان جمهوری اسلامی هستند بطوری که از هر فرصتی برای ابراز مخالفت خود، استفاده کرده و لحظه ای را نیز از دست نمی دهند اما آیا به راستی ما می دانیم جمهوری اسلامی چیست؟ آیا این «هیولایی» که با آن تا این درجه مخالف هستیم ، چقدر به ما – یا ما به آن – نزدیک هستیم؟ آیا به راستی جمهوری اسلامی فقط یک نوع سيستم حکومتی است یا برآمده از یک جریان فکری که طی قرن ها ، در ذهن و ریشه ی ما جا باز کرده است و با آن خو گرفته ایم بطوری که امروز اگر دقت کنیم به شباهت های بسیاری میان خودمان و جمهوری اسلامی پی می بریم بطوری که قبل از حکومت، باید آن جمهوری اسلامی در دل خودمان را سرنگون کنیم که اگر چنین شود بدون تردید جمهوری اسلامی امکان حیات نخواهد داشت. جمهوری اسلامی یک تضاد است درست مثل ما – جمهوری یعنی نظر مردم که در هر زمان و در هر جا قابل تغییر است مثلاً مردم یک جامعه – می توانند در قرن بیستم در مورد یک مسئله ، نظری داشته باشند و همین مردم در قرن بیست ویکم، در مورد همان مسئله نظری کاملاً متفاوت با نظر قرن گذتشه . این در حالی است که قوانین اسلام نیز قوانینی ثابت و غیرقابل تغییر است. پس ، رأی «قابل تغییر» و«غیرقابل تغییر» را چگونه می توان در کنار هم قرار داد؟! درست مثل ما که هنگام سخنرانی – یا نوشتن مقاله آنچنان از «دموکراسی» سخن می گوییم که انگار خود پدید آورنده آن بوده ایم اما در عمل، در رابطه با همه فرزندان، همکاران، دوستان، رفقا و رقبا، دست بزرگترین دیکتاتورهای جهان را از پشت می بندیم! پس ملاحظه می کنید چه شباهتی وجود دارد. یکی دیگر از خصوصیات جمهوری اسلامی وابستگی این جریان فکری به خرافات است. البته این جریان فکری خاص در محدوده ی اسلام و به ویژه مکتب تشیع فعال است اما – ما ایرانی ها از ادیان یا مذاهب گوناگون – چقئر وابسته به خرافات هستیم و چقدر خرافات در زندگی روزمره ی ما نقش دارد هر دوی ما : هم ما مردم مخالف جمهوری اسلامی وهم رژیم جمهوری اسلامی درصد قابل توجهی ازمتن زندگی امان را بر اساس خرافات شکل داده ایم، این طور نیست؟ ما بر این باوریم و می گوییم : جمهوری اسلامی – مخالفین خود را می کشد. این واقعیتی است اما آیا اگر ما امکان حذف مخالفان خود را بدون ترس از قانون و مجازات داشتیم، چنین نمی کردیم؟ حتی در محدوده ی روابط فامیلی، یا دوستان، با آن کس که دوست هستیم عیب و هنرش صد برابر واقعیت است و در غیر این صورت به نظر ما نباشد، بهتر است تا اینکه باشد و با ما نباشد. ملاحظه می فرمایید ما پیش از سرنگونی جمهوری اسلامی به عنوان یک حکومت خرافی، متجاوز، دیکتاتور، غیر اصولی باید جمهوری اسلامی درون خود را سرنگون کنیم، چه این جمهوری اسلامی برآمده و فرزند جمهوری اسلامی درون خود ماست. شهرام همایون- روزنامه نگار چاپ شده در هفته نامه فردوسی امروز

۱۳۸۹ بهمن ۱, جمعه

جعفر پناهی خطاب به قاضی پرونده عماد بهاور : شجاعت داشته باشید قضاوت آخرتتان را به او واگذارید


جرس: جعفر پناهی، هنرمند حامی جنبش، با اشاره به دوران حبس مشترک خود با عماد بهاور و ذکر خاطره ای در همین زمینه، خطاب به قاضی پروندۀ این جوان محکوم شده به حبس، نوشت "اگر ذره ای به حکمی که داده اید ایمان دارید و فکر می کنید این جوان پاک سرزمین من - که شما جوانی اش را می خواهید در زندا ن فنا کنید- مستحق چنین حکم سنگینی است و به راستی اگر همانند عماد به آخرت ایمان دارید، شجاعت داشته باشید قضاوت در آخرتتان را به او واگذارید."//////////// به گزارش صفحه فیس بوکی جعفر پناهی، این سینماگر حامی جنبش که خود نیز توسط دادگاه انقلاب به شش سال حبس و ٢۰ سال محکومیت از فعالیت هنری محکوم شده، در شرح دوران هم سلوی بودن خود با عماد بهاور نوشته است: "با عماد بهاور هم سلول بودم. هفته پیش خبر دار شدم عماد را به ده سال زندان محکوم کرده اند. باور کردنی نیست.یک هفته است به خود می پیچم . دلم می خواهد کاری کنم اما نمی دانم چه باید کرد. وقتی عماد به نماز می ایستاد. نمی توانستم چشم از او بردارم. باور می کردم بر اعمالی که بر جای می آورد ایمان دارد. چه صادقانه و با خلوص می خواند. هرگز در عمرم کسی را به صداقت او ندیدم. عماد با آنکه سن اش کمتر از من بود. اما بودنش کنارم روحیه ام را دو چندان کرده بود.عماد به بازجوهایش گفته بود . بدانید که گناه بزرگی مرتکب می شوید. اما اگر ذره ای به اعمال خود ایمان و به آخرتتان اعتقاد دارید. با شما معامله ای می کنم . من قضاوت دنیایم را به شما وامی گذارم و شما هم جرات کنید قضاوت آخرتتان را به من واگذارید. حال فقط به قاضی پرونده عماد می توانم بگویم. اگر ذره ای به حکمی که داده اید ایمان دارید و فکر می کنید این جوان پاک سرزمین من - که شما جوانی اش را می خواهید در زندا ن فنا کنید- مستحق چنین حکم سنگینی است . و به راستی اگر همانند عماد به آخرت ایمان دارید. شجاعت داشته باشید قضاوت در آخرتتان را به او واگذارید." گفتنی است اخیرا حکم ده سال حبس تعزیری و ده سال محرومیت از فعالیت در احزاب، رسانه ها و فضای مجازیِ عماد بهاور در دادگاه تجدید نظر دادگاه انقلاب تایید شده است.

۱۳۸۹ دی ۳۰, پنجشنبه

مــــــــــا تونسی‌هـا… امــــــــــــید دوباره همه آزادی خواهان برای گره خوردن دست ها

چکیده :بن‌علی که تا دیروز به 90 درصد رأی کسب‌کرده در آخرین انتخابات ریاست‌جمهوری می‌نازید مشروعیت خود را در برابر مردمی از دست داده بود که در کوچه و خیابان ناکارآمدی و دروغگویی او را فریاد می‌زدند. بدین‌قرار، پیام‌های تبریکی که ایرانی‌ها در شب واقعه برای یکدیگر می‌فرستادند چیزی بیش از یک خبر بود. گواهی بود بر به‌ثمر‌رسیدن مبارزه در راه آزادی و سرنگونی ظلم و استبداد. شاید مردم هیچ کشوری به اندازة مردم ایران از این پیروزی خوشحال نشدند، و شاید هیچ‌کس به اندازة جباران و خودکامگان عرب و عجم به خود...

کلمه-مسعود شریف: تحولات تونس این روزها ذهن همه را به خود مشغول کرده. می‌پرسند: چه شد که به این سرعت دولتی خودکامه فروریخت؟ چگونه پایه‌های استبداد نظامی بن‌علی در عرض کمتر از یک ماه لرزید؟ آن مخالفان و معترضان چه داشتند که دیگران نداشتند؟ یا شرایط اجتماعی و سیاسی تونس چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با دیگر کشورها دارد؟ در همین اثناء تردید‌های جدی‌تر نیز رخ می‌نماید: نکند دیکتاتوری نظامی صرفاً رنگ عوض کند و در لباس مبدل ظاهر شود؟ نکند محمد الغنوشی، همو که دو دهه دستِ راست رئیس‌جمهور مخلوع نشسته بود، به بن‌علیِ دیگری بدل شود؟ چرا چهار وزیر مهم کابینه ابقا شده‌اند؟ این‌ها تردیدهایی جدی است، اما در خلالِ واکنشی شتابزده و عجولانه.

آن‌چه از چنین تحلیل‌هایی حذف شده خودِ «انقلاب تونس» است. انقلابی که صرفاً نمی‌توان آن را در فرار رئیس‌جمهور و تغییر صوری رژیم سیاسی کشور خلاصه کرد. فروپاشی دیکتاتوری بن‌علی در ضمن یک نشانه است. نشانه‌ای که پس‌لرزه‌های آن در همین چند روزه از مصر و الجزایر و سودان و کشورهای عربی به گوش می‌رسد. هر قدر هم که نسبت به جانشینی دموکراسی مطلوب مردم تونس تردید بورزیم، لحظة اعلام فرار بن‌علی همة ما غرق آزادی بودیم؛ حسی از رهایی را تجربه کردیم. همة ما تونسی‌ها، الجزایری‌ها، مصری‌ها، ایرانی‌ها. همة ما آزادی‌خواهان. همة ما آن‌هایی که لحظه‌ای از تاریخ در یک فرایند جمعی مشارکت کرده‌ایم. همة ما جوانان و دانشجویان تونسی و ایرانی و انگلیسی که با طعم باتوم و گاز اشک‌آور دیرآشناییم. همة ما که امید گره خوردن دوبارة دست‌هایمان به یکدیگر را در سر می‌پرورانیم. بی‌جهت نیست که بلافاصله پس از این اتفاق مقایسه‌ها شروع شد. حتی اگر کسی دست به مقایسه هم نمی‌زد تصاویر خود گویا بود. «صدای مردم تونس را شنیدم» جمله‌ای بود که بن‌علی خیلی دیر بر زبان آورد، درست چنان‌که محمد‌رضاپهلوی دیر بر زبان راند، درست چنان‌که دیگرانی در آیندة نه چندان دور، دیر بر زبان خواهند راند. خودکامگان حتی ناخودآگاه زبان مشترکی اختیار می‌کنند. پس نیازی به مقایسه نیست. لحظة پیروزی تونسی‌ها لحظة پیروزی ما نیز بود. آزادی‌خواهان تمام جهان امروز در مصر و سودان و ایران در غم و شادی تونسی‌ها شریک‌اند.

دلیل این‌که پیروزی مردم تونس چنین شور و شوقی را برانگیخت نه قدرت گرفتن گروهی خاص، چنان‌که تبلیغات رسمی صدا و سیما در بوق و کرنا می‌کند، و نه حتی پیروزی واقعی و عینی مردم تونس بود، بلکه فرار بن‌علی و پیروزی تونسی‌ها امکان وقوع چنین اتفاقاتی را متحقق کرد. این پیروزی نشان داد، به‌رغم تمامی تبلیغات انحصاری علیه مردم تونس و «تروریست»‌خواندن معترضان، پایه‌های حکومت حقیقتاً فرو می‌ریزد. درست است که همه ما تصور می‌کنیم هیچ حکومتی با زور پایدار نمی‌ماند و هیچ دیکتاتوری به گواه تاریخ فرجامی جز دربه‌دری نداشته است (‌چنان‌که بن‌علی سرگردان بر فراز آسمان فرانسه به عربستان پناه آورد و محمد‌رضا شاه آواره مصر شد) با این‌همه حتی ما نیز باور نداشتیم خودکامگان به‌راستی سقوط می‌کنند. فرار بن‌علی و پیروزی تونسی‌ها ثابت کرد واقعاً چنین چیزی قابل تحقق است. این نکته در مورد تمامی جنبش‌های مردمی تاریخ صادق است. انقلاب فرانسه را در نظر بگیرید. زندان باستیل تخریب شد، این انقلاب تصورنکردنی رخ داد و «آزادی، برابری و برادری» را فریاد کرد. یا فروپاشی سوسیالیسم واقعاً موجود. قبول که همه ما شنیده بودیم فساد و ناکارآمدی دولت‌ها را از پای در می‌آورد اما این فروپاشی با وقوع خود ثابت کرد که به‌واقع و در عمل (نه صرفاً در نظر) چنین اتفاقاتی روی می‌دهد. هر جنبش و انقلابی فضایی باز می‌کند تا در آن روح امید و آزادی دمیده شود، تا آزادی نه به چیزی در دوردست که به آرمانی تحقق‌یافتنی بدل شود، و امید به تغییر واقعی در زندگی واقعی مردم زنده شود.

پیروزی مردم تونس به‌ویژه در پس‌زمینة جنبش سبز برای ما ایرانی‌ها معنای دیگری یافت. بن‌علی که تا دیروز به ۹۰ درصد رأی کسب‌کرده در آخرین انتخابات ریاست‌جمهوری می‌نازید مشروعیت خود را در برابر مردمی از دست داده بود که در کوچه و خیابان ناکارآمدی و دروغگویی او را فریاد می‌زدند. بدین‌قرار، پیام‌های تبریکی که ایرانی‌ها در شب واقعه برای یکدیگر می‌فرستادند چیزی بیش از یک خبر بود. گواهی بود بر به‌ثمر‌رسیدن مبارزه در راه آزادی و سرنگونی ظلم و استبداد. شاید مردم هیچ کشوری به اندازة مردم ایران از این پیروزی خوشحال نشدند، و شاید هیچ‌کس به اندازة جباران و خودکامگان عرب و عجم به خود نلرزید.

در فرهنگ عامیانه مشهور است «چوب را که برداری گربه‌دزد فرار می‌کند». حکام و امرا و شیوخ و سلاطین بر نفت نشسته عرب سخت هراسان شده‌اند. همین امروز (۲۹ دی، ۱۹ ژانویه) حسن‌الترابی سرسخت‌ترین مخالف کهنه‌کار عمرالبشیر، رئیس‌جمهور مادام‌العمر سودان بازداشت شد. او تهدید کرده بود مردم سودان براى انقلابى مشابه تونس آماده‌اند و در صورتی‌که خارطوم افزایش قیمت‌ها را بازبینى نکند، انقلابى مردمى در این کشور ایجاد می‌شود. از سوی دیگر، مصر، الجزایر، اردن و دیگر کشورهای عربی سعی در کاهش قیمت‌ها و جلوگیری از گسترش اعتراضات به کشور خود دارند. عمرو موسی دبیر کل اتحادیه عرب از کشورهای عربی خواسته از سرنوشت تونس درس بگیرند. بدین‌ترتیب، تونس حتی اگر خود در رسیدن به دموکراسی مسیر درازی را در پیش داشته باشد نوید ‌دهنده راهی ناگزیر است که در نتیجه مقاومت حاصل می‌آید؛ گردن‌نهادن به خواست مردم. آیا پند‌گیرنده‌ای هست که پند گیرد؟

۱۳۸۹ دی ۲۹, چهارشنبه

ابوالحسن بنی‌صدر، نخستین رئیس جمهوری ایران در گفتگو با «خودنویس»


ابوالحسن بنی‌صدر، نخستین رئیس جمهوری ایران در گفتگو با «خودنویس» گفت که «سیدعلی» خامنه‌ای دیر یا زود به سرنوشت «بن‌علی» دچار خواهد شد، اما جایی برای فرار پیدا نخواهد کرد، مگر در کوه‌هایی که ملاعمر پنهان شده است. بنی‌صدر گفت: «این حق مردم است که خود را از این رژیم بیاسایند.»
ابولحسن بنی‌صدر امروز در پاسخ به این سوال که آیا می‌توان انتظار داشت که «سیدعلی» به سرنوشت «بن‌علی» دچار شود، گفت: «کاملا، غیر از اینکه این بدبخت جایی ندارد که برود. [بن‌علی] یک عربستانی پیدا کرد که به او پناه داد، اما ایشان مگر بخواهد پیش ملاعمر برود، چون یک تیپ هستند، اما ملاعمر کجاست که ایشان پیش او برود؟ به هر حال این کاملا محتمل است، به این لحاظ که بن‌علی از نظر ایدئولوژی به گرد ایشان هم نمی‌رسد. آقای بن‌عالی مدعی نبود که ولایت مطلقه را از خدا دارد و خبرگان کشفش کرده‌اند و ایشان ولایت مطلقه بر جان و مال و ناموس مردم دارد.»
بنی‌صدر در ادامه گفت: «این حق مردم است که خود را از این رژیم بیاسایند.»

۱۳۸۹ دی ۲۷, دوشنبه

مهدی کروبی: تخلفات و اشتباه کاری ها را توطئه آمریکا و اسرائیل می دانند

مهدی کروبی در مصاحبه ای به اتهامات مقامات و رسانه های دولتی علیه رهبران مخالف دولت پاسخ داده است. سایت سحام نیوز، متعلق به حزب اعتماد ملی، متن مصاحبه ای را با مهدی کروبی، دبیرکل این حزب و از رهبران مخالف دولت، منتشر کرده که در آن آقای کروبی، ضمن پاسخگویی به اظهارات اخیر برخی مقامات و رسانه های دولتی، دیدگاه های خود را درمورد تحولات جمهوری اسلامی طی بیست سال گذشته و شرایط کنونی کشور بازگو کرده است. اخیرا برخی مقامات و رسانه های طرفدار دولت گفته اند که رهبران اصلاح طلب، که از آنان با عنوان "سران فتنه" یاد می کنند، تنها در واکنش به آنچه که تقلب گسترده در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری می دانستند دست به اعتراض نزدند بلکه "توطئه" آنان از بیست سال پیش یعنی زمان درگذشت آیت الله روح الله خمینی و انتخاب آیت الله علی خامنه ای به جای او شروع شده بود. آقای کروبی در پاسخ به این "تهمت زنی و افترا پراکنی نیروهای جریان حاکم" علیه رهبران مخالف دولت، گفت: "اگر آقایان می دانستند که مقدمات، به تعبیر آنان، فتنه از بیست سال قبل بسترسازی شده، چرا در طی این سالها حرفی از فتنه نبود و چرا جلوی پیشرفت آن را نگرفتند." دبیرکل حزب اعتماد ملی در مورد تحولات بیست ساله گذشته، به جریان بازنگری قانون اساسی پس از انتخاب آیت الله خامنه ای به مقام رهبری جمهوری اسلامی و انتخاب اکبر هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری اشاره کرد و گفت: "در اثناء بازنگری قانون اساسی، به اختیارات رهبری اضافه شد و همچنین مسئول اجرایی نیز تغییر کرد و همه چیز تغییر کرد." در بازنگری قانون اساسی، از جمله تغییراتی که در اختیارات رهبری صورت گرفت، افزودن ولایت مطلقه فقیه بود و در مورد قوه مجریه هم، با حذف نخست وزیر به عنوان مسئول اجرایی که به کسب رای اعتماد مجلس نیاز داشت، اختیارات این قوه به طور کامل به رئیس جمهوری سپرده شد که تنها برای اعضای هیات دولت موظف به کسب رای اعتماد از مجلس است. دبیرکل حزب اعتماد ملی در مورد تغییر و تحولات مدیریتی پس از درگذشت آیت الله خمینی، گفت که یک هفته پس از این واقعه، "یک مرتبه متوجه شدیم که همه چیز عوض شده، به یکباره ظرف یک هفته برخی افراد ولایتشان قوی شد و اصرار داشتند بر اختیارات ولایت فقیه در قانون اساسی اضافه شود" و افزود که همزمان، "شروع کردند به آزار دادن و محدود کردن جریان خط امام، که می خواستند آن را حذف کنند." احمدی نژاد و آیت الله خامنه ای کروبی: رهبری نیز فرمودند این دولت از نظر فکری به من نزدیکتر است مهدی کروبی یادآور شد که پس از خاتمه دوره ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی در سال 1376، آیت الله خامنه ای هنگام دادن رای در انتخابات ریاست جمهوری گفت که "کسی برای من هاشمی نمی شود" و از انتخاب محمد خاتمی با رای قابل توجه مردم هم به عنوان "حماسه" نام برد. وی سپس انتخابات سال 1384 و پیروزی محمود احمدی نژاد را یادآور شد و گفت که با این انتخابات "جریانی به روی کار آمد که با انحصار طلبی و تنگ نظری و اقتدار گرایی شروع کردند به حذف دیگران تا همه چیز در اختبار خودشان باشد" و با اشاره به سخنان آیت الله خامنه ای در نخستین نماز جمعه پس از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری در سال 1388، گفت: "رهبری نیز فرمودند این دولت از نظر فکری به من نزدیکتر است." نارضایی مردم آقای کروبی در مورد تحولات بیست سال گذشته، گفت که شرایط نامساعد کشور باعث شد تا مردم با شرکت در انتخابات سال 1376 - و انتخاب محمد خاتمی - در صدد تغییر سرنوشت خود برآیند اما "در سال 1388 متوجه شدند که دیگر حکومت به رای آنها توجهی نمی کند و چنین انفجاری روی داد که به خیابانها آمدند و اعتراضاتشان به صورت جنبشی عظیم و خودجوش شکل گرفت." مهدی کروبی در بخشی دیگر از این مصاحبه، نسبت دادن مقام روحانی و آسمانی به دولت ها را مورد انتقاد قرار داد و گفت که هنگامی که در زمان دولت اکبر هاشمی رفسنجانی، نمازگزاران نماز جمعه تهران مخالفت با رئیس جمهوری را مخالفت با پیغمبر عنوان کردند، این موضوع را در ملاقات با رهبر جمهوری اسلامی در میان گذاشت و افزود: "آن موقع پیش بینی نمی کردیم که روزی را می بینیم که دولت مستقر، مدیریت کشور و هدفمند کردن یارانه ها و غیره را به مدیریت مستقیم امام زمان - که از نظر فیزیکی از نظرها غایب هستند تا هم پاسخگو باشند و هم از خودشان دفاع کنند - ارتباط می دهند." تظاهرات اعتراضی مردم کروبی: مردم متوجه شدند حکومت به رای آنها توجه نمی کند و چنین انفجاری روی داد آقای کروبی در بخش دیگری از سخنان خود، به انتقاد از سخنان احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان و امام جمعه موقت تهران پرداخت، و با اظهار این نظر که در شورای نگهبان، "به جز یک نفر، بقیه کاره ای نیستند و در جاهای حساس، فقط شخص ایشان تصمیم گیری می کند" افزود: " ایشان برای قوه قضاییه تعیین تکلیف می کنند و درخواست اعدام بیشتر معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری را داشته، و با دادن مرخصی به زندانیان سیاسی نیز مخالفت می کنند." وی گفت که دبیر شورای نگهبان "حتی حقوق بخش زیادی از مردم ایران را نادیده می گیرد و به جای مردم تصمیم می گیرد و با گستاخی می گوید، اصلا نیازی به حضور این اصلاح طلبان در انتخابات نیست، مردم به شما رای نمی دهند." دبیرکل حزب اعتماد ملی افزایش اختیارات شورای نگهبان را نیز مورد انتقاد قرار داد و گفت که یکی دیگر از تغییراتی که پس از درگذشت آیت الله خمینی روی داد این بود که به جای استادان حوزه علمیه، مسئولیت تایید صلاحیت نامزدهای مجلس خبرگان هم به شورای نگهبان واگذار شد، و افزود: "این دو اشکال مهم داشت، اول اینکه اعضای شورای نگهبان خود منصوبین رهبر هستند و از طرفی اعضای خبرگان می خواهند رهبر را تعیین و بر عملکرد وی نظارت داشته باشند." مهدی کروبی نتیجه گرفت که نحوه اداره کشور در خلال بیست سال گذشته باعث بروز بحران های کنونی شده در حالیکه، به گفته وی، "می بینیم که مرتب می گویند این فته از بیست سال پیش شروع شده و دایم به موساد و سیا ارتباط می دهند." آقای کروبی نسبت دادن مسئولیت مشکلات به دیگران را مورد انتقاد قرار داد و گفت که در سال های گذشته، مقامات جمهوری اسلامی ناکارآمدی و کوتاهی های موجود را به رژیم سلطنتی نسبت می دادند "اما حالا سرمایه ای همچون آمریکا و اسرائیل به دست آورده اند تا تخلفات، اشتباه ها و کم کاری ها را از توطئه های آنها بدانند و دایم از واژه های جنگ نرم، محارب، ستون پنجم، بی بصیرت، فتنه گر، مرددود، مفسد، وطن فروش در سخنرانی هایشان استفاده کنند." دبیرکل حزب اعتماد ملی در بررسی ریشه شرایط کنونی سئوال کرد: "این خطا از کجا نشئت گرفته؟ از دولت، قوه قضاییه، مجلس یا زیرمجموعه تشکیلات رهبری؟" و پاسخ داد که عملکرد و مدیریت بیست ساله به وضعیت کنونی منجر شده و تاکید کرد: "متاسفانه آقایان فکر کردند با امنیتی کردن جامعه و بستن روزنامه ها و زندان کردن دانشجویان و خبرنگاران و بازنشستگی احباری اساتید و زندانی کردن فعالین سیاسی و مدنی و حقوق بشر، و وارد کردن نظامیان به انتخابات و فضای سیاسی کشور می توانند مملکت را اداره کنند."

۱۳۸۹ دی ۲۶, یکشنبه

آیا خامنه ای متهم به قتل رفیق حریری می شود؟


منابع خبری اعلام کردند که دادگاه بین المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری نخست وزیر پیشین لبنان مستقیماً رهبر جمهوری اسلامی، آیت الله علی خامنه ای را متهم نموده که دستور قتل رفیق حریری را در سال ۲۰۰۵ صادر کرده است. همین منابع تصریح کرده اند که این فرمان به وسیلۀ سردار پاسدار قاسم سلیمانی فرماندۀ سپاه قدس پاسداران ایران که عمدتاً مأموریت های برون مرزی حکومت تهران را برعهده دارد به عماد مقنیه فرماندۀ پیشین نظامی حزب الله لبنان منتقل شد که در فوریه سال ۲۰۰۸ در دمشق به قتل رسید. حزب الله لبنان و جمهوری اسلامی ایران سرویس های مخفی اسرائیل را عامل این ترور معرفی کردند. منابع خبری به نقل از گزارش تحقیق دادگاه بین المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری نوشته اند که مسئولیت سازماندهی تیم های ترور نخست وزیر پیشین لبنان را عماد مقنیه و یکی از بستگان وی مصطفی بدرالدین برعهده داشته اند و قتل رفیق حریری با هماهنگی کامل میان حزب الله لبنان و سپاه پاسداران صورت گرفته است. همین منابع افزوده اند که رییس جمهوری سوریه بشار اسد و رییس سرویس های مخفی این کشور، آصف شوکت، که از بستگان نزدیک بشار اسد است نقش کلیدی در قتل رفیق حریری داشته اند. منابع خبری تصریح کرده اند که از نظر رهبر جمهوری اسلامی، آیت الله خامنه ای، رفیق حریری مأمور عربستان در لبنان بوده و کشته شدن وی می توانسته زمینۀ به قدرت رسیدن حزب الله در لبنان را فراهم سازد. جراید لبنانی با اشاره به همین مطلب نوشته اند که علت استعفای وزرای وابسته به حزب الله از کابینۀ سعد حریری در روزهای گذشته که منجر به سقوط حکومت در لبنان شد نتایج تحقیق دادگاه بین المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری بوده است که قرار است در روزهای آینده منتشر شود. منابع نزدیک به سعد حریری گفته اند که حزب الله تهدید کرده بود که در صورت انتشار گزارش تحقیق دادگاه بین المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری نه فقط اقدام به کودتا خواهد کرد، بلکه علیه اسرائیل نیز اعلام جنگ خواهد نمود. . .