۱۳۸۹ دی ۳۰, پنجشنبه

مــــــــــا تونسی‌هـا… امــــــــــــید دوباره همه آزادی خواهان برای گره خوردن دست ها

چکیده :بن‌علی که تا دیروز به 90 درصد رأی کسب‌کرده در آخرین انتخابات ریاست‌جمهوری می‌نازید مشروعیت خود را در برابر مردمی از دست داده بود که در کوچه و خیابان ناکارآمدی و دروغگویی او را فریاد می‌زدند. بدین‌قرار، پیام‌های تبریکی که ایرانی‌ها در شب واقعه برای یکدیگر می‌فرستادند چیزی بیش از یک خبر بود. گواهی بود بر به‌ثمر‌رسیدن مبارزه در راه آزادی و سرنگونی ظلم و استبداد. شاید مردم هیچ کشوری به اندازة مردم ایران از این پیروزی خوشحال نشدند، و شاید هیچ‌کس به اندازة جباران و خودکامگان عرب و عجم به خود...

کلمه-مسعود شریف: تحولات تونس این روزها ذهن همه را به خود مشغول کرده. می‌پرسند: چه شد که به این سرعت دولتی خودکامه فروریخت؟ چگونه پایه‌های استبداد نظامی بن‌علی در عرض کمتر از یک ماه لرزید؟ آن مخالفان و معترضان چه داشتند که دیگران نداشتند؟ یا شرایط اجتماعی و سیاسی تونس چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با دیگر کشورها دارد؟ در همین اثناء تردید‌های جدی‌تر نیز رخ می‌نماید: نکند دیکتاتوری نظامی صرفاً رنگ عوض کند و در لباس مبدل ظاهر شود؟ نکند محمد الغنوشی، همو که دو دهه دستِ راست رئیس‌جمهور مخلوع نشسته بود، به بن‌علیِ دیگری بدل شود؟ چرا چهار وزیر مهم کابینه ابقا شده‌اند؟ این‌ها تردیدهایی جدی است، اما در خلالِ واکنشی شتابزده و عجولانه.

آن‌چه از چنین تحلیل‌هایی حذف شده خودِ «انقلاب تونس» است. انقلابی که صرفاً نمی‌توان آن را در فرار رئیس‌جمهور و تغییر صوری رژیم سیاسی کشور خلاصه کرد. فروپاشی دیکتاتوری بن‌علی در ضمن یک نشانه است. نشانه‌ای که پس‌لرزه‌های آن در همین چند روزه از مصر و الجزایر و سودان و کشورهای عربی به گوش می‌رسد. هر قدر هم که نسبت به جانشینی دموکراسی مطلوب مردم تونس تردید بورزیم، لحظة اعلام فرار بن‌علی همة ما غرق آزادی بودیم؛ حسی از رهایی را تجربه کردیم. همة ما تونسی‌ها، الجزایری‌ها، مصری‌ها، ایرانی‌ها. همة ما آزادی‌خواهان. همة ما آن‌هایی که لحظه‌ای از تاریخ در یک فرایند جمعی مشارکت کرده‌ایم. همة ما جوانان و دانشجویان تونسی و ایرانی و انگلیسی که با طعم باتوم و گاز اشک‌آور دیرآشناییم. همة ما که امید گره خوردن دوبارة دست‌هایمان به یکدیگر را در سر می‌پرورانیم. بی‌جهت نیست که بلافاصله پس از این اتفاق مقایسه‌ها شروع شد. حتی اگر کسی دست به مقایسه هم نمی‌زد تصاویر خود گویا بود. «صدای مردم تونس را شنیدم» جمله‌ای بود که بن‌علی خیلی دیر بر زبان آورد، درست چنان‌که محمد‌رضاپهلوی دیر بر زبان راند، درست چنان‌که دیگرانی در آیندة نه چندان دور، دیر بر زبان خواهند راند. خودکامگان حتی ناخودآگاه زبان مشترکی اختیار می‌کنند. پس نیازی به مقایسه نیست. لحظة پیروزی تونسی‌ها لحظة پیروزی ما نیز بود. آزادی‌خواهان تمام جهان امروز در مصر و سودان و ایران در غم و شادی تونسی‌ها شریک‌اند.

دلیل این‌که پیروزی مردم تونس چنین شور و شوقی را برانگیخت نه قدرت گرفتن گروهی خاص، چنان‌که تبلیغات رسمی صدا و سیما در بوق و کرنا می‌کند، و نه حتی پیروزی واقعی و عینی مردم تونس بود، بلکه فرار بن‌علی و پیروزی تونسی‌ها امکان وقوع چنین اتفاقاتی را متحقق کرد. این پیروزی نشان داد، به‌رغم تمامی تبلیغات انحصاری علیه مردم تونس و «تروریست»‌خواندن معترضان، پایه‌های حکومت حقیقتاً فرو می‌ریزد. درست است که همه ما تصور می‌کنیم هیچ حکومتی با زور پایدار نمی‌ماند و هیچ دیکتاتوری به گواه تاریخ فرجامی جز دربه‌دری نداشته است (‌چنان‌که بن‌علی سرگردان بر فراز آسمان فرانسه به عربستان پناه آورد و محمد‌رضا شاه آواره مصر شد) با این‌همه حتی ما نیز باور نداشتیم خودکامگان به‌راستی سقوط می‌کنند. فرار بن‌علی و پیروزی تونسی‌ها ثابت کرد واقعاً چنین چیزی قابل تحقق است. این نکته در مورد تمامی جنبش‌های مردمی تاریخ صادق است. انقلاب فرانسه را در نظر بگیرید. زندان باستیل تخریب شد، این انقلاب تصورنکردنی رخ داد و «آزادی، برابری و برادری» را فریاد کرد. یا فروپاشی سوسیالیسم واقعاً موجود. قبول که همه ما شنیده بودیم فساد و ناکارآمدی دولت‌ها را از پای در می‌آورد اما این فروپاشی با وقوع خود ثابت کرد که به‌واقع و در عمل (نه صرفاً در نظر) چنین اتفاقاتی روی می‌دهد. هر جنبش و انقلابی فضایی باز می‌کند تا در آن روح امید و آزادی دمیده شود، تا آزادی نه به چیزی در دوردست که به آرمانی تحقق‌یافتنی بدل شود، و امید به تغییر واقعی در زندگی واقعی مردم زنده شود.

پیروزی مردم تونس به‌ویژه در پس‌زمینة جنبش سبز برای ما ایرانی‌ها معنای دیگری یافت. بن‌علی که تا دیروز به ۹۰ درصد رأی کسب‌کرده در آخرین انتخابات ریاست‌جمهوری می‌نازید مشروعیت خود را در برابر مردمی از دست داده بود که در کوچه و خیابان ناکارآمدی و دروغگویی او را فریاد می‌زدند. بدین‌قرار، پیام‌های تبریکی که ایرانی‌ها در شب واقعه برای یکدیگر می‌فرستادند چیزی بیش از یک خبر بود. گواهی بود بر به‌ثمر‌رسیدن مبارزه در راه آزادی و سرنگونی ظلم و استبداد. شاید مردم هیچ کشوری به اندازة مردم ایران از این پیروزی خوشحال نشدند، و شاید هیچ‌کس به اندازة جباران و خودکامگان عرب و عجم به خود نلرزید.

در فرهنگ عامیانه مشهور است «چوب را که برداری گربه‌دزد فرار می‌کند». حکام و امرا و شیوخ و سلاطین بر نفت نشسته عرب سخت هراسان شده‌اند. همین امروز (۲۹ دی، ۱۹ ژانویه) حسن‌الترابی سرسخت‌ترین مخالف کهنه‌کار عمرالبشیر، رئیس‌جمهور مادام‌العمر سودان بازداشت شد. او تهدید کرده بود مردم سودان براى انقلابى مشابه تونس آماده‌اند و در صورتی‌که خارطوم افزایش قیمت‌ها را بازبینى نکند، انقلابى مردمى در این کشور ایجاد می‌شود. از سوی دیگر، مصر، الجزایر، اردن و دیگر کشورهای عربی سعی در کاهش قیمت‌ها و جلوگیری از گسترش اعتراضات به کشور خود دارند. عمرو موسی دبیر کل اتحادیه عرب از کشورهای عربی خواسته از سرنوشت تونس درس بگیرند. بدین‌ترتیب، تونس حتی اگر خود در رسیدن به دموکراسی مسیر درازی را در پیش داشته باشد نوید ‌دهنده راهی ناگزیر است که در نتیجه مقاومت حاصل می‌آید؛ گردن‌نهادن به خواست مردم. آیا پند‌گیرنده‌ای هست که پند گیرد؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر