۱۳۹۱ خرداد ۴, پنجشنبه

:: مردن در کار جنبش سبز نیست


در آستانه سومین سالگرد جنبش سبز با دکتر فرزین وحدت، استاد سابق دانشگاه هاروارد و ییل پیرامون وضعیت امروز جنبشی گفتگو کرده ایم که سه سال پیش لرزه بر ساختار سیاسی جمهوری اسلامی افکند. این جامعه شناس معتقد است پس از انتخابات سال 88 تغییرات بسیار مهم و عمیق روانشناختی-جامعه شناختی در تعداد کثیری از شهروندان ایرانی اتفاق افتاده است که منتقدان جنبش سبز آن را نادیده می گیرند. نویسنده کتاب "رویارویی فکری ایران با مدرنیت" در تبیین سکون امروز جنبش سبز می گوید، تمام جنبش های مدنی راه پر شیب و فرازی پیش رو دارند و در برهه هایی مجبورند عقب نشینی تاکتیکی بکنند، ولی این به آن معنی نیست که جنبش مرده است. فرزین وحدت که در حال حاضر در کالج وسار (Vassar) در ایالات متحده به پژوهش مشغول است، همچنین از تاثیر شکاف در میان نخبگان حاکم از یک سو و سایه جنگ از دیگر سو بر جنبش مخالفان دولت سخن گفته و یکی از راه های مهم فعال شدن دوباره جنبش سبز را تشریک مساعی با طبقه کارگر دانسته است. برای شروع بحث به 25 بهمن89 باز می گردیم؛ زمانی که با تظاهرات صدهزار تن از شهروندان سبز، رهبران سیاسی آن ها به حصر رفتند. در چهارده ماه اخیر از دست رفتن ارتباط با میرحسین موسوی و مهدی کروبی – جریان دو طرفه رهبری- چقدر بر مشارکت اجتماعی و گسترش شبکه های اجتماعی جنبش سبز موثر بوده است؟ در اینکه حصر آقایان موسوی و کروبی تاثیر زیادی بر کم میل شدن گروه های مشارکت کننده در جنبش اخیر مدنی ایران در اعتراض به وضع موجود داشته است، شکی وجود ندارد. اما آنچه که جنبش سبز نامیده میشود، در واقع تنها شروع یک جنبش مدنی فراگیر در ایران است که مانند تمام دیگر جنبش های نظیرش از فراز و فرود های بسیاری می بایست عبور کند تا به اهداف خود برسد. برخی توقع داشتند که مانند بعضی از انقلاب های مخملی در اروپای شرقی، خیزش مردم ایران نیز در سال 88 به سرعت به نتیجه برسد و اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور تغییر های اساسی بیابد. اما باید توجه داشت که در اروپای شرقی فرآیند تحولاتی که در سال های آخر هزاره دوم میلادی به ثمر رسید ریشه های عمیق تری داشتند و آنها نیز یک شبه به نتیجه تلاش های خود برای ایجاد تحول نرسیدند. آنچه که با دوبچک در سال 1968 در چکسلواکی شروع شد در سال 1989 به نتیجه رسید. البته امروز شرایط دنیا، به ویژه در مورد اطلاع رسانی وفراگیری و سرعت رسانه ها با آن زمان قابل مقایسه نیست. همچنین شرایط ایران با سیستم تمامیت گرای اروپای شرقی نیز قابل قیاس نیست. این ها را از این جهت میگویم که رخداد های سیاسی و اجتماعی ایران را می بایست در مقایسه با جاهای دیگر در نظر گرفت. سرکوب وحشیانه مردم و حصر کسانی که به هر حال اعلامیه ها و اقدامات آنها به مطالبات مردم شکل عملی می داد و آنها را ترغیب می کرد که برای مطالبات دمکراسی خواهی خود به خیابان بیایند بسیار مهم است. اما نکته ای که باید در نظر گرفت این است که اصل، مطالبات دمکراتیک مردم است که آنرا نمی توان به هیچ وسیله ای از اذهان آنان پاک کرد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر